موضوع: عاقبت نمرود
نمایش پست تنها
قدیمی 16-06-2013, 15:25   #1
محامین
حرفه ای
 
محامین آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Dec 2012
نوشته ها: 719
Thanks: 1,924
Thanked 1,737 Times in 561 Posts
پیش فرض عاقبت نمرود


هنگامي كه نمرود نتوانست با آتشي كه افروخت، ابراهيم(ع) را بيازارد و خود را در مقابل او عاجز ديد، خداوند فرشته ای را به صورت بشر به سوى او فرستاد كه او را نصيحت كند.

فرشته پيش نمرود آمد و گفت: خوب است بعد از اين همه ستم كه بر ابراهيم روا داشتى و او را از وطن آواره كردى و بدنش را در ميان آتش افكندى، اكنون ديگر رو به سوى خداى آسمان و زمين آورى و دست از ستم و فساد بردارى. زيرا خداوند لشگر فراوانی دارد و مي تواند با ضعیف ترين مخلوقات خود، تو را با لشگرت در يك لحظه هلاك كند.

نمرود گفت: در روى زمين، هیچکس به اندازه من لشگر ندارد و قدرتش از من بیشتر نیست. اگر خداى آسمان، لشگری دارد، بگو فراهم نمايد تا با آنها جنگ كنيم.

فرشته گفت: تو لشگر خودت را آماده كن تا لشگر آسمان بيايد.

نمرود سه روز مهلت خواست و در روز چهارم آنچه مي توانست لشگر تهيه كند آماده نمود و در ميان بيابانى وسيع با آن لشگر انبوه جاى گرفت.

آن جمعيت فراوان در مقابل حضرت ابراهيم(ع) صف كشيدند.

نمرود به ابراهيم از روى تمسخر گفت: لشگر تو كجا است؟

ابراهيم جواب داد: در همين ساعت خداوند خواهد فرستاد.

ناگهان فضاى بيابان را پشه هاى فراوانى فرا گرفتند و بر سر لشگريان نمرود حمله كردند. هجوم اين لشگر ضعيف، قدرت سپاه قوى نمرود را در هم شكست و آنها را به فرار وادار نمود و مقدارى از آن پشه ها به سر و صورت نمرود حمله كردند.

نمرود بسيار نگران شد و به خانه برگشت.

باز همان فرشته آمد و گفت: ديدى لشگر آسمان، در یک لحظه لشگر تو را درهم شكستند، با اينكه از همه موجودات ضعيفترند. اكنون ايمان بياور و از خداوند بترس، وگرنه تو را هلاك خواهد كرد.

نمرود به اين سخنان گوش نداد.

خداوند به پشه اي كه از همه كوچكتر بود دستور داد. روز اول لب پائين او را گزيد و در اثر آن گزش، لب او ورم كرد و بزرگ شد و درد بسيارى كشيد. بار ديگر آمد لب بالايش را گزيد، به همان طريق تورم حاصل شد و بسيار ناراحت گرديد. عاقبت همان پشه ماءمور شد كه از راه بینی، به مغز سرش وارد شود و او را آزار دهد. بعد از ورود پشه، نمرود به سر درد شديدى مبتلا شد.

هرگاه با چيز سنگينى بر سر خود ميزد، پشه از كار دست مي كشيد و نمرود چند لحظه از سر درد راحت مي گرديد.

به همین دلیل كساني كه در موقع ورود به پيشگاه او برايش سجده مي كردند، بهترين عمل آنها بعد از سجده مقابل نمرود، آن بود كه با چكّش مخصوصى، در وقت ورود قبل از هر كار بر سر او بزنند تا پشه دست از آزار او بردارد! و نزدیکترین اشخاص کسانی بودند كه از محكم زدن چكش هراس نكنند.

بالاخره نمرود در اثر همین عذاب، مُرد، و نتيجه كفر و دشمنی خويش را مقدار مختصرى دريافت.





منابع:

روضة الصفا

داستانها و پندها، ج1
محامین آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
The Following 3 Users Say Thank You to محامین For This Useful Post: