شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

فروشگاه طب اسلامی ، سنتی ، موادآرایشی ، بهداشتی و پوستی ارگانیک اسرار الشفاء


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > اسلام > اهل بيت (عليهم السلام) > امام حسن مجتبی (ع) > داستان های مرتبط با امام حسن مجتبی(ع) > معجزات


پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 27-10-2013, 21:23   #1
کاربر کوشا
 
zahra mirmehdi آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Sep 2013
نوشته ها: 304
Thanks: 270
Thanked 109 Times in 68 Posts
Red face معجزه امام حسن مجتبی (ع) و حاکم چین

معجزه امام حسن مجتبی (ع) و حاکم چین...


در دهه های اول سال هجری قمری،مقارن با زمان زندگی امام حسن (ع) ، حاکمی در یکی استان های چین حکومت می کرد که دیکتاتور عجیبی بود پسر صدر اعظم عاشق دختر حاکم بود که هر چه وزیر برای خواستگاری پسرش به شاه اصرار می کرد می گفت من می خواهم دخترم را به یکی از شاهزادگان دنیا بدهم که بعد از من سلطنتم باقی بماند چون غیر از این دختر وارثی ندارم
آن پسر و دختر به حکم مصاحبت و مجالست پنهائی ،رابطه ای نامشروع برقرار می کنند ، پس از چندی زمانی این خبر به گوش حاکم می رسد در حالی که حاکم مست بود ، حاکم در آن حال حکم می دهد که هر دو آنها را گردن بزنند و می گوید اگر کسی از این حکم سرپیچی کند او نیز کشته خواهد شد ، حکم اجرا می شود و هر دو آنها کشته می شوند ، اما پس از ساعتی که حاکم از حالت مستی خارج می شود ، متوجه کار خود می شود و بسیار پشیمان می شود و بسیار گریه می کند ، و در این حال بنای داد و فریاد گذاشته و به حاضرین مجلس می گوید: اگر پزشکی پیدا نکنید که این دو نفر را به حال خود بازگرداند همه را قتل عام می کنم ، حاکم مثل دیوانه ها فریاد می زد و پا بر زمین می کوبید ، وزرا گفتند این چه حرفی است سری که از بدن جدا شده چگونه ممکن است به حال اول باز گردد گفت من نمی دانم اگر این ها زنده نشوند همه را به خاک و خون می کشم ، در بین مسئولین حکومت فردی بود به نام عبدالله که فردی میانسال و از شیعیان امام حسن (ع) بود ( عده ای از مسلمانها از زمان پیامبر که فرموده بود « اطلب العلم ولو بالصّین » به کشور چین سفر کرده بودند که برای مدینه کاغذ و باروت می خریدند ) ،اما عبدالله تا آن زمان از ترس حاکم تقیه کرده بود و دین خود را مخفی نگه داشته بود ، پیش خود گفت اگر کسی بتواند در دنیا این کار را بکند آن فرد کسی نیست جزء ولی خدا و وصی پیامبر (ص)، این کار فقط از دستان امام حسن (ع) انجام شدنی است ، اما آیا اگر به حاکم بگویم و بداند من مسلمانم و دین او را ندارم با من چه خواهد کرد . در دلش آشوبی بود ، آیا بگوید یا نگوید و برخورد حاکم چگونه خواهد بود، دل را به دریا زد و به خدا توکل کرد و به حاکم گفت : قربان زنده شدن این دو نفر محال است مگر اینکه عیسی مسیح از آسمان بیاید و آنها را زنده کند که این محال است ، اما در حال حاضر اگر کسی در دنیا بتواند مرده زنده کند او کسی نیست جزء نوه پیامبر مسلمانان که ساکن مدینه است ، تا این جمله را گفت ، حاکم دستش را گرفت بلند نمود ، گفت : همین الان باید بروی به هر قیمتی شده است ایشان را بیاوری و الاّ تو را و اهل و عیالت را قتل عام خواهم کرد ،گفت نه عیسی از آسمان و نه امام حسن مجتبی از مدینه می تواند به این سرعت به چین آمده و مرده را زنده کند . منظورم آرام کردن او و منصرف ساختن از این تقاضا بود وگرنه امام اسیر زمان و مکان نیست ،حاکم دستور داد اسبی و آب و نانی فراهم کردند و عبدالله را بدرقه کرد و گفت که باید سریعتر بروی و حرکت کنی و این دو جنازه را پیش حسن ببری تا زندیشان بکند ،و الاّ خودت و همه بستگانت را گردن می زنم ، او به همراه گروهی که جنازه ها را به همراه داشتند از شهر خارج شدند، مقداری راه را طی کردند و در جایی برای استراحت توقف نمودند ، عبدالله به فکر فرو رفت و پیش خود گفت : فاصله این مکان تا مدینه بسیار زیاد است و ماه ها زمان می برد تا به آنجا برسیم و قبل از اینکه به آنجا برسیم این جنازه ها بوی تعفن خواهند گرفت ، و یا به فرض اینکه بدون مشکل به آنجا رسیدم ، آیا امام حسن (ع) را می توانیم پیدا کنیم ؟ آیا در مدینه هستند ؟ به فرض آنکه ایشان را پیدا کردیم آیا ایشان قبول می کنند این کار را بکنند ؟ شاید مصلحت نباشد این دو نفر دوباره زنده شوند ، اما اگر این کار را نکنم حاکم مرا خواهد کشت ؛ آن مرد شیعه به حالت استیصال و درماندگی افتاده بود که باید چه کند ، در همین حال به یاد سخن امام حسن (ع) افتاد که فرمود : اگر دچار درماندگی شدید دو رکعت نماز استغاثه بخوانید و بعد از نماز از من کمک بخواهید من مشکلتان را حل می نمایم ، وقتی یاد این جمله افتاد،گویا نوری در دلش روشن شد ،برخاست وضویی گرفت و دو رکعت نماز استغاثه به امام حسن مجتبی (ع) را خواند ، عبدالله می گوید : بعد از نماز نشستم رو به سوی مدینه سر بر سجده گذاشتم بسیار گریستم گفتم : ای امام مجتبی ای کریم اهل بیت من از جیب شما خرج کردم ، آقا من که آبرویی ندارم ،جان و آبروی من ارزشی ندارد ، آقا آبروی شما نرود ، شما امام زمانی و صدای مرا می شنوی به حق مادرت زهرا عنایتی کن به فریادم برس ،آنقدر ضجه زد و التماس کرد که حالش دگرگون شد ، ناگهان صدای سم اسبی او را به خود آورد سر بلند کرد دید حضرت امام حسن مجتبی بالای سرش ایستاده است سلام کرد فرمود عبدالله چه خبر است چرا چنین نگرانی ؟ عبدالله حال خود را نداشت ،عرض کرد که مولا جان شما بهتر از من می دانید که هم ننوشته می خوانید و هم ناگفته می دانید قربان قدمهای شما هر چه زودتر به شهر برویم فرمود تا اینجا را من آمده ام بقیه را باید حاکم و وزرا بیایند تا به اذن خدا با شرطی که می کنم مرده ها زنده شوند عبدالله با شتاب به شهر برگشت حاکم فریاد زد هان چی شد ؟
پس کو این طبیبی که گفتی او را آوردی گفتم آری بیرون شهر است فرموده مردگان را بیاورید تا به اذن خدا زنده شوند حاکم و وزرا با جمعیتی زیاد از درباریان و غیره به سرعت حرکت کردند حاکم گفت: اگر این دو نفر را به حال اول برگردانی هر چه بخواهی می دهم حضرت فرمود ما را نیازی به مال شما نیست شرط من این است که اگر بخواهید این دو نفر زنده شوند باید مسلمان شوید زیرا شفاعت ما شامل موحدین و مسلمانان است نه کفار و این دو نفر نیز باید با هم ازدواج کنند، حاکم گفت قبول می کنیم آن گاه امام رو به قبله دو رکعت نماز خواند سرهای بریده را به بدن محلق کرد و پارچه ای بر صورت و گردن آنها انداخت و دست به سوی آسمان برداشت عرض کرد الهی به حق امّی فاطمه یا محیی الموتی احییهما ناگهان هر دو جوان برخاستند و رو به حضرت نموده گفتند السلام علیک یا حجۀ الله یابن رسول الله همه حاضرین خوشحال گشته و تعجب کردند
حاکم از آن دو نفر سؤال کرد که شما برای اولین بار است که این آقا را می بینید چگونه گفتید یا حجة الله یابن رسول الله گفتند روح ما را به آسمانها می بردند دیدیم آقائی به آن فرشتگان فرمود روح این دو نفر را به بدن برگردانید آنها هم با ادب و احترام اطاعت کردند وقتی چشم باز کردیم دیدیم همین آقا بود که روح ما را به بدن برگردانید باری به برکت دعا و مقدم کریم اهل بیت ، امام حسن مجتبی (ع) همه جمعیت آن استان و حاکم و وزیر و درباریان مسلمان و شیعه شدند و از آن زمان تا حال روز به روز بر جمعیت مسلمانها افزوده شده ،این داستان مسلمان شدن و شیعه شدن مردم چین بود .

امضای zahra mirmehdi از كساني كه از من متنفرند سپاس،آنان مرا قوي تر ميكنند.
از كساني كه مرا دوست دارند ممنونم،آنان قلب مرا بزرگتر ميكنند.
از كساني كه مرا ترك ميكنند متشكرم،آنان به من مي آموزند كه هيچ چيز تا ابد ماندني نيست.
از كساني كه با من ميمانند سپاسگذارم،آنان به من معناي دوست واقعي را نشان ميدهند.
zahra mirmehdi آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
بحث و گفتگوی آزاد: قطعنامه 598 و عاملان نوشاندن جام زهر به امام(ره) Hamid مباحث سیاست داخلی 80 20-09-2015 09:26
لطفا دیگر نگویید «مرگ بر آمریکا» ! گلنرگس اخبار سیاست داخلی 35 10-05-2015 09:28
ادبیات امام در سال آخر عمرشان نه تنها کندتر، بلکه تندتر صریح تر و انقلابی‌تر شد محبّ الزهراء مباحث سیاست داخلی 0 17-10-2013 14:56
مهمترین ویژگی امام رضا(ع) +سند تاریخی منتقمُ الزهراء امام رضا (ع) 0 23-09-2013 14:06
27 عنوان کتاب مهدوی و معرفی کتاب های لاتین برای شناخت بیشتر موعود آخرالزمان خادم الزینب مهدويت 1 25-06-2013 11:34

TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/basijtvRSS Feed@basijtv

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 14:18 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1