01-19-2010, 10:21 PM
مردى از صحرا نشينان ، ده هزار درهم نزد امام صادق (ع ) آورد و گفت :
مى خواهم خانه اى براى من خريدارى كنيد تا هر وقت كه با زن و بچه ام به شهر مى آييم در آن سكنا گزينيم . پول را داد و رفت و پس از پايان مراسم حج ، نزد امام صادق (ع ) بازگشت . حضرت او را به درون خانه خودش آورد و فرمود:
خانه اى در بهشت براى تو خريده ام كه همسايه آن رسول خدا(ع ) و طرف ديگر آن حضرت على (ع ) و طرف سوم آن امام حسن (ع ) و طرف چهارم امام حسين (ع ) است و قباله آن را برايت نوشتم !
وقتى مرد اين سخن را شنيد گفت : به اين معامله راضى شدم و خداحافظى كرد و رفت . امام صادق (ع ) آن پولها را بين نوادگان فقير و بى بضاعت امام حسن و امام حسين عليهما سلام تقسيم كرد.
مدتى از اين ماجرا گذشت ، آن مرد مريض شد و چون مرگ خود را نزديك ديد، زن و بچه و بستگان خود را جمع كرد و آنها را قسم داد و گفت : من مى دانم آنچه امام صادق (ع ) فرموده راست است و حقيقت دارد ولى شما اين قباله اى را كه امام به من داده است ، با من دفن كنيد. آنها پس از مرگ او، به وصيت او عمل كردند و قباله را با او دفن كردند. روز ديگر كه به كنار قبر او آمدند، ديدند همان قباله بر روى قبر اوست و به خط سبز روى آن نوشته شده :
خداوند به آنچه ولى او حضرت صادق (ع ) وعده داه بود، وفا كرد.
المحجة البيضاء، ج 4، ص 265، بحارالانوار، ج 11.