شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

فروشگاه طب اسلامی ، سنتی ، موادآرایشی ، بهداشتی و پوستی ارگانیک اسرار الشفاء


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > اسلام > اهل بيت (عليهم السلام) > امام سجاد (ع)


پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 08-01-2012, 18:19   #1
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
محبّ الزهراء آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Feb 2010
محل سکونت: ماه
نوشته ها: 17,010
Thanks: 31,941
Thanked 50,449 Times in 14,794 Posts
پیش فرض خوشا به حالت عجب امامی داری

خوشا به حالت عجب امامی داری




مرد آرام و قرار نداشت، دل در دلش نبود. هر طور بود باید به این سفر می رفت. امسال سفر حج با سالهای دیگر فرق داشت. این بار دلیل رفتنش، فقط زیارت خانه خدا نبود، قرار بود حجر الاسود در جایش قرار گیرد.


مرد شنیده بود که فقط حجت خداست که باید حجرالاسود را در جایش بگذارد. او یاد زمان حجاج بن یوسف افتاد که کسی غیر از امام زین العابدین(ع) نتوانست، حجر الاسود را در جایش بگذارد. هر طور بود می خواست امام زمانش را ببیند.

بار و بنه برداشت و راهی مکه شد. در راه به بغداد رسید. در آنجا شدت بیماری امانش را برید، عرق از سر و رویش می ریخت، دست و پایش می لرزید، ضعف تمام بدنش را گرفته بود.

درمانده و بی آنکه چاره ای داشته باشد، راهی ندید جز اینکه دوستش، هشام را به نیابت از خود به این سفر بفرستد.

پوست آهو را برداشت و قلمی در دست گرفت، نامه ای برای امامش نوشت. در نامه نوشت از بیماری اش و از صاحبش پرسید که آیا در این مریضی از دنیا خواهد رفت یا نه و سوال کرد از طول عمرش، نامه را مهر و موم شده به هشام سپرد و او را راهی کرد.

مدتی گذشت، بالاخره خبر رسید که هشام از سفر برگشته است. مرد سر از پا نمی شناخت. به سرعت سراغ او رفت. تا به هشام رسید، ملتمسانه رو کرد به رفیقش و گفت: برایم تعریف کن، جزء به جزءاش را، بگو چه شد، امامم را شناختی؟

هشام که منقلب شده بود، با چشمانی پر از اشک شروع کرد، که وقتی به مکه رسیدم، هنگام قرار دادن حجرالاسود، به نگهبانان کعبه صله ای دادم و توانستم جلو بروم، جایی نزدیک مکان حجرالاسود.

ای جعفر کاش بودی و می دیدی، هر که به حجر نزدیک می شد و می خواست آن را در جایش قرار دهد، سنگ ثابت نمی شد. تا اینکه از گوشه ای جوانی سبزه و نیکو منظر جلو آمد، باورم نمی شد تا به حال چنین هیبتی ندیده بودم، سنگ را برداشت و در جایش گذاشت، حجر چنان در جایش قرار گرفت که گویی اصلاً تکان هم نخورده بود.
من را می گویی، چشم از جوان برنداشتم، او به راه افتاد و به سمت بیرون رفت. من هم با فشار دستم مردم را کنار می زدم و او را دنبال می کردم. برایم عجیب بود، او با آرامش قدم از قدم برمی داشت و من پشت سر او می دویدم ولی به او نمی رسیدم، تا آنجا که به محلی رسیدیم که دیگر هیچ کس جز ما نبود.

جوان ایستاد، نگاهی به من کرد و فرمود: آنچه را همراهت است بیاور.

من هم به سرعت نامه را درآوردم و به او دادم، اما او بی آنکه نگاهی به نامه بیندازد فرمود: به او بگو از این مرض نگران نباش، آن [ اجلی] که گریزی از آن نیست، سی سال دیگر خواهد بود.

از دیدن این همه اعجاز، خوف تمام وجودم را گرفته بود، پاهایم توان ایستادن نداشت. به دیواری تکیه دادم و چشمانم را بستم. به خود که آمدم دیگر او را ندیدم. با خودم فکر کردم که این بهترین سفر عمرم بود.

سپس هشام رو کرد به جعفر و گفت: خوشا به حالت عجب امامی داری.

منبع: عیون المعجزات، حسین بن عبدالوهاب، ص147؛ به نقل از معجزات حضرت مهدی(ع)، سید هاشم بحرانی،ص209

بازنویسی: اریحا


امضای محبّ الزهراء




طاعـــــــت از دست نیاید ، گنهی باید کرد
در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد


!






بعداز اين لطفي ندارد حکـمراني بر دلم
شهر ويـران گشته فرماندار مي خواهد چه کار . . .
محبّ الزهراء آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
The Following 2 Users Say Thank You to محبّ الزهراء For This Useful Post:
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان


برچسب ها
امام زین العابدین(ع)


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
روش هایی ساده برای برون فکنی(خروج روح از بدن) SiNa اخلاق 14 02-06-2014 12:00
اگر دعایتان مستجاب شد مواظب سه حالت باشید محبّ الزهراء مباحث ديگر بخش اسلامی 0 31-12-2011 16:06
اگر دعایتان به اجابت نرسید مواظب این سه حالت باشید خادم الزینب مباحث ديگر بخش اسلامی 0 14-12-2011 17:05
آشنایی با بیماری ام اس ( Multiple Sclerosis) خادم الزینب پزشکی و بهداشتی 4 02-11-2011 11:41
فواید روزه داری از دیدگاه علم Redemption پزشکی و بهداشتی 0 03-08-2011 11:03

TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/basijtvRSS Feed@basijtv

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 02:16 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1