نورآسمان

نسخه‌ي كامل: اعتراف ابن ابي دارم به لگد زدن عمر به حضرت زهرا(س) و شهادت حضرت محسن(ع)
شما هم اكنون متن قالب بندي نشده را مي‌بينيد.مشاهده‌ي نسخه‌ي اصلي
طرح شبهه:

ابن أبي دارم يکى از راويانى است که علامه شمس الدين ذهبى در کتاب «ميزان الاعتدال» وى را رافضى دروغگو مى‌داند؛ هر چند كه در تمام دروان زندگي‌اش مسقيم الأمر (ثابت قدم در اعتقادات) بوده است؛ اما در اواخر عمرش در باره مثالب شيخين زياد سخن مى‌گفته و آن دو را شتم مى‌كرده‌ است؛ بنابراين، روايت او براى ما حجت نيست.
نقد و بررسي:
اصل روايت:

علامه شمس الدين ذهبى در سير اعلام النبلاء و ميزان الإعتدال و حافظ ابن حجر عسقلانى در لسان الميزان به نقل از ابن أبي دارم مى‌نويسند :

إنّ عمر رفس فاطمة حتّى أسقطت بمحسن.

عمر به فاطمه لگد زد که سبب سقط محسن گرديد.

الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي748هـ) ميزان الاعتدال في نقد الرجال، ج 1، ص 283، تحقيق: الشيخ علي محمد معوض والشيخ عادل أحمد عبدالموجود، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1995م؛

الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي748هـ)، سير أعلام النبلاء، ج 15، ص 578، تحقيق: شعيب الأرناؤوط، محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ؛

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي852 هـ) لسان الميزان، ج 1، ص 268، تحقيق: دائرة المعرف النظامية - الهند، ناشر: مؤسسة الأعلمي للمطبوعات - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1406هـ – 1986م.

البته همانگونه كه در متن شبهه آمده است، ذهبى و ابن حجر، اين روايت را به دليل وجود ابن أبي دارم در سند آن و به بهانه رافضى بودن وى رد كرده و مى‌نويسد:

احمد بن محمد بن السرى بن يحيى بن أبي دارم المحدث أبو بكر الكوفي الرافضي الكذاب... ثم في آخر أيامه كان أكثر ما يقرأ عليه المثالب حضرته ورجل يقرأ عليه ان عمر رفس فاطمة حتى أسقطت بمحسن.

در واپسين روزهاى عمرش آنچه كه بيشتر براى وى خوانده مى‌شد مثالب خلفا بود، من خودم نزد وى بودم كه ديدم مردى بر وى اينچنين مى‌خواند: عمر به پهلوى فاطمه لگد زد كه باعث سقط فرزندش محسن شد.

با بررسى دقيق شخصيت ابن أبي دارم و اعتبار و وثاقتى كه او در طول زندگي‌اش نزد اهل سنت داشته، به اين واقعيت مى‌رسيم كه سبب تضعيف ابن أبي دارم در اواخر عمر، تنها و تنها نقل همين روايت است و ايراد ديگرى در او ديده نشده است؛ چرا كه به اعتراف بزرگان اهل سنت او در تمام عمرش بر مذهب اهل سنت استوار بوده و از پيشوايان، حافظان و دانشمندان اهل سنت به شمار مى‌آمده است؛ اما نقل برخى از حقايق تاريخى سبب شده است كه نيش تند قلم عالمان اهل سنت، متوجه او شده و سبب تضعيفش شود.

شمس الدين ذهبى در سير اعلام النبلاء، وى را «امام و پيشوا، حافظ و دانشمند» معرفى مى‌كند:

ابن أبي دارم. الامام الحافظ الفاضل، أبو بكر أحمد بن محمد السري بن يحيى بن السري بن أبي دارم....

ودر ادامه مى‌نويسد:

ابن أبي دارم به حفظ ومعرفت متصف بود ولى گرايش به شيعه داشت.

كان موصوفا بالحفظ والمعرفة إلا أنه يترفض.

و نيز مى‌نويسد:

وقال محمد بن حماد الحافظ، كان مستقيم الامر عامة دهره.

الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي748هـ)، سير أعلام النبلاء، ج 15، ص 577 ـ 579، تحقيق: شعيب الأرناؤوط، محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ.

محمد بن حماد مى‌گويد: در دوران عمرش در عقيده ومذهبش استوار بود.

و همچنين در روايتى كه ابن أبي دارم در سند آن قرار دارد، رسول گرامى اسلام صلى الله عليه وآله فرموده‌اند:

الحلال بين، والحرام بين، وبين ذلك مشتبهات لا يعلمها كثير من الناس. من ترك الشبهات استبرأ لدينه وعرضه، ومن وقع في الشبهات، وقع في الحرام كالراعي إلى جنب الحمى، يوشك أن يواقعه.

مرز حلال وحرام مشخص است؛ ولى بين اين دو مشتبهاتى است كه بيشتر مردم آن را نمى‌دانند، كسى كه شبهات را ترك كند دين و آبرويش را حفظ كرده است و كسى كه گرفتار شبهات شود، مرتكب حرام شده است؛ مانند كسى كه همنشين بيمار است.

ذهبى پس از نقل اين روايت مى‌گويد:

الحديث. متفق عليه.

اين حديث مورد قبول واتفاق بر آن است.

الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي748هـ)، سير أعلام النبلاء، ج 15، ص 577، تحقيق: شعيب الأرناؤوط، محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ؛

اما نكته شگفت‌آور اين كه ذهبى در ادامه به وى اين چنين فحاشى مى‌كند:

شيخ ضال معثر.

پيرمردى گمراه و خطا کار!!!.

چگونه مى‌توان باور داشت كه شخصى امام، حافظ و فاضل لقب بگيرد، در تمام عمرش ثابت قدم باشد، داراى حافظه قوى و معرفت دينى باشد، و روايتش در مرتبه‌اى باشد كه تمام علما بر آن اتفاق دارند؛ ولى در عين حال به همين شخص، گمراه و خطا كار نيز گفته شود؟!

آيا تعريف‌ها و وصف‌هايى همچون: امام، حافظ، فاضل، موصوفا بالحفظ والمعرفة، با كلماتى همانند: «شيخ ضال معثر» قابل جمع است؟

آري، تعصب بيش از حد و دفاع نامعقول از مكتب خلفا و تلاش يراى حفظ آ‌بروى آن‌ها، شخصيت عظيمى همچون ذهبى را كه به جرأت مى‌توان او را از اعجوبه‌هاى تاريخ اسلام ناميد، به جايى رسانده است كه در يك صفحه از كتابش اين گونه دچار دوگانه‌گويى مى‌شود.

بنابراين جا دارد كه بپرسيم:
آيا رافضي بودن دليل عدم وثاقت ميشود؟

كدام عقل و منطقى به ما اجازه مى‌دهد كه به جرم رافضى بودن، روايت فردى را کنار بزنيم و آن را باطل قلمداد نمائيم؟ اگر اين‌گونه باشد بايد اهل سنت بر تعداد زيادى از روايات صحاح سته خط بطلان بکشند؛ زيرا مؤلفين صحاح سته در موارد بسيارى از رافضه حديث نقل نموده‌اند که به عنوان نمونه به چند مورد اشاره مى‌کنيم:
1. عبيد الله بن موسي:

ذهبى در باره اين فرد مى‌گويد:

قال ابن مندة كان أحمد بن حنبل يدل الناس على عبيد الله وكان معروفا بالرفض لم يدع أحدا اسمه معاوية يدخل داره.

ابن منده گفته: احمد بن حنبل مردم را به سوى او راهنمايى مى‌كرد، به رافضى بودن معروف بود و اجازه نمى‌داد كسى كه نامش معاويه بود، وارد خانه‌اش شود.

الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي748هـ)، سير أعلام النبلاء، ج 9، ص 556، تحقيق: شعيب الأرناؤوط، محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ.

و در ادامه مى‌گويد:

وحديثه في الكتب الستة.

احاديث او در کتب صحاح سته موجود است.

مزى نويسنده تهذيب الکمال مى‌گويد تمام صحاح سته از اين شخص روايت نقل کرده اند.

عُبَيد الله بن موسى بن أَبي المختار، واسمه باذام العبيسي، مولاهم أبو محمد الكوفي.

رَوَى عَن: إبراهيم بن إِسماعيل بن مجمع (ق)، وأسامة بن زيد الليثي (م)، واسرائيل بن يونس (خ م ت س)، وإسماعيل بن أَبي خالد (خ)....

المزي، يوسف بن الزكي عبدالرحمن أبو الحجاج (متوفاي742هـ)، تهذيب الكمال، ج 19، ص 164، تحقيق د. بشار عواد معروف، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: الأولى، 1400هـ – 1980م.

رمزهايى كه در بين پرانتزها گذاشته شده، هر كدام مخفف اسم يكى از نويسندگان صحاح سته است. (خ) = بخاري؛ (م) = مسلم؛ (ق) = ابن ماجه قزويني؛ (ت) = ترمذى (س) = نسائي.
2. جعفر بن سليمان الضبعي:

عالمان اهل سنت ايشان را رافضى و از شيعيان غالى مى‌دانند. خطيب بغدادى از يزيد بن زريع نقل مى‌کند که مى‌گفت:

فان جعفر بن سليمان رافضي.

البغدادي، أحمد بن علي أبو بكر الخطيب (متوفاي463هـ)، تاريخ بغداد، ج 5، ص 164، ذيل ترجمه أحمد بن المقدام بن سليمان، رقم 2925، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت.

مزى مى‌نويسد: بخارى در کتاب الأدب المفرد و بقيه نويسندگان صحاح يعنى ( مسلم، ابوداوود، ترمذي، نسائي، ابن ماجه ) در کتب صحاحشان از اين شخص روايت نقل کرده‌اند.

روى له البخاري في "الأدب"والباقون.

المزي، يوسف بن الزكي عبدالرحمن أبو الحجاج (متوفاي742هـ)، تهذيب الكمال، ج 5، ص 50، تحقيق د. بشار عواد معروف، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: الأولى، 1400هـ – 1980م.
3. عبد الملك بن أعين الكوفي:

وى نيز در تمام صحاح سته اهل سنت روايت دارد. مزى به نقل از سفيان مى‌گويد: او رافضى است:

عن سفيان: حدثنا عبد الملك بن أعين شيعي كان عندنا رافضي صاحب رأي.

و در ادامه مى‌گويد:

حَدَّثَنَا سفيان، قال: هم ثلاثة إخوة: عبدالملك بن أعين، وزرارة بن أعين، وحمران بن أعين، روافض كلهم، أخبثهم قولا: عبدالملك

المزي، يوسف بن الزكي عبدالرحمن أبو الحجاج (متوفاي742هـ)، تهذيب الكمال، ج 18، ص 283، تحقيق د. بشار عواد معروف، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: الأولى، 1400هـ – 1980م.

تعداد افرادى كه هم به رافضى بودن متهم شده و هم در صحاح سته اهل سنت روايت دارند، به حدى است كه برخى از دانشمندان سنى با توجه به اين مطلب اعتراف كرده‌اند كه اگر بخواهيم روايت آن‌ها را كنار بگذاريم، بايد كتاب‌ها را نابود كنيم. خطيب بغدادى در الكفاية فى علم الرواية مى‌نويسد:

قال علي بن المديني: « لو تركت أهل البصرة لحال القدر، ولو تركت أهل الكوفة لذلك الرأي، يعني التشيع، خربت الكتب »

اگر بصريان را به خاطر قدرى بودن و کوفيان را به خاطر نظرشان ( شيعه بودن ) رها کني، همه کتاب ها را نابود کرده‌اي.

سپس در توضيح سخن علي بن مدينى مى‌گويد:

قوله: خربت الكتب، يعني لذهب الحديث.

كتاب ها را نابود کرده‌اى يعنى همه احاديث از بين مى‌رود.

البغدادي، أحمد بن علي أبو بكر الخطيب (متوفاي463هـ) الكفاية في علم الرواية، ج 1، ص 129، تحقيق: أبو عبدالله السورقي، إبراهيم حمدي المدني، ناشر: المكتبة العلمية - المدينة المنورة.

و نيز در جاى ديگر مى‌نويسد:

وسئل عن الفضل بن محمد الشعراني، فقال: صدوق في الرواية إلا أنه كان من الغالين في التشيع، قيل له: فقد حدثت عنه في الصحيح، فقال: لأن كتاب أستاذي ملآن من حديث الشيعة يعني مسلم بن الحجاج ».

از او در باره فضل بن محمد شعرانى سؤال شد؛ گفت: در روايت راستگوست، اما اشکالى که دارد اين است که در باره تشيع زياده روى مى‌کند؛ به او گفتند: در صحيح از وى روايت کرده ايد. گفت: کتاب استادم پر از روايات شيعه است ( يعنى کتاب صحيح مسلم)!!!.

البغدادي، أحمد بن علي أبو بكر الخطيب (متوفاي463هـ) الكفاية في علم الرواية، ج 1، ص131، تحقيق: أبو عبدالله السورقي، إبراهيم حمدي المدني، ناشر: المكتبة العلمية - المدينة المنورة.
از اين مستنداتون متشكر من نمي دانم چرا اين اهل تسنن با اين همه استناد تو كتاباشون حرف تو كلشون نمي ره!
-------------------------------------------------------------------------------یه کم به تاریخ و حداقل به ماهواره نگاه کنید تا یکم فکرتون باز شه به خاطر همین مسئله که هر سال در تلوزیون نظام ظالم ولایت فقیه می گن علمای اهل سنت در منابر با دلایل قوی از کتب اهل تشیع مبنی بر وفات نه شهادت حضرت فاطمه ترور شدند اگه بخواهید لینک دانلود را بگذارم در ضمن قرار بود توهین نباشه کردید من گفتم
كاروان يادته كه چي بهت گفتم! حالا هي گوش به حرف نكن!
درسته بچه ها كمي بي ادبي كردن!‌ من معذرت ميخوام! حواسشون نبوده!
ولي تو هم يه بار بي ادبي كرده بودي ! اين پا اون در!
در ضمن هرچي ماهواره ميگه درسته؟ هركي ماهواره نگاه ميكنه مخش باز ميشه؟
البته اگه ایشون واقعآ حتی حرف ماهوارشون رو هم قبول داشته باشه خوبه اینهم لینک مناظره استاد قزوینی مدرس حوزه علمیه قم با استاد مرادزهی مدرس حوزه زاهدان از علمای اهل سنت که توسط شبکه سلام پخش شده است .

http://www.valiasr-aj.net/include/downlo...adzehi.wma

در ضمن بازهم یادآور می شم جناب کاروان اگه می خوایید بحث کنیم بهتره لینک صحاح تون رو بزارید من هم که لینک کتابمون رو گزاشتم اینجوری می تونیم احادیث مون رو بررسی کنیم
سلام
نقل قول :در ضمن بازهم یادآور می شم جناب کاروان اگه می خوایید بحث کنیم بهتره لینک صحاح تون رو بزارید من هم که لینک کتابمون رو گزاشتم اینجوری می تونیم احادیث مون رو بررسی کنیم
ناجی جان افاقه نمیده خودتو خسته نکن ایشون اگر سوالی و یا مشکلی دارن اینقدر سایت و وبلاگ در این زمینه هست که هر کس بخاد راه رو از چاه تشخیص بده میتونه.
ایشون یه مشکل اساسی داره.
نقل قول :ایشون یه مشکل اساسی داره.

تایید میشه Tanx1
توی این سایت هر جا میریم باید توهین ببینیم؟!........نمیتونین دوستانه بحث کنین؟!.....حتی اگه کسی هم توهین کرد که نباید با توهین جوابش رو بدیم.......خون رو که با خون نمیشورن........

آقا میای میگی مشکل اساسی داره میاد یه چیزه بد تر بهت میگه........آدم باید خودش احترام خودش رو نگه داره........

ماهواره دلیل روشنفکری نیست اما خدایی مستنداتش از تلویزیون ضرغامی و دارو دسته اش که بیشترهKhande.......ولی کاروان خدایی این ربطی به موضوع نداشتGhaghah.......در ضمن اسلام رو با ولایت فقیه و غیره قاطی نکن لطفا":nana:......مسئله ی نظام یه چیزه اسلام و شیعه یه چیز دیگه.......اگه هم به قول خودت مستندات دارین یا به قول ما نظرتون اینه نه مستنداتتون دلیل نمیشه کسی ترور بشه......ما که آدم کش نیستیمSorry........
آدرس اصلي