نورآسمان

نسخه‌ي كامل: شیرینی ولایت
شما هم اكنون متن قالب بندي نشده را مي‌بينيد.مشاهده‌ي نسخه‌ي اصلي
قنبر غلام حضرت علی علیه السلام می گوید: نزد امیرالمومنین علیه السلام بودم که مردی وارد شد و گفت :

ای امیرالمومنین! میل به خربزه دارم.

حضرت علی علیه السلام به من فرمودند که خربزه ای بخرم؛ در همی به من دادند و من سه عدد خربزه خریدم.وقتی یکی از آنها را بریدم، دیدم تلخ است؛ عرض کردم : ای امیرالمومنین! تلخ است.

فرمود : آن را دور بینداز که از آتش است و به سوی آتش می رود.

خربزه دوم را بریدم که ترش بود. عرض کردم: ای امیرالمومنین! ترش است.

فرمود: آن را دور بینداز که از آتش است و به سوی آتش می رود.

خربزه سوم را نیز بریدم که کرم آلود بود. عرض کردم: ای امیرالمومنین! کرم زده است.

فرمود : آن را نیز دور بینداز که از آتش است و به سوی آتش بر می گردد.

باز درهمی به من داد تا خربزه بخرم و من نیز سه تا خربزه خریدم و آوردم جلوی آن حضرت گذاشته و عرض کردم: ای امیرالمومنین! مرا معاف بدار که اینها را ببرم؛ زیرا آن سه تا را که بریدم همگی خراب بودند.

آن حضرت به من فرمود: ای قنبر! بنشین که آنها مامور هستند.

پس نشسته و یکی از آنها را قاچ کردم که شیرین بود. عرض کردم: ای امیرالمومنین! شیرین است.

فرمود: از آن بخور و به ما نیز بده.

پس یک قسمت از آن را من خوردم، یک قسمت را به حضرت علی علیه السلام دادم و قسمت دیگرش را نیز به آن مرد دادم.


امیرالمومنین علیه السلام رو به من کرد و فرمود:
ای قنبر! خداوند تبارک و تعالی ولایت ما را بر اهل آسمان ها و اهل زمین از جن و انس و میوه ها و غیر آنها عرضه داشت؛ پس هرکدام از آنها ولایت ما را قبول کرد، پاکیزه و شیرین و طیب شد و هرکدام از آنها که ولایت ما را قبول نکرد، کرم آلود و بد مزه و متعفن شد

کتاب خاطرات قنبر
الاختصاص،ص 249
سلام
اولین حکایتی که در کتاب خاطرات قنبر خوندم همین بود

تا چند ساعت تو فکر بودم اینقدر شگفت انگیز بود
حواقعا هم شیعه بودن ما مفتی نبوده
http://www.nooreaseman.com/thread-517.html

یا علی
آدرس اصلي