انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان (http://www.nooreaseman.com/)
-   امام محمد باقر (ع) (http://www.nooreaseman.com/forum13/)
-   -   چشم او شام غریبان دیده بین شعله ها (http://www.nooreaseman.com/forum13/thread58203.html)

golenarges 13-10-2013 09:43

چشم او شام غریبان دیده بین شعله ها
 
جواد حیدری
هفتم ماه است و باید چشم ها گریه کنند
پا به پای روضه های هل اتی گریه کنند
این قبیله بی نیاز از روضه خوانی منند
که فقط کافی است گویم کربلا گریه کنند
با همین گریه است که یک چند روزی زنده اند
پس چه بهتر اینکه بگذاریم تا گریه کنند
حال که گریه کن مردی ندارد این غریب
لااقل زنها برایش در منا گریه کنند
هر زمانی که میان خانه روضه می گرفت
امرش این بود اهل خانه با صدا گریه کنند
با سکینه می نشیند شیعتی سر می دهد
آه جا دارد تمام آب ها گریه کنند
چشم او شام غریبان دیده بین شعله ها
عمه هایش در هجوم اشقیاء گریه کنند
یاد دارد کعب نی هایی که مانع می شدند
چشم های زخم آل مصطفی گریه کنند
در قفای ذوالجناح با عمه آمد قتلگاه
انبیاء را دید با خیر النساء گریه کنند
عمه دردانه اش جان داد تا اهل حرم
یا شوند آزاد از زنجیر یا گریه کنند
یاد موی خاکی همبازی اش تا می کند
دخترانش مو پریشان ای خدا گریه کنند

golenarges 13-10-2013 09:44

برخیز و دَردِه جام را
 
خواجه حافظ شیرازی
ساقیا! برخیز و دَردِه جام را
خاک بر سر کن، غم ایام را
ساغر مِی بر کفم نِه تا ز بَر
برکشم این دَلق اَزرَق فام را
گر چه بدنامی ست نزد عاقلان
ما نمی‌خواهیم ننگ و نام را
باده دردِه، چند از این باد غرور
خاک بر سر، نفس نافرجام را؟
دود آه سینه‌ی نالان من
سوخت این افسردگان خام را
محرم راز دل شِیدای خود
کس نمی‌بینم ز خاص و عام را
با دلآرامی مرا خاطر خوش است
کز دلم یک‌باره برد آرام را
ننگرد دیگر به سرو اندر چمن
هر که دید آن سرو سیم اندام را
صبر کن حافظ به سختی روز و شب
عاقبت روزی بیابی کام را

golenarges 13-10-2013 09:45

رونق عهد شَباب است...
 
رونق عهدشَباب است دگر بستان را
می‌رسد مژده‌ی گل، بلبل خوش الحان را
ای صبا! گر به جوانان چمن بازرسی
خدمت ما برسان، سرو و گل و ریحان را
گر چنین جلوه کند مُغ‌بچه‌ی باده فروش
خاکروبِ در مِیخانه کنم مُژگان را
ای که بر مَه کِشی، از عَنبرِ سارا، چُوگان
مضطرب‌ حال مگردان، منِ سرگردان را
ترسم این قوم که بر دُردکشان می‌خندند
در سر کار خرابات کنند ایمان را
یار مردان خدا باش که در کشتی نوح
هست خاکی که به آبی نخرد طوفان را
برو از خانه گردون بِدَر و نان مَطَلَب
کآن سیه کاسه در آخر بِکُشد مهمان را
هر که را خوابگه آخِر مشتی خاک است
گو: «چه حاجت که به افلاک کشی ایوان را؟»
ماهِ کنعانیِ من! مَسندِ مصر آن تو شد
وقت آن است که بِدرود کُنی زندان را
حافظا! مِی خور و رِندی کن و خوش باش، ولی
دامِ تزویر مَکُن چون دگران قرآن را


اکنون ساعت 01:53 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.

Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1