10-09-2009, 10:14 PM
ابراهیم بن محّمد اشعری از ابی کهمس روایت می نماید که او (ابی کهمس) وارد مدینه شده، ودر منزلی جای گرفت، صاحب آن خانه را کنیزی بود زیبارو و شیفتگان فراوان داشت. با دیدن کنیز عاشق آن شده در تاریکی شب آمده در زدم، کنیز پشت در آمده، از کثرت محّبت وعشق .علاقه ای که به او پیدا نموده بودم، دست برده شینه او را فشار دادم.
(1) بحار الانوار ، جلد 47 ، ص71
روز بعد خدمت حضرت امام جعفر صادق (ع) رسیدم. حضرت فرمودند: ای کهمس، این چه عملی بود که دیشب ازتوسر زده ، به در گاه خداوند متعال توبه کن . (1)
(1) بحار الانوار ، جلد 47 ، ص71