نمایش پست تنها
قدیمی 11-01-2012, 08:58   #5
محب المهدي (عج)
مدیر ارشد انجمنهای نورآسمان
 
محب المهدي (عج) آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2009
نوشته ها: 21,032
Thanks: 20,262
Thanked 50,744 Times in 20,893 Posts
پیش فرض

اتل متل يه بابا
يه باباي شکسته
خيلي پهلوون، ولي
نحيف و زار و خسته

بپرس ازش تا بگه
چه جور ميشه سوخت و ساخت
با فروش زندگي
اجاره خونه پرداخت

بپرس رنگ فاطمه
براي چي پريده
يا از کجا مي‏آره
اجاره خونه مي‏ده

آي قصه قصه قصه
نون و پنير و پسته
مامان، بابا، بچه‏ها
کنار هم نشسته

حميده پشت بابا
نشسته رو شونه‏هاش
محمد و مليحه
دست ميکشن رو موهاش
يه خورده اون طرف تر
مامان کنار ديوار
زل زده به بابا جون
با اون دو چشم بيمار

تو خونه هرکي امروز
از بابا چيزي مي‏خواد
چون که قرار بابا
با دستاي پر بياد

با صد هزاران اميد
براي دريافت وام
بچه‏ها رو مي‏بوسه
ميگه دست پر ميام

کفش‏ها رو پا کرد و بعد
اون باباي مهربون
براي دريافت وام
زد از تو خونه بيرون

الهي که بميرم
با صد هزاران اميد
اون باباي اميدوار
رفت و به مقصد رسيد

پا گذاشت تو ساختمون
يه گوشه آروم ايستاد
وقتي که نوبتش شد
تقاضاي وام رو داد

تقاضا رو اون آقا
گرفتش و خيلي سرد
يک نگاه ، به تقاضا
يک نگاه به ، بابام کرد

با تلخي گفت: «ببينم
علي ملک تو نيستي؟
من تو رو مي‏شناسم
چهل درصدي تو هستي!

اون که يه تيکه ترکش
جا خوش کرده تو سرش
يه جا ، سالم نداره
تو همه پيکرش

يه بار که وام گرفتي
ديگه واسه چي مي خواي؟
مگه خونه خالته
راه به راه اينجا مي‏آي !
چرا جواب نميدي؟
بگو که نگرفتي !
ديگه نداريم بديم
به ما چه جبهه رفتي»

سر رو پايين ميندازه
راه گلوش مي‏گيره
آبروش رو مي‏برن
مي‏گن برو، نميره

قلب بابام شکسته
رنگ بابام پريده
اگر بره ، جواب
صاحبخونه رو کي ميده ؟

شير خشک فاطمه
خرج دوا و درمون
اشکهاي چشم مادر
آدوقه خونه‏مون

فاطمه بي قراره
در انتظار شيره
قسطها عقب افتاده
بايد وامو بگيره
صد دفعه توي اتاق
زنده ميشه، مي‏ميره
ميگن برو ، نميره
ميگن برو ، نميره

هر چي غمه تو دنيا
تو قلب اون مي‏شينه
يه دفعه پشت اون ميز
دوشکا‏چي رو مي‏بينه

حس مي‏کنه تو فکه
توي کانال اسيره
فضاي توي اتاق
پر از تر کش و تيره

خون جلوي چشماي
بابا جو نو ميگيره
ميگن برو ، نميره
ميگن برو ، نميره

داد ميزنه : «نميرم
چرا ميگي نميشه»
مي‏زنه تو صورتش
با سر ميره تو شيشه
بچه من مريضه
در انتظار شيره
صاحبخونه امروز مياد
اجارشو بگيره

يقه شو وا ميکنه
سينه‏شو نشون ميده
داد ميزنه يا حسين(ع)
علي داره جون ميده

اون مرده داد ميزنه:
«اين همه دور ور ندار
اينجا ديگه جبهه نيست
صداتو پايين بيار

سو استفاده کردي
هرچي ، هيچي نمي‏گيم
حالا که اينجوريه
داريم ولي نمي‏ديم»
قلب بابام مي‏گيره
با سوز و آه و با شرم
ميگه ديگه نمي‏خوام
خيلي مردي دمت گرم

بيرون مياد از اتاق
سر رو ميندازه پايين
با بغض ميگه حسين جان(ع)
عشقه و عشقه ، همين

تکيه ميده به ديوار
روي زمين مي‏شينه
عکس حسينش‏ رو بر
روي ديوار مي بينه

اشک آقا(ع) مي‏چکه
از توي چشم ترش
نشسته بود کنار
نعش علي اکبرش

امضای محب المهدي (عج)

מוות
לישראל


ویرایش توسط محب المهدي (عج) : 27-02-2013 در ساعت 12:15
محب المهدي (عج) آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
The Following 6 Users Say Thank You to محب المهدي (عج) For This Useful Post: