شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

فروشگاه طب اسلامی ، سنتی ، موادآرایشی ، بهداشتی و پوستی ارگانیک اسرار الشفاء


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > اسلام > اهل بيت (عليهم السلام) > امام حسن مجتبی (ع)


پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 24-08-2013, 10:00   #1
حرفه ای
 
ensanzade آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2013
محل سکونت: زیر خاک در قبرم
نوشته ها: 618
Thanks: 745
Thanked 1,148 Times in 438 Posts
پیش فرض داستان طلاق های امام حسن(ع) از این زن زیبا که یزید بر آن نظر داشت شروع شد

جریان ازدواج هند همسر عبدالله بن عامر هندی و ناکامی یزید بن معاویه

زنی که امام حسن (ع) آن را از چنگال پلید یزید بن معاویه نجات داد

داستان های دروغین طلاق های امام حسن(ع) از اینجا شروع شد


امام حسن(علیه السلام) آنطور که در ارشاد شیخ مفید رحمه الله و منتهی الآمال شیخ عباس قمی رحمه الله آمده هشت پسر و هفت دختر داشت.
و شاید علت تهمتها و جوسازی ها بر علیه امام حسن(علیه السلام) جریانی باشد که به آن اشاره می کنیم که بعد از آن ، معاویه انسانهائی را اجیر کرد تا در مورد امام حسن(علیه السلام) اباطیلی را بیان کنند. جریان از این قرار بود:
می گویند یزید بن معاویه گذرش به همسر عبدالله بن عامر هندی خورد، چون آن زن از زیبائی زیادی برخوردار بود، محبتش به قلب یزید می نشیند، یکدل نه صد دل عاشق این زن شوهردار می شود، چه کند که شوهر دارد، احساس ناکامی می کند، نزد معاویه می آید، عشق و ارادت خود را نسبت به آن زن شوهردار ابراز می کند و از پدرش مصرّانه می خواهد که به هر قیمتی شده این زن را به او برساند معاویه در صدد توطئه ای می شود، شوهر آن زن را به شام دعوت می کند و با یک سیاست به تمام معنی، وارد می شود و رو به عبدالله ابن عامر می کند و می گوید:
ای عبدالله قصد دارم حکومت بصره را به تو واگذار کنم، اما. . . .
عبدالله می بیند اقبال بهش رو آورده، می پرسد ای معاویه «اما» یعنی چه؟
معاویه گفت: هر چه فکر می کنم می بینم که عیال اگر نداشتی دخترم رمله را به ازدواج تو درمی آوردم و حکومت بصره را هم به تو می دادم.
عبدالله دستپاچه شد و رو کرد به معاویه گفت: ای معاویه من زنم را طلاق می دهم مشکلی نیست!
دو شاهد می گیرد، زنش را طلاق می دهد، طلاق نامه را به معاویه نشان می دهد، معاویه هم قَباله را از او می گیرد و منتظر می شود تا عده طلاق زن تمام شود، بعد به نحوی طلاق نامه را به ابوهریره می رساند، و به او می نویسد: ای ابوهریره برو نزد هند و برای یزید از او خواستگاری کن.
ابوهریره طلاق نامه را برمی دارد و روانه خانه آن زن می شود، در بین راه به امام حسن(علیه السلام) برخورد می کند، حضرت از او می پرسد:
ابوهریره به کجا می روی! او در جواب می گوید: به خانه هند چون عبدالله او را طلاق داده این هم طلاق نامه، می روم او را برای یزید خواستگاری کنم.
حضرت که چنین دید و از توطئه معاویه و یزید خبر داشت، به ابوهریره فرمود: حالا که نزد او می روی از جانب من هم به او بگو که: حسن(علیه السلام) هم از تو برای خود خواستگاری می کند! هند مختار است هر کسی را انتخاب کرد با او ازدواج خواهد کرد، ضرری که برای تو ندارد. ابوهریره نزد هند رفت! ابتداءً گفت: من از جانب یزید بن معاویه آمده ام تا تو را برای او خواستگاری کنم!
ضمناً از جانب امام حسن(علیه السلام) هم آمدم که برای آن حضرت از تو خواستگاری کنم، هند نگاهی به ابوهریره کرد و گفت:
ای ابوهریره تو چه صلاح می بینی؟ و کدام یک را پیشنهاد می کنی؟ ابوهریره گفت: من حضرت مجتبی(علیه السلام) را به تو پیشنهاد می کنم، او فرزند پیامبر خدا صلی الله علیه و آله است.
هند هم پیشنهاد ابوهریره را پذیرفت و خود را به امام حسن(علیه السلام) تزویج کرد بعد از ازدواج، هند به خانه امام حسن(علیه السلام) آورده شد، و در خانه آن حضرت، از او نگهداری کردند تا زمانی که خبر به معاویه رسید، وقتی از ازدواج هند با امام حسن(علیه السلام) خبردار شد، آتش گرفت، از یزید دیگر نگو به خود می پیچید، مثل اینکه مرض خوره گرفته باشد. عبدالله که چند ماهی مهمان معاویه بود و در سر خود حکومت بصره و دختر معاویه، رمله را می پروراند یک باره اوضاع عوض شد و بخت این بدبخت برگشت، او را از دارالحکومه معاویه بیرون انداختند، داد و فریاد می کرد، به او گفتند: داد و فریاد نکن قصه این بود، عبدالله چون از توطئه معاویه باخبر شد، دست حسرت بر سر می زد، پشیمان و حیران از خانه مانده و از همه جا رانده شد، بالاخره مجبور شد که به مدینه برگردد.
در ابتداءِ ورود، به امام حسن(علیه السلام) برخورد نمود، امام پرسید: عبدالله چه خبر؟ عبدالله سر به زیر انداخت عرق شرم از سر و صورتش می ریخت؟
امام علیه السلام فرمود: ای عبدالله، من از توطئه معاویه و یزید باخبر بودم و می دانستم که آنها چه قصدی دارند و در صدد این هستند که همسرت را از چنگت درآورند، به خاطر این بود که من هم، به همسرت پیشنهاد ازدواج دادم تا او را برای تو نگهداری کنم او در خانه من نگهداری شده تا به تو برگردانده شود.
عبدالله وقتی فهمید، قضیه از چه قرار است بسیار خوشحال شد و از امام حسن(علیه السلام) تشکر و قدردانی کرد.
امّا معاویه و یزید وقتی در این کار ناکام شدند، درصدد توطئه برآمدند، و این خبر را در بوق کرده و بر علیه امام سم پاشی نمودند.
کسانی را اجیر کردند تا به مردم بگویند که: امام حسن(علیه السلام) زن می گیرد، طلاق می دهد، معاویه در این توطئه از هیچ کاری چشم پوشی نکرد تا بتواند سیمای امام حسن(علیه السلام) را در نزد مردم و شیعیان خدشه دار کند، حدیثها در این باره جعل کردند، تاریخ نویسان هم خصوصاً که با اهل بیت پیامبرصلی الله علیه و آله سرِ جنگ داشتند، دامن زدند، تا بتوانند ارادت مردم را نسبت به امام علیه السلام کم کرده و آهسته آهسته آنان را از صحنه زندگی مردم کنار بزنند، اما زهی خیال باطل، که خورشید، همیشه پشت ابر پنهان نخواهد ماند، چنانچه قرآن کریم می فرماید:
«یُریدُونَ لِیُطفِؤُا نُورَاللهِ بِآفواهِمِ وَاللهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَو کَرِهَ الکافِرُونَ»
«کافران می خواهند نور خدا را با گفتار و طعن مسخره، خاموش کنند و البته خداوند نور خدا را به حد کمال می رساند اگر چه کافران خوششان نیاید».


[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ][فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]
ezdewaj.ir/fa/content/110.html

ویرایش توسط ensanzade : 24-08-2013 در ساعت 10:03
ensanzade آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
The Following 5 Users Say Thank You to ensanzade For This Useful Post:
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان



کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
بحث و گفتگوی آزاد: قطعنامه 598 و عاملان نوشاندن جام زهر به امام(ره) Hamid مباحث سیاست داخلی 80 20-09-2015 09:26
آيا امام حسين عليه السلام‌ را شيعيان به شهادت رسانده‌اند؟!! اشاره اعتقادي 1 25-10-2013 20:21
27 عنوان کتاب مهدوی و معرفی کتاب های لاتین برای شناخت بیشتر موعود آخرالزمان خادم الزینب مهدويت 1 25-06-2013 11:34
چهل حدیث زیبا از امام جواد (ع) به مناسبت سالروز ولادت با سعادت ایشان محب المهدي (عج) امام جواد (ع) 0 19-05-2013 09:24
روضة الشهداء يادشهيد داستان های مرتبط با امام حسین(ع) 9 22-12-2011 01:07

TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/basijtvRSS Feed@basijtv

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 16:46 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1