نمایش پست تنها
قدیمی 24-09-2011, 15:23   #5
golenarges
کاربر کهنه کار
 
golenarges آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2011
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 13,591
Thanks: 5,631
Thanked 29,124 Times in 8,841 Posts
پیش فرض

مناظره ماءمون
روزى ماءمون خليفه عباسى تصميم گرفت كه با جمعى از فقها مناظره كند. بنابراين به يحيى بن اكثم قاضى القضاة دستور داد كه در تاريخ معينى چهل نفر از فقها و علماء را در كاخ او جمع كند.
قاضى القضاء نيز فقها و علماء را فرا خواند از جمله اسحق بن ابراهيم را. در روز موعود، قاضى القضاة گفت : همانا اميرالمؤ منين خواسته در مذهب و روش دينى خود با شما مناظره نمايند. عقيده او اين است كه على بن ابى طالب عليه السلام بهترين خلفاى الهى است ، بعد از رسول خدا و سزاوارترين مردم است براى خلافت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم .
اسحق رو به ماءمون نمود و گفت : يا اميرالمؤ منين در ميان ما كسانى هستند كه نسبت به آنچه درباره على عليه السلام فرموديد، معرفت و علمى ندارند. حال من در مقام سؤ ال از شما مى پرسم كه بر اين حرف خود چه دليلى داريد؟ ماءمون گفت : اى اسحاق چه كسى برتر و بافضيلت تر از على عليه السلام مى شناسى كه در كنار پيامبر بوده و از پيامبر فضايل بسيارى براى او نقل شده است . اى اسحاق آيا حديث و داستان ولايت را شنيده اى ؟ گفت : بله . گفت : آن را روايت كن و سپس اسحاق حديث غدير خم را روايت كرد. ماءمون گفت : آيا نه چنين است كه اين حديث بر ذمه ابى بكر و عمر نسبت به على عليه السلام چيزى را ايجاب مى كند. كه بر ذمه على عليه السلام نسبت به آن دو آن امر را ايجاب نمى نمايد. يعنى آنها را ملزم مى كند كه على عليه السلام را مولاى خود بدانند. اسحاق بدانند. اسحاق گفت : مردم مى گويند كه داستان غدير بهم سبب زيد بن حارث بوده براى جريانى كه بين او و على عليه السلام دست داده بود و او ولايت على عليه السلام را در آن جريان انكار نمود.
لذا پيغمبر فرمود: ((من كنت مولاه فعلى مولاه ...)) ماءمون گفت : كشته شدن زيد بن حارثه قبل از غدير وقوع يافته است . چگونه بر اساس اين شايعات قضاوت مى كنى ؟ اكنون به من بگو اگر پسرى داشته باشى كه به سن پانزده سال رسيده باشد و بگويد: مولاى من ، مولاى پسرعموى من است ، مردم اين را بدانيد در حالى كه همه مردم اين را مى دانند و چيزى را كه مردم انكار ندارند و اين پسر در مقام تعريف و تاءكيد آن برآيد، آيا ناپسند نيست ؟ اى اسحاق آيا فرزند 15 ساله خود را از چنين عملى منزه مى دانى و رسول خدا را از آن منزه نمى شمارى ؟ واى بر شما، فقهاء را به منزله معبود و پروردگار خود قرار ندهيد. خداى متعال در كتاب قرآن در مقام نكوهش ‍ يهئود و نصارى مى فرمايد: ((كه آنها احبار و رهبان خود را خدايان خود گرفتند نه خداى يگانه را)) در حالى كه آنها نماز خود را براى آنان نخوانده اند و روزه براى آنها نگرفته اند و از روى واقع آنها را خدايان خود نمى دانستند فقط احبار و رهبان به آنها امر مى كردند و آنها امرشان را گردن مى نهادند. پس از اين سخنان تمام حاضرين تحت تاءثير قرار گرفته و به صحت حديث غدير شهادت دادند.(250)
golenarges آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
The Following 4 Users Say Thank You to golenarges For This Useful Post: