نمایش پست تنها
قدیمی 27-10-2012, 22:53   #1
سیف الله البتار
اخراج شده
 
سیف الله البتار آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Oct 2012
نوشته ها: 104
Thanks: 20
Thanked 64 Times in 41 Posts
پیش فرض جشن سَده شاهد دیگر بر حسّ سادیسم آزار جانداران در رسوم زرتشتی ایران باستان

((جشن سَده شاهد دیگر بر حسّ سادیسم آزار جانداران در رسوم زرتشتی ایران باستان))



من (دکتر اقبال) از همان دوران نوجوانی، همواره از خود می پرسیدم که چرا مردم ایران ما، از همان کودکی، نوعاً به مردم آزاری و جاندار آزاری و لجاجت و دعوا و ستیزه جوئی و سایر اخلاق نکوهیده، عادت و اشتیاق دارند. از زندگی در چنین جامعه ای همواره ناراحت بودم. تا آنکه پس از تکمیل نسبی مطالعات شخصی خودم در پزشکی و روانشناسی و روانکاوی، و تحقیق در ریشه های این اخلاق مُضِر و صدمه زنندۀ ایرانیان، به این نتیجه رسیدم که باز هم این جریان ریشه در رسوم باستانی و باورها و معتقدات کهن ما ایرانیان دارد و باید همچون دندانی فاسد و گندیده، آن را از ریشه درآورد تا عفونت آن از خون ما پاک شود!

آری؛ جشن سَده، در دهم بهمن ماه، و به قول ابوریحان بیرونی، در "آبان روز" از ماه بهمن - که همان "دهم روز" از این ماه باشد – و به سبب آنکه صد [= سد] روز از اوّل آبانماه – که آغاز زمستان باستانی پنج ماهه، پس از تابستان هفت ماهۀ ما بوده است – گذشته بوده، آن را بدین نام نامیده اند. ریشه های آداب و رسوم زشت و پر خطری چون "چهارشنبه سوری" را نیز برخی از محققین در همین شب جشن سده – که جشن مخصوص آتش بازی بوده – جستجو می کنند؛ که در چهارشنبه آخر اسفند آن را هنوز این مردم بی خبر برگزار می نمایند و توضیح آن جداگانه مذکور خواهد شد. این جشن هنوز در مدرسۀ گیو تهران، توسط انجمن زرتشتیان برگزار می شود؛ که امید است اعلی حضرت [.......] بساط ایشان را هر چه زودتر برچینند و این مدرسه را که کانون دسیسه ها شده، تعطیل فرمایند.

از شواهد تاریخی "جاندار آزاری" زرتشتیان، به گواه مورّخان خود ایران، یکی همین جشن سده بوده است. ابو ریحان بیرونی [درگذشت: 460 هجری مَهی] در فصل نهم ازکتاب "آثار الباقیه" توضیحاتی درباره آن آورده – که فوقاً بعض آن مذکور شد – و سپس چون خود یک شیعه و مسلمان معتقد بوده، سخت از آن اظهار تنفر کرده و همانجا – صفحه 226 چاپ عربی اروپا - می نویسد [ترجمه]:

((... رسم آنها در این شب، این است که آتش بیافروزند و چون شعله ها بلند شود حیوانات زنده را در آن اندازند و پرندگان را در شعله های آن بپرانند تا بسوزند!! و خود در کنار آن آتش نشسته، به انواع لهو و لَعِب [= بازی و هرزگی] سرگرم شوند؛ که خداوند انتقام گیرد از هر کس که لذت ببرد از درد رساندن و آزار و اذیّت به غیر خود، از موجوداتی که حس دارند و ضرر نمی رسانند)) (1).

و چون جماعت زرتشتیان این نفرین و تنفر را از ابوریحان دیده اند، برای آنکه باز هم جبهۀ خود را در قِبال ما مسلمانان، خالی احساس نکنند، و باز هم "ایران پرستی" را به جای "خدا پرستی" بر اذهان مردم غافل، حاکم سازند، شایع ساختند که: "ابوریحان مانوی مذهب بوده است!"؛ چه، در مذهب مانی – که او نیز یک شارلاتان [= زبان باز کلاه بردار] دیگر بوده! – مثلاً ایذاء و آزار جانداران نکوهیده و حرام است؛ حال آنکه، آن قدر نادان بوده اند که قبل از این شایعه، نگاهی به فصل هشتم کتاب "آثار الباقیه" نیانداخته اند تا ببینند که ابو ریحان بیرونی، اسم "مانی نقاش" را نیز ما بین اسم "زرتشت" و "مزدک" تحت عنوان ((پیامبران دروغین [= مُتَنـَبـِّئین] و امّت هایی که فریب ایشان را خورده اند)) آورده است!! (2) و باز، آن قدر بی خرد بوده اند که فصل هفتم" آثار الباقیه" را هم نگاه نیانداخته تا ببینند که ابوریحان، در ردّ بر اسماعیلیّه – که دروغ پردازی را از زرتشتیان به ارث برده اند - ذیل توضیح پیرامون "جدول تقویمی" احمد بن شِهاب – که خود یک داعی [= رهبر دعوتگر] اسماعیلی بوده است – پس از آنکه ثابت کرده که آن نوعی دزدی یا سرقت علمی از زیج حَبَش حاسِب مَروَزی [درگذشته بین 250 – 661 هجری مَهی] است، در ردّ بر اسماعیلیان و دفاع از شیعۀ جعفری – که همان دوازده امامی است – از حضرت امام صادق(ع) با عنوان ((افضل شرفمندان و اعلم امامان – صلواتُ اللهِ علیٰ ذِکرِهِم)) یاد می کند و پس از تمجید از مقام بلند آن سروَر، اسماعیلیّه را دروغگو می خوانـَد؛ که این صریح است در مسلمان بودن و شیعۀ امامی بودن ابوریحان بیرونی (3). نیز در اواخر فصل هشتم، ردّ بر "حسین بن منصور حلاّج" و "ابن ابی العَزاقِر شلمَغانی" کرده و بر ایشان سخت تاخته و به عادت فقهای شیعه دوازده امامی، از ایشان اظهار نفرت نموده است (4)؛ و همه ما می دانیم که تصوّف و درویش گری نیز یکی دیگر از آثار شوم زرتشتیان است که توسط حلاج و شلمغانی و امثال ایشان، در میان توده عوامّ جامعه راه یافته است.

و ما افتخار می کنیم که بزرگ ما، جناب علامه محمد باقر مجلسی – که خاک قبرش پر نور باد – چند باب در کتاب گرانقدر " بحار الانوار" در رابطه با "حقوق حیوانات و نهی از آزار کردن یا کشتن بی جهت و نیز آتش زدن آنها" گشوده و ده ها حدیث گرانبها در آنجا نوشته است(5). جان من [= دکتر اقبال] فدای حدیث شریفی از پیامبر خودمان حضرت محمّد مصطفی (ص) باد، که: چون گذشت از کنار جمعی که مرغی زنده را نصب کرده و هدف تیرهای خود قرار میدادند، به شخصی که کنارش بود فرمود: ((کیستند این جماعت؟! خدا لعنتشان کند!)) (6).

-----------------------------------------------------------------------------

1- رجوع شود به: آثارالباقیه، ابوریحان بیرونی، ترجمه: شادروان اکبر داناسرشت، انتشارات امیرکبیر– 1363ش، ص 351 [آشموغ]. متن عربی نفرین ابو ریحان بیرونی، بر زرتشتیان برگزار کننده جشن سده، این است: (( اِنتـَقـَمَ اللهُ مِن کـُلِّ مُتـَلـَذِّذٍ بـِإیلامِ غـَیرِهِ مِنَ الحاسّینَ غـَیرِ المُضِرّینَ!)) ؛ و شگفت آنکه جلال الدّین همائی – علیه ما علیه (؟!) – با آنکه ریزه خوار خوان هفت سین زردشتیان بوده – که سَده نیز یکی از آنها است!! - حَشـَرَهُ اللهُ مَعَهُم – در حاشیه کتاب ارزشمند " التفهیم" ابو ریحان بیرونی – رِضوانُ اللهِ علـَیه – (ص259) - که در حقیقت، بیشتر آن را تصحیف [= تحریف] نموده تا تصحیح!! - در ذیل توضیحات ابوریحان پیرامون جشن سده - نتوانسته تعصّب خود به زرتشتی گری را بر وجدان انسانی خود غلبه دهد و اذعان نموده که: ((... انصاف را، جای نفرین است که جانور بی زیان را در خرمن آتش راندن و مرغان بی گناه را ببازی آتش داشتن و در آتش افکندن!! و [آنگاه] بر جان دادن و پر و بال سوختن این بسته زبانان خندیدن و شادی کردن، بسی از مردمی و انصاف دور است! )). ولی، باید از همائی پرسید که: پس تو خود چرا در صدد اِحیاء این آداب و رسوم پوسیده و جاهلانه و وحشیانه بوده ای؟!! [حمید رضا پهلوی].

2- و از جمله این شایعه پردازان است: جلال الدّین همائی در مقدّمۀ خود بر کتاب "التفهیم" (ص70) که با سوز و گداز خاصّی هم از مانویان یاد می کند! – حُشِرَ مَعَهـُم!! [ح پ].

3- رجوع شود به: آثار الباقیه، همان چاپ و همان ترجمه، ص 288، پاراگراف دوم [آشموغ].

4- همان، 317 – 322.

5- رجوع شود به: بـِحارالانوار، چاپ ایران، جلد 64، صفحات 201 الی 299، که قریب صد صفحه، مرحوم علامه مجلسی پیرامون حقوق حیوانات، از پیامبر اکرم(ص) و ائمّه اطهار(ع) حدیث نقل نموده و شرح نیز داده است؛ باب 8، در حقوق مَرکـَب سواری و اندازه سوار شدن و بار کشیدن بر آنها؛ باب 9، در آداب داغ نهادن و حرام بودن ضرر زدن به بدن حیوانات و درگیر کردن آنها باهم؛ باب 10، در اینکه حرام است کشتن بی جهت زنبوران عسل و مورچگان – که زرتشتیان علاقه خاصّی به کشتن آن دارند!! – و در اینکه حرام است سوزاندن هر حیوانی حتی اگر حیوان موذی باشد... خدایا تو خود شاهد باش که ما این دین و این مذهب را می پسندیم؛ هر چند متاسّفانه خود از نژاد ایران بوده و هستیم؛ لیکن، نفرت داریم از دین گذشتگان خود و از این جوانان و نوجوانان و کودکان هرزۀ خودمان که حیوانات را آزار میدهند؛ خروس ها را به جان هم می اندازند؛ مورچه ها را برای تفریح می کشند؛ گربه ها را می آزارند؛ و بالاخره از مردم آزاری و همسایه آزاری نیز لذت می برند!! نفرین ابدی بر جملگی ایشان باد وهمواره گرفتاری و بدبختی در زندگی نصیبشان باد! [حمیدرضا پهلوی].

6- متن عربی حدیث شریف: عَنْ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ [الکاظم] عَنْ آبَائِهِ - عَلَیهِمُ السَّلامُ - قَالَ: مَرَّ رَسُولُ اللَّهِ – صَلـَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ - عَلَى قَوْمٍ نَصَبُوا دَجَاجَةً حَیَّةً وَهُمْ یَرْمُونَهَا بِالنَّبْلِ فَقَالَ مَنْ هَؤُلَاءِ؟ لَعَنَهُمُ اللَّهُ!- بحارالأنوار،64/ 268[ح پ].

منبع:
سه هزار سال دروغ در تاریخ ایران/ زرتشت وجود خارجی نداشته/ تاریخ ایران سراسر دروغ وافسانه/ کوروش و انوشیروان ستمگر بودند
سیف الله البتار آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول