04-01-2009, 07:34 PM
دوستان سلام
http://www.noor1430.tk/
از اسم وبلاگ مشخصه که در چه موردی فعالیت میکنن
مطالب خوبی توی این وبلاگ پیدا میشه
مطلب زیر یکی از اونهاست
-------------
مناظره بانويي هوشمند با عمر بن الخطاب (زنان پشت پرده از عمر دانا ترند )
در روايات آمده: عمر بن الخطّاب در عصر خلافت خود، وقتي كه ديد مردم مهريهها را سنگين نمودهاند، بالاي منبر رفت و از مردم انتقاد نموده و به آنها اعتراض كرد و گفت: «چرا مهريهها را زياد ميكنيد و هشدار داد كه ديگر نشنوم كسي مهريهاش را بيشتر از چهارصد درهم قرار دهد، و اگر كسي این کار را بكند، او را تازيانه ميزنم و زيادتر از چهارصد درهم را ميگيرم و جزء بيتالمال قرار ميدهم.»
بانويي زيرك بلافاصله از پاي منبر به عمر گفت: «آيا تو ما را از قرار دادن مهريه زيادتر از چهار صد درهم منع ميكني و اضافي را ميگيري؟»
عمر گفت: «آري».
بانو گفت: «در اين صورت با حكم خدا مخالفت كردهاي و بر خلاف امر الهي، دستور دادهاي.»
عمر با ناراحتي گفت: «اي زن چه ميگوئي؟!»
بانو گفت: آيا اين آيه قرآن را نشنيدهاي كه خدا ميفرمايد: «وَ آتَيْتُمْ إِحْداهُنَّ قِنْطاراً فَلا تَأْخُذُوا مِنْهُ شَيْئاً» نساء، 20. ( اگر مهريه زنان خود را به اندازه قنطار(مال بسيار زياد) قرار داديد، حق نداريد چيزي از آن را كم كنيد. )
عمر، كه خجالت زده شده بود، سخن آن بانو را تصديق نمود و استغفار كرد و گفت: «كُلُّ النّاسِ أفْقَهُ مِن عُمَر حَتّي المُخدّراتِ فِي البُيوت» همه مردم، حتي زنان پشت پرده از عمر داناترند.
تفسير در المنثور، ج2، ص133 ـ تفسير ابن كثير ، ج1، ص468ـ تفسير قرطبي ـ تفسير كشاف ـ غرائب القرآن و.. ذيل آيه ياد شده.
علی علی
http://www.noor1430.tk/
از اسم وبلاگ مشخصه که در چه موردی فعالیت میکنن
مطالب خوبی توی این وبلاگ پیدا میشه
مطلب زیر یکی از اونهاست
-------------
مناظره بانويي هوشمند با عمر بن الخطاب (زنان پشت پرده از عمر دانا ترند )
در روايات آمده: عمر بن الخطّاب در عصر خلافت خود، وقتي كه ديد مردم مهريهها را سنگين نمودهاند، بالاي منبر رفت و از مردم انتقاد نموده و به آنها اعتراض كرد و گفت: «چرا مهريهها را زياد ميكنيد و هشدار داد كه ديگر نشنوم كسي مهريهاش را بيشتر از چهارصد درهم قرار دهد، و اگر كسي این کار را بكند، او را تازيانه ميزنم و زيادتر از چهارصد درهم را ميگيرم و جزء بيتالمال قرار ميدهم.»
بانويي زيرك بلافاصله از پاي منبر به عمر گفت: «آيا تو ما را از قرار دادن مهريه زيادتر از چهار صد درهم منع ميكني و اضافي را ميگيري؟»
عمر گفت: «آري».
بانو گفت: «در اين صورت با حكم خدا مخالفت كردهاي و بر خلاف امر الهي، دستور دادهاي.»
عمر با ناراحتي گفت: «اي زن چه ميگوئي؟!»
بانو گفت: آيا اين آيه قرآن را نشنيدهاي كه خدا ميفرمايد: «وَ آتَيْتُمْ إِحْداهُنَّ قِنْطاراً فَلا تَأْخُذُوا مِنْهُ شَيْئاً» نساء، 20. ( اگر مهريه زنان خود را به اندازه قنطار(مال بسيار زياد) قرار داديد، حق نداريد چيزي از آن را كم كنيد. )
عمر، كه خجالت زده شده بود، سخن آن بانو را تصديق نمود و استغفار كرد و گفت: «كُلُّ النّاسِ أفْقَهُ مِن عُمَر حَتّي المُخدّراتِ فِي البُيوت» همه مردم، حتي زنان پشت پرده از عمر داناترند.
تفسير در المنثور، ج2، ص133 ـ تفسير ابن كثير ، ج1، ص468ـ تفسير قرطبي ـ تفسير كشاف ـ غرائب القرآن و.. ذيل آيه ياد شده.
علی علی