نورآسمان

نسخه‌ي كامل: آنیلی، شهید میلیاردر
شما هم اكنون متن قالب بندي نشده را مي‌بينيد.مشاهده‌ي نسخه‌ي اصلي
[تصوير: edardo-anily_bakground.jpg]
[تصوير: 131190.jpg]
[تصوير: 131190%20(1).jpg]
[تصوير: 131190%20(2).jpg]
[تصوير: 131190%20(4).jpg]
[تصوير: 131190%20(5).jpg]
[تصوير: 131190%20(6).jpg]

آنیلی، شهید میلیاردر (1): مرثیه ای بر یک رویا

تهیه کننده : محمود کریمی
منبع : راسخون
محل تولد : نيويورك


تاريخ تولد : 16/3/1333

محل شهادت :شهر تورينوي ايتاليا


تاریخ شهادت : 24/آبان/1379

مزار شهید :كليساي روستاي ويلار روزا


طول مدت حیات 46 سال

مهدی آنیلی یا ادواردو آنیلی (به انگلیسی: Edoardo Agnelli) در ۶ ژوئن ۱۹۵۴ درنیویورک از پدری ایتالیایی و مادری یهودی پا به عرصه دنیا گذاشت.

مادر وی «مارلا كاراچولو»، یك پرنسس یهودی بود و پدرش سناتور «جیووانی آنیلی»، مرد ثروتمند و معروف ایتالیایی بود. وی مالک کارخانه‌جات اتومبیل‌سازی فیات، فراری، لامبورگینی( البته چند سال پیش این کارخانه به مالکیت آئودی آلمان در آمد)، لانچیا، آلفارمو و آیوکو ( ما به نام ایویکو می شناسیم)، به همراه چندین کارخانه تولید قطعات صنعتی، چند بانک خصوصی، شرکت‌های طراحی مد و لباس، روزنامه‌های پرتیراژ "لاستامپا" و "کوریره دلاسرا"، باشگاه اتومبیل‌رانی فراری و باشگاه فوتبال یوونتوس بود. علاوه بر این‌ها، چندین شرکت ساختمان‌سازی، راه‌سازی، تولید لوازم پزشکی و هلیکوپترسازی هم وجود دارد که خانواده آنیلی جزء سهام‌داران اصلی آن‌ها می‌باشند. میزان ثروت و نفوذ خانواده آنیلی به حدی است که رسانه‌های ایتالیا از آن‌ها به عنوان خاندان پادشاهی ایتالیا نام می‌برند. کارشناسان اقتصادی درآمد سالانه خانواده آنیلی را بالغ بر ۶۰ میلیارد دلار تخمین می زنند که ۳ برابر درآمد نفتی جمهوری اسلامی ایران در آن تاریخ است.
ادواردو تنها فرزند پسر سناتور آنیلی است.
تنها خواهرش مارگریتا نام دارد. او ۷ فرزند دارد كه ثمره دو ازدواج او بودند. شوهر اول مارگریتا، آلین الكان یهودی و شوهر دومش سرجه دفالن مسیحی است. او ۳ فرزند از شوهر اولش به نام‌های جاكوب، لاپو و جینورا و از شوهر دومش ۴ فرزند به نام‌های ماریا، پییترو، سوفیا و آنا دارد.
ادواردو تحصیلات مقدماتی را در ایتالیا طی کرد و بعد به کالج آتلانتیک در انگلستان رفت و پس از آن در رشته ادیان و فلسفه شرق از دانشگاه پرینستون ایالات متحده با اخذ درجه دکتری فارغ التحصیل شد.
قديري ابيانه آشنايي ادواردو با اسلام را بر حسب اتفاق دانست و ابراز داشت: وقتي ادواردو دانشجوي بيست ساله‌اي بود و در دانشگاه پرينستون نيويورك درس مي‌خواند وقتي روزي در كتابخانه قدم مي‌زند چشمش به قرآن مي‌افتد و كنجكاو مي‌شود آن را باز مي‌كند و جملاتي از آن را مي‌خواند.
قديري در نقل قول مستقيمي از ادواردو در اين مورد آورده است: " وقتي قرآن را باز كردم آياتي از آن را خواندم احساس كردم اينها نمي‌تواند كلام بشري باشد. "
ادواردو براثر مطالعه قرآن و فقط مطالعه آن بدون اين‌كه كسي به سمت او برود و او را دعوت به اسلام كند و حتي بدون اين‌كه او ترديدي در حقانيت اسلام داشته باشد كه نيازي به مشورت احساس كند، تصميم مي‌گيرد، مسلمان شود و مسلمان مي‌شود. اين واقعه مربوط به چهارسال قبل از پيروزي انقلاب اسلامي است.يعني قبل از اين‌كه او خبري در مورد جنبش‌ها و نهضت‌هاي اسلامي بشنود.
محمد اسحاق عبداللهی كه از دوستان مسلمان آنیلی است نیز در مورد او می‌گوید؛ «ادواردو خیلی شب‌ها بیدار می‌ماند و با نور شمع تا صبح قران را مطالعه می‌كرد.»
بعد از این قضیه به یك مركز اسلامی در نیویورك مراجعه می‌كند و درخواستش مبنی بر این‌كه می‌خواهد مسلمان شود را مطرح می‌كند. آن‌ها هم نام «هشام عزیز» را برای وی انتخاب می‌كنند.
این گفته كه ادواردو در اثر معاشرت با مسلمانان به این دین گرویده، یك ادعای دروغ است، چون با موقعیت مالی و سیاسی كه پدر ادواردو داشت، هیچ‌كس به خود اجازه نمی‌داد كه چنین مسائلی را با او در میان بگذارد و او را به دین جدید دعوت كند. وی پس از ملاقات و گفتگو با دکتر قدیری ابیانه شیعه شده بود.
قديري با اشاره به اين‌كه ادواردو اطلاعي از وجود شيعه و سني نداشت و گفت: دليل آن‌ هم اين بود كه اسلام‌آوردن وي از طريق مطالعه قرآن بود. در ابتدا نيز با جو جامعه و خانواده آشنا نبود و به عنوان كسي كه حقيقتي را كشف كرده سعي مي‌كرد در اولين قدم خانواده‌اش را كه نزديك‌ترين افراد به او بودند را با اين حقيقت آشنا كند. به اميد اين‌كه آن‌ها هم به اين حقيقت بپيوندند. اما آن‌ها به شدت با او مخالفت مي‌كنند و او را به انزوا مي‌كشانند.

قديري به عنوان دوست نزديك ادواردو به سال‌هاي بعد از پيروزي انقلاب و تاثير آن در زندگي ادواردو اشاره مي‌كند و مي‌افزايد: بعد از پيروزي انقلاب ادواردو از طريق مشاهده يك برنامه تلويزيوني سراسري از شبكه‌هاي ايتاليا كه ميزگردي در مورد انقلاب اسلامي بود با اينجانب آشنا مي‌شود و به سراغ من مي‌آيد و در اولين جلساتي كه ماهيت تشيع را براي او توضيح دادم، تصميم گرفت به اين مذهب بگرود و وقتي در فروردين سال 60 با حضرت امام ملاقات كرد به عنوان يك شيعه و مقلد با مرجع تقليد و رهبر خود ملاقات مي‌كند. او در زمان حيات حضرت امام مقلد ايشان و بعد از امام مقلد آيت‌الله خامنه‌اي بود و علاقه فراواني به ايشان داشت.ادواردو انقلاب اسلامي را با عمق وجود درك مي‌كرد و به آن اعتقاد داشت. او با شيوه‌هاي حكومتي در جهان و عمق پنهان آن آشنا بود و به همين دليل نمي‌توانست با آن‌ها موافق باشد.
دكتر قدیری كه از سال ۱۳۵۱ برای تحصیل در رشته معماری به ایتالیا رفته بود، از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، رایزن مطبوعاتی سفارت جمهوری اسلامی ایران در ایتالیا بوده و آشنایی او با ادواردو آنیلی در همان زمان و به دنبال تماس ادواردو آنیلی با او آغاز شده است.
دكتر قدیری در مورد اولین ملاقاتش با ادواردو می گوید؛ «بعد از یك‌ میزگرد مطبوعاتی‌ كه‌ برگزار كردیم‌ -به‌ عنوان‌ رایزن‌ مطبوعاتی‌ سفارت‌ ایران-،‌ یك‌ روز یك‌شنبه‌ در حالی‌ كه‌ من‌ در اقامت‌گاه سفارت‌ بودم، دربان‌ سفارت‌ گفت‌ كه‌ یك‌ جوان‌ ایتالیایی‌ آمده‌ و می‌خواهد شما را ببیند. من‌ هم‌ گفتم‌ اگر می‌شود به‌ او بگویید فردا برای‌ ملاقات‌ بیایند. ولی‌ بعد از لحظاتی‌ دربان‌ سفارت‌ دوباره‌ زنگ‌ زد كه‌ این‌ جوان‌ می‌گوید خدا هر در بسته‌ای‌ را می‌گشاید. من‌ هم‌ گفتم‌ در را باز كنند و خودم‌ هم‌ رفتم‌ به‌ استقبال‌اش. جوان‌ قد بلند لاغری‌ بود كه‌ با یك‌ موتور گازی‌ كهنه‌ آمده‌ بود و خودش‌ را ادواردو آنیلی‌ معرفی‌ كرد. من‌ بدون‌ این‌كه‌ انتظار جواب‌ مثبتی‌ از او داشته‌ باشم،‌ از او پرسیدم‌ كه‌ شما با خانوادهِ‌ آنیلی‌ معروف‌ نسبتی‌ دارید و او گفت‌ كه‌ من‌ پسرش‌ هستم.
و زمانی که آقای فخردالدین حجازی در سال ۱۳۵۹ به ایتالیا سفر می‌کند و با ادواردو آشنا می‌شود، از او می‌خواهد که یک بار دیگر تشرف خودش را به تشیع اعلام نماید. سپس آقای فخرالدبن حجازی نام مهدی را برای او انتخاب می‌کند. او در مکاتبات خود از نام هشام عزیز که سال‌ها از آن استفاده کرده بود، استفاده می‌کرد و در مکالمات خود با دوستان ایرانیش از نام مهدی استفاده بهره می‌گرفت.
وی در چند نوبت به ایران سفر كرده بود و در فروردین سال ۱۳۶۰ با امام خمینی نیز ملاقات کرده بود كه امام خمینی در آن‌ دیدار پیشانی‌ وی را بوسیده بود.

و با آقای خامنه‌ای در قبل از دوران ریاست جمهوری‌اش و هم‌چنین با آقای هاشمی رفسنجانی در زمان ریاست مجلس شورای اسلامی دیدار كرده بود.(تصویر ادواردو درنماز جمعه تهران) او سفری هم به مشهد داشت و به زیارت حرم مطهر حضرت امام رضا(ع) رفته بود. برای‌ اولین‌ بار كه‌ به‌ مشهد رفته‌ بود، به‌ او گفته‌ بودند كه‌ چون‌ اولین‌ بار است‌ كه‌ به‌ زیارت‌ می‌روی،‌ هر آرزویی‌ داشته‌ باشی‌ برآورده‌ می‌شود. وقتی‌ از او پرسیدند‌ كه‌ از امام‌ رضا چه‌ خواستی،‌ وی گفته‌ از او خواستم‌ كه‌ قلب‌ پدرم‌ را نسبت‌ به‌ من‌ مهربان‌ كند. او از همان دوران جوانی، علاقه‌ای به اداره ثروت عظیم خانوادگی به روش پدرش نداشت و فقط چند سال مسئولیت اداره باشگاه فوتبال یوونتوس را به عهده داشت که پس از مدتی وی را از كار بركنار كردند و عمویش جای وی را گرفت.
در اواخر دهه ۸۰، موضوع انتخاب جانشین برای سناتور آنیلی در شورای رهبری فیات مطرح شد و ادواردو را به دلیل اعتقادات مذهبی‌اش نامناسب تشخیص دادند، اما در واقع وارث اصلی او بود و باید بهانه‌ای برای كنار گذاشتنش پیدا می‌كردند.
در همین زمان ماجرای ماریندی پیش آمد. در اكتبر ۱۹۹۰ ( پائيز سال 1369 )رسانه‌ها اعلام كردند كه به خاطر حمل ۳۰۰ گرم هروئین، وی را در شهر ساحلی ماریندی در كنیا دستگیر كرده‌اند. ماجرایی كه اصلاً واقعیت نداشت و پلیس و دادگاه كنیا خیلی زود متوجه اشتباهشان شدند، اما خوراك مطبوعات ایتالیا كه اكثراً زیر نفوذ پدرش بودند، فراهم شد و برخی حتی او را قاچاق‌چی نامیدند و تبرئه شدنش را به خاطر نفوذ پدرش می دانستنند. بعد از آن با این‌كه برخی مطبوعات به اشتباه خود در مورد ادواردو اشاره كردند، اما با گسترش شایعات، افكار عمومی برای معرفی جانشینی غیر از او برای مدیریت فیات آماده شد.
در اوایل دهه ۹۰، پسر عمویش "جیووانی امبرتو" را به جانشینی انتخاب كردند. ادواردو نیز مخالفتی نكرد و حتی برای وی نامه نوشت و ضمن تبریك به او توصیه كرد كه بازیچه دست پول پرستان نشود. اما در سال ۹۷، خانواده آنیلی با یك بحران مواجه شد. جیووانی در ۳۶ سالگی، بر اثر سرطان ناشناخته‌ ای درگذشت. جالب این‌جاست كه جورجو برادر سناتور آنیلی نیز در سن ۳۶ سالگی به مرگ مشكوكی در سال‌های دور كشته شده و سهم او بین بقیه تقسیم گشته بود. شورای رهبری نیز "جاكوب الكان" خواهرزاده وی که از پدری یهودی بود را به جانشینی انتخاب كرد. این انتخاب ادواردو را به شدت ناراحت كرد. او این بار سكوت نكرد و حتی با قدرت در مقابل خانواده‌اش كه تصمیم داشتند نام خانوادگی جان الكان را به آنیلی تغییر دهند، ایستاد و اجازه این كار را نداد. وی مصاحبه‌ای با روزنامه "مونیفست" كه متعلق به حزب چپ ایتالیا و به لحاظ سیاسی مخالف پدرش بود انجام داد و به شدت انتقاد كرد. او در این مصاحبه گفته بود که درست بعد از تشییع جنازه پسر عمویش، جاكوب الكان كه هنوز ۲۲ سالش نشده به سمت هیات مدیره فیات منسوب شده بوده و او فكر می‌كند که این انتخاب، یك سقوط برای دم و دستگاه در بر داشته باشد. این انتخاب برای فیات بسیار منفیه . فیات یک موسسه جدیه, نه یک باشگاه برای 20 ساله ها .
رسوایی اخلاقی خواهرزاده یهودی ادواردو آنیلی: 10 آبان 1384 (5 سال پس از مرگ ادواردو)

رسانه‌هاي ايتاليايي از رسوايي اخلاقي خواهرزاده يهودي ادواردو آنيلي وارث خانواده آنيلي در ميان مردم ايتاليا پرده برداشتند.
به گزارش خبرگزاري فارس، جان لاپو الكان John Lapo Elkannخواهرزاده يهودي ادواردو آنيلي چندي پيش در حين انجام اعمال نامشروع با سه مرد 50 ساله، در حالي كه به خاطر افراط در مصرف مواد مخدر وضع وخيمي پيدا كرده بود به بيمارستان منتقل شد.
بعد از كشته شدن مشكوك ادواردو آنيلي كه به عنوان تنها پسر جيوواني آنيلي وارث ثروت اين خانواده بود، الكان خواهرزاده يهودي ادواردو به عنوان بزرگترين فرزند پسر اين خانواده وارث دارايي‌هاي اين خانواده شد.
به گزارش نشريه اشپيگل موناكو مشكل پيش آمده براي الكان در نتيجه افراط در مصرف مخلوطي از قرص‌هاي اكستازي، كوكائين و مشروبات الكلي بوده و وي به خاطر اين مسئله بخشي از توان ذهني خود را از دست داده است.روزنامه osservative romano متعلق به واتيكان نيز در تاريخ 22 اكتبر اشاره‌اي تلويحي به مسئله اعتياد وارث آنيلي‌ها و ديگر مفاسد وي داشته است.
سايت اطلاع‌رساني virgilio نيز در خبري به شهره شدن اين يهودي صهيونيست به فساد در ميان مردم ايتاليا اشاره كرده و اظهار داشته است: دانشجويان ايتاليايي در اعتراض به يك مصوبه پارلمان اين كشور در تاريخ 25 اكتبر مقابل پارلمان ايتاليا تجمع كردند. اين دانشجويان در اعتراض به اكثريت حاكم ايتاليا به صورت طعنه آميز شعار مي‌دادند: "همه شما مثل جان الكان هستيد."
لازم به ذكر است پدر جان الكان روزنامه نگاري صهيونيست بود و مادرش نيز دختر جيوواني آنيلي و خواهر ادواردو بود و وقتي از وي كه پدر بززگش مسيحي و مادر بزرگش يهودي بوده پرسيده مي‌شود "شما به كدام مذهب هستيد؟" خاطر نشان مي‌كند: "من بيشتر خود را يك يهودي احساس مي‌كنم".
باید به ادواردو حق داد که برای افتادن ثروت عظیم آنیلی ها در دست این پسر بچه احساس خطر کرده باشد.
ادواردو در دهه ۹۰ هیچ‌گونه مسئولیتی نداشت و اغلب اوقات را با مطالعه، سفر، روزنامه‌نگاری و فعالیت‌های بشر دوستانه گذراند. پدرش او را تهدید به محرومیت از ارث در صورت عدم ترك اعتقاد به اسلام كرده بود و او برای حفظ دینش حاضر به گذشت از میلیاردها دلار ثروت شده بود. او به خاطر اسلام آوردن، به شدت تحت فشار خانواده بود تا دست از اسلام بكشد.
او در خانه خیلی تنها بود. حتی نامزدش به خاطر اعتقاداتش او را ترك كرده بود. ادواردو خیلی تلاش كرد كه وی را مسلمان كند، ولی علیرغم تلاش‌های او، وی مسلمان نشد. وی مایل بود كه با یك دختر مسلمان ازدواج كند، ولی با فشارهایی كه خانواده‌اش به او می‌آوردند و روزها و ساعت‌ها او را در منزل خودش محبوس می‌كردند، وی به خودش اجازه این‌كه كس دیگری را وارد این همه عذاب كند، نداد.
در یک دست نوشته از ادواردو آمده است که: واضح است که آخرین پیامبر الهی ، محمد(ص) است. برای اینکه این آخرین گفتار و قوانینی است که خداوند نازل کرده تا روز قیامت، بنابراین بعد از اسلام هیچ دین جدیدی نخواهد آمد.
ادواردو نگران سوء‌قصد از سوی صهیونیست‌ها بود و به آقای قدیری گفته بود كه آن‌ها او را به خاطر اسلام آوردنش خواهند كشت و قتل او را به خودكشی، حادثه غیرمترقبه یا بیماری نسبت خواهند داد. و حتی او را به زور در یك درمان‌گاه روانی خصوصی ویژه میلیاردرها در نزدیكی مرز سوئیس به طور كاملاً مخفی بستری كرده بودند و بالاخره همان‌طور كه خود ادواردو حدس می‌زد، در ۱۵ نوامبر سال ۲۰۰۰ (۲۴ آبان ۱۳۷۹) در یك واقعه مشكوك در سن ۴۶ سالگی درگذشت.
در آن روز معاون شبكه حمل و نقل تورینو ساوونا، در حال گشت‌زنی روزانه‌اش بود كه در میانه راه به اتومبیل فیات كرومای خاكستری ‌رنگی برخورد كه در وسط پل رومانو بدون سرنشین پارك شده بود. چراغ راهنمای ماشین روشن بود و درها قفل نشده بودند. او ابتدا فكر می‌كند كه اتومبیل دچار نقص فنی شده و راننده آن پای پیاده به تعمیرگاهی در حوالی آن‌جا رفته است، اما وقتی پرسنل تعمیرگاه از مراجعه چنین شخصی اظهار بی‌اطلاعی می‌كنند، فرانكلینی متوجه می‌شود كه باید اتفاق وحشتناكی افتاده باشد. به محل پارك اتومبیل بازمی‌گردد و به آرامی از نرده‌های پل به پایین نگاه می‌كند و جسد مردی را در ارتفاع یک و نیم متری بر روی پایه پل می‌بیند كه با صورت بر روی زمین افتاده است. او به سرعت نیروی پلیس را خبر می‌كند. ساعت ۱۱ نیروهای پلیس بالای سر جسد می‌رسند. صورت مرد در اثر ضربه به شدت مجروح شده است. اما كارت شناسایی‌ای كه در جیب كتش یافت شد، متعلق به ادواردو آنیلی، تنها پسر سناتور جیووانی آنیلی می‌باشد كه در زیر پل "ژنرال فرانكو رومانو" پیدا شده است. ظاهر قضیه نشان می‌داد كه وی از روی پل به پائین پرت شده است و رسانه‌ها عمدتا خودكشی را به او نسبت دادند.
موضوع مرگ وی از همان روز اول تا چند روز در را‌س اخبار قرار گرفت و هزاران سایت اینترنتی، روزنامه‌ها و شبكه‌های تلویزیونی در مورد درگذشت او اخباری را پخش كردند.
این رسانه‌ها، "ادواردو" را فردی حساس، گوشه‌گیر، منزوی‌، خجالتی، معتاد و بیمار توصیف كردند، اما در میان حجم عظیم اخبار منتشره، خبری از انجمن فارغ‌التحصیلان ایتالیا منتشر شد كه ادواردو را یك مسلمان شیعه معرفی كرد و ادعا نمود كه وی توسط عوامل صهیونیست به شهادت رسیده است. اما علیرغم ارسال این خبر برای رسانه‌های مختلف، هیچ‌كدام حتی اشاره‌ای هم به آن نكردند.
قاضی پرونده، یك روز پس از مرگ وی اعلام كرد كه او خودكشی كرده است که بنابراین تحقیقات خاصی انجام نشد و جسد وی بدون كالبد شكافی در همان روز دفن شد. دكتر "ماركو باوا" كه یكی از دوستان ادواردو می‌باشد، می‌گوید؛ «برای من عجیب است كه چه‌طور وی را كالبد شكافی نكردند. در حالی كه این‌جا اگر سگ‌ها و گربه‌ها در كنار خیابان بمیرند، كالبد شكافی می‌شوند.»
یكی از دوستانش از مسلمانان ایتالیا خواست دست به اقدام حقوقی زده و از دستگاه قضایی ایتالیا بخواهند كه در مورد احتمال قتل او تحقیق كنند. وی می‌گفت که من حاضرم شهادت دهم كه ادواردو آنیلی مسلمان بود و شخصا به من گفت كه از كشته شدن توسط صهیونیست‌ها بیم دارد و تاكید كرد كه صهیونیست‌ها بالاخره او را ترور خواهند كرد و آن‌را یا به بیماری و یا به خودكشی و حادثه غیرمترقبه نسبت خواهند داد.
دكتر قدیری ابیانه كه از دوستان صمیمی ادواردو بود، در مصاحبه‌ای كه در مورد ادواردو با او داشتند اظهار داشت؛ «من یقین دارم كه ادواردو آنیلی، همان‌طور كه خود پیش‌بینی كرده بود، كشته شده است و تحقیقات دوستان ما نیز نشان می‌دهد كه او تا آخرین لحظه بر ایمان اسلامی خود پایدار مانده بود، بلكه درصدد مسلمان كردن دیگران نیز برآمده بود و حتی دو روز قبل از فوتش با دو كشیش در استان توسكانا در مورد اسلام ملاقات داشت و به همین مناسبت از یكی از دوستان مسلمان خود خواسته بود تا تفاسیری را كه در مورد آیه "جاء الحق و ذهق‌الباطل ان الباطل كان ذهوقا" وجود دارد در اختیار او قرار دهد.»
وی در صحبت‌هایش اشاره می‌كند كه ادواردو همواره‌ به‌ دنبال‌ این‌ بود كه‌ دوستان‌ و بستگانش‌ را با اسلام‌ آشنا كند در یكی‌ از سفرهایش‌ به‌ ایران‌، یكی‌ از دوستانش‌ را با خودش‌ آورده‌ بود و به‌ وی گفته كه‌ او را تا مرز اسلام‌ آورده‌ام، جالب‌ است‌ كه‌ آن‌ دوستش‌ هم‌ پسر سلطان‌ شراب‌ ایتالیا بود كه‌ بعد از سلسله بحث‌هایی،‌ او هم‌ اسلام‌ آورد و مسلمان‌ شد.
یعنی‌ این‌كه‌ فرزند بزرگ‌ترین‌ تولید كننده‌ و صادر كنندهِ‌ شراب‌ ایتالیا از طریق‌ ادواردو مسلمان‌ شد. الان‌ او هم دقیقا مثل آنیلی کشته شده است( در قسمت های بعدی به این موضوع خواهیم پرداخت.)
خانواده‌اش‌ به‌ شدت‌ دنبال‌ این‌ بودند که‌ هر رابطه‌ای‌ که‌ بین‌ او و جهان‌ اسلام‌ است‌ قطع‌ بکنند مثلاً به‌ یکی‌ از بچه‌های‌ مسلمان‌ که‌ با او دوستی‌ داشت‌ پیشنهاد کرده‌ بودند که‌ ما به‌ تو ماهیانه‌ 5000 دلار می‌دهیم، ماشین‌ هم‌ در اختیارت‌ می‌گذاریم‌ کار هم‌ اگر بخواهی‌ به‌ تو می‌دهیم‌ به‌ شرط‌ قطع‌ رابطه‌ با ادواردو و او نپذیرفته‌ بود و بعد از آن‌ فشارها شروع‌ شد؛ روزی‌ نبود که‌ پلیس‌ به‌ خانه‌اش‌ وارد نشود، این‌ فشارها بود تا این‌ رابطه‌ قطع‌ شود.
خیلی‌ از دوستان‌ ایتالیایی‌اش‌ را که‌ با او رابطه‌ داشتند خریدند و رابطه‌شان‌ را قطع‌ کردند، تا از طریق‌ این‌ فشارها و منزوی‌ کردن‌ او موجب‌ تغییر روش‌اش‌ شوند مثلاً در مورد آقای‌ حسین‌ عبدالهی‌ که‌ ادواردو هر روز او را می‌دید، پدر ادواردو به‌ او گفته‌ بود تو دوستی‌ با پسر « راکفلر» را رها کردی‌ رفتی‌ با این‌ عبدالهی‌ دوست‌ شدی. ( طبق برآورد های انجام شده راکفلرها ثروتمند ترین ‌خاندان در چند قرن اخیر بوده اند که ثروت هنگفتی از نفت به دست آوردند.)
ادواردو نسبت‌ به‌ مسایل‌ جهان‌ اسلام‌ هم‌ بسیار حساس‌ بود، مثلاً وقتی‌ می‌دید که‌ مسلمانان در فلسطین‌ آن‌ طور کشته‌ می‌شوند می‌گفت‌: من‌ تکلیفم‌ چیست؟ من‌ نمی‌توانم‌ همین‌ طور بنشینم‌ و نگاه‌ کنم. مرتب‌ این‌ طرف‌ و آن‌ طرف‌ زنگ‌ می‌زد، و تماس‌ می‌گرفت، گاهی‌ می‌گفتم‌ که‌ تماس‌های‌ تو خطرناک‌ است‌ برای‌ اینکه‌ اگر قرار باشد تو را به‌ شهادت‌ برسانند در این‌ کار تسریع‌ خواهند کرد.
در زمان‌ جنگ‌ ایران‌ و عراق‌ زمانی‌ که‌ عراق‌ از سلاح‌های‌ شیمیایی‌ استفاده‌ می‌کرد و این‌ کار به ‌حمایت‌ آمریکا انجام‌ می‌شد رفته‌ بود و با یکی‌ از مقامات‌ عالی‌ رتبهِ‌ آمریکا در کاخ‌ سفید ملاقات‌ کرده‌ بود من‌ الان‌ اسم‌ آن‌ فرد را به‌ خاطر ندارم، حالا یا مشاور امنیت‌ ملی‌ آمریکا بود یا وزیر دفاع، به‌ او گفته‌ بود که‌ شما چرا با ایران‌ دشمنی‌ می‌کنید و از عراق‌ حمایت‌ می‌کنید و از جنایات‌ صدام‌ گفته‌ بود. آن‌ مقام‌ آمریکایی‌ به‌ دیوار روبرویش‌ اشاره‌ کرده‌ بود، می‌گفت: دیدم‌ یک‌ عکس‌ از امام‌ خمینی‌ را روی‌ دیوار به‌ صورت‌ سیل‌ در آورده‌ و نصب‌ کرده‌ بود.
یک‌ بار در آمریکا به‌ بازدید یک‌ کارخانهِ‌ هلی‌ کوپتر سازی‌ رفته‌ بود و مقامات‌ کارخانه‌ و ژنرال‌های‌ ارتش‌ آمریکا توضیح‌ می‌دادند، در بازدید به‌ یک‌ هلی‌ کوپتر می‌رسند که‌ در موردش‌ می‌گویند این‌ هلی‌ کوپتر همهِ‌ تکنولوژی‌ برتر جهان‌ در آن‌ جمع‌ است‌ و پیشرفته‌تر از آن‌ ساخته‌ نشده‌ و در توضیح‌ همه‌ می‌گویند که‌ از همان‌ هلی‌ کوپترهایی‌ است‌ که‌ در جریان‌ طبس‌ به‌ کار رفته‌ است. ادواردو می‌گوید در طبس‌ که‌ این‌ هلی‌ کوپترهای‌ آمریکایی‌ شکست‌ خوردند و آن‌ ژنرال‌ آمریکایی‌ هم‌ در پاسخش‌ می‌گوید خدای‌ آنها از هلی‌ کوپترهای‌ ما قوی‌تر بود. بعد او برای‌ یکی‌ از دوستان‌ ما گفته‌ بود که‌ با تمام‌ سختی‌ها و مصائبی‌ که‌ به‌ من‌ وارد می‌شود هر از چند گاهی‌ چنین‌ جمله‌ هایی‌ من‌ را سر حال‌ می‌آورد.
ادواردو می‌گفت: کارخانه‌ فیات‌ هزینهِ‌ گزافی‌ خرج‌ تبلیغات‌ می‌کند تا این‌ نوع‌ ماشین‌ داشتن‌ را به‌ عنوان‌ یک‌ ارزش‌ مطرح‌ کند. او این‌ نوع‌ تبلیغات‌ را به‌ عنوان‌ یک‌ ضد ارزش‌ مطرح‌ می‌کرد یا مثلاً می‌گفت‌ بسیاری‌ از افراد برای‌ اینکه‌ به‌ من‌ نزدیک‌ شوند و به‌ من‌ ابراز دوستی‌ کنند می‌آمدند و مثلاً می‌گفتند اگر نامزد ما را می‌پسندی‌ مشکلی‌ نیست‌ با او باشی.
او حتی این‌قدر به اسلام علاقه داشت كه زمانی‌ كه در ایتالیا یك‌ مؤ‌سسهِ‌ انتشاراتی‌ تصمیم‌ گرفت‌ كتاب‌ سلمان‌ رشدی‌ را به‌ ایتالیایی‌ چاپ‌ و منتشر كند، او وقت‌ ملاقات‌ می‌گیرد و به‌ دیدن‌ ناشر می‌رود و از او می‌خواهد كه‌ این‌ كتاب‌ را منتشر نكند، ناشر بعد از صحبت‌های‌ او خیلی‌ متعجب‌ می‌شود.
یکی‌ از بچه‌های‌ سابق انجمن‌ اسلامی‌ دانشجویان‌ ایتالیا تعریف‌ می‌کرد که‌ در آن‌ شرایطی‌ که‌ منافقین‌ در ایتالیا فعالیت‌ داشتند، ما درگیری‌ هایی‌ با آنها پیدا کردیم‌ و پلیس‌ هم‌ ما را دستگیر کرد ولی‌ بعد از چند وقت‌ وکیلی‌ آمد و مارا آزاد کرد، بعد ما فهمیدیم‌ که‌ آن‌ وکیل‌ را ادواردو فرستاده‌ بود. به‌ هر حال‌ هر کاری‌ که‌ از دستش‌ بر می‌آمد برای‌ حمایت‌ از انقلاب‌ و اسلام‌ انجام‌ می‌داد.
یک‌ زمانی‌ بود که‌ در ایتالیا تبلیغات‌ سنگینی‌ علیه‌ ایران‌ و انقلاب‌ اسلامی‌ بود، او با شبکه‌ 1 تلویزیون‌ ایتالیا صحبت‌ کرد و با یک‌ تیم‌ تلویزیونی‌ عازم‌ کشورهای‌ اسلامی‌ شد. راجع‌ به‌ اسلام‌ تحقیق‌ کردند. خودش‌ هم‌ در را‌س‌ آن‌ گروه‌ به‌ سفر رفت‌ و فیلم‌ مستندی‌ در این‌ باره‌ ساخته‌ شد. و از شبکه‌ 1 ایتالیا هم‌ پخش‌ شد و بعد از آن‌ او و یک‌ خبرنگار در یک‌ میزگرد راجع‌ به‌ همان‌ قضیه‌ شرکت‌ کردند.
دوستان مسلمان ادواردو می‌گفتند که قبل از مرگش، ادواردو گفته بود كه برای ترك ایمان به اسلام، به شدت تحت فشار خانواده قرار گرفته است و حتی او را به زور در یك درمانگاه روانی خصوصی و به طور كاملا مخفی بستری كرده بودند و پزشكان یهودی با گرایش شدید به اسرائیل و صهیونیسم، مرتبا به او فشار می‌آوردند و موادی نیز به او تزریق کرده‌اند تا او اراده خود را از دست بدهد.
وی می‌گفت؛ «آن‌ها حتما مسلمان بودن او را به اسرائیل گزارش خواهند كرد و این مقدمه‌ای برای ترور او خواهد بود. لیكن او در ایمان خود استوار است و تا پای جان به آن وفادار خواهد ماند.»
او حتی به دوستانش گفته بود كه شوهر اول خواهرش، مركز خطر برای جان او است. با مرگ ادواردو، سهم او از ارث پدر و مادر پیرش، تماما به خواهرش و فرزندان او رسید، ضمنا مدیریت موسسه بزرگ فیات و سایر موسسات خانواده آنیلی نیز به نوه بزرگ سناتور آنیلی یعنی جاكوب فرزند بزرگ مارگریتا (خواهر ادواردو آنیلی) خواهد رسید.
دكتر قدیری ابیانه معتقد است که صهیونیست‌ها، زنان یهودی را در سر راه زندگی مردان ثروتمند قرار می‌دهند تا بدین‌وسیله راه انتقال ثروت به جامعه یهودی را باز كنند. حتی ازدواج مادر ادواردو كه یك پرنسس یهودی بود و ازدواج اول خواهر ادواردو هم حساب شده و برنامه‌ریزی شده است و مرگ‌های مشكوكی كه در این خانواده‌های ثروتمند رخ می‌دهد، در جهتی است كه در تقسیم ارث در نهایت، قدرت و ثروت، هر چند در زمان طولانی، به یهودیان منتقل می‌گردد.»
با مرگ جورجو، برادر سناتور آنیلی نیز در سن ۳۶ سالگی و با فوت مشكوك جوواننینو، پسرعموی ادواردو آنیلی و كشته شدن خود ادواردو كه عنوان خودكشی بر آن گذاشته شده بود، مدیریت و عمده ثروت فیات (با توجه به فوت پدر ادواردو که بعد از فوت ادواردو رخ داد)، از دست كاتولیك‌ها خارج و به دست یهودی‌ها افتاد.
بالاخره پزشک قبرستان «فوسانو»، بدون کالبد شکافی و کم‌ترین تحقیقی، گواهی دفن ادواردو را صادر کرد. پیکر او را در کلیسایی در روستای «ویلارروزا» در آرامگاه خانواده آنیلی به خاک سپردند.
اما فیلم مستندی پیرامون ادواردو آنیلی وجود دارد. شاید در مورد او شنیده باشید یا فیلم مستند آن را دیده باشید. مخلص کلام اینکه ادواردو در میان خانواده ای مسیحی و خویشاوندانی یهودی، مسلمان شده بود و این برای وارث ثروت های کلان خانواده آنیلی جرم و خطری بزرگ محسوب می شد و همین مسلمانی بود که باعث شهادت وی شد.
نماز جمعه تهران، عكس «ادواردو آنیلی».این عكس، «ادواردو» را در صف اول نماز جمعه تهران به امامت جمعه آیت‌الله خامنه‌ای نشان می‌دهد. «مهدی ادواردو آنیلی» با قد بلند و كت زرد در قسمت راست عكس دیده مشاهده می‌شود. در سمت چپ عكس آیت‌الله سیدمحمد باقر حكیم دیده می‌شود. این عكس سند مهمی است در برابر کسانی که ماجرای مسلمان شدن ادواردو را داستان پردازی می نامیدند. در همین سفر به ایران بود كه ادواردو با حضرت امام دیدار كرد و حضرت امام پیشانی ادواردو را بوسید.

محمدحسن قديري ابيانه در گفت و گو با خبرنگار فارس اظهار داشت: ادواردو يكي از شخصيت‌هاي بنام ايتاليا و به عنوان تنها فرزند پسر جيوواني آنيلي مالك 7 كارخانه اتومبيل‌سازي ايتاليا همچون فيات، فراري، لامبورگيني و آلفارومئو، مالك باشگاه ورزشي يونتوس و صاحب چند بانك و شركت‌هاي بزرگ بود كه درآمد سالانه آن‌ها به 60 ميليارد دلار مي‌رسيد و اگر روال طبيعي طي مي‌شد ادواردوي مسلمان وارث اصلي و مدير اين مجموعه مي شد و كسي كه مديريت اين مجموعه را به دست مي‌گيرد در حقيقت در همه اركان دولتي و غيردولتي، احزاب و رسانه‌هاي ايتاليا صاحب نفوذ خواهد بود.
در ادامه قديري به فرازهايي از زندگي‌نامه ادواردو اشاره كرد و افزود: ادواردو در خانواده‌اي سوپرميلياردر به دنيا آمد. پدر او مسيحي كاتوليك و مادرش يك پرنسس يهودي صهيونيست بود و شايد مختلف بودن دين پدر و مادر ادواردو به او كمك كرد كه براي جستجوي حقيقت اقدام كند. يعني چون پدر وي مسيحي و مادرش يهودي بود، نمي‌توانست هر دو را بپذيرد و ناچار بود كه به جستجو براي كشف حقيقت بپردازد و او در جستجوي خود حقيقت را در اسلام يافت. شايد اگر پدر و مادر وي هر دو مسيحي يا يهودي بودند اين انگيزه براي وي براي كشف حقيقت ايجاد نمي‌شد.
قديري ابيانه با اشاره به اين‌كه عده‌اي بسياري افراد در تلاش براي رسيدن به ثروت به هر نحوي هستند تصريح كرد: عمر بعضي افراد در اين راه تلف مي‌شود و فكر مي‌كنند داشتن بيشتر به معناي خوشبختي است. اما ادواردو كه در اوج ثروت بود و درآمد سالانه اين خانواده از دو برابر اوج درآمد نفتي ما در سال گذشته بيشتر بوده است، مشاهده مي‌كرد آن‌چه براي ديگران آب است براي او سرابي بيش نيست و ثروت نمي‌تواند براي وي نقطه نهايي آرزوي بيشر باشد و لذا در انتخاب بين اسلام و ثروت انبوه خانوادگي خود، دين اسلام را بي‌ترديد پذيرفت.
قديري تاكيد كرد: مورد ديگري كه باعث دوري گزيدن ادواردو از نظام غربي شد موقعيت او به عنوان جانشين حاكم مطلق ايتاليا بود. او به عنوان فرزند آنيلي از اسرار كشورش و اسرار سازمان‌هاي مختلف مطلع بود و مي‌دانست كه بسياري از احزاب، گروه‌ها، مقامهاي دولتي، پارلماني و رسانه‌هاي گروهي كه شعار آزادي و چند صدايي سر مي‌دهند تحت نفوذ و سلطه پدر او و كمپاني‌هاي پدر او هستند. لذا اين نمايش‌ها براي او رنگي نداشت و به پوچي آن‌ها واقف بود.
از طرفي به ادواردو از كودكي به عنوان جانشين پدر و وارث اصلي نگاه مي‌كردند و همه امكانات تربيتي را براي او فراهم كردند و در تلاش بودند از او يك مدير توانا و دانا و داراي قدرت تصميم‌گيري بالا بسازند و لذا ادواردو تجربيات و آموخته‌هاي بسياري داشت اما مجموعه اين عوامل دست به دست هم داد و موجب شد او از اين امكانات براي شناخت حقيقت بهره ببرد.
ابيانه با اشاره به اين‌كه ادواردو آنيلي با ارزش‌هاي رايج در غرب مخالف بود تاكيد كرد: وي در قسمتي از يكي از مصاحبه‌هايش كه در فيلم مستند زندگي ادواردو نيز وجود دارد مي‌گويد: "متاسفانه ما در جهاني زندگي مي‌كنيم كه ارزش افراد به ميزان موجودي حساب بانكي آنهااست " او به عنوان يك ثروتمند مشاهده مي‌كرد كه چه افراد بي‌مقدار اما ثروتمندي در جامعه به خاطر ثروتشان مورد احترام قرار مي‌گيرند.
ادواردو براي من نقل مي‌كرد كه به خاطر موقعيت مالي و به خصوص موقعيت آينده‌اش كساني كه از مسلمان بودن وي مطلع نبوده‌اند حتي حاضر بودند همسرشان را به ادواردو پيش‌كش كنند تا به او نزديك شوند و او نمي‌توانست با اين معيارها و ارزش‌ها موافق باشد.
قديري ابيانه افزود: ادواردو در معرض انتخاب قرار گرفت كه يا دست از اسلام بكشد و همه آن موقعيت و ثروت به او تعلق پيدا كند و يا اگر بخواهد در اسلام خود پايبند بماند، بايد از همه آن امكانات و ثروت كلان بگذرد. كه اگر سهم ادواردو به او مي‌رسيد درآمدش از سهم ارث روزانه معادل دو تا سه تن طلا بود. اما او در اين انتخاب ترديدي در انتخاب اسلام و قبول مصائبي كه در آينده بر او وارد خواهد شد، نكرد و بر مذهب و دين خود پايبند و استوار ماند.
قديري با اشاره به اين كه ادواردو سعي مي‌كرد تا بتواند حق ارث خود را براي استفاده در راه اسلام در ايتاليا و اروپا بدست بياورد، بيان داشت: وقتي از بدست آوردن اين حق خود نااميد شد، تصميم گرفت به ايران بيايد و به حوزه علميه قم برود و آنجا اسلام را از منشا و مبدا بياموزد. ادواردو از خواندن قرآن لذت مي‌برد و معتقد بود اگر بتواند عربي را ياد بگيرد و قرآن را بدون نياز به ترجمه بفهمد از لذتش در فهم قرآن دوچندان خواهد شد.
ابيانه با اشاره به واقعه شهادت ادواردو خاطرنشان كرد: در مقابل اين تصميم ادواردو مبني بر سفر به ايران مقاومت شد و در فرصت كوتاهي وي را به شهادت رساندند. همانطور كه خود ادواردو اين مسئله را پيش‌بيني كرده بود. او به من گفته بود كه دشمنان وي و به خصوص صهيونيست‌ها تحمل نمي‌كنند، وي زنده بماند و لذا اقدام به ترور او خواهند كرد. اما اعلام ترور نخواهند كرد و مرگ وي را خودكشي، بيماري يا سانحه جلوه خواهند داد.
قديري ابيانه به ساخت فيلم مستند زندگي شهيد آنيلي اشاره داشت و افزود: اين فيلم تاثير بسيار مثبتي در افكار عمومي جامعه ما برجاي گذاشت و براي بسياري افراد حكم يك تلنگر و حجت را داشت. افرادي كه گاهي به خاطر مشكلات زندگي يا براي رسيدن به نعمت‌هاي دنيوي ارزش‌ها را زير پا مي‌گذارند، وقتي مشاهده مي‌كنند كه فردي با چنين ويژگي‌هاي از آن همه ثروت رو بر مي‌گرداند و به سوي اسلام نگاه مي‌كند به فكر فرو خواهند رفت. در همين روزهاي اخير يكي از خوانندگان سايت ادواردو در اين سايت نظر با اين مضمون گذاشته بود " من تا سن 17 سالگي هرگز نماز نخواندم اما با ديدن اين فيلم به نماز روي آوردم و دو ركعت نماز براي شادي روح او خواندم " و از اين موارد بسيار زياد بوده است.
اين فعال سياسي به عملكرد نامناسب وزارت امور خارجه وقت در قبال شهيد ادواردو اشاره كرد و يادآور شد: عملكرد اين وزارت در رابطه با موضوع فيلم مستند ادواردو عملكردي بسيار منفي، مخرب و دور از شان جمهوري اسلامي بود. سفارتخانه‌هاي ما در واتيكان و روم و همچنين وزارتخانه ما نه تنها هيچ همكاري با گروه اعزامي براي توليد فيلم نكردند، بلكه نهايت تلاش خود را براي جلوگيري از توليد اين فيلم و سپس پخش آن به كار بردند و مجلس ششم نيز در اين راه دولت و وزارت‌خارجه را ياري كرد. اما خوشبختانه صدا و سيما به رياست آقاي دكتر لاريجاني تسليم اين فشارها نشد و اين فيلم را به نمايش گذاشت كه اثر بسيار مثبتي در ايران به جا گذاشت.
متن كامل نامه وزارت امور خارجه وقت بدين شرح است: "جناب آقاي دكتر علي لاريجاني؛ پيرو مكالمه تلفني احتراماً بر اساس اخبار واصله مقرر شده است كه فيلم ادواردو از سيماي جمهوري اسلامي ايران پخش شود. با عنايت به حساسيت شديد دولت ايتاليا نسبت به فيلم ادواردو و نظر به اين‌كه ايتاليا از ماه آينده رياست اتحاديه اروپا را بر عهده خواهد گرفت و در حال حاضر روابط جمهوري اسلامي ايران و اتحاديه اروپا در مرحله بسيار حساسي است و پخش اين فيلم پيامدهاي منفي نسبت به مناسبات جمهوري اسلامي ايران و اتحاديه اروپا در پي خواهد داشت خواهشمند است دستور فرماييد از پخش اين فيلم از سيماي جمهوري اسلامي ايران جدا اجتناب شود. "
قديري به سانسور مطلق رسانه‌هاي ايتاليا در مورد ادواردو اشاره كرد و گفت: آن‌ها به طور عجيبي مانع پخش هر نوع خبري در ارتباط با مسلمان بودن ادواردو و در رابطه با اين‌كه فيلمي در ايران توليد شده كه ادعا كرده ادواردوي مسلمان به دست صهيونيست‌ها به شهادت رسيده، مي‌شوند و اين نشان‌دهنده حاكميت واقعي سانسور در غرب است كه اميدواريم روزي اين ديوار سانسور بريزد و مردم ايتاليا و ديگر كشورها نيز از اين واقعيت مطلع شوند.
ابيانه افزود: در طول ساخت اين فيلم چند دست‌خط از ادواردو نيز پيدا مي‌شود كه يكي از آن‌ها مربوط به ديدار وي با امام است كه امام در اين ديدار پيشاني ادواردو را مي‌بوسد.تصوير دست‌خط ادواردو در مورد ديدارش با امام هم‌اكنون در سايت ادواردو با آدرس http://www.edoardo.ws قابل مشاهده است.
ادواردو در نوشته خود كه با نام الله شروع شده آورده است: «يك شهروند از جمهوري ايتاليا امروز به ديدار امام خميني آمد. او براي اداي احترام به جمهوري اسلامي و شيعيان آمده است. او از رهبر انقلاب به خاطر آنچه در پيشرفت هدف و به نام خدا بر روي زمين در اين عصر انجام داده، تشكر كرد.» فرداي آن روز نيز يعني هفتم فروردين 1360ادواردو در نماز جمعه تهران به امامت آيت‌الله خامنه‌اي شركت مي‌كند كه عكس و فيلم اين واقعه نيز موجود است.
این قسمت اول این سلسله مقالات بود. در قسنت های بعدی با ابعاد جدید تری در مورد مظلومیت، ایمان و مرگ آنیلی آشنا می شوید. در طی تهیه این سری از مقالات، سوالات اساسی در مورد ایمانم برایم پیش آمد. این که چرا من که بهترین امکانات را به عنوان یک بچه مسلمان برای نیل به آن ایمان واقعی دارم، از آن استفاده نمی کنم؟ شعار نمی دهم. واقعا ببینید که ادواردو و لوکا( که در قسمت های بعدی با او آشنا می شوید ) فقط برای ایمان داشتن حاضر به رها کردن آن همه ثروت می شوند. اما من و شما چی؟ غیر از این است که دعا می کنیم تا خدا به ما ثروت بیشتری دهد؟ غیر از این است که وقتی جمکران می رویم، فقط برای حاجت های مان دعا می کنیم؟ اصلا فراموش می کنیم که جمکران کجاست؟ آیا در حین دعا کردن در جمکران شده که دلمان هم کمی فقط به اندازه یک دانه ارزن به حال امام زمانمان بسوزد؟ از این بسوزد که تنهاست؟ از این که در میان محبانش هم غریب است. آیا تا حالا شده برویم جمکران فقط برای دعا کردن به امام زمان(عج). نه این که خواستن حاجات از ائمه اطهار اشتباه باشد. نه درست است. منظورم خلوص ایمان خودمان است. که اگر شما این گونه اید خوش به حالتان. خواندن بقیه این متن برای شما سودی ندارد. روی سخنم با خودم و برخی دیگر است. من نماز می خوانم دعا می کنم و هزار کار دیگر تا مبادا خدا بخواهد با کم کردن روزی یا پیش آوردن مشکلاتی برای من مرا به سمت خودش سوق دهد. اما ادواردو . لوکا ثروت را رها می کنند هزاران سختی را با جان خود خریدار می شوند تا به خدا برسند.
من تفکرم این است که آنها خیلی درست تر از ما می روند. ما خدا را می خواهیم تا به ما ثروت دهد. اما آنها ثروت را نمی خواهند تا خدا را داشته باشند. این بدان معنی است که احتمالا ما باید سالها تلاش کنیم و ثروت جمع کنیم. ثروتی که هرگز به اندازه ثروت آنها نخواهد رسید. سپس به پوچی برسیم و دوباره به نقطه اول برگردیم.
تذکر :
کلیه منابع در قسمت پایانی آمده است.
کپی یا استفاده از مطالب این مقاله با ذکر منابع اصلی و نقل از راسخون بلا مانع است.
آنیلی، شهید میلیاردر (2): ثروت و آنیلی

تهیه کننده : محمود کریمی
منبع : راسخون


سایت شیعیان ایتالیا (انجمن اسلامی المهدی) در مطلبی قسمتی از نوشته ادواردو آنیلی را به زبان ایتالیایی درج کرده است. ادواردو در این نوشته خود نگاه خویش به ثروت و پاسخگویی در روز جزا ذکر می کند.توجه شما را به این نوشته جلب می نمایم: همه به خدا وابسته اند. بنابراین ثروتمند بودن قطعا در درجه دوم قرار دارد.، اگر قرار بر به اجرا گذاشتن ارزش های معنوی باشد، برعکس، معتقدم که شخصا روزی خود را از آن ثروتی که در اختیار من باشد رها خواهم کرد و به کشوری دور دست خواهم رفت، و بعد باز خواهم گشت . جدی می گویم.این موضوع می تواند شک و تردیدهای بیشتری برای پدرم ایجاد کند، ولی باید صبر کرد. آنچه امروز با آن مخالفت می ورزم به خاطر میل به قدرت نیست. البته قدرت زیبا جلوه می کند ولی خطراتی است که در دستان اشتباهی قرار گیرد. امور خانواده من وارد منطق منحرفانه خواهد شد. این همان دیگاه نخواهد بود. من با این جریان مبارزه خواهم کرد. نه به خاطر قدرت شخصی، بلکه برای منافع کلی تر. اگر قدرت خانواده ما در دستان اشتباه بیافتد، یک امر بسیار خطرناک برای کشور است.

... پدر من مسئولیت عظیمی در مقابل وجدان خود بر دوش دارد و به خوبی به آن آگاه است. و من فکر می کنم تا امروز به خوبی رفتار کرده است. ولی اگر در مورد جانشینی خود به درستی عمل نکند، او هم باید پاسخگوی مسئولت های خویش باشد و توضیحات خود را در مقابل خدا بیان کند. این را باید در مغز خود فرو کند.
ادواردو در جایی دیگر می گوید: زمانی که ما در آن زندگی می کنیم زمان انحطاط ارزشهاست . تنها هدف و اسطوره پول جمع کردن است . پول پرستی بسیار بدتر از مواد مخدر است . ما همه از رواج مواد مخدر درمیان جوانان نگرانیم ، اما متوجه نیستیم که به سمت دنیایی می رویم که اساس آن بر پایه مقدار حساب بانکی افراد است . اما همه اینها رو به پایان است وبه اعتقاد من در آینده بعد از یک شبه رنسانس وارد عصری می شویم که دیگر بر پایه خردگرایی و تجربه گرایی دکارت نیست. مانباید فراموش کنیم که استثمار انسانها از طبیعت مقدمه ای برای بهره کشی انسانی از انسان دیگر است . درست نیست صنعت اتومبیل سازی که وظیفه اش زندگی دادن به میلیونها خانواده است بر عکس عمل کند . به اعتقاد من پول باید وسیله باشد نه هدف .
تذکر :
کلیه منابع در قسمت پایانی آمده است.
کپی یا استفاده از مطالب این مقاله با ذکر منابع اصلی و نقل از راسخون بلا مانع است.
آنیلی، شهید میلیاردر (3): مصاحبه‌ با دكتر ماركو باوا

تهیه کننده : محمود کریمی
منبع : راسخون


به مناسبت هشتمين سالگرد شهادت آنيلي، راديو ايتاليايي جمهوري اسلامي ايران مصاحبه‌اي با دكتر ماركو باوا كارشناس امور اقتصادي انجام داده است. دكتر باوا مطالب افشاگرانه‌اي براي نشريات و فيلم‌هاي مستند درباره شهادت ادواردو نوشته و حتي در دادگاه در اين خصوص شهادت داده است:
جناب آقاي دكتر باوا، تاكنون جرايد ايتاليا و اروپا درباره مرگ مشكوك ادواردو آنيلي تحت عنوان خودكشي صحبت كرده‌اند. نظر شما كه تاكنون بيش از هر كسي در اين مورد مطلب نوشته‌ايد و يا در فيلم‌هاي مستند و حتي در دادگاه شهادت داده‌ايد چيست؟
از همان سال‌هاي 88-1987 كه من در يك جلسه كاري با ادواردو آشنا شدم مساله سلب جانشيني او مطرح بود.
من در آن جلسه مشاوره مهمي در اين زمينه به او دادم و از همان جا دوستي ما شروع شد. به جرات مي‌توان گفت كه «ادواردو آنيلي» عليرغم موقعيت اجتماعي اقتصادي بسيار بالايي كه داشت، انساني بسيار شفاف و رئوف بود. او آگاهانه و با كمال تواضع، تمام تلاش خود را در راه خدمت به فراموش‌شدگان و زيردستان جامعه به كار مي‌گرفت و عقيده داشت بايد از آنچه در اختيار دارد كه ثروتي افسانه‌اي و بسيار زياد بود براي كمك به افراد آسيب‌پذير و محروم استفاده نمايد، ثروتي كه عقيده داشت به او رسيده است. چون در خانواده‌اي فوق‌العاده غني به دنيا آمده بود و من در نهايت او را مردي يافتم كه عليرغم قدرت و ثروت زيادش انساني ساده، شفاف و بخشنده بود.
آيا شما در جريان تشرف وي به اسلام بوديد؟
من اين موضوع را از او به صورت بسيار كلي شنيدم، زيرا بيشترين مذاكرات بين ما، حول محورهاي اقتصادي و سياست بين‌الملل بود. من به ياد دارم كه او كشور جمهوري اسلامي ايران را به عنوان مليت و كشور دوم خود انتخاب كرده بود چرا كه در ايتاليا هميشه خود را در معرض خطر مي‌ديد. او كاملا بر اين امر كه در ايتاليا او را خواهند كشت، واقف بود و براي همين هر وقت اوضاع را تهديدآميزتر مي‌ديد به ايران مي‌رفت و در آن جا احساس آرامش مي‌كرد، در حالي كه ارتباط «ادواردو» با ايالات متحده آمريكا بسيار بد بود و من به خاطر دارم كه هميشه راجع به سياست‌هاي «هنري كيسنجر» كه از شخصيت‌هاي سياسي يهودي آمريكاست شديدا انتقاد مي‌كرد. ادواردو در آمريكا متولد شد، در ايتاليا بزرگ شد ولي نهايتا كشور مورد علاقه‌اش ايران بود. او هر چند به اسلام بسيار علاقه‌مند بود ولي هرگز ارتباطش را با مقامات مذهبي كليسا، با پاپ ژان پل دوم و ساير مقامات بلندپايه كليسا قطع نكرد.
در جلسه عمومي فيات كه در روز 31 مارس 2008 برگزار شد شما گفتيد: «ادواردو انيلي خودكشي نكرد، بلكه كشته شد و شريك جرم اصلي در قتل او ماموران حفاظتي شركت فيات هستند.» در اين باره بيشتر توضيح دهيد؟
من بر اين ادعايم دلايل زيادي دارم. همه مي‌دانند كه وارد شدن در خانه آنيلي‌ها براي افراد ناشناس نه تنها مشكل بلكه غيرممكن است. چرا كه تمام خانواده فيات و ويلاي آنها پر از نگهبانان مسلح و ماموران حفاظتي بسيار كاركشته است.
من با توجه به شناخت بسيار نزديك كه با مرحوم «انيلي» داشتم، به يقين مي‌گويم كه امكان خودكشي براي او وجود ندارد. به فرض محال اگر هم مي‌خواست خودكشي كند قطعا دست‌ نوشته‌اي از خود برجاي مي‌گذاشت و دليل اين كار را توضيح مي‌داد. نكته مهم و كليدي در نوع كارهايي است كه ادواردو انجام مي‌داد. خانواده ادواردو به طور بسيار جدي تصميم داشتند او را از جانشيني فيات بركنار كنند و براي جلب رضايت او مبلغ زيادي هم به او پيشنهاد كردند در حالي كه «ادواردو» هرگز اين امر را نپذيرفت. مساله دوم كه بسيار مهم بود مخالفت ادواردو با فرزندخواندگي داماد خانواده از سوي پدر ادواردو بود. جان الكان (John Elkan) به عنوان يك نجيب‌زاده و از شاهزادگان يهودي روسيه،‌قرار بود با دريافت نام خانوادگي انيلي، جانشين و وارث قطعي سناتور انيلي شود.
ادواردو تصميم داشت با ايجاد تغييراتي اساسي در قسمت مديريت تجاري شركت فيات به خيلي از مسايل مبهم و زد و بندها پايان دهد. نكته ديگر اين است كه به غير از دادستاني ايتاليا، گزارش اداره پليس جنايي ايتاليا در دست من است كه با ارائه شواهدي سعي كرده‌اند قتل او را يك خودكشي جلوه دهند. شواهد صحنه قتل همگي حكايت از غيرواقعي بودن خودكشي دارند.
به عقيده من كسي از آشنايان خانواده انيلي يا افرادي كه در منزل آنها رفت و آمد مي‌كرده‌اند، ادواردو را در خانه به قتل رسانده و سپس جنازه او را به زير پل انتقال داده‌اند. من براساس مدارك و مستندات مي‌توانم اين امر را اثبات كنم. انگيزه‌هاي قتل به عقيده من بيشتر از يكي هستند؛ 1- به قدرت رسيدن ادواردو در فيات به اين معنا بود كه دست بسياري از قدرت‌هاي مافيايي و جنايتكار از اين كارخانه بسيار مهم قطع مي‌شد چرا كه او قطعا دستور بسياري از لابي‌هاي قدرت خارجي و داخلي را اجرا نمي‌كرد. 2- همه مي‌دانستند كه او با ارتباط اقتصادي همه‌جانبه با لابي صهيونيسم روسيه به شدت مخالف بود و قطعا داماد خانواده انيلي كه از افراد بانفوذ و ثروتمند روسيه بود، هرگز نمي‌توانستاين مخالفت ادواردو را بپذيرد.
«ادواردو انيلي» با «يلتسين» و تمام گروه او و جانشينانش به شدت مخالف بود و اين مخالفت خود را بارها اعلام كرده بود. با توجه به تمام اين دلايل و شواهد من نتيجه‌گيري و قضاوت را به عهده خوانندگان شما مي‌گذارم.
تذکر :
کلیه منابع در قسمت پایانی آمده است.
کپی یا استفاده از مطالب این مقاله با ذکر منابع اصلی و نقل از راسخون بلا مانع است.
آنیلی، شهید میلیاردر (4): مرثیه دوم، آنیلی دوم

تهیه کننده : محمود کریمی
منبع : راسخون


در تاریخ 25 فروردین 1386 خبرگزاري فارس به نقل از سايت ادواردو اعلام کرد ، جسد كنت لوكا گائتاني لاواتلي فرزند يكي از بزرگترين و معروفترين توليد كنندگان شراب در ايتاليا كه به سلطان شراب معروف است،پيدا شد.
او از دوستان ادواردو آنيلي فرزند سوپر ميلياردر ايتاليايي و صاحب فيات و باشگاه فوتبال يوونتوس است كه چند سال قبل به همراه ادواردو به ايران آمد و در همان سفر به اسلام و تشيع گرويد.

وي از بيم فشارها و تهديدات صهيونيستها، اسلام آوردن خويش را پنهان كرد، زيرا با تجربه شهيد شدن ادواردو آشنا بود. پدر وي مالك كارخانه بزرگ و قديمي توليد مشروبات الكلي به نام مونتالچينو Montalcino مي‌باشد.
جلاسيو برادر لوكا در فسادهاي لاپو الكان پسر خواهر يهودي زاده ادواردو مشاركت داشت.
ادواردو را به شهادت رساندند و جسد او را زير يك پل قرار دادند و وانمود كردند كه ادواردو اقدام به خودكشي كرده است، اكنون در مورد لوكا نيز از همين شيوه بهره برده‌اند، در حالي كه پلكان مسير رفتن به زير پل به خون لوكا آغشته بود، جسد او در زير پل پيدا شد و عليرغم برداشت هاي اوليه در مورد قتل او، دستهايي تلاش مي كنند آن را خود كشي جلوه دهند.
شباهت قتل هر دو نفر (ادواردو و لوكا) نشان مي دهد كه قتل توسط يك گروه انجام شده است، با اين تفاوت كه لوكا از نظر جسماني قوي تر از ادواردو بوده و مقاومت هايي از خود نشان داده و زخم هايي بر بدن او مشاهده گرديده است كه پليس در صدد نسبت دادن آن به زخم هاي هنگام پرت شدن از پل است، حال آنكه اگر او خود را از پل پرت كرده بود، نبايد مسير راه پله به خون او آغشته باشد.
برخي منايع نيز سعي مي كنند با گمانه پردازي، قتل وي را به معتاديني كه ممكن است در محل تردد داشته باشند، نسبت دهند و يا او را نيز به اعتياد مواد مخدر متهم نمايند!
شهید ادواردو آنیلی، در یکی از سفرهایش به ایران، یکی از دوستانش به نام لوکا را با خودش به تهران آورد و به آقای قدیری ابیانه گفت:
«او را تا مرز اسلام آورده ام.»
بنا به گزارش اين سايت، در پايان ملاقات قديري ابيانه در هتل آزادي تهران، لوكا به تشيع گرويد، اما قرار شد اسلام آوردن خود را پنهان نمايد تا آسيبي به او نرسد.
شاید درآمدهای لوکا به پای درآمد خانواده آنیلی که درآمدی بالغ بر شصت میلیارد دلار، یعنی تقریباً سه برابر اوج درآمد نفتی ایران در یک سال( حدود سال 1380)، نرسد.
اما هرچه بود او فرزند یکی از پولدارترین خانواده های ایتالیا به شمار می رفت. او فرزند «سلطان شراب ایتالیا» بود. لوکا نیز همانند آنیلی، به اسلام روی آورد، اما اسلامی شیعی، و هر دو مصداق این آیه شدند که فرمود:
«یخرج الحی من المیت».
هر دو از اوج ثروت مادی و فراهم بودن نیازهای دنیوی روی برگرداندند تا به گنج بی پایان معنویت دست یابند. داستان لوکا و ادواردو، داستان همان سرفصل انشایی است که در مدرسه به ما می دادند:
علم بهتر است یا ثروت.
ادواردو و لوکا علم را برگزیدند، اما نه علمی که با آن به ثروت مادی می توان دست یافت. علمی که هر انسانی را به گنج معنویت و آشنایی با عالم معنا می رساند. دکتر قدیری ابیانه، در سفری که سالها پیش و پس از اسلام آوردن لوکا به ایتالیا داشت، به منزل او رفته بود.
لوکا، عکس حضرت امام(ره) را در اتاق خود نصب کرده بود، او با این اعتقاد راسخ باید هم مثل ادواردو مطرود خانواده اشرافی اش می شد.
لوکا مانده بود و یک عکس امام و یک دوربین ساده فیلمبرداری و شغلی که باید با آن عالم معنا و گنج و ثروتی به نام معنویت را به تصویر می کشید؛ اما مگر دنیای لیبرال دموکراسی که هر کس را که به خمینی(ره) رو کند، همه هستی به ظاهر مادی اش را از او می گیرد، اجازه می دهد که نگاه خمینی را از دریچه دوربینش به تصویر کشد؟
! هرگز.
سیزدهم فروردین 1386 درست روزی که خیلی ها رفته بودند به «عالم طبیعت» سلام کنند و سبزه حاجات دنیوی خود را گره بزنند، لوکا به تماشای عالم معنا رفت و دستان خود را با ادواردو با هزاران هزاران یار شهید خمینی گره زد و به دیدار رسول خدا (ص) شتافت.
اما به راستی به قول امام شهیدان:
اگر بسیج جهانی مسلمین تشکیل شده بود، کسی جرئت این همه جسارت و شرارت را با فرزندان معنوی رسول الله (ص) داشت؟
«ای خواب رفتگان! ای غفلت زدگان! بیدار شوید و به اطراف خود نگاه کنید که در کنار لانه های گرگ منزل گرفته اید، برخیزید که اینجا جای خواب نیست!... جهان ایمن از صیاد نیست! ... و تا نابودی کاملتان از شما دست برنخواهند داشت.»
بسیار خوانده ایم، خوابمان برد و باطل شد، دوباره می خوانیم تا خوابمان نبرد:
«امروز جهان تشنه فرهنگ ناب محمدی است و مسلمانان در یک تشکیلات بزرگ اسلامی، رونق زرق و برق کاخ های سفید و سرخ را از بین خواهند برد. امروز خمینی (شما بخوانید خمینی زمان) آغوش و سینه خویش را برای تیرهای بلا و حوادث سخت و در برابر همه توپ ها و موشک های دشمنان باز کرده است و همچون همه عاشقان شهادت، برای درک شهادت روزشماری می کند.
جنگ ما جنگ عقیده است، و جغرافیا و مرز نمی شناسد. و ما باید در جنگ اعتقادی مان، بسیج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به راه اندازیم. ان شاءالله ملت بزرگ ایران، با پشتیبانی مادی و معنوی خود از انقلاب، سختیهای جنگ را به شیرینی شکست دشمنان خدا در دنیا جبران می کند و چه شیرینی بالاتر از اینکه ملت ایران مثل یک صاعقه بر سر آمریکا فرود آمده است.
چه شیرینی بالاتر از اینکه ملت ایران سقوط ارکان و کنگره های نظام شاهنشاهی را نظاره کرده است و شیشه حیات آمریکا را در این کشور شکسته است.
چه شیرینی بالاتر از اینکه مردم عزیزمان ریشه های نفاق و ملی گرایی و التقاط را خشکانیده اند... ملی گراها تصور نمودند ما هدفمان پیاده کرده اهداف بین المللی اسلامی در جهان فقر و گرسنگی است.
ما می گوییم تا شرک و کفر هست،مبارزه هست و تا مبارزه هست، ما هستیم. ما بر سر شهر و مملکت با کسی دعوا نداریم. ما تصمیم داریم پرچم «لااله الا الله » را بر قلل رفیع کرامت و بزرگواری به اهتزاز در آوریم...
کمربندهاتان را ببندید که هیچ چیز تغییر نکرده است. امروز روزی است که خدا این گونه خواسته است و دیروز خدا آن گونه خواسته بود و فردا ان شاءالله روز پیروزی جنود حق خواهد بود. »
و بی شک شهید مهدی آنیلی و شهید کنت لوکا گائتانی لاواتللی، و شهدای گمنام عاشورای خمینی، در گوشه گوشه دنیا، از شرق تا غرب، از شمال تا جنوب، با سرمایه معنوی خود در آن شریک خواهند بود.
تذکر :
کلیه منابع در قسمت پایانی آمده است.
کپی یا استفاده از مطالب این مقاله با ذکر منابع اصلی و نقل از راسخون بلا مانع است.
آنیلی، شهید میلیاردر (5): گفت و گو با سازنده مستند

تهیه کننده : محمود کریمی
منبع : راسخون


فکر می کنم همه شما مستند ادواردو آنیلی را دیده باشید. این از همان فیلم هایی است که اگر نبینید نصف عمرتان فناست. این فیلم در زمان ساخته شدن و بیشتر پخش آن موجب ایجاد مسائلی بین ایران و ایتالیا شد.

سياوش سرمدي، مستندساز و سازنده فيلم مستند شهيد « ادواردو آنيلي» در گفت‌وگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس درباره محدوديت‌هاي داخلي و خارجي موجود براي فعاليت خبرنگاران ايراني در خارج از كشور و در عوض، آزادي بيش از حد و بدون قاعده فعاليت خبرنگاران خارجي در ايران گفت:ما قبل از اينكه به نحوه برخورد خارجي‌ها و به عنوان مثال كشورهاي اروپايي با خبرنگاران ايراني و محدوديت‌هايي كه براي فعاليت آنها ايجاد مي‌كنند، بپردازيم؛ بايد اين مسئله را روشن كنيم كه وقتي براي يك خبرنگار ايراني در خارج از كشور مشكلي پيش مي‌آيد، در چه فرايندي بايد از طرف كشورمان پيگيري شود و چه نهادي مسئول رفع اين مشكل است و بايد مشخص شود كه وزارت امور خارجه ما صرفاً متولي امور خبرنگاران خارجي است يا ابتدا در قبال خبرنگاران داخلي هم مسئوليت دارد.
سرمدي در ادامه به وقايع پيش آمده در جريان سفر خود به ايتاليا براي ساخت فيلم ادواردو اشاره كرد و افزود: برخوردي كه وزارت خارجه وقت ايران با ما داشت ،بدتر از برخوردي بود كه ايتاليايي‌ها با ما داشتند و شما وقتي اين را مقايسه مي‌كنيد با وضعيت مجله اكونوميست كه مطلبي توهين آميز عليه حضرت امام راحل چاپ كرده و باز هم خبرنگارانش با عزت و احترام به ايران مي‌آيند و مي‌روند، متوجه وجود يك آپارتايد در اين عرصه مي‌شويد.
وي در تشريح وقايعي كه در جريان اين سفر براي او پيش آمد، اظهار داشت: وزارت امور خارجه خودمان از ابتدا با سوژه اين فيلم مخالف بود و به صورت غير رسمي به ما اعلام كردند كه قيد ساخت اين فيلم را بزنيد. وزارت خارجه‌اي‌ها معمولاً عادت ندارند دليل كارها و برخوردهايشان را توضيح بدهند و ما موظف هستيم فقط به حرف آنها گوش كنيم، ولي البته ما به حرف آنها گوش نكرديم.
اين مستندساز با بيان اينكه ما با طرح يك سوژه ديگر از وزارت خارجه و سفارت ايتاليا مجوز سفر را گرفتيم، تصريح كرد: در ايتاليا هم اين برخورد‌ها از طرف مسئولان خودي با ما ادامه داشت و به عنوان مثال سفير ما در واتيكان اصرار شديدي مي‌كرد كه ما اين فيلم را نسازيم و توجيه آنها هم اين بود كه فيلم «فاطيما» كه قبلاً ساخته شده بود، هنوز محل اختلاف ما با واتيكان است و آنها هنوز روي آن حساسيت داشته و ما را اذيت مي‌كنند و فيلم ادواردو نيز همين گونه است و بعد از آن هم سعي مي‌كردند به نوعي براي ما توجيه كنند كه ادواردو اصلاً اينگونه كه شما مي‌گوييد، نبوده است؛ در حالي كه عملاً شناختي از او نداشتند.
سرمدي اضافه كرد: ما به اين مسائل نيز توجهي نكرديم، چرا كه فكر مي‌كرديم در اين موضوع مي‌شود كار كرد و توجيه آن موقع من به وزارت خارجه اين بود كه به آنها مي‌گفتيم شما با ساخت اين فيلم مخالفت نكنيد، بلكه در مورد پخش آن نظر دهيد ؛چون ساخت فيلم مشكلي را ايجاد نمي‌كند؛ بلكه پخش فيلم است كه احياناً موجب ايجاد مشكل خواهد شد ؛كما اينكه وزارت امور خارجه مي‌تواند از موضوع پخش اين فيلم به عنوان يك ابزار ديپلماتيك استفاده كند.
وي با اشاره به اينكه وقتي قرار بود وزير امور خارجه ايتاليا در تجمع صهيونيست‌ها مقابل سفارت ايران در آن كشور شركت كند، وزارت امور خارجه ما از حركت دانشجوياني كه با هدف روشن شدن سرنوشت پرونده ادواردو در مقابل سفارت ايتاليا در تهران تجمع كرده بودند، حمايت كرده و از آن به عنوان اهرمي ديپلماتيك استفاده كرد، بيان داشت: وزارت امور خارجه ،وقتي ما در زمان ساخت فيلم ادواردو چنين استدلالي مي‌كرديم، قبول نمي‌كرد ؛اما بالاخره از فيلم استفاده ديپلماتيك كرد.
كارگردان فيلم مستند «شهيد ادواردو آنيلي» خاطر نشان ساخت: وقتي دولت ايتاليا در جريان ساخت فيلم ما را دستگير كرد، ما توقع داشتيم سفارت ايران از ما به عنوان اتباع خود كه به صورت قانوني و رسمي به ايتاليا سفر كرده بوديم، حمايت كند؛ اما در مدتي كه ما در زندان بوديم ،عليرغم اينكه مسئولان سفارت از اولين لحظات در جريان دستگيري ما بودند، حتي يكبار حداقل با آن كلانتري كه ما را بازداشت كرده بود ،تماس نگرفتند.
سرمدي در ادامه گفت: ايتاليايي‌ها خيلي راحت و بدون دردسر ما را دادگاهي كرده و حكم صادر كردند كه بايد ظرف 48 ساعت خاك آن كشور را ترك كنيم و تنها كاري كه وزارت امور خارجه كرد، اين بود كه يك نفر را فرستاد به فرودگاه تا مطمئن شود كه ما خاك ايتاليا را ترك كرده‌ايم.
وي با بيان اينكه ما بعد از بازگشت به ايران همچنان به دنبال اين بوديم كه به اين مشكل ما رسيدگي شود، افزود: متأسفانه مسئولان وزارت امور خارجه، اينجا هم برخورد مناسبي با ما نكردند و وقتي من به اتفاق يكي از همكارانم پيش قائم مقام سخنگوي وزارت خارجه رفتيم، او رسماً به ما گفت كه وزارت خارجه وظيفه‌اي براي حل مشكل شما ندارد و حالا اگر سفير ايتاليا به اينجا آمد ،ما مسئله را به او مي‌گوييم و من نمي‌دانم اگر وزارت خارجه در اين قضايا مسئوليتي ندارد؛ چه نهاد ديگري بايد اين مسائل را پيگري كند.
وي با اشاره به برخورد دولت ايتاليا با وي كه منجر به نيمه تمام ماندن ساخت فيلم و محكوميت او مبني بر ممنوعيت پنج ساله براي ورود به كل اروپا شده است، افزود: اين وضعيت را با موقعيتي كه خبرنگاران خارجي در ايران دارند، مقايسه كنيد و پاسخ دهيد كه چرا ما نبايد براي آنها در مقابل آثار مكتوب و تصويري كه عليه انقلاب و نظام توليد مي‌كنند، چنين ممنوعيت‌هايي ايجاد كنيم و آنها بتوانند به راحتي به كشور ما رفت و آمد و فعاليت كنند.
اين خبرنگار با تاكيد مجدد بر اينكه اين وضعيت يك آپارتايد خبري واقعي است، اظهار داشت: يك مسئول وزارت امور خارجه ممكن است براي يك خبرنگار خارجي ،وقت اختصاص دهد، مشكلات او را حل كند و حتي كاري كند كه امكان مصاحبه او با مقامات رده بالاي كشورمان فراهم شود ،اما من به عنوان يك خبرنگار ايراني كه عمدتاً كارهايم را در خارج از ايران انجام مي‌دهم، نمي‌توانم با مسئولان وزارت امور خارجه ارتباط داشته باشم.
سرمدي تصريح كرد: بودجه شبكه «BBC» در رديف بودجه وزارت امور خارجه انگليس محاسبه مي‌شود و وزارت خارجه انگليس از اخبار و فعاليت‌هاي اين شبكه خبري در جهت اهداف ديپلماتيك خود استفاده مي‌كند؛ ولي وزارت خارجه ما حتي برنامه‌اي براي استفاده ديپلماتيك از نتيجه كار رسانه‌هاي داخلي ندارد.
وي ادامه داد: دولت‌هاي غربي حتي از وجود صرف رسانه‌ها در تعاملات بين‌المللي خود استفاده مي‌كنند و به عنوان مثال وقتي فيلم ادواردو در ايران پخش شد، يكي از شبكه‌هاي تلويزيوني ايتاليا مرتب اعلام مي‌كرد كه ما فيلمي درباره آقاي هاشمي رفسنجاني و ثروت و دارايي‌هاي (منتسب به) وي ساخته‌ايم، اما بعدها مشخص شد اين فيلم اصلاً وجود خارجي نداشته و صرفاً يك بلوف است ؛چرا كه هيچ وقت پخش نشد.
كارگردان فيلم شهيد ادواردو آنيلي با تاكيد بر اينكه معتقديم بايد به همان ميزان كه غربي‌ها براي فعاليت‌ خبرنگاران ما محدوديت ايجاد مي‌كنند، ما هم براي خبرنگاران آنها محدوديت ايجاد كنيم، خاطر نشان ساخت: نمي‌شود يك خبرنگار ايراني را در ايتاليا دستگير كرده و رسانه‌هاي آنها اعلام كنند كه اينها يك گروه تروريستي بوده‌اند كه به صورت غير قانوني وارد ايتاليا شده‌اند تا «ظاهر شاه» را ترور كنند و چند ساعت بعد از دستگيري حتي راديو اسرائيل اسامي ما را خوانده و خبر دهد كه يگ گروه تروريست ايراني در ايتاليا دستگير شده‌اند و بعد خبرنگاران ايتاليايي با احترام و به راحتي به ايران رفت و آمد كرده و با هر كس خواستند در ايران مصاحبه كرده، در ميهماني‌ها و پارتي‌هاي غيرقانوني در ايران شركت كرده و فيلم بگيرند و هيچ محدوديتي هم نداشته باشند.
سرمدي در پاسخ به اين سؤال كه شما دليل اينكه ما محدوديتي براي سفر خبرنگاران غربي به ايران نداريم ، چه مي‌دانيد؟ گفت: اگر به فرض تقريباً محال خبرنگاران رسانه‌هاي مطرحي چون «CNN» بدون غرض و نيت سوء قبلي و صرفاً براي پوشش صادقانه اخبار به ايران بيايند، اين مي‌تواند خيلي هم در انعكاس حرف‌هاي ما موثر باشد، اما آيا مي‌توان قبول كرد،فردي چون امانپور با آن سابقه روشن واقعاً بدون غرض براي تهيه خبر، گزارش و فيلم به ايران بيايد و آيا او حرف‌هايي را كه ما مي‌خواهيم به دنيا منتقل مي‌كند.
وي با اشتباه خواندن اين تفكر كه اگر ارتباط رسانه‌هاي مطرح جهان با ايران قطع شود، حرف‌هاي ما به دنيا منتقل نمي‌شود، افزود: اين عقيده باعث شده ما رفتار متناقضي را از مسئولان كشورمان در ارتباط با رسانه‌هاي خارجي بينيم و به عنوان مثال وقتي فعاليت شبكه‌ خبري الجزيره در ايران متوقف شد، حجت‌الاسلام شريعتي با عنوان مشاور آقاي خاتمي به صورت مرتب تا ايام برگزاري انتخابات اخير رياست جمهوري با اين شبكه تماس تلفني داشته و اخبار و تحليل‌هاي داخل ايران را با همين اسم و عنوان رسمي به الجزيره مي‌داد.
اين خبرنگار اظهار داشت: وقتي يك شبكه خبري از نظر دولت جمهوري اسلامي ايران صلاحيت فعاليت در كشور را ندارد، مشاور رئيس جمهوري به چه مجوزي اخبار كشور و حتي اختلافاتي كه بين احزاب آن كشور وجود دارد را به آن شبكه‌ خبري مي‌دهد.من فكر مي‌كنم معني تعطيلي دفتر يك شبكه اين است كه خبرنگار آن به اخبار داخل كشور دسترسي نداشته باشد.
وي با بيان اينكه امروز رقابت در عرصه خبر رساني خيلي فشرده و حساس است، تصريح كرد: اگر شبكه الجزيره اخبار ما را منعكس نكند، تعداد زياد ديگري از رسانه‌هاي جهاني هستند كه به دنبال انعكاس اخبار ما هستند و شبكه‌هاي خبري بايد بفهمند كه اگر موازين جمهوري اسلامي را رعايت نكنند دفترشان تعطيل مي‌شود و در عرصه رقابت از ديگر شبكه‌ها عقب مي‌مانند.
سرمدي تاكيد كرد: ما در قدم اول بايد در مقابل خبرنگاران خارجي احساس حقارت نكنيم و وقتي اين اتفاق نيفتد، همه برخوردها با يك خبرنگار خارجي متقابلاً و قدم به قدم انجام مي‌شود. وقتي ما اعلام كنيم خبرنگاران آمريكايي به دليل عدم مجوز ورود خبرنگاران ايراني به آمريكا مجوز ورود به ايران را ندارند، آن وقت آمريكايي‌ها تحت فشار رسانه‌هايشان تدابير ديگري مي‌انديشند و اين تعامل تقابلي يك امر منطقي و متداول و مرسوم در همه جهان است.
وي با بيان اين مسئله كه رفتار متقابل ما با خبرنگاران رسانه‌هاي خارجي قدم اول است، بيان داشت: مسئله دوم اين است كه مشخص شود چه نهادهايي مسئول اين كار هستند. معتقدم در سيستم رسانه‌اي و اداره مطبوعات وزارت امور خارجه كه يكي از نهادهاي مسئول در اين امر است ،بايد اصلاحات اساسي صورت گيرد ؛چرا كه افرادي امروز در اين سيستم كار مي‌كنند كه اصلاً اين كار را نمي‌شناسند و برخورد تحقيرآميزي با خبرنگاران ايراني دارند.
سرمدي با بيان اينكه امروز حتي رسانه‌هاي نه چندان مطرح كشورهاي عربي به خود اجازه مي‌دهند به رئيس جمهور كشورمان توهين كنند، تاكيد كرد: چرا ما بايد اجازه دهيم آنها هر توهيني مي‌خواهند به ما بكنند و آن وقت باز هم راحت به ايران بيايند و فعاليت كنند؟

تذکر :
کلیه منابع در قسمت پایانی آمده است.
کپی یا استفاده از مطالب این مقاله با ذکر منابع اصلی و نقل از راسخون بلا مانع است.
آنیلی، شهید میلیاردر (6): هدیه مسیح

تهیه کننده : محمود کریمی
منبع : راسخون


نام کتاب : هدیه مسیح
تالیف : مصطفی غفاری ساروی
ناشر : مركز اسناد انقلاب اسلامی
تاریخ انتشار : آبان 1386
نوبت چاپ : اول ، پاییز 1386
شمارگان : 3000

معرفی کتاب:
در دنیای امروز ، ثروت و رسانه دو پایه ی اصلی نردبان قدرت و سلطه هستند و استحكام پله های نردبان ، به مقاومت آن دو پایه مرتبط است . در این دنیا ، كمتر كسی پیدا می شود كه این پایه ها را به تمامی در اختیار داشته باشد و در عین حال ، « مال را زینت حیات دنیا » نپندارد و جدا معتقد باشد كه " والاخره خیر و ابقی " تفكر مدرن غربی كه امروزه بر تمام اركان حیات جوامع غرب و شرق حكم می راند ، این طرز تفكر را مالیخولیایی و ناشی از عقل معیوب و نسنجیده ، معرفی می كند و نه تنها آن را ارزشمند نمی داند و ضد آن را تبلیغ می كند ، بلكه اصولا منكر آن است كه چنین تفكری در عمل و در عالم واقع ، قابلیت اجرایی داشته باشد . سؤال اینجاست كه اگر علیرغم تمام تبلیغات صورت گرفته در این راستا ، كسی چنین كاری را كرد ، چه نامی و عنوانی برازنده و شایسته اوست ؟! در دنیای امروز ، انسان ها چنان آموزش داده می شوند كه اگر به مال و مكنت و مقام و قدرتی دست یافتند ، آن را در راستای اهداف خاصی كه تبلیغ می شود ، به كار اندازند : خور و خواب و خشم و شهوت . در دنیای امروز ، عملا نحوه ی حاكمیت در جنگل برای حكومت بر انسان ها ، تئوریزه می شود ! آن قدر باید حریص ، خودبین و خودخواه شد كه اگر فرصتی برای ابراز قدرت و سلطه ایجاد شد ، با حرص ، خودبینی و خودخواهی عجین شود . حال اگر كسی علیرغم داشتن تمامی ابزار قدرت و سلطه ، با افرادی از پست ترین رده های اجتماعی (!) حشر و نشر داشته باشد و به حرف دلشان گوش دهد ؛ اگر تمام غمش این باشد كه چرا ملاك ارزش گذاری انسان ها ، حساب بانكی شان است ؛ اگر تمام خوشبختی هایی كه هر روز با رسانه ها به مردم القا می شوند ، حالش را به هم زد ؛ اگر تمام دردش این بود كه چرا مردم از هم دورند و از هم فراری اند ؟ و اگر ... ؟ چه نامی و چه عنوانی برازنده و شایسته اوست ؟! شهید مهدی ( ادواردو ) آنیلی ، فرزند سناتور سرشناس ایتالیایی جیووانی آنیلی بوده است . خاندان آنیلی ، هم اكنون ، مالك مجموعه ی عظیم فیات هستند كه كارخانه ی اتومبیل سازی فیات نیز بخشی از آن مجموعه به حساب می آید . مالكیت باشگاه یوونتوس و روزنامه های لاستامپا و كوریره دلاسرا ، تنها گوشه ای از اموال این خاندان است . آنها سالانه دست كم ، 60 میلیارد دلار ( بیش از درآمد نفتی سالانه ی كشورمان ) درآمد دارند و همین ثروت و قدرت رسانه ای ، آنها را به خاندان سلطه در ایتالیا بدل كرده كه حتی رئیس جمهور نیز از آنها حرف شنوی دارد ! شهید مهدی ، تنها پسر این خاندان و بالطبع ، وارث اصلی ثروت و قدرت سناتور آنیلی ، محسوب می شده است . خداوند مقدر كرده بود كه در این خاندان ، كسی متولد شود كه به واسطه ی تشرف به اسلام شیعی و تبلیغ آن در بین خانواده و نزدیكان ، مصائبی مسیحیایی را متحمل گردد ؛ كسی كه با تشرف به اسلام به تمام ارزش ها و خوشبختی هایی كه از سوی رسانه های پدرش به مردم القا می شد ، پشت پا زد و به همین دلیل طرد شد ؛ كسی كه به محض تشرف به اسلام ، مغضوب یهودیان و مسیحیان صهیونیست قرار گرفت ؛ كسی كه به جرم عشق به حضرت روح الله (ره) و انقلاب اسلامی ایران ، ناجوانمردانه و به دست صهیونیست ها ، به شهادت رسید . مرحوم فخرالدین حجازی او را " هدیه ی مسیح " به محمد ( صلی الله علیه و آله ) نامیده بود ! كتاب حاضر دفتر دیگری است از مجموعه " دانستنی های انقلاب برای جوانان " كه به همت گروه هنر و ادبیات مركز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است . این كتاب در برگیرنده ی نگارشی شیوا و جذاب از تشرف ادوارد و آنیلی به اسلام تا شهادت او و بررسی بازتاب و حواشی رویدادهای منجر به شهادتش می باشد.
منابع مورد استفاده برای این سلسله مقالات :
ویکی‌پدیا
shahidedoardo.blogfa.com
aksblog.ir
http://www.asreiran.mihanblog.com
شریف نیوز؛ پایگاه خبری - تحلیلی دانشجویان ایران
خبرگزاري فارس Farsnews.com
http://www.irdc.ir مرکز اسناد انقلاب اسلامی
Tebyan.net سایت تبیان
سایت روزنامه جام جم
http://www.sobh.org
mahdi08.persiangig.ir
سایت مطالبهwww.motalebe.ir
ghassam.persianblog.ir وبلاگ قسم
http://www.fatehnet.net
ﻧﺴﻴﻢ ﻗﺪﺱ
http://www.hamshahrionline.ir
مجله امتداد
blog.edoardo.ws وبلاگ ادواردو
سایت ادواردو
کپی یا استفاده از مطالب این مقاله با ذکر منابع اصلی و نقل از راسخون بلا مانع است.
آدرس اصلي