09-04-2009, 10:02 AM
از یاری یتیمان در شب های ظلمانی بگویم ، شب هایی که غیر از امیر المومنین (علیه السلام) و من کسی در کوچه ها نبود. هر چه شب امیر المومنین (علیه السلام) مرا فرا می خواند و با هم کیسه های خرما و روغن بر در خانه فقیران می بردیم و هیچ کس از این عمل حضرت خبر نداشت.
محمد فرزند امیر المومنین(علیه السلام) فهمیده بود حضرت هر شب برای سرکشی یتیمان و بیچارگان می رود.این بود که روزی از آن حضرت پرسید: ای پدر ، چرا هنگام روز نزد آنان نمی روید؟
برگرفته از دفتر خاطرات قنبر غلام امیر المومنین(علیه السلام)
::rose
مناقب الامام امیر المومنین (علیه السلام)،ج2 ص 68
محمد فرزند امیر المومنین(علیه السلام) فهمیده بود حضرت هر شب برای سرکشی یتیمان و بیچارگان می رود.این بود که روزی از آن حضرت پرسید: ای پدر ، چرا هنگام روز نزد آنان نمی روید؟
حضرت فرمود: پسرم پسرم ، صدقه پنهانی آتش غضب پروردگار را خاموش می کند.
برگرفته از دفتر خاطرات قنبر غلام امیر المومنین(علیه السلام)
::rose
مناقب الامام امیر المومنین (علیه السلام)،ج2 ص 68