نمایش پست تنها
قدیمی 24-09-2011, 15:22   #4
golenarges
کاربر کهنه کار
 
golenarges آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2011
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 13,591
Thanks: 5,631
Thanked 29,124 Times in 8,841 Posts
پیش فرض

مناظره معاويه و قيس
گفته شد: آنان فقير هستند و وسيله سوارى ندارند. معاويه به طعنه گفت : پس شتران آبكش آنها چه شد؟
قيس در جواب گفت : شتران آبكش خود را در جنگ هاى احد و غزوات بعد از آن كه در موكب رسول خدا بودند، از دست دادند. آنگاه كه جنگ به خاطر اين برپا بود كه تو و پدرت به اسلام آيند درآييد.
معاويه گفت : شما با نصرت و همكارى خود، بر ما منتى مى گذاريد در حالى كه منت و عنايت براى خداست و براى قريش است . قيس گفت : پس از رسالت پيامبر، اولين كسى كه ايمان آورده حضرت على عليه السلام بود و اين در حالى بود كه قريش به فكر آزار و اذيت و ممانعت از تبليغ دين او بود.
مادامى كه عموى پيامبر زنده بود از هر نوع اذيت و آزار قريش محفوظ بود، رسول خدا بين خود و على عليه السلام برادرى برقرار نمود. قريش ديگر نمى تواند اين ننگ و جنايتى كه نسبت به انصار و خاندان محمد صلى الله عليه و آله و سلم نموده بزدايد. در حالى كه به جان خودم سوگند ياد مى كنم كه با وجود على بن ابى طالب عليه السلام ، احدى از انصار و قريش و عرب و عجم ، حق خلافت را نداشتند.
در اين هنگام معاويه به خشم در آمد و گفت : اى قيس ، اين سخنان را از كه روايت مى كنى ؟ قيس گفت : از كسى نقل مى كنم كه از من و پدرم بهتر بود. او عالم و صديق اين امت است و آيات بسيارى از قرآن در شاءن منزلت او نازل شده است . او كسى است كه رسول خدا او را در غدير به خلافت امت منصوب داشت و فرمود: ((من كنت مولاه فعلى مولاه ...)) (249)
golenarges آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
The Following 4 Users Say Thank You to golenarges For This Useful Post: