نمایش پست تنها
قدیمی 15-05-2011, 00:09   #20
حسین تبار
کاربر فعال
 
حسین تبار آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Nov 2010
نوشته ها: 269
Thanks: 47
Thanked 755 Times in 234 Posts
پیش فرض

14- شک عمر در نبوت پیامبر خدا
پيامبر در رؤياي صادقانه ديد كه وارد مكه شده و به همراه صحابه در حال طواف خانه خدا هستند ، صبح فردا آن را با صحابه در ميان گذاشت ، صحابه از تعبير اين رؤيا سؤال كردند ، آن حضرت فرمود : " انشاء الله وارد مكه شده و اعمال عمره را انجام خواهيم داد " ؛ اما تعيين نكردند كه در چه زماني اين امر اتفاق خواهد افتاد .
همه مردم آماده حركت شدند و وقتي به حديبيه رسيدند ، قريش از آمدن پيامبر و اصحابش و نيت آنان با خبر شدند ؛ لذا همگي مسلح شدند و از ورود مسلمان‌ها به مكه جلوگيري كردند . چون پيامبر اسلام به قصد زيارت خانه خدا آمده بود و نه به قصد جنگ ، با قريشيان صلح نامه امضا كرد كه امسال از ورود به مكه خودداري و سال بعد بدون هيچ مانعي برگردند و اعمال عمره را انجام دهند . اين مطلب بر عمر بن الخطاب و همفكران او ، گران آمد و سبب شد كه به نبوت رسول خدا شك كند و نعوذ بالله خيال كرد كه پيامبر اسلام دروغ گفته است ؛ از اين رو پيش پيامبر آمد و با لحن تند به آن حضرت اعتراض كرد . ذهبي در تاريخ الإسلام ، داستان را اين‌گونه نقل مي كند :
... فقال عمر : والله ما شككت منذ أسلمت إلا يومئذ ، فأتيت النبي صلى الله عليه وسلم فقلت : يا رسول الله ، ألست نبي الله قال : بلى قلت : ألسنا على الحق وعدونا على الباطل قال : بلى قلت : فلم نعطي الدنية في ديننا إذا قال : إني رسول الله ولست أعصيه وهو ناصري . قلت : أولست كنت تحدثنا أنا سنأتي البيت فنطوف حقا قال : بلى ، أفأخبرتك أنك تأتيه العام قلت : لا . قال : فإنك آتيه ومطوف به ... .
ترجمه:
عُمَر گفت : قسم به خدا ! از زماني كه اسلام آورده‌ام ، جز امروز ( در نبوت رسول خدا ) شك نكرده‌ام . سپس پيش پيامبر آمد و گفت : اي رسول خدا ! مگر شما پيامبر خدا نيستي ؟ !!! . پيامبر فرمود : بلي هستم . عمر گفت : مگر ما بر حق و دشمنان ما بر باطل نيستند ؟ پيامبر فرمود : بلي چنين است . عمر گفت : پس چرا ذلت و حقارت در دينمان نشان‌ دهيم ؟ پيامبر فرمود : من پيامبر خدا هستم و هرگز از دستورات او سرپيچي نخواهم كرد و او ياور من است . عمر گفت : مگر شما نگفتي كه وارد خانه كعبه شده و طواف خواهيم كرد ؟ پيامبر فرمود : آيا من گفتم كه همين امسال اين كار را خواهيم كرد ؟ عمر گفت : نه ، پيامبر فرمود : تو وارد مكه مي‌شوي و طواف خواهي كرد .
پی نوشت:
1- تاریخ الاسلام للامام ذهبی ج2ص371
2- الدر المنثور ، جلال الدين السيوطي ج9 ص 225
3- الکشف والبیان ج9 ص 60
4- التسیر البغوی ج7 ص 318
5- تفسير الثعلبي ج9 60
6- تفسیر الخازن ج 6 ص 208
7- التفسیر الطبری ج22 ص 246
8- التفسیر المظهری ج1 ص 6052
9- المعجم الکبیر ج 20 ص 9
10- صحیح بن حیان ج11ص 216
11- تاریخ دینه دمشق ج57 ص 229
12- مختصر سیره الرسول ج 1 ص 135
و... اسناد همگی از بزرگان اهل سنت است.
حسین تبار آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
The Following 3 Users Say Thank You to حسین تبار For This Useful Post: