نورآسمان

نسخه‌ي كامل: راه رفتن مردی یهودی روی آب
شما هم اكنون متن قالب بندي نشده را مي‌بينيد.مشاهده‌ي نسخه‌ي اصلي
[تصوير: 7.gif]

یک روز امام علی علیه السلام از کنار یک یهودی گذشتند و آن یهودی با اسبش [بدون اینکه اسبش وارد آب شود یا خیس شود] از روی رود عبور می کرد، پس در همان لحظه امام علی علیه السلام را صدا زد و عرض کرد: ای آقا! اگر این چیزی که نزد من است نزد شما بود چه کار می کردید؟

امام علی علیه السلام در جوابش فرمودند: در جایت بایست!

سپس روی آب ایستاد و آن یهودی میخکوب شد. امام علی علیه السلام نزد او رفت، آنگاه یهودی به امام گفت: ای جوان! چه چیزی گفتی که آب برایت مانند سنگ شد؟ امام علی علیه السلام در جوابش گفت: تو چه چیزی گفتی که از آب عبور کردی؟ آن یهودی در جواب حضرت گفت: من اسم وصیّ پیامبر اسلام علی علیه السلام را بر زبان آوردم و از آب عبور کردم.

پس حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: من همان وصیّ محمد صلی الله علیه و آله هستم؛
آنگاه آن یهودی گفت: حق است، و اسلام آورد.(1)

[تصوير: 11.gif]
مدینة المعاجز ، فضیلت 176
Tanx1Tanx1Tanx1
کاطم جان بسیار روایت زیبائی بود.

اگر اشتباه نکنم که کتاب در محضر لاهوتیان نوشته بود که شیخ جعفر مجتهدی از امام علی(ع) اسم اعظم خدا رو طلب می کنه که امام به ایشون اعمالی می فرمایند انجام بدید و بعد از پایان اون اعمال نوری از آسمان نوشته می شود که اسم اعظم همان نام امام هر زمان هست.(البته اگر اشتباه نکنم ...و روایات رو قاطی نکرده باشم!)
آدرس اصلي