08-24-2008, 04:05 AM
«بسم الله الرحمن الرحيم»
فهرست مطالب:
مقدمه
معنای لغوی عرش
معنای قرآنی عرش
اقوال مختلف پیرامون عرش
روش تفسیری صحابه و تابعین
سخن امام علی علیه السلام در پاسخ به سوال جاثلیق
روایاتی از امام صادق علیه السلام و شرح آن
فاصله زمین تا عرش
گنجهای عرش
حامیلن عرش
چند نکته
پاسخ امام علی علیه السلام به یک یهودی
عرش خدا در زمین کعبه است!
ذکر برخی آیات به همراه ترجمه آن
ذکر چند روایت
خلاصه و جمع بندی
منابع
اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ
خداى يكتا كه هيچ خدايى جز او نيست پروردگار عرش بزرگ است.(سوره نمل آیه 26)
مقدمه :
از بررسی آیات و روایات میتوان چنین گفت که دو واژه «کرسی» و «عرش» دارای مضامین مشابهی است و در برخی روایات نیز به تفاوت میان این دو پرداخته شده است. لذا در کنار بررسی معنای عرش، در موارد لزوم به بررسی معنای کرسی نیز خواهیم پرداخت. در متن قرآن کریم، کلمه «عرش» 28 بار و کلمه «کرسی» 2 بار تکرار شده است. این نکته نیز قابل تامل است که: برخی معتقدند، عرش و کرسی هر دو به معنی بلندی است، اما عرش بلندای بیشتری نسبت به کرسی دارد.
همچنین در قرآن کریم هر جا به عرش اشاره شده است قبل یا بعدش ذکر قدرت الهی نیز آمده است. در واقع میتوان اینگونه گفت که، عرش بلندی قدرت و کرسی بلندی علم است. (همیشه باید علم و قدرت در کنار هم قرار گیرند تا مفید و کامل باشند.)
همانطور که با تأمل در روایات نیز به این معنا خواهیم رسید.
معنای لغوی عرش:
1- عرش در لغت به معنى برافراشتن و هر موجود برافراشته است و به همين جهت به سقف و يا تخت پايه بلند، عرش گفته مىشود. همچنین گاهی به خود سقف نیز عرش گفته میشود. مانند:
« أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلَى قَرْيَةٍ وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا»
مانند كسى كه از كنار قريه اى گذشت در حالى كه آنچنان ويران شده بود كه سقفهايش فرو ريخته و ديوار بر سقفها در غلطيده بود. (سوره بقره آیه 259)
همچنین گاهى به معنى تختهاى بلند همانند تخت سلاطين نيز آمده است، چنانكه در داستان سليمان مىخوانيم كه مىگويد:
قَالَ يَا أَيُّهَا المَلَأُ أَيُّكُمْ يَأْتِينِي بِعَرْشِهَا قَبْلَ أَن يَأْتُونِي مُسْلِمِينَ ﴿﴾
...كداميك از شما مىتوانيد تخت او ( بلقيس) را براى من حاضر كنيد. (سوره نمل آیه 38 )
و نیز به داربستهائى كه براى برپا نگهداشتن بعضى از درختان (مانند درخت تاک) مىزنند، عرش گفته مىشود: همانطور كه در قرآن مىخوانيم:
وَهُوَ الَّذِي أَنشَأَ جَنَّاتٍ مَّعْرُوشَاتٍ وَغَيْرَ مَعْرُوشَاتٍ...
و او كسى است كه باغهائى از درختان داربست دار و بدون داربست آفريد (انعام آیه 141)
ولى هنگامى كه در مورد خداوند به كار مىرود و گفته مىشود عرش خدا، منظور از آن مجموعه جهان هستى است كه در حقيقت تخت حكومت پروردگار محسوب مىشود .
إِنَّ رَبَّكُمُ اللّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ...
پروردگار شما آن خدايى است كه آسمانها و زمين را در شش هنگام آفريد، سپس بر عرش استيلا يافت...(سوره یونس آیه 3 )
نکته: اصولا جمله «استوى على العرش» كنايه از تسلط يك زمامدار بر امور كشور خويش است، همانطور كه جمله ثل عرشه (تختش فرو ريخت) به معنى از دست دادن قدرت مىباشد، در فارسى نيز اين تعبير كنائى زياد به كار مى رود، مثلا مىگوئيم در فلان كشور، جمعى شورش كردند و زمامدارشان را از تخت فرو كشيدند، در حالى كه ممكن است اصلا تختى نداشته باشد، يا جمعى به هواخواهى فلان برخاستند و او را بر تخت نشاندند، همه اينها كنايه از قدرت يافتن يا از قدرت افتادن است. (گاهى كلمه عرش به معنى مجموعه جهان هستى است زيرا تخت قدرت خداوند همه اين جهان را فرا مى گيرد)
بنابراين در آيه مورد بحث جمله استوى على العرش كنايه از احاطه كامل پروردگار و تسلط او بر تدبير امور آسمانها و زمين بعد از خلقت آنها است.
از اينجا روشن مىشود: آنها كه جمله فوق را دليل بر تجسم خدا گرفتهاند گويا توجه به موارد استعمالات فراوان اين جمله در اين معنى كنائى نكرده اند.
در نخستين خطبه نهج البلاغه نيز اشارات روشنى به همين معنى شده است .« ...دوشهايشان آنچنان نيرومند است كه توان آن دارند كه پايههاى عرش را بر دوش كشند...»
2- عرش، جمع آن عروش و اعراش است؛ تخت سلطنت، سقف، آسمانه، سایبان، چفته، قبیله(مغرب) نیز معنا شده است.
ادامه دارد ...


فهرست مطالب:
مقدمه
معنای لغوی عرش
معنای قرآنی عرش
اقوال مختلف پیرامون عرش
روش تفسیری صحابه و تابعین
سخن امام علی علیه السلام در پاسخ به سوال جاثلیق
روایاتی از امام صادق علیه السلام و شرح آن
فاصله زمین تا عرش
گنجهای عرش
حامیلن عرش
چند نکته
پاسخ امام علی علیه السلام به یک یهودی
عرش خدا در زمین کعبه است!
ذکر برخی آیات به همراه ترجمه آن
ذکر چند روایت
خلاصه و جمع بندی
منابع
اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ
خداى يكتا كه هيچ خدايى جز او نيست پروردگار عرش بزرگ است.(سوره نمل آیه 26)
مقدمه :
از بررسی آیات و روایات میتوان چنین گفت که دو واژه «کرسی» و «عرش» دارای مضامین مشابهی است و در برخی روایات نیز به تفاوت میان این دو پرداخته شده است. لذا در کنار بررسی معنای عرش، در موارد لزوم به بررسی معنای کرسی نیز خواهیم پرداخت. در متن قرآن کریم، کلمه «عرش» 28 بار و کلمه «کرسی» 2 بار تکرار شده است. این نکته نیز قابل تامل است که: برخی معتقدند، عرش و کرسی هر دو به معنی بلندی است، اما عرش بلندای بیشتری نسبت به کرسی دارد.
همچنین در قرآن کریم هر جا به عرش اشاره شده است قبل یا بعدش ذکر قدرت الهی نیز آمده است. در واقع میتوان اینگونه گفت که، عرش بلندی قدرت و کرسی بلندی علم است. (همیشه باید علم و قدرت در کنار هم قرار گیرند تا مفید و کامل باشند.)
همانطور که با تأمل در روایات نیز به این معنا خواهیم رسید.
معنای لغوی عرش:
1- عرش در لغت به معنى برافراشتن و هر موجود برافراشته است و به همين جهت به سقف و يا تخت پايه بلند، عرش گفته مىشود. همچنین گاهی به خود سقف نیز عرش گفته میشود. مانند:
« أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلَى قَرْيَةٍ وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا»
مانند كسى كه از كنار قريه اى گذشت در حالى كه آنچنان ويران شده بود كه سقفهايش فرو ريخته و ديوار بر سقفها در غلطيده بود. (سوره بقره آیه 259)
همچنین گاهى به معنى تختهاى بلند همانند تخت سلاطين نيز آمده است، چنانكه در داستان سليمان مىخوانيم كه مىگويد:
قَالَ يَا أَيُّهَا المَلَأُ أَيُّكُمْ يَأْتِينِي بِعَرْشِهَا قَبْلَ أَن يَأْتُونِي مُسْلِمِينَ ﴿﴾
...كداميك از شما مىتوانيد تخت او ( بلقيس) را براى من حاضر كنيد. (سوره نمل آیه 38 )
و نیز به داربستهائى كه براى برپا نگهداشتن بعضى از درختان (مانند درخت تاک) مىزنند، عرش گفته مىشود: همانطور كه در قرآن مىخوانيم:
وَهُوَ الَّذِي أَنشَأَ جَنَّاتٍ مَّعْرُوشَاتٍ وَغَيْرَ مَعْرُوشَاتٍ...
و او كسى است كه باغهائى از درختان داربست دار و بدون داربست آفريد (انعام آیه 141)
ولى هنگامى كه در مورد خداوند به كار مىرود و گفته مىشود عرش خدا، منظور از آن مجموعه جهان هستى است كه در حقيقت تخت حكومت پروردگار محسوب مىشود .
إِنَّ رَبَّكُمُ اللّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ...
پروردگار شما آن خدايى است كه آسمانها و زمين را در شش هنگام آفريد، سپس بر عرش استيلا يافت...(سوره یونس آیه 3 )
نکته: اصولا جمله «استوى على العرش» كنايه از تسلط يك زمامدار بر امور كشور خويش است، همانطور كه جمله ثل عرشه (تختش فرو ريخت) به معنى از دست دادن قدرت مىباشد، در فارسى نيز اين تعبير كنائى زياد به كار مى رود، مثلا مىگوئيم در فلان كشور، جمعى شورش كردند و زمامدارشان را از تخت فرو كشيدند، در حالى كه ممكن است اصلا تختى نداشته باشد، يا جمعى به هواخواهى فلان برخاستند و او را بر تخت نشاندند، همه اينها كنايه از قدرت يافتن يا از قدرت افتادن است. (گاهى كلمه عرش به معنى مجموعه جهان هستى است زيرا تخت قدرت خداوند همه اين جهان را فرا مى گيرد)
بنابراين در آيه مورد بحث جمله استوى على العرش كنايه از احاطه كامل پروردگار و تسلط او بر تدبير امور آسمانها و زمين بعد از خلقت آنها است.
از اينجا روشن مىشود: آنها كه جمله فوق را دليل بر تجسم خدا گرفتهاند گويا توجه به موارد استعمالات فراوان اين جمله در اين معنى كنائى نكرده اند.
در نخستين خطبه نهج البلاغه نيز اشارات روشنى به همين معنى شده است .« ...دوشهايشان آنچنان نيرومند است كه توان آن دارند كه پايههاى عرش را بر دوش كشند...»
2- عرش، جمع آن عروش و اعراش است؛ تخت سلطنت، سقف، آسمانه، سایبان، چفته، قبیله(مغرب) نیز معنا شده است.
ادامه دارد ...

