نورآسمان

نسخه‌ي كامل: حدوث عالم
شما هم اكنون متن قالب بندي نشده را مي‌بينيد.مشاهده‌ي نسخه‌ي اصلي
Rose Rose
[تصوير: 8.gif]
Rose Rose Rose Rose Rose ========================= Rose Rose Rose Rose Rose


أَخْبَرَنَا أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ قَالَ حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَنْصُورٍ قَالَ قَالَ لِي هِشَامُ بْنُ الْحَكَم‏...

هشام بن حكم گويد: در مصر زنديقى بود كه سخنانى از حضرت صادق عليه السلام باو رسيده بود بمدينه آمد تا با آن حضرت مباحثه كند در آنجا بحضرت برنخورد، باو گفتند بمكه رفته است، آنجا آمد، ما با حضرت صادق (عليه السلام)

مشغول طواف بوديم
كه بما رسيد: نامش عبد الملك و كينه‏اش ابو عبد اللَّه بود، در حال طواف شانه‏اش را بشانه امام صادق عليه السلام زد.

حضرت فرمود: نامت چيست؟ گفت :نامم عبد الملك، (بنده سلطان): فرمود: كنيه‏ات چيست؟ گفت: كنيه‏ام ابو عبد اللَّه (پدر بنده خدا) حضرت فرمود:

اين ملكى كه تو بنده او هستى از ملوك زمين است يا ملوك آسمان و نيز بمن بگو پسر تو بنده خداى آسمانست يا بنده خداى زمين.

هر جوابى بدهى محكوم مى‏شوى (او خاموش ماند).

هشام گويد: بزنديق گفتم چرا جوابش را نميگوئى؟ از سخن من بدش آمد، امام صادق (عليه السلام) فرمود: چون از طواف فارغ شدم نزد ما بيا.

زنديق پس از پايان طواف امام عليه السلام آمد و در مقابل آن حضرت نشست و ما هم گردش بوديم،

امام بزنديق فرمود:
قبول دارى كه زمين زير و زبرى دارد؟

گفت: آرى.

فرمود: زير زمين رفته‏اى؟

گفت: نه.

فرمود: پس چه ميدانى كه زير زمين چيست؟

گفت: نميدانم ولى گمان ميكنم زير زمين چيزى نيست!

امام فرمود: گمان درماندگى است نسبت به چيزى كه به آن يقين نتوانى كرد.

سپس فرمود: به آسمان بالا رفته‏اى؟

گفت: نه.

فرمود: ميدانى در آن چيست؟

گفت: نه.

فرمود: شگفتا از تو كه نه بمشرق رسيدى و نه بمغرب، نه به داخل زمین رفته ای و نه به آسمان بالا رفتى و نه از آن گذشتى تا بدانى پشت سر آسمانها چيست و با اين حال آنچه را در آنها است (نظم و تدبيرى كه دلالت بر صانع حكيمى دارد) منكر گشتى.

مگر عاقل چيزى را كه نفهميده انكار مى‏كند؟

زنديق گفت: تا حال كسى غير شما با من اين گونه سخن نگفته است.

امام فرمود: بنا بر اين تو در اين موضوع شك دارى كه شايد باشد و شايد نباشد!

گفت :شايد چنين باشد. (Tanx1)

امام فرمود: اى مرد كسى كه نمى‏داند بر آنكه مى‏داند برهانى ندارد، نادان را حجتى نيست.

اى برادر اهل مصر(Rose) از من بشنو و درياب، ما هرگز در باره خدا شك نداريم، مگر خورشيد و ماه و شب و روز را نمى‏بينى كه به افق در می آيند، و باز میگردند در حالی که با یکدیگر مشتبه نمی شوند، ناچار و مجبورند ، مسيرى جز مسير خود ندارند.

اگر قوه رفتن دارند؟ پس چرا برميگردند، و اگر مجبور و ناچار نيستند چرا شب روز نميشود و روز شب نميگردد؟ اى برادر اهل مصر بخدا آنها براى هميشه ناچارند و آنكه ناچارشان كرده از آنها فرمانرواتر [محكمتر] و بزرگتر است.

زنديق گفت: راست گفتى.

سپس امام (عليه السلام) فرمود: اى برادر اهل مصر براستى آنچه را به او گرويده‏ايد و گمان مى‏كنيد كه دهر است، اگر دهر مردم را ميبرد چرا آنها را بر نمى‏گرداند

و اگر برميگرداند چرا نمى‏برد؟ اى برادر اهل مصر همه ناچارند، چرا آسمان افراشته و زمين نهاده شده چرا آسمان بر زمين نيفتد، چرا زمين بالاى طبقاتش سرازير نميگردد و بآسمان نمى‏چسبد

و كسانى كه روى آن هستند بهم نمى‏چسبند.

Rose قَالَ الزِّنْدِيقُ أَمْسَكَهُمَا اللَّهُ رَبُّهُمَا وَ سَيِّدُهُمَا Rose

زندیق گفت : خداوند آنها را نگه داشته است او که پروردگار و آقای آنهاست.

هشام : پس بدین ترتیب زندیق به دست امام صادق (ع) ایمان آورد.

حمران (كه در مجلس حاضر بود) گفت: فدايت اگر زنادقه بدست تو مؤمن میشوند، كفار هم بدست پدرت ايمان آوردند...

پس آن مومنی که به دست حضرت ابو عبدالله (ع) ایمان آورده بود عرض كرد: مرا بشاگردى بپذير.Rose Rose Rose

امام عليه السلام به هشام فرمود:
او را نزد خود بدار و تعليمش ده.

هشام كه معلم ايمان اهل شام و مصر بود او را تعليم داد تا پاك عقيده شد و امام صادق (ع) از او راضی شد.(1)


Rose Rose =========== Rose Rose =========== Rose Rose

[تصوير: salavat.gif]

------------------------------------------
1 = اصول کافی ج 1 ص 74
سلام.
دوستان عزیز لازم دیدم نکته ای رو بیان کنم.
این استدلال امام صادق شاید برای امثال ما در این جامعه امروزی لم یتچسبک باشه (اصطلاح طلبگی) یعنی مورد پسند واقع نشه.
دلیلش هم این هست که ائمه کلا تمام انبیاء و امامان موظف هستند به اندازه عقول و درک مردم آن زمان صحبت کنند درسته که ائمه به زمان محیط هستند و اینده و گذشته در پیش آنها قرار داره اما باید دید مخاطب چه کسی هست چرا که فرمودند :

قال رسول الله : إِنَّا أُمِرْنَا مَعَاشِرَ الْأَنْبِيَاءِ أَنْ نُكَلِّمَ النَّاسَ بِقَدْرِ عُقُولِهِم‏.(1)

ما گروه انبیاء مأمور شده ایم به اندازه عقل و درک مردم با آنان سخن بگوییم.
==============================================
قَالَ الصَّادِقُ (ع) مَا كَلَّمَ رَسُولُ اللَّهِ ص الْعِبَادَ بِكُنْهِ عَقْلِهِ قَطُّ قَالَ وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنَّا مَعَاشِرَ الْأَنْبِيَاءِ أُمِرْنَا أَنْ نُكَلِّمَ النَّاسَ عَلَى قَدْرِ عُقُولِهِم‏.(2)

پیامبر اکرم هیپگاه با کنه عقلش با مردم سخن نگقت و فرمود : ما گروه انبیاء مأمور شده ایم به اندازه عقل و درک مردم با آنان سخن بگوییم.


والسلام.

=========================
1 = بحار جلد 2 ص 69
2 = همان جلد 1 ص 85
نقل قول :این استدلال امام صادق شاید برای امثال ما در این جامعه امروزی لم یتچسبک باشه (اصطلاح طلبگی) یعنی مورد پسند واقع نشه.

اتفاقا به من که خیلی چسبید Khande

گاهی اوقات از یه سری چیزهایی که به نظرمون بدیهی میاد میگذریم و غفلت میکنی
م ولی وقتی بیان میشه می بینیم این عالم چقدر ظریف و روی حساب کتاب بنا شده و ما چقدر غافلیم .
آدرس اصلي