نورآسمان

نسخه‌ي كامل: نهيب امام حسين عليه السلام بر سر عمر
شما هم اكنون متن قالب بندي نشده را مي‌بينيد.مشاهده‌ي نسخه‌ي اصلي

نهيب امام حسين عليه السلام بر سر عمر
روزى عمر بر منبر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در بين سخنانش ‍ خود را خليفه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم خواند و خويشتن را به مؤ منان اولى و برتر از خودشان دانست ؛ در اينحال امام حسين عليه السلام نهيب زد:
اى دروغگو! از منبر پدرم ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ، فرود آ.
عمر گفت :
درست است كه منبر پدر توست وليكن اين سخنان را پدرت ، على بن ابيطالب ، به تو آموخته است ؟
امام حسين عليه السلام فرمود:
به جانم قسم ، پدرم هدايتگر و من پيرو او هستم ؛ بيعت با او را كه خداوند متعال توسط جبرييل دستورش را ابلاغ فرمود، از زمان پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم بر عهده همه مردم است و جز بى باوران به كتاب الهى ، كسى آنرا انكار نمى كند؛ مردم پدرم را به دل شناخته و با زبان انكار نمودند؛ و اى بر كسانى كه حق ما، اهل بيت ، را انكار كنند؛ محمد، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ، آنها را در شدت عذاب ، با خشم و غضب خواهد ديد.
عمر گفت :
اى حسين !بر انكار كننده حق پدرت لعنت خدا باد؛ مردم به جاى ما اگر پدرت را به اميرى بر مى گزيدند؛ اطاعتش مى كرديم .
امام حسين عليه السلام فرمود:
اى پسر خطاب ! قبل از اينكه ابوبكر را امير خود قرار دهى تا بدون هيچ دليل و حجتى از پيامبر و رضايت خاندان او ترا بر مردم حكمران كند، چه كسى ترا بر خودش فرمانروا قرار داد؛ آيا خشنودى شما خشنودى محمد صلى الله عليه و آله و سلم و خشنودى خاندانش موجب خشم اوست ؟! اگر زبانى استوار در تصديق و كردارى كه ايمان داران ياريش رسانند بود، بر آل محمد صلى الله عليه و آله و سلم چيره نمى شدى كه بر منبرشان رفته و به كتابى كه در بين ايشان نازل شده و تو غير از شنيدن آن ، نه حروفش را شناخته و نه معنا و تاءويلش را مى دانى ، حاكم بر آنان شوى .
همه افراد اعم از خوب و بد، نزد تو يكى است ؛ خداوند ترا جزا و پاداشى دهد كه سزايش هستى و از آنچه (بدعت ) پديد آوردى ، به سختى مؤ اخذه ات كند.
عمر خشمگين از منبر فرود آمد و با عده اى از طرفدارانش به در خانه على عليه السلام رفت و بعد از كسب اجازه وارد شد و گفت :
اى اباالحسن ! امروز از فرزندت ، حسين ، چه كه نديدم ؛ با صداى در مسجد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم با ما سخن گفته و اوباش و اهل مدينه را بر من مى شوراند.
در اينحال نخست امام حسن عليه السلام در پاسخ او فرمود:
آيا كسى كه اجازه حكم از خداوند متعال و رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ندارد، بر شخصى چون حسين عليه السلام ، فرزند پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ، خشم كرده و هم كيشانش را اوباش مى خواند؟! به خدا قسم جز به دست اوباش به حكومت نرسيدى ؛ پس خداوند تحريك كننده اوباش را لعنت كند.
حضرت على عليه السلام ضمن دعوت امام حسن عليه السلام به آرامش ‍ فرمود:
ابا محمد! آرام ؛ به يقين تو هرگز زود به خشم نيامده و از خاندان پست و فرومايه نبوده و عرق آشفته حالان در تو نيست ؛ سخنم را بشنو و در سخن گفتن شتاب مكن .
عمر گفت :
اباالحسن ! آندو به چيزى جز به خلافت ، نمى انديشند.
امام على عليه السلام فرمود:
ايشان به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نزديك تر از آنند كه در پى آن باشند وليكن تو آندو را به حق شان خشنود نما تا پس از ايندو همه از تو راضى شوند.
عمر پرسيد:
خشنودى شان در چيست ؟
امام على عليه السلام فرمود:
باز گشت از خطا و توبه و خوددارى از گناه .
عمر گفت :
اباالحسن ! فرزندت را ادب نما تا با سلاطين كه فرمانروايان روى زمين اند، كارى نداشته باشند.
حضرت على عليه السلام فرمود:
من گنهكاران را بر گناهشان و كسانى را كه بيم لغزش و نابودى شان دارم ، ادب مى كنم و ليكن كسى كه پدرش رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم شيوه و منش او ادب پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم است ، ادبى بهتر از آن نيست تا به آن رو كند. اى فرزند خطاب ! ايشان را خشنود نما.
عمر بيرون آمد و در راه ، عثمان و عبدالرحمن بن عوف او را ديدند و عبدالرحمن از نتيجه كار پرسيد و عمر گفت :
آيا قدرت استدلال و بحث با على و فرزندان چون شيرش براى كسى مى تواند باشد؟!
عثمان گفت :
فرزند خطاب ! ايشان فرزندان پرمايه عبد مناف اند و ديگران بى مايه .
عمر را اين سخن ناخوش آمد و گفت :
ديگر اين سخنان فخرآميز را از روى حماقت تكرار مكن .
به دنبال اين جريان ، عثمان خشمگين شد و جامه او را گرفته و پرتابش كرد و گفت :
گويا آنچه را گفتم ، قبول ندارى ؟!
پس عبدالرحمن آندو را از هم جدا كرد و مردم پراكنده شدند. (1)
ان الحسين بن على فى السماء اكبر منه فى الارض . (2)
بطور يقين حسين بن على در آسمان والاتر از زمين است .
رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم
1-احتجاج طبرسى 1/292.
2-عيون اخبار الرضا 1/60 و بحار الانوار 36/204.



آدرس اصلي