12-17-2009, 03:22 PM
حقيقت عبادت تعظيم و طاعت خدا و چشم پوشي از غير اوست. بزرگترين فضيلت نفس ستايش مقام الوهيّت است و اين امر شخص را مقيّد به نظم و انضباط مينمايد و به اطاعت کليهي قوانين الهي وا ميدارد.
عبادت اگر با شرايط حقيقي خود اجرا شود مقام بسيار بزرگي است؛ چنانکه از پيغمبر اسلام (ص) به کلمهي عبد تجليل شده و قبل از عنوان رسالت عبوديت او اظهار شده است:
«اشهد ان محمداً عبده و رسوله».
براي سير مراتب کمال بهترين وسيلهي پيشرفت تهذيب نفس است که روش عملي آن با عبادت حقيقي صورت ميگيرد. عبادت انواع و اقسام گوناگون دارد، ولي همهي آنها براي اجراي امر الهي است.
انجام عبادت تنها براي رفع تکليف نيست بلکه وسيلهي نمو عقل و تعديل و تنظيم قواي وجودي است که نفس را از آلودگيهاي مادي باز ميدارد. بهترين وجه عبادت انجام امري است که صرفاً به خاطر خدا باشد. در اين صفت تقوا ظهور ميکند که بدون آن انجام عبادات مقبول نميافتند.
وجه امتياز اشخاص به تقواست و خداوند در کتاب خود ملاک امتياز و برتري مردم را نسبت به هم تقوا قرار داده است.
[ صفحه 2]
تقوا و ورع انصراف از جهان ماده و فاني و توجه به عالم روحانيت و بقاست. ايماني که به زبور تقوا آراسته شود ايمان حقيقي است و در اثر تمرين به
عبادات شخص را به مرحلهي يقين ميرساند.
--------------
با توجه به نکات بالا علي (ع) در ايمان و تقوا و يقين و زهد و عبادت منحصر به فرد بود و نظيري نداشت.
علي (ع) با عشق تمام عبادت ميکرد. عبادت او براي رفع تکليف نبود، بلکه او عاشق حقيقي بود و جز جمال دلرباي حقيقت چيزي در نظرش جلوه گر نميشد.
علي (ع) هنگامي که مناجات ميکرد و مشغول نماز ميشد، گوشش نميشنيد و چشمش نميديد. زمين و آسمان، دنيا و مافيها از نظرش فراموش ميشد و با چشمان حقيقت بين خود جز جلوهي جمال احديت چيزي مشاهده نميکرد.
مشهور است که در يکي از جنگها تيري به پايش فرو رفته بود و به قدري دردناک بود که نميتوانستند آن را بيرون بياورند. وقتي که به نماز ايستاد بيرون کشيدند و او متوجه نشد.
سجدههاي او اغلب طولاني بود و سجده گاهش از اشک چشم هميشه مرطوب.
علي (ع) هنگام وضو گرفتن و مقدمات نماز سراپا ميلرزيد و لرزش خفيفي وجود مبارکش را فرا ميگرفت.
علي (ع) علاوه بر نمازهاي واجبي، نوافل را نيز انجام ميداد و هيچ وقت نماز شب آن حضرت متروک نميشد؛ حتّي در جنگ هم از نماز خود غفلت ننمود.
از حضرت سجاد که در اثر عبادت و سجدههاي طولاني به کلمهي زين العابدين ملقب شده بود سؤال کردند که چرا اين قدر مشقت و زحمت ميکشي و اين همه مدت طولاني سر را به سجده مينهي؟ فرمود:
«و من يقدر علي عبادة جدي علي بن ابي طالب؛ کيست که بتواند مثل جدم علي عبادت کند؟»
علي (ع) هر شب قريب هزار رکعت نماز ميخواند. از امّ سعيد کنيز آن حضرت پرسيدند که علي (ع) در ماه رمضان بيشتر عبادت ميکند يا در ساير ماهها؟ کنيز گفت: علي (ع) هر شب بيدار است و با خداي خود به راز و نياز مشغول است.
براي علي (ع) رمضان و شوال يکسان است.
وقتي که بدن نازنين آن حضرت را در طليعهي فجر از مسجد به خانهاش ميبردند، نگاهي به آسمان افکند و فرمود: اي صبح! تو شاهد باش که علي را فقط اکنون در حال خوابيده ميبيني.
ابن ابي الحديد گويد: «عبادت علي (ع) بيشتر از عبادت همه کس بود؛ زيرا او غالب روزها روزه بود و تمام شبها را در نماز مشغول؛ حتّي هنگام جنگ نيز نماز او ترک نميشد. او عالمي بود با عمل که نوافل و ادعيه و تهجّد را به مردم آموخت».
در ليلة الهرير نزديکيهاي صبح به افق مينگريست. ابن عباس پرسيد: مگر از طرف افق نگراني داري؟ آيا عدهاي از دشمنان در آنجا کمين کردهاند؟ فرمود: خير نگراني نيست. ميخواهم ببينم وقت نماز شده است يا نه. ابن عباس گفت: با اين جنگ مهم و چنين وضعي بغرنج چه هنگام نماز خواندن است؟ علي (ع) فرمود: ما جنگ را براي ابقاي نماز ميکنيم.
علي (ع) موقع نماز در برابر وجود مطلق و ازليّت با دل پاک و توجّه تامّ ميايستاد و به راز و نياز مشغول ميشد. عبادت و پرستش او مانند اشخاص عادي نبود. خود آن حضرت فرمايد:
«عدهاي از مردم به اميد نعمت بهشت خدا را عبادت ميکنند و اين عمل تاجران است. برخي هم از ترس عقوبت دوزخ او را پرستش ميکنند و اين عبادت بردگان است و گروهي نيز خدا را براي اداي شکر عبادت ميکنند و اين عبادت آزادگان است». بعد ميفرمايد:
«الهي ما عبدتک طمعاً للجنة و لا خوفاً من النار بل وجدتک مستحقاً للعبادة؛ خدايا! من تو را به طمع بهشت و يا ترس از جهنم عبادت نميکنم، بلکه تو را مستحق و سزاوار پرستش يافتم».
بنا به قاعدهي روانشناسي هر فردي حتي هر جنبندهاي روي اصل حب ذات هميشه در فکر دفع ضرر و جلب منفعت است. تنها علي (ع) بود که بدون جلب نفع(بهشت) و دفع ضرر (دوزخ) صرفاً عبادت را به خاطر خداوند به جا ميآورد.
علي (ع) به مرحلهي نهايي يقين رسيده بود؛ يقيني که بالاتر از آن را نميتوان پيدا نمود.
[ صفحه 4]
علي (ع) ميفرمود:
«لو کشف الغطا ما ازددت يقينا؛ اگر پرده برداشته شود يقين علي به اندازهي خردلي زياد نميشود».
علي (ع) خود را مانند موجي در اقيانوس حقيقت مستغرق ساخته بود. فکر و ذکر و حرکات و سکنات او همه از حقيقت خواهي وي حکايت ميکرد.
علي (ع) در تزکيه و تهذيب نفس و سير مراتب کمالي وجود بي نظير بود. لوح ضميرش چون جام جهان نما بود. او به هر چه نگاه ميکرد خدا را ميديد؛ چنانکه فرمود:
«ما رايت شيئاً الا رأيت الله قبله و معه و بعده؛ چيزي را نديدم مگر اينکه خدا را قبل از آن و با آن و بعد از آن مشاهده کردم».
علي (ع) ميفرمود: «لم اعبد ربالم اره؛ عبادت نکردم به خدايي که او را نديده باشم».
پرسيدند: «يا علي! چگونه خدا را ميتوان ديد؟» فرمود: «با چشم حقيقت خواهي و اخلاص، نه با ديدهي ظاهري».
علي (ع) در مقابل عظمت خدا و مبدأ هستي خود را ملزم به خضوع و خشوع ميديد. مناجاتهاي او با شيواترين کلمات اين معني را ميرساند.
دعاي کميل که آن حضرت به يکي از اصحاب خود (کميل بن زياد) تعليم فرمود، يکي از شاهکارهاي روح بلند و ايمان قوي و يقين ثابت علي (ع) است که از ملکوت اعلي و جهان نامرئي صورت گرفته و آن معاني عالي و بديع در قالب الفاظي شيوا و عباراتي کاملاً رسا ريخته شده است.
گاهي در برابر رحمت واسعهي معشوق حقيقي سر تاپا اميد گشته و زماني قدرت و جبروت حق چنان بيم و هراسي در دل او افکنده است که بي اختيار به حالت تذلّل و خشوع افتاده است.
سوز و گداز، بيم و اميد، توجه و خلوص، وعده و وعيد، زيبايي الفاظ و رسايي عبارات که در اين دعا به کار رفته است، پردههاي فراواني را که ميان حق و خلق است برطرف ميکند.
اين مناجات دل آدمي را ميربايد و آفريدگار را در نظر انسان حاضر و ناظر قرار ميدهد و شخص را بيدل و از خود بي خبر کرده و او را شيدا و شيفته و مجذوب و
[ صفحه 5]
آشفته ميسازد.
دعاي صباح و ساير مناجات آن حضرت نيز در نوبهي خود مراتب خضوع و خشوع وي را در برابر جلال و شکوه خداوندي آشکار ميسازد. براي مثال مناجات زير که منسوب به آن حضرت است نوشته ميشود:
لک الحمد يا ذاالجود و المجد و العلي
تبارکت تعطي من تشأ و تمنع
الهي و خلاقي و حرزي و موئلي
اليک لدي الاعسار و اليسر افزع
الهي لئن جلت وجمت خطيتي
فعفوک عن ذنبي اجل و اوسع
الهيتري حالي و فقري و فاقتي
وانت مناجاتي الخفية تسمع
الهي اذا لم تعف عن غير محسن
فمن لمسئ بالهوي يتمتع [1] .
عبادت علي (ع) منحصر به نماز و روزه و انجام ساير فرايض مذهبي نبود، بلکه تمام حرکات و سکنات او عبادت بود.
در حديث آمده است: «انما الاعمال بالنيات». نيت علي (ع) ابتغأ مرضات الله بود. او در همه حال خدا را ميجست و به خاطر خدا عبادت ميکرد.
خواب و بيداري علي (ع) يکسان بود. تنفس او عبادت بود. از شمشير زدن و نوازش ايتام و روزه دار بودن علي (ع) همه عبادت بود؛ زيرا همه را براي خدا انجام ميداد.
موقعي که از حرکت جسورانهي عمر وبن عبدود خشمگين و متغيّر گرديد او را نکشت، تا اينکه غضب او فاني شد و آنگاه براي رضاي خدا عمرو را کشت؛ بدين جهت بود که پيغمبر (ص) فرمود: «اين ضربت علي افضل از ثواب عبادت ثقلين است». مولوي گويد:
[ صفحه 6]
گفت:
من تيغ از پي حق ميزنم
بندهي حقم نه مأمور تنم
علي (ع) در بستر پيغمبر (ص) خوابيده بود و جان عزيز خود را در راه اعتلاي کلمهي توحيد به خاطر خدا فدا کرده بود. در خبر است که ثواب و فضيلت يک نفس از نفسهاي آن شب علي (ع) به ميزاني است که آن را تصور نميتوان نمود؛ زيرا کار علي (ع) بي ريا بود و فقط دستور الهي را اجرا ميکرد.
علي (ع) در زهد و تقوا همانندي نداشت. شبهاي تاريک در روي خاک مانند شخص مارگزيده به خود ميپيچيد و در مقابل عظمت الوهيت از خود بي خبر ميشد. علي (ع) به تمام معني زاهد بود. معناي حقيقي زهد را در وجود علي (ع) بايد ديد ؛ زيرا آن حضرت از دنيا اعراض کرده بود.
علي (ع) در سراسر عمر خود آجري روي آجر ننهاد و به زرق و برق دنياي زود گذر فريفته نشد.
علي (ع) بارها ميفرمود:
«ان دنياکم هذه لاهون في عيني من عراق خنزير في يد مجذوم؛
اين دنياي شما در نظر من پستتر است از استخوان پوسيدهي خوک در دست شخص جذام گرفته».
هنگامي که خادم بيت المال او را براي تقسيم غنايم و اموال خزانه دعوت ميکرد، چون چشم علي (ع) بر طلا و نقره افتاده فرمود:
«يا دنيا غري غيري لاحاجة لي فيک قد طلقتک ثلاثاً لارجعة لي فيها؛
اي دنيا! علي را رها کن و ديگري را بفريب؛ زيرا علي به دام تو نيفتد و او تو را سه طلاقه کرده است که ديگر اميد باز گشت ندارد».
اين است حقيقت زهد و اين است معناي تقوا.
فضل الله کمپاني، تهران: دارالکتب الاسلاميه، 1343، ص196 -190.
عبادت اگر با شرايط حقيقي خود اجرا شود مقام بسيار بزرگي است؛ چنانکه از پيغمبر اسلام (ص) به کلمهي عبد تجليل شده و قبل از عنوان رسالت عبوديت او اظهار شده است:
«اشهد ان محمداً عبده و رسوله».
براي سير مراتب کمال بهترين وسيلهي پيشرفت تهذيب نفس است که روش عملي آن با عبادت حقيقي صورت ميگيرد. عبادت انواع و اقسام گوناگون دارد، ولي همهي آنها براي اجراي امر الهي است.
انجام عبادت تنها براي رفع تکليف نيست بلکه وسيلهي نمو عقل و تعديل و تنظيم قواي وجودي است که نفس را از آلودگيهاي مادي باز ميدارد. بهترين وجه عبادت انجام امري است که صرفاً به خاطر خدا باشد. در اين صفت تقوا ظهور ميکند که بدون آن انجام عبادات مقبول نميافتند.
وجه امتياز اشخاص به تقواست و خداوند در کتاب خود ملاک امتياز و برتري مردم را نسبت به هم تقوا قرار داده است.
[ صفحه 2]
تقوا و ورع انصراف از جهان ماده و فاني و توجه به عالم روحانيت و بقاست. ايماني که به زبور تقوا آراسته شود ايمان حقيقي است و در اثر تمرين به
عبادات شخص را به مرحلهي يقين ميرساند.
--------------
با توجه به نکات بالا علي (ع) در ايمان و تقوا و يقين و زهد و عبادت منحصر به فرد بود و نظيري نداشت.
علي (ع) با عشق تمام عبادت ميکرد. عبادت او براي رفع تکليف نبود، بلکه او عاشق حقيقي بود و جز جمال دلرباي حقيقت چيزي در نظرش جلوه گر نميشد.
علي (ع) هنگامي که مناجات ميکرد و مشغول نماز ميشد، گوشش نميشنيد و چشمش نميديد. زمين و آسمان، دنيا و مافيها از نظرش فراموش ميشد و با چشمان حقيقت بين خود جز جلوهي جمال احديت چيزي مشاهده نميکرد.
مشهور است که در يکي از جنگها تيري به پايش فرو رفته بود و به قدري دردناک بود که نميتوانستند آن را بيرون بياورند. وقتي که به نماز ايستاد بيرون کشيدند و او متوجه نشد.
سجدههاي او اغلب طولاني بود و سجده گاهش از اشک چشم هميشه مرطوب.
علي (ع) هنگام وضو گرفتن و مقدمات نماز سراپا ميلرزيد و لرزش خفيفي وجود مبارکش را فرا ميگرفت.
علي (ع) علاوه بر نمازهاي واجبي، نوافل را نيز انجام ميداد و هيچ وقت نماز شب آن حضرت متروک نميشد؛ حتّي در جنگ هم از نماز خود غفلت ننمود.
از حضرت سجاد که در اثر عبادت و سجدههاي طولاني به کلمهي زين العابدين ملقب شده بود سؤال کردند که چرا اين قدر مشقت و زحمت ميکشي و اين همه مدت طولاني سر را به سجده مينهي؟ فرمود:
«و من يقدر علي عبادة جدي علي بن ابي طالب؛ کيست که بتواند مثل جدم علي عبادت کند؟»
علي (ع) هر شب قريب هزار رکعت نماز ميخواند. از امّ سعيد کنيز آن حضرت پرسيدند که علي (ع) در ماه رمضان بيشتر عبادت ميکند يا در ساير ماهها؟ کنيز گفت: علي (ع) هر شب بيدار است و با خداي خود به راز و نياز مشغول است.
براي علي (ع) رمضان و شوال يکسان است.
وقتي که بدن نازنين آن حضرت را در طليعهي فجر از مسجد به خانهاش ميبردند، نگاهي به آسمان افکند و فرمود: اي صبح! تو شاهد باش که علي را فقط اکنون در حال خوابيده ميبيني.
ابن ابي الحديد گويد: «عبادت علي (ع) بيشتر از عبادت همه کس بود؛ زيرا او غالب روزها روزه بود و تمام شبها را در نماز مشغول؛ حتّي هنگام جنگ نيز نماز او ترک نميشد. او عالمي بود با عمل که نوافل و ادعيه و تهجّد را به مردم آموخت».
در ليلة الهرير نزديکيهاي صبح به افق مينگريست. ابن عباس پرسيد: مگر از طرف افق نگراني داري؟ آيا عدهاي از دشمنان در آنجا کمين کردهاند؟ فرمود: خير نگراني نيست. ميخواهم ببينم وقت نماز شده است يا نه. ابن عباس گفت: با اين جنگ مهم و چنين وضعي بغرنج چه هنگام نماز خواندن است؟ علي (ع) فرمود: ما جنگ را براي ابقاي نماز ميکنيم.
علي (ع) موقع نماز در برابر وجود مطلق و ازليّت با دل پاک و توجّه تامّ ميايستاد و به راز و نياز مشغول ميشد. عبادت و پرستش او مانند اشخاص عادي نبود. خود آن حضرت فرمايد:
«عدهاي از مردم به اميد نعمت بهشت خدا را عبادت ميکنند و اين عمل تاجران است. برخي هم از ترس عقوبت دوزخ او را پرستش ميکنند و اين عبادت بردگان است و گروهي نيز خدا را براي اداي شکر عبادت ميکنند و اين عبادت آزادگان است». بعد ميفرمايد:
«الهي ما عبدتک طمعاً للجنة و لا خوفاً من النار بل وجدتک مستحقاً للعبادة؛ خدايا! من تو را به طمع بهشت و يا ترس از جهنم عبادت نميکنم، بلکه تو را مستحق و سزاوار پرستش يافتم».
بنا به قاعدهي روانشناسي هر فردي حتي هر جنبندهاي روي اصل حب ذات هميشه در فکر دفع ضرر و جلب منفعت است. تنها علي (ع) بود که بدون جلب نفع(بهشت) و دفع ضرر (دوزخ) صرفاً عبادت را به خاطر خداوند به جا ميآورد.
علي (ع) به مرحلهي نهايي يقين رسيده بود؛ يقيني که بالاتر از آن را نميتوان پيدا نمود.
[ صفحه 4]
علي (ع) ميفرمود:
«لو کشف الغطا ما ازددت يقينا؛ اگر پرده برداشته شود يقين علي به اندازهي خردلي زياد نميشود».
علي (ع) خود را مانند موجي در اقيانوس حقيقت مستغرق ساخته بود. فکر و ذکر و حرکات و سکنات او همه از حقيقت خواهي وي حکايت ميکرد.
علي (ع) در تزکيه و تهذيب نفس و سير مراتب کمالي وجود بي نظير بود. لوح ضميرش چون جام جهان نما بود. او به هر چه نگاه ميکرد خدا را ميديد؛ چنانکه فرمود:
«ما رايت شيئاً الا رأيت الله قبله و معه و بعده؛ چيزي را نديدم مگر اينکه خدا را قبل از آن و با آن و بعد از آن مشاهده کردم».
علي (ع) ميفرمود: «لم اعبد ربالم اره؛ عبادت نکردم به خدايي که او را نديده باشم».
پرسيدند: «يا علي! چگونه خدا را ميتوان ديد؟» فرمود: «با چشم حقيقت خواهي و اخلاص، نه با ديدهي ظاهري».
علي (ع) در مقابل عظمت خدا و مبدأ هستي خود را ملزم به خضوع و خشوع ميديد. مناجاتهاي او با شيواترين کلمات اين معني را ميرساند.
دعاي کميل که آن حضرت به يکي از اصحاب خود (کميل بن زياد) تعليم فرمود، يکي از شاهکارهاي روح بلند و ايمان قوي و يقين ثابت علي (ع) است که از ملکوت اعلي و جهان نامرئي صورت گرفته و آن معاني عالي و بديع در قالب الفاظي شيوا و عباراتي کاملاً رسا ريخته شده است.
گاهي در برابر رحمت واسعهي معشوق حقيقي سر تاپا اميد گشته و زماني قدرت و جبروت حق چنان بيم و هراسي در دل او افکنده است که بي اختيار به حالت تذلّل و خشوع افتاده است.
سوز و گداز، بيم و اميد، توجه و خلوص، وعده و وعيد، زيبايي الفاظ و رسايي عبارات که در اين دعا به کار رفته است، پردههاي فراواني را که ميان حق و خلق است برطرف ميکند.
اين مناجات دل آدمي را ميربايد و آفريدگار را در نظر انسان حاضر و ناظر قرار ميدهد و شخص را بيدل و از خود بي خبر کرده و او را شيدا و شيفته و مجذوب و
[ صفحه 5]
آشفته ميسازد.
دعاي صباح و ساير مناجات آن حضرت نيز در نوبهي خود مراتب خضوع و خشوع وي را در برابر جلال و شکوه خداوندي آشکار ميسازد. براي مثال مناجات زير که منسوب به آن حضرت است نوشته ميشود:
لک الحمد يا ذاالجود و المجد و العلي
تبارکت تعطي من تشأ و تمنع
الهي و خلاقي و حرزي و موئلي
اليک لدي الاعسار و اليسر افزع
الهي لئن جلت وجمت خطيتي
فعفوک عن ذنبي اجل و اوسع
الهيتري حالي و فقري و فاقتي
وانت مناجاتي الخفية تسمع
الهي اذا لم تعف عن غير محسن
فمن لمسئ بالهوي يتمتع [1] .
عبادت علي (ع) منحصر به نماز و روزه و انجام ساير فرايض مذهبي نبود، بلکه تمام حرکات و سکنات او عبادت بود.
در حديث آمده است: «انما الاعمال بالنيات». نيت علي (ع) ابتغأ مرضات الله بود. او در همه حال خدا را ميجست و به خاطر خدا عبادت ميکرد.
خواب و بيداري علي (ع) يکسان بود. تنفس او عبادت بود. از شمشير زدن و نوازش ايتام و روزه دار بودن علي (ع) همه عبادت بود؛ زيرا همه را براي خدا انجام ميداد.
موقعي که از حرکت جسورانهي عمر وبن عبدود خشمگين و متغيّر گرديد او را نکشت، تا اينکه غضب او فاني شد و آنگاه براي رضاي خدا عمرو را کشت؛ بدين جهت بود که پيغمبر (ص) فرمود: «اين ضربت علي افضل از ثواب عبادت ثقلين است». مولوي گويد:
[ صفحه 6]
گفت:
من تيغ از پي حق ميزنم
بندهي حقم نه مأمور تنم
علي (ع) در بستر پيغمبر (ص) خوابيده بود و جان عزيز خود را در راه اعتلاي کلمهي توحيد به خاطر خدا فدا کرده بود. در خبر است که ثواب و فضيلت يک نفس از نفسهاي آن شب علي (ع) به ميزاني است که آن را تصور نميتوان نمود؛ زيرا کار علي (ع) بي ريا بود و فقط دستور الهي را اجرا ميکرد.
علي (ع) در زهد و تقوا همانندي نداشت. شبهاي تاريک در روي خاک مانند شخص مارگزيده به خود ميپيچيد و در مقابل عظمت الوهيت از خود بي خبر ميشد. علي (ع) به تمام معني زاهد بود. معناي حقيقي زهد را در وجود علي (ع) بايد ديد ؛ زيرا آن حضرت از دنيا اعراض کرده بود.
علي (ع) در سراسر عمر خود آجري روي آجر ننهاد و به زرق و برق دنياي زود گذر فريفته نشد.
علي (ع) بارها ميفرمود:
«ان دنياکم هذه لاهون في عيني من عراق خنزير في يد مجذوم؛
اين دنياي شما در نظر من پستتر است از استخوان پوسيدهي خوک در دست شخص جذام گرفته».
هنگامي که خادم بيت المال او را براي تقسيم غنايم و اموال خزانه دعوت ميکرد، چون چشم علي (ع) بر طلا و نقره افتاده فرمود:
«يا دنيا غري غيري لاحاجة لي فيک قد طلقتک ثلاثاً لارجعة لي فيها؛
اي دنيا! علي را رها کن و ديگري را بفريب؛ زيرا علي به دام تو نيفتد و او تو را سه طلاقه کرده است که ديگر اميد باز گشت ندارد».
اين است حقيقت زهد و اين است معناي تقوا.
فضل الله کمپاني، تهران: دارالکتب الاسلاميه، 1343، ص196 -190.
ادامه ی مباحث تاپیک
>>> شجاعت امام علی(ع)-----------پست دوم
>>>زهد و تواضع امام علی(ع)--------پست سوم
>>> شجاعت امام علی(ع)-----------پست دوم
>>>زهد و تواضع امام علی(ع)--------پست سوم