نمایش پست تنها
قدیمی 27-03-2010, 10:09   #1
ali20
حرفه ای
 
ali20 آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
محل سکونت: لطفا پارک نفرمایید.!!!!
نوشته ها: 435
Thanks: 286
Thanked 707 Times in 257 Posts
پیش فرض خدا را چه وقت می بینم؟

و روى الشيخ الصدوق محمد بن بابويه القمى (رحمه الله) فى كتاب التوحيد باسناده عن أبى‏بصير، قال: قلت لأبى‏عبدالله (عليه السلام): أخبرنى عن الله عز و جل، هل يراه المؤمنون يوم القيمه؟!
قال: نعم، و قد رأوه قبل يوم القيمه!
فقلت: متى!؟
قال: حين قال لهم: ألست بربكم قالوا بلى!
ثمل سكت ساعه، ثم قال: و ان المؤمنين ليرونه فى الدنيا قبل يوم القيمه. ألست تراه فى وقتك هذا؟!
قال أبوبصير: فقلت له: جعلت فداك! أفاحدث بهذا عنك؟!
فقال: لا! فانك اذا حدثت به، فأنكره منكر جاهل بمعنى ما تقول، ثم قدر أن هذا تشبيه؛ كفر و ليست الرؤيه بالقلب كالرؤيه بالعين؛ تعالى عما يصفه المشبهون و الملحدون.(254)




و شيخ صدوق محمد بن بابويه قمى (رحمه الله) در كتاب توحيد با اسنادش از أبوبصير روايت كرده است كه گفت: من به حضرت امام جعفر صادق (عليه السلام) عرض كردم: مرا آگاه كن از خداوند عزوجل، آيا مؤمنين در روز قيامت وى را مى‏بينند؟!
گفت: آرى، و او را پيش از روز قيامت هم ديده‏اند!
من گفتم: در چه زمان؟!
گفت: در زمانى كه به آنها گفت: آيا من پروردگار شما نيستم؟!
گفتند: بلى!
پس از آن حضرت قدرى سكوت كردند و سپس گفتند: تحقيقاً مؤمنين در دنيا هم قبل از روز قيامت وى را مى‏بينند! آيا تو او را در همين زمان و وقت فعلى خود نديدى؟!
أبوبصير گفت: من به حضرت عرض كردم: فدايت شوم. آيا من اين قضيه واقعه را كه اينك واقع شد، از تو براى ديگران روايت بنمايم؟!
گفت: نه! به علت آنكه اگر تو آن را حديث كنى و منكر جاهلى به معنى و مفاد گفتار تو آن را انكار كند، و سپس در نزد خود آن را تشبيه بپندارد؛ در اين صورت كافر مى‏شود. آرى رؤيت با دل مانند رؤيت با چشم نيست؛ بلند است خداوند از توصيفى كه اهل تشبيه و الحاد مى‏كنند.
و باسناده عن الكاظم (عليه السلام) قال: ليس بينه و بين خلقه حجاب غير خلقه. احتجب بغير حجاب محجوب و استتر بغير ستر مستور.(255)
و نيز شيخ صدوق از حضرت امام موسى كاظم (عليه السلام) روايت كرده است كه حضرت گفتند: مابين خداوند و مخلوقاتش هيچ پرده و حجابى وجود ندارد، غى از خود مخلوقات خداوند. از مخلوقاتش پنهان شد بدون پرده و حجاب پنهان كننده‏اى، و مستور گرديد بدون ساتر پوشنده‏اى!
‏ از فريب نقش نتوان خامه نقاش ديد ورنه در اين سقف زنگارى يكى در كار هست



‏ قال بعض أهل المعرفه: ان العالم غيب لم يظهر قط؛ و الحق تعالى هو الظاهر ما غاب قط. و الناس فى هذه المسأله على عكس الصواب؛ فيقولون: العالم ظاهر و الحق تعالى غيب.
فهم بهذا الاعتبار فى مقتضى هذا الشرك كلهم عبيد للسوى، و قد عافى الله بعض عبيده عن هذا الدآء.




بعضى از اهل معرفت گفته‏اند: جهان، غيب است كه هيچ وقت آشكارا نشده است؛ و حق تعالى اوست تنها ظاهر كه هيچ وقت پنهان نگشته است. و مردم در اين مسأله خلاف راه راست را معتقدند. مردم مى‏گويند: عالم ظاهر است و حق تعالى غيب است.
بنابراين، مردم براساس اين اعتبار به مقتضاى اين شرك، همگى بندگانى براى غير مى‏باشند؛ و فقط خداوند بعضى از بندگانش را از اين مرض عافيت بخشيده است.

‏ برافكن پرده تا معلوم گردد كه ياران ديگرى را مى‏پرستن

‏ بلى هر ذره كه از خانه به صحرا شود، صورت آفتاب بيند؛ اما نمى‏داند كه چه مى‏بيند؟
‏ چندين هزار ذره سراسيمه مى‏دوند در آفتاب و غافل از آن كافتاب چيست
‏ وقتى ماهيان جمع شدند و گفتند: چندگاه است كه ما حكايت آب مى‏شنويم و مى‏گويند حيات ما از آب است، و هرگز آب را نديده‏ام. بعضى شنيده بودند كه در فلان دريا ماهى هست دانا، آب را ديده، گفتند: پيش او رويم تا آب را به ما نمايد. چون به او رسيدند و پرسيدند گفت: شما چيزى به غير آب به من نماييد تا من آب را به شما نمايم.
‏با دوست ما نشسته كه اى دوست! دوست كو؟ سال‏ها دل طلب جام جم از ما مى‏كرد گوهرى كز صدف كون و مكان بيرون بود بى‏دلى در همه احوال خدا با او بود تو ديده ندارى كه ببينى او را در ديده ديده ديده‏اى مى‏بايد كوكو همى زنيم ز مستى به كوى دوست آنچه خود داشت ز بيگانه تمنا مى‏كرد طلب از گمشدگان لب دريا مى‏كرد او نمى‏ديدش و از دور خدايا مى‏كرد و ز خويش طمع بريده‏اى مى‏بايد ورنه همه اوست ديده‏اى مى‏بايد(256)
ali20 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
The Following User Says Thank You to ali20 For This Useful Post: