نورآسمان

نسخه‌ي كامل: اطمینان قلب
شما هم اكنون متن قالب بندي نشده را مي‌بينيد.مشاهده‌ي نسخه‌ي اصلي
بسم الله الرّحمن الرّحيم

در طول زندگي انسان ها همواره با اظطراب و پريشاني و افسردگي مقابله مي کردند و اين عوامل در طول زندگي يک شخص ظاهر مي شود چون در صورت عقب نشيني افسردگي و بي حالي بر فرد چيره مي شود و هميشه از دنياي خود گوشه نشيني مي کند و فعاليتش در جامعه کمرنگ تر مي شود تا وقتي که روحيه ي شاد و سرحال خود را دوباره بيابد.
بزرگان و امامان مي گفتند که انسان هاي مومن و بزرگ در داخل شاد و شنگول هستند اما در باطن غم و غصه فراواني دارند که به هرکسي بروز نمي دهند.
البته اين جمله تفسيري از حرف آنان است و عين جمله نقل نشده است.

عوامل افسردگي در بيشتر افراد:
  • گاهي فرد احساس پوچي مي کند
  • فرد فکر مي کند که کارهاي زيادي را هنوز انجام نداده است و فشارهاي عصبي به او وارد مي شود و براي انجام دادن آن کار دست و بالش را مي بندد
  • فرد از اتفاقاتي که در گذشته روي داده است نگران است
  • فرد منتظر اتفاق بدي در آينده است
  • گناه و معصيت او را به ناراحتي وا ميدارد
  • فرد در انجام کارها ترديد دارد
  • از نتيجه ي کار مطمئن نيست و مي ترسد

برخي عوامل هستند که اطمينان قلب را به همراه مي آورند:
1) انسان فکر کند که خداوند بسيار آمرزنده و بسيار توبه پذير است و انسان مي تواند با اطمينان به خداوند بر گذشته اش تامل کند. وقتي انسان ها چنين افکاري داشته باشند از حالا تا بعد به گناهان زشت کشيده نمي شوند و از گناه هاي بزرگ دوري مي کنند. با تفکر از کارهاي گذشته و محبت خداوند به او، دوستي اش با معبود بيشتر شده و در راه او مي کوشد.
2) اگر دلي به خدا يقين داشته باد و قدرتش را با ايمان کامل به خاطر بسپارد خوف و ترسي به دلش راه نمي دهد.
3) اينکه بدانيم خدايي داريم که در مواقع سستي و کسالت ما و خستگي و درماندگي به ما کمک مي کند و ما از پشتيباني بزرگي برخورداريم.
4) خرافات را بشکنيم و بگوييم که تمام قدرت ها از آن خداست.
«...قُلْ إِنَّ اللّهَ يُضِلُّ مَن يَشَاء وَ يَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ أَنَابَ.الَّذِينَ آمَنُواْ وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكْرِ اللّهِ أَلاَ بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ »
«...بگو خداوند هر كس را كه بخواهد گمراه و هر كس كه باز گردد به سوي خويش هدايت مي‌كند. آنها كساني هستند كه ايمان آورده‌اند و دلهايشان به ياد خدا مطمئن (آرام) است. آگاه باشيد تنها با ياد خدا دلها آرامش مي‌يابد.»

براي اينکه به آرامش برسيم بايد احساس کنيم که قدرت خدا در کنار ماست و ما با خواستن از او در راه خير کمک مي گيريم و نتيجه ي کار را به او مي سپاريم و با خيال راحت حرف مي زنيم.

کساني مانند اولياي الهي هرگز اظطراب هاي بيهوده و متوالي و طولاني مدت به خود راه نمي دهند.
اوليا جمع ولي است که در معني يهني دوست خداوند و در معناي اصلي يعني نبودن چيزي ميان دو فرد، براي مثال اولياي الهي بي پرده در موارد زندگي با خداوند سخن مي گويند.
اولياي الهي بدين دليل هرچيز غير خدا را کوچک تر مي شمارند و معمولا به خدا و چيزهايي که انسان را به ياد خدا مي اندازد اهميت مي دهد.
اينگونه افراد عمر طولاني و چهره اي نوراني دارند.
نگراني ها باعث بوجود آمدن انواع امراض که درمان آن ها سخت است مي شود.
قلب منظم مي تپد و ذهن آسوده و اعصاب منظم کار مي کند.
فکرش باز و وسيع مي شود و درباره ي مسائل علمي پيشتاز است.

«اَلا اِنَّ اَوْلِياءَ اللهِ لا خَوفٌ عَلَيْهمْ وَلا هُمْ يَحْزَنونَ»
«آگاه باشد (دوستان و) اولياي خدا، نه ترسي دارند نه غمگين مي‌شوند »

در قرآن کريم گفته شده است که در صحنه ي قيامت که صحنه اي وحشتناک (بدليل انفجار و متلاشي شدن اجرام و اجسام و برداشته شدن پرده ي وجودي انسان و تصاوير ترسناک و صداهاي مهيب) است ترسي ندارند و اميدوارند.
«آگاه باشد (دوستان و) اولياي خدا، نه ترسي دارند نه غمگين مي‌شوند »

این ترس شامل ترس از خدا هم میشود؟
(06-16-2009 11:50 PM)safaeei نوشته : [ -> ]«آگاه باشد (دوستان و) اولياي خدا، نه ترسي دارند نه غمگين مي‌شوند »

این ترس شامل ترس از خدا هم میشود؟

این مطالب برگرفته از قسمت بیان خوف از خدا از کتاب معراج السعاده است :
لینک دانلود کتاب : http://www.nooreaseman.com/showthread.php?tid=62
==============================

بدان که خوف بر دو قسم است :

یکی : خوف ممدوح و مستحسن و آن خوف از خدا و عظمت او از گناه خود است که ضد امن از مکر خداست

دوم : خوف مذموم ، این قسم از جمله مهلکات است .

خوف از خدا بر سه نوع است :

اول : خوف بنده از عظمت و جلال کبریایی خداوند متعال این نوع را خشیت یا رهبت نامند .

دوم : خوف از گناهانی که کرده و تقصیراتی که از او صادر گشته است

سوم : خوف از این هر دو باهم

و شبهه نیست در اینکه هرقدر معرفت بنده و به عظمت و جلال آفریدگار بیشتر ، و به عیوب و گناهان خود بیناتر ، ترس و خوف او زیادتر میشود .

و فهمیدن این مرتبه نیز به اختلاف عقول و مدارک ، مختلف می گردد و هر که را مدرک بیشتر و عقل کاملتر ، حیرت و سرگردانی بیشتر و عظمت و جلال او را شناساتر و خوف و دهشت او افزون تر است و هیچ چیز مانند خوف ، قلع و قمع لذت و شهوت دنیا را نمی کند .......


چند آیه از قرآن کریم


" انما یخشی الله من عباده العلماء " ( فاطر، 28 ) یعنی " این است و جز این نیست که خشیت و دهشت از خدا م خصوص بندگانی است که عالم و دانا هستند "


" هدی و رحمه للذین هم لربهم یرهبون " (اعراف ، 154) یعنی " هدایت و رحمت از برای کسانی است که ایشان از پروردگا خود خائف و ترسانند "


" رضی الله عنهم و رضوا عنه ذلک لمن خشی ربه " (بینه ، 8 ) یعنی " خدا از ایشان راضی و خشنود و ایشان از خدا راضی و خشنودند و این مرتبه از برای کسی است که از پروردگار خود بترسد "


" انما المومنون الذین اذا ذکر الله وجلت قلوبهم " ( انفال ، 2 ) یعنی " جز این نیست که مومنان کسانی هستند که چون نام خداوند مذکور شد ، دلهای ایشان خوفناک گردد "


" و خافون ان کنتم مومنین " ( آل عمران ، 175) یعنی " اگر از اهل ایمان هستید از من بترسید "


"و اما من خاف مقام ربه ، و نهی النفس عن الهوی فان الجنه هی الماوی " (نازعات 40و 41) یعنی " هر که از پروردگار خود بترسد ، و خود را از هوی و هوس بازدارد ، بهشت ماوی و منزل اوست "


" و لمن خاف مقام ربه جنتان " (الرحمن ، 46) یعنی " هر که از پروردگار خود بترسد ، از برای او دو بهشت است "


چند روایت


سید رسل (ص ) فرمودند : " انا اخوفکم من لله " یعنی " ترس من از خدا از همه شما بیشتر است "


در خبر قدسی وارد شده است : " به عزت خودم قسم ، که بر هیچ بنده ، دو ترس را جمع نمی کنم و از برای هیچ بنده دو امن را قرار نمیدهم . پس هر که در دنیا ایمن باشد از من در روز قیامت او را خواهم ترساند و هر که در دنیا از من بترسد در روز قیامت او را ایمن خواهم ساخت ."


از حضرت رسول (ص) : " هر که از خدا بترسد خدا همه چیز را از او بترساند و هر که از خدا نترسد ، خدا او را از همه چیز می ترساند "


و باز فرمودند : " هیچ بنده مومنی نیست که از چشم او از خوف خدا اشکی بیرون آید اگر چه به قدر سر مگسی باشد و بر روی او ریزد ، مگر اینکه خدا آتش جهنم را بر او حرام میکند "


و همچنین : " چون دل مومن از خوف خدا بلرزد ، گناهان او می ریزد مانند برگی که از درخت فرو ریزد "


و حضرت امام محمد باقر (ع) : " مومن همیشه میان دو ترس است : یکی ترس از گناهانی که کرده است و گذشته است و نمیداند که خدا با او در آن چه خواهد کرد و یکی دیگر ترس از عمری است که باقی ماندده است و نمیداند که خود در آن چه خواهد کرد ، پس هیچ روزی را صبح نخواهد کرد مگر خائف و ترسان "


و از آن حضرت مروی است : " از خدا بترس که گویا تو او را می بینی ، و اگر تو او را نمی بینی او تو را می بیند . و اگر چنین می دانی که او تو را نمی بیند پس کافری و اگر چنین می دانی که تو را می بیند و باز معصیت او را می کنی پس در نظر تو از همه بینندگان پست تر است "
.
.
.

<< أَلَا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لَا هُمْ يحَْزَنُون >>

ترجمه الميزان، ج‏10، ص: 132


چون خوف هميشه از اينجا سرچشمه مى‏گيرد كه نفس، احتمال ضررى را بدهد كه ضرر او است، و از اين راه اندوه به دل وارد مى‏شود كه آدمى چيزى را كه دوست داشته از دست بدهد، و يا چيزى را كه كراهت داشته گرفتارش شود.

و خلاصه، خوف و اندوه به خاطر از دست دادن نفع و يا برخورد با ضرر دست مى‏دهد، و تحقق اين خوف و اندوه وقتى قابل تصور است كه آدمى براى خود ملك و يا حقى نسبت به آن چيزى كه از آن خوف و اندوه دارد قائل باشد، مثلا خود را مالك فرزند و يا جاه، و يا آنها و غير آنها را متعلق حق خود بداند، و اما چيزى را كه مى‏داند به هيچ وجه بين او و آن چيز علقه و رابطه‏اى نيست، هيچ وقت در باره آن نه ترسى پيدا مى‏كند و نه اندوهى.

و بر اين حساب اگر كسى را فرض كنيم كه معتقد است به اينكه تمامى عالم و تك تك موجودات آن و حتى وجود خودش ملك مطلق خداى سبحان است و احدى در اين ملكيت شريك او نيست قهرا خود را نيز مالك هيچ چيز نمى‏داند، و هيچ چيزى را متعلق حق خود به حساب نمى‏آورد تا در باره آن دچار خوف و يا اندوه گردد، و اين حالت همان وضعى است كه خداى تعالى اولياى خود را به داشتن آن توصيف نموده و فرموده:" أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ". (یونس ، 62 )


پس اولياى خدا نه از چيزى مى‏ترسند، و نه براى چيزى اندوه مى‏خورند- نه در دنيا و نه در آخرت- مگر آنكه خداى تعالى اراده كند كه آنان از چيزى بترسند و يا در باره آن اندوه خورند، همانطور كه از آنان خواسته است تا از پروردگارشان بترسند، و از فوت كرامتى الهى كه از آنان فوت شده اندوه بخورند، و همه اينها مراحلى است از تسليم خدا شدن- دقت بفرمائيد



=============
مطالب فوق قسمت کوتاهی از تفسیر آیه است .
آدرس اصلي