شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

فروشگاه طب اسلامی ، سنتی ، موادآرایشی ، بهداشتی و پوستی ارگانیک اسرار الشفاء


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > اسلام > ادیان ، مذاهب و فرق دیگر


پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 25-02-2012, 15:28   #1
اخراج شده
 
يادشهيد آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Nov 2011
نوشته ها: 3,189
Thanks: 8,807
Thanked 4,774 Times in 2,280 Posts
پیش فرض حج در آيين يهود

حج در آيين يهود


مقدمه

ديانت يهودى، حج را به عنوان يك عبادت با آثار مادى و معنوى مى نگرد؛ همانگونه كه دين اسلام و ساير اديان توحيدى و غير توحيدى چنين نگرشى به حج دارند. ولى تفاوت در ماهيت اين عبادت و آداب و اعمال و شعائر و مكان و زمان آن است. هدف عمده مقاله اين است كه بگويد آنچه يهوديان به عنوان حج انجام مى دهند، موافق چيزى نيست كه پيامبرشان به عنوان شريعت آسمانى آورده و آن توجه خالصانه و صحيح به مكان مطلوب و زمان معين و مناسك واجب آن باشد.
حج از زمان خليل، ابراهيم(عليه السلام) بر مردم واجب شده، چنانكه آيه كريمه { وَ أَذِّنْ فِي النّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجالاً وَعَلى كُلِّ ضامِر يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجّ عَمِيق }بيانگر است. اين فريضه آسمانى مكان و زمان را معين ساخته و براى انجام آن شرط استطاعت را قائل شده است: { وَ لِلّهِ عَلَى النّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً...} ؛ «بر عموم مردم است در صورت استطاعت، حج بيت الله الحرام كنند.» اين دعوت عام است و ويژه مسلمانان نيست و تنها مؤمنان يا فرقه خاص يا قبيله و نژاد به خصوص به آن مكلف نيستند و از آيه كريمه: { إِنَّ أَوَّلَ بَيْت وُضِعَ لِلنّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبارَكاً وَ هُدىً لِلْعالَمِينَ} استفاده مى شود كه خداوند اين خانه را براى گروه هاى خاصى از بندگان قرار نداده كه بركت و هدايت و رحمت و آمرزش ويژه آنان باشد و ديگران محروم بمانند.
آرى حج به غير خانه خدا، از هيچ انسانى پذيرفته نيست و بدعت و مردود است و معناى حج حقيقى را ندارد.
خداوند در آيات كريمه قرآن، آميختن حق و باطل را محكوم مى كند و گمراه ساختن مردم را مردود مى شمارد... چنانكه مى فرمايد: { لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْباطِلِ وَ تَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ} .
و يهوديان خود مى دانند كه خداوند حج را تشريع فرموده است و نيز از قداست بيت الله الحرام آگاهى دارند و مى دانند كه جدشان ابراهيم(عليه السلام) خانه اى را براى بندگان خدا بنا نهاده است، با اين حال حق را انكار كرده و با باطل آميخته اند و به مكان هايى كه هواى نفسشان طلبيده و تعصّب نژادى شان حكم كرده، رهسپار شده و اين سنت الهى را به انحراف كشيده اند و در توالى نسل ها حقيقت بر آنها مشتبه گرديده است و مقدسات حقيقى و معتقدات واقعى ضايع گشته و هواهاى نفسانى نقش خود را بازى كرده است و اين خصلت انسان است كه اگر تحت ضابطه اى صحيح و زير نظر ارشادگرى صالح نباشد دستخوش هواى نفس مى شود... خداوند همه را از انحراف نگهدار باشد!
يهوديان به اشكال مختلف با نوعى از مراسم حج سروكار دارند و به اين منظور رهسپار اماكن متعدّدى مى شوند. هر فرقه اى راه ويژه اى براى خود برگزيده است و در اعياد مخصوص، آهنگ حجّ آن اماكن مى كنند و با مذهب و تعاليم و عقايد خاص و اوامر و نواهى ويژه اى به انجام آن مراسم مى پردازند.
انديشه حج براى يهوديان، امر جديدى نيست بلكه پيشينه طولانى دارد. آن دسته از يهوديان كه پيرو آيين ابراهيم(عليه السلام) بوده اند، حج را به سوى بيت الله الحرام انجام مى داده اند و آنان كه از اقوام سامى بودند، به سوى معابد و هياكل و ابنيه و آثار و قبور مردگان كه ـ در حج تمدن ها ديديم ـ(1) به انجام مراسم حج مى پرداخته اند.
به نظر مى رسد كه حج يهود يك فريضه دينى بوده كه تورات بر آن ها واجب نموده است.
اين مطلب را در نوشتارى اينگونه مى خوانيم:
«حج به سوى يكى از معبدها، يك رسم ديرينه سامى است كه حتّى در اجزاى قديمى اسفار پنجگانه موسى، به عنوان يك فريضه دينى عنوان شده است. در «سفر خروج» فصل بيست و سوم، فقره چهاردهم آمده است: «در هر سال سه مرتبه براى من عيد بگيريد» و در آيه سى و سوم از فصل سى و چهارم آمده است: «در هر سال سه مرتبه همه مردان بايد در برابر خداى بزرگ، خداى اسرائيل ظاهر شوند.» و در سرزمين هاى عربى نيز اماكن بسيارى وجود داشته كه در آن اماكن مراسمى همچون حضور در عرفات صورت مى گرفته است.»
در هر يك از اعياد سه گانه، فرقه هاى يهود به اماكن معيّنى آهنگ حج مى كردند. در روز «استغفار» (عيد مظال(2)) به سوى كوه سينا حج مى كرده و در عيد «فِصح» به بيت المقدس و در عيد «استير» و «عيد باران» و... به اماكن ديگرى رهسپار مى شدند كه ان شاء الله در خلال بحث هاى آينده خواهد آمد.
با اين حال، از تحقيق و تفحّص در تورات، مكان خاصى را پيدا نمى كنيم كه از زبان پيامبرشان حضرت موسى(عليه السلام)، حج همانند يك دستور الهى آمده باشد. و جاى اين پرسش است كه: آيا خداوند براى يهوديان حج به مكان مخصوصى را واجب نساخته است يا اينكه راويان و نويسندگان متون دينى توراتى، آن را از قلم انداخته اند يا به عادت معروف قوم يهود كه تورات را تحريف مى كردند آن را نيز تحريف نموده اند؟!
بدين جهت است كه اماكن حج متعدد شده و كوچ يهوديان در اعياد سالانه به نقاط مختلف بوده و هر مكان عبادتى را با عنوان «بيت» مى ناميده اند كه در ازمنه مختلف محل برگزارى حج آنان بوده است؛ مثلا در «بيت المقدس» «بيت ايل» «بيت آون» كه در نزديكى بيت ايل بوده و «بيت اصل» در يهودا و «بيت حور» نزديكى قدس و «بيت هاجن» در جايگاه تولد عيسى(عليه السلام)در «بيت لحم» و «بيت هاشطه» و ساير بيوت كه شمارش آنها به درازا مى كشد و مى توان به كتاب مقدس در عهد جديد و قديم مراجعه كرد كه در آن جا درج شده است.
در خصوص زمان حج يهوديان «دكتر حسن ظاظا» مى نويسد:
«اوقاتى كه در آن حج مى كنند همزمان با اعياد آنهاست و اينها سه زمان است:
1. عيد فِصح، كه در فصل بهار واقع شده و مدت آن هفت روز است و از روز پانزدهم نيسان به تقويم يهودى آغاز مى شود.
2. «عيد حصاد» يا «اسابيع»، (شبوعوت) كه مدت آن يك روز است مصادف با ششم ماه سيوان به تقويم يهودى كه در اوايل تابستان (يونيه) قرار گرفته است.
3. «عيد ظُلل»، (سركوت) كه مدت آن هشت روز است و در پاييز قرار دارد و از روز پانزدهم ماه «تشرين» يهودى آغاز مى گردد. موسم هاى سه گانه ياد شده را سه عيد مى نامند كه حج در آن ها مستحب است و با صدقات بسيارى همراه مى گردد.
حج حضرت موسى (عليه السلام)

ضرورى و مناسب است كه بدانيم حضرت موسى(عليه السلام) چگونه حج مى كرد. پيش از آنكه به تحريف شريعت موسى(عليه السلام) به وسيله يهوديان بپردازيم.
هرگاه در اخبار و روايات و احاديث وارده از سنت شريفه تتبع كنيم، خواهيم ديد كه موساى كليم بر خلاف حج پيامبران سلف حج نكرده اند. آن پيامبر گرامى نيز به سوى بيت الله عتيق حج كرده و طواف نموده و تلبيه گفته، به گونه اى كه پدران و نياكانش كه پيام آوران حق و فرمانبرداران دستورات آسمانى بوده اند، حج كردند. اين مطلبى است كه روايات حج پيامبران بر آن تأكيد مىورزد.
اكنون به چند مورد اشاره مى كنيم:
ابن عباس گويد: «در محضر پيامبرخدا(صلى الله عليه وآله) بوديم، مسافت ميان مكه و مدينه را مى پيموديم كه به يك وادى رسيديم. پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرمود: نام اين وادى چيست؟ پاسخ دادند: «وادى ازرق» فرمود: گوئيا مى نگرم موسى(عليه السلام) را كه با گيسوان بلند در حالى كه انگشتان دستش را در گوش ها نهاده بود و تلبيه حج مى گفت،ازاينوادى مى گذشت و آهنگ حجّ مكه مكرمه و كعبه مشرفه را داشت.»
همچنين از حضرت ابى جعفر، باقر(عليه السلام) روايت شده كه فرمود: «موسى بن عمران(عليه السلام) با گروهى مركّب از هفتاد تن از پيامبران به قصد حج از گذرگاه «روحاء» عبور مى كرد در حالى كه مى گفت: «لَبَّيْكَ عَبْدُكَ ابْنُ عَبْدَيْكَ».
و نيز از قول آن حضرت نقل شده كه: «موسى(عليه السلام) از رمله مصر محرم شد و از «صفائح الروحاء» با حالت احرام گذشت و بر ناقه اى سوار بود كه مهار آن از برگ خرما بود و دو جامه قطوانى (سفيد) بر تن داشت و تلبيه مى گفت و كوه ها او را در تلبيه همراهى مى كردند.»
و نيز از امام صادق(عليه السلام) است كه فرمود: «موساى پيامبر(عليه السلام) از صفائح روحاء عبور كرد و بر شتر سرخ موى سوار بود كه افسار آن از برگ خرما بود و دو جامه قطوانى (سفيد و كوتاه) دربرداشت و مى گفت: لَبَّيْكَ يا كَرِيمُ لَبَّيْك».
و ازرقى گويد: «پيامبر خدا، موسى(عليه السلام) بر شتر سرخ موى سواره حج كرد و به روحاء گذشت و دو جامه قطوانى دربرداشت كه يكى را به صورت لنگ بست و ديگرى را بر دوش افكند و طواف خانه كرد و سپس سعى صفا و مروه نمود و درحالى كه صفا و مروه را سعى مى كرد، ندايى از آسمان شنيد كه مى گفت: «لَبَّيكَ عَبْدي أنا مَعَك» و موسى(عليه السلام) با شنيدن اين ندا به خاك افتاد و سجده كرد».
حضرت موسى(عليه السلام) از پيامبران اولوالعزم بود و امكان نداشت از طريق حجّ صحيح منحرف گردد و به راهى كه جز رضاى خداوند است، ره بسپارد. بنابراين، انحراف هايى كه در حج يهود رخ داده، عملكرد پيروان موسى(عليه السلام) است كه به تعاليم و اوامر خداوند ملتزم نشده و در نتيجه به انحراف گراييدند و عقوبت گناهانشان را ديدند و به خفّت و ذلّت موسوم شدند؛ آن گونه كه خداوند در قرآن كريم فرمود:
{...ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَ الْمَسْكَنَةُ وَ باؤُ بِغَضَب مِنَ اللهِ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كانُوا يَكْفُرُونَ بِآياتِ اللهِ وَ يَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ ذلِكَ بِما عَصَوْا وَ كانُوا يَعْتَدُونَ}
«نشانه ذلّت و بدبختى بر آنان زده شد و مشمول خشم خدا شدند؛ چرا كه نسبت به آيات خدا كفر ورزيدند و پيامبران را به ناحق كشتند، از آن رو كه به تبهكارى و تجاوز گرويدند.»
انحراف يهود در حج

يهوديان سنّت پيامبرشان، موسى كليم الله را ـ كه در حج به خانه خدا توجه داشت ـ پيروى نكردند و چنانكه گفتيم، بيشتر تعاليم شريعت موسى و از جمله حج را تحريف كردند. گفتنى است كه در حال حاضر حج از ديدگاه يهوديان واجب نيست و از اركان عبادات آنها به شيوه اى كه در اسلام ديده مى شود، به شمار نمى آيد و حداكثر به عمره مسلمانان شباهت دارد.
پس از كليم(عليه السلام) يهود به فرقه هاى مختلف درآمدند و هر فرقه اى شيوه اى را براى حج برگزيد و مكانى را براى آداب و مراسم حج انتخاب كرد؛ به عنوان مثال:
1. گروهى از آن ها آهنگ بيت المقدس و هيكل سليمان نمودند.
2. گروهى به كوه طور سينا رفتند.
3. برخى «بئر حىّ» واقع در نزديكى شهر الخليل را برگزيدند.
4. برخى ديگر به اماكن متبركه به تعبير آنها، كه مهم ترين آنها كوه هاى برافراشته و تپه ها و چاه هاى آب و اماكن ديگر طبيعى است، رفتند.
حج به بيت المقدس

بيت المقدس يا قدس از اهمّ اماكن مقدس نزد يهود است. همچنين اين مكان مقدس از نگاه مسيحيان و مسلمانان مورد احترام است، از اين رو حج بيت المقدس از قدرت ويژه اى برخوردار مى باشد.
يهوديان به ويژه فرقه «يهودا» كه از داود و سليمان تبعيت مى كنند، براى بيت المقدس به ويژه پس از بناى هيكل معروف درقدس شريف به دست حضرت سليمان(عليه السلام)، احترام خاصى قائل اند.
قداست بيت المقدس از نظر يهوديان مقارن با بناى هيكل سليمان است. هيكل سليمان معبد مركزى يهود بود كه حرم حج و قبله نماز آنها از زمان داود و سليمان به شمار آمده است. اين معبد بزرگ در رهگذر تاريخ رو به ويرانى نهاده و امروزه جز بخشى از ديوار اصلى آن نمانده است كه يهوديان آن را «ديوار غربى» مى خوانند و ديگر امت ها به نام «ديوار سوگوارى». اين ديوار بخشى از حصارى است كه در عهد هيروديس بنا شده كه هم عصر تولّد عيسى(عليه السلام) بوده است.
قدس شهرى است در نقطه مركزى فلسطين كه بر فراز تپه اى از سنگ، به ارتفاع 762 متر قرار گرفته و با شهر «يافا» كه شهر جديد البنايى است، تقريباً پنج كيلومتر فاصله دارد.
بيت المقدس از نظر پيروان آيين هاى يهود و مسيحى و اسلام مورد تقديس و احترام است و مقدسات آيين هاى سه گانه در اين شهر تاريخى قرار دارد. يهوديان عقيده دارند كه يكى از ديوارهاى مسجد الاقصى با سنگ هايى ساخته شده كه از هيكل سليمان برجاى مانده و همان ديوار معروف به ديوار سوگوارى است. شايد اين شهر همان شهرى باشد كه در سفر تكوين تورات به نام «شليم» از آن ياد شده كه داود پس از خارج ساختن آن از دست «يبوسيان»(3) پايتخت خود گرفت و سليمان هيكل عظيم را در آن ساخت و بر عظمت و شكوه آن افزود و پادشاهان يهودا آن را مقرّ سلطنت خود قرار دادند و بسيارى از پيامبران بنى اسرائيل آنجا ظهور كردند و به ترويج شريعت خود پرداختند. گويند: «هر وجب از اين سرزمين جايگاه نماز پيامبرى بوده است».
اعراب با يهوديان جنگيدند تا بيت المقدس قديم را از چنگال آنها برهانند و يهوديان ناگزير از اين شهر عقب نشينى كردند، ليكن شهر جديد بيت المقدس همچنان در قبضه آنهاست.
خلاصه آنكه: فرقه يهودا، بيت المقدس و هيكل سليمان را محلّ برگزارى حج سالانه خود قرار داده و در عيد سالانه موسوم به «عيد فِصح» به برگزارى مراسم مى پردازند. اهمّ مراسمى كه در آنجا انجام مى شود، قربانى است كه تعاليم دينى آن ها به آنان توصيه كرده است و با آنچه در تورات آمده تفاوت بسيار دارد. تورات به قربانى كردن گاو فرمان مى دهد.(4) اما رساله دينى آنها قربانى كردن انسان را توجيه مى كند! بدينگونه در عيد فِصح قربانى از كودكانى انتخاب مى شود كه بيش از ده سال ندارند و يا كمى بيش از ده سال داشته باشند. خون اين قربانى را با خمير مى آميختند و بدان تبرك مى جستند.
يهوديان خون قربانى را به طرق گوناگون بيرون مى كشند. گاهى قربانى را به صورت زنده در بشكه اى قرار مى دهند كه در اطراف آن بشكه، سوزن هايى به داخل تعبيه شده كه بر بدن قربانى فرومى رود و خون از آن سوزن ها جارى مى گردد و قربانى با عذاب و شكنجه جان مى سپارد و در اين حال يهوديان از لذت سرمست مى شوند(5) و گاه شريان هاى قربانى را از چند موضع پاره مى كنند تا خون از رگ ها بيرون بپاشد و گاه كودك را همانند گوسفند قربانى مى كشند و خون آن را به نحوى كه اشاره شد مى گيرند و به حاخام يا كاهن يا ساحر مى دهند تا در تهيه فطيرهاى مقدس يا عمليات سِحر از آن استفاده كند.
زمان برگزارى حج يهود در بيت المقدس، روز چهاردهم ماه اول سال دينى آن ها، ماه نيسان است كه به مناسبت نجات موسى و بنى اسرائيل از فرعون و قوم و خروج از مصر جشن مى گيرند.
ويل دورانت، درباره قربانى كردن كودكان مى نويسد:
«پيشينيان يهود را همانند پاره اى از اقوام عادت بر اين بوده كه كودكى را قربانى كنند. اين كار را دوست مى داشتند تا بدينوسيله خشم آسمان را فرو نشانند! به مرور زمان ترجيح دادند اين قربانى را از ميان كودكان مجرم كه به اعدام محكوم مى شدند، برگزينند. بابلى ها به اين قربانى جامه پادشاهى مى پوشاندند تا به فرزند پادشاه شباهت پيدا كند سپس به دار مى آويختند و اين كار در «رودس» و عيد «كرونس» بود. گمان مى رود كه قربانى كردن گوسفند يا بزغاله در عيد فِصح در حقيقت تخفيف حكم قربانى بوده كه با پيشرفت تمدن از قربانى انسان به قربانى حيوان تحوّل يافته است.»
چنين به نظر مى رسد كه يهوديان در حال حاضر برّه يا بزغاله اى را در حج بيت المقدس قربانى مى كنند و انسان كشى يهوديان به شيوه ديگرى درآمده است!
كوه موسى (عليه السلام) در صحراى سينا

يهوديان بر اين باورند كوهى كه در طور سينا واقع است و 320 كيلومتر از منطقه «عيون موسى» فاصله دارد و ارتفاع آن به 7600 پا مى رسد همان كوهى است كه خداى تعالى با موسى(عليه السلام) در آن سخن گفت و الواح مقدس را بر او فروفرستاد. از اين رو يهود كوه سينا را طى قرن ها تقديس كرده و آهنگ زيارت آن نموده و آن را از مقدسات خود شمرده است.
«منشه حاريل» استاد جغرافياى دينى و تاريخ اديان در دانشگاه هاى عبرى مى گويد: «يهود همه ساله حج مى گزارند. از قرن هفتم ميلادى تا به امروز آهنگ زيارت كوه موسى را مى كنند و براى رسيدن به اين مكان، مشقت زيادى را متحمل مى شوند و 3800 متر كوه پيمايى مى كنند تا به قلّه آن برسند. آنها معتقدند كه خداوند از بالاى اين كوه با موسى(عليه السلام) تكلم كرده و همو رسالت و وصايايى را دريافت نموده است.
اين كوه براى آنان به مثابه كعبه براى مسلمانان است. عدد كسانى كه از بيست ميليون يهودى مشقت حج اين كوه را تحمل مى كنند، كم نيست اين كوه به صورت يكى از اماكن مقدس يهود درآمده است.»
نامبرده سپس به بيان بطلان اين باور يهوديان پرداخته و در مقاله اى كه در مجله المختار آلمان سال 1974 به چاپ رسيده، تصريح مى كند: آنچه در گزارش هيأت اعزامى آمريكايى آمده درست است و نتايج حاصله با نتيجه تحقيق مركزى وى هماهنگى دارد و مى افزايد: كوهى كه يهوديان به حج آن مى روند، كوهى نيست كه در آن جا خداوند با موسى سخن گفته است و هنگامى كه دليل عدم موافقت او را با انتشار رسمى اين تحقيق مى پرسند، پاسخ مى دهد: اعلام اينگونه مباحث و ديگر حقايق تاريخى به احساسات دينى و باورهاى آنها نسبت به اسطوره اى كه به صورت يك عقيده درآمده است، لطمه خواهد زد.
حقيقت اين است كه آنچه تورات در مشخصات و علائم كوه موسى(عليه السلام) ذكر مى كند با آنچه در كوهِ مورد توجهِ يهود در حج سالانه ديده مى شود، تفاوت دارد؛ مثلا فاصله اين كوه با «عيون موسى» و ارتفاع آن و ديگر علائم و نشانه ها و توصيف آن منطقه به عنوان معادن فيروزه و مس، كه يهوديان در آن تاريخ به صنعت و تجارت آن شهرت داشته اند.
در حالى كه كوه مورد توجه يهود در حجّ سالانه، از «عيون موسى» فاصله دارد و ارتفاع آن از كوه مذكور در تورات بيشتر است و مطالعات هيأت آمريكايى درباره آثار منطقه با آن وفق نمى دهد و معدن فيروزه و مس در آن جا وجود ندارد.
بنابراين اعتقاد اسطوره اى يهود درباره اين كوه، يك بدعت آشكار است كه هفت قرن پس از ميلاد مسيح(عليه السلام) به وجود آمده، مانند آداب و تعاليم يهودى و تدوين تورات و نظائر آن. اما مناسك حج يهود به اين كوه را از مقايسه اى كه (هوتسما = Houtsma) ميان وقوف مسلمانان به عرفات و كوچ بنى اسرائيل به كوه سينا نموده است، مى توان بيان كرد.
آنها از معاشرات با زنان خوددارى مى كنند. (سفر خروج، فصل 19، آيه 15) آنها لباس هاى خود را براى اين مراسم شست و شو مى دهند (سفر خروج 19/10/14) و در برابر خدا مى ايستند همانگونه كه مسلمانان از زن اجتناب نموده و با جامه احرام دربرابر خالق وقوف مى كنند.
از جمله مناسك اين كوه، نوشيدن آب از چشمه موسوم به «شيلوة مقدس) است كه دعاى خاصى دارد و روشن كردن عبادتگاه و قربانى و آداب ديگر. به علاوه موسم آن كه معمولا «عيد سايبان بندى» يا «روز استغفار» است.
طبيعى است كه هنگام بحث از معناى حقيقى اين موسم، آن را با «عيد پاييز» يهوديان سامى شمال مقايسه كنيم. عيد سايبان بندى يا روز استغفار چيزى است كه در تورات آمده و غالباً با عبارت اختصارى بر آن اطلاق «حج» مى شود (سفر القضات، فصل 21، فقره 19 و...) و (سفر شاهان نخستين، فصل هشتم، فقره 2 و 65).
بئرالحىّ، چاه مقدس

فرقه ديگرى از يهود، منطقه اى را كه چاه مقدس قرار دارد تقديس مى كنند و به سوى آن حج مى گزارند. اين فرقه، عقيده دارند كه اينجا سرزمين جد اعلايشان اسحاق فرزند ابراهيم خليل(عليه السلام)است كه در آن شهر مى زيسته و بدرود حيات گفته است.
در تورات آمده است: پس از مرگ ابراهيم(عليه السلام) خداوند مقام نبوت را به پسرش استحاق داد و اسحاق در كنار «بئرالحىّ الرائى» اقامت گزيد(6) و نيز در تورات است كه اسحاق در حيات پدر با مردم اين سرزمين وصلت كرد و مادر وى ساره نام داشت. در خصوص ازدواج اسحاق با ساره، تورات داستانى را آورده كه اين مكان و آب چاه حىّ را در نگاه يهود قداست خاصى بخشيده است.
منطقه «چاه حىّ» در نزديكى شهر الخليل واقع است و الخليل در 44 كيلومترى بيت المقدس قرار دارد كه همان شهر «حبرون» قديم است و قبر ابراهيم خليل(عليه السلام) و همسرش ساره و اسحاق و يعقوب و «رفقه» همسر اسحاق در آن است و مسجد و معبد بزرگى اين قبرها را دربرگرفته است.
اين پنج تن جايگاه خاصى در نظر برخى يهوديان دارند و لذا قبرهايشان را تقديس نموده و به زيارتشان مى آيند و همچنين محلّى است براى آهنگ حج و وسيله تقرب به خدا و تقديم قربانى و نذورات و هدايا و خواندن دعا و گريه و زارى براى برآمدن حوائج و نعيم بهشت و تحصيل رضاى خداوند.
دكتر حسن ظاطا، در باره حجّ اين منطقه مى نويسد: چاه «حىّ رائى» در نزديكى الخليل است كه بسيارى از پارسايان يهود به حج آن مى آيند و تا به امروز ادامه دارد؛ زيرا در تورات آمده است:
«پس از مرگ ابراهيم، خداوند اسحاق را مشمول كرامت خود قرار داد و اسحاق در كنار چاه حىّ رائى اقامت گزيد و همانجا قبل از مرگ پدرش ابراهيم و مادرش ساره با رفقه ازدواج كرد».
معبد «ايل» در نزديكى نابلس

فرقه ديگرى از يهود موسوم به «فرقه سامرى» اين معبد را تعظيم مى كنند. اينها به جز «سفرهاى پنجگانه»، كه بخشى از عهد قديم است، ايمان ندارند و به رستاخيز و روز قيامت مؤمن نيستند؛ ابن حزم در كتاب ملل و نحل مى نويسد:
«آنها همه نبوت هاى بنى اسرائيل پس از موسى(عليه السلام) و يوشع را تكذيب مى كنند و شمعون و داود و سليمان و اشعيا و اليسع و الياس و عاموص و حبقون و زكريا و ارميا و ديگر پيامبران را قبول ندارند. آن ها مى گويند شهر قدس همان نابلس است و هيجده ميل با بيت المقدس فاصله دارد. آن ها براى بيت المقدس عظمت و حرمتى قائل نيستند. در شام زندگى مى كنند و خروج از آن جا را جايز نمى دانند.
معبد ايل كه يعقوب آن را در كنعان بنا كرد، نزديكى نابلس واقع شده كه بنى اسرائيل به حج آن مى آمده اند تا هنگامى كه سليمان در قدس هيكل را بنا نهاد و جايگاه آن معبد همچنان مورد توجه بود تا اينكه مملكت سليمان پس از مرگش به دو بخش تجزيه شد:
1 . سامره شمالى، كه مردم اين كشور با خاندان داود و سليمان در جنوب خصومت داشتند و خود را اسرائيل مى ناميدند و در حج آهنگ بيت ايل را مى كردند.
2 . يهودا، كه از نسل داود و سليمان بودند و در حج آهنگ هيكل سليمان در «اورشليم» را مى كردند و اين نامى است كه از زمان سليمان بدان اشتهار داشته است.
و در اين گذرگاه قبر يوسف قرار دارد و چاه يعقوب در نزديكى آن واقع است.
و اما قبله اى كه فرقه سامره به سوى آن توجه دارند، كوهى است به نام «غريز يم» كه ميان بيت المقدس و نابلس واقع است. مى گويند خداى متعال داود را به ساختن بيت المقدس در كوه نابلس فرمان داد و اين همان كوه طور است كه خداوند در آنجا با موسى سخن گفت، سپس داود رهسپار «ايليا» شد و آن جا «بيت ايل» را بنا نهاد و بدينسان مرتكب خلاف و ستم گرديد.
سامريان به اين قبله توجه دارند و با يهوديانى كه قبله شان بيت المقدس است مخالف اند.
مقصود از كلمه «ايل» خدا است و بيت ايل يعنى خانه خدا. اين معبد در مجاورت كوهى و نخلى قرار دارد. كوه را همانند كوه عرفات دانسته و معبد را چون كعبه. و نخل را چون «عُزّى» كه در وادى «بطن نخله» قرار داشت و خالد بن وليد به فرمان رسول خدا(صلى الله عليه وآله)آن را قطع كرد. چون مردم جاهليت حج آن مى كردند و نذورات و هدايا بر آن مى آويختند.
فرقه سامره آداب ديگرى مانند طواف و قربانى دارند و بالاى آن كوه مى روند و بر آن وقوف مى كنند و نذورات و هدايايى براى آن درخت مقدس دارند تا حاجاتشان برآورده شود! در تورات، سفر قضا آمده: «دبوره» همسر «فيدوت» در آن زمان دو قرن پس از موسى(عليه السلام) ، متولّى حوائج بنى اسرائيل بود. دبوره زير آن نخل كه ميان رمله و بيت ايل قرار داشت، مى نشست و بنى اسرائيل به سوى آن مى رفتند تا حاجاتشان را برآورده سازد!
شايان ذكر است كه دعاى معروف به سمات، كه از ادعيه شيعه اماميه است، به قداست اين مكان اشاره دارد و به نظر مى رسد كه دليل آن، تجلّىِ عظمت خداوند براى يعقوب نبى(عليه السلام) بوده است: (اَللّهمّ إنّي أسألك بِاسْمِكَ العظيم الأعظم الأعزّ الأجلّ الأكرم... و بمجدك الّذي تجلّيت به لموسى كليمك(عليه السلام) و... وليعقوب نبيك(عليه السلام) في بَيْتِ ايل).
حج به اماكن طبيعى

گروه ديگرى از يهود به سوى اماكن طبيعى، چون كوه هاى بلند و تپه ها و اشجار و چاه ها و چشمه هاى آب آهنگ حج مى كنند. مستند اينها پاره اى از نصوص تورات و تأسى به سنّت نياكانشان مى باشد كه اين اماكن را تقديس كرده و آن ها را آيات بزرگ الهى مى دانسته و به وسيله آن ها به خدا تقرّب مى جسته اند. اين نصوص براى برخى اماكن طبيعى زمين، قداستى قائل شده است. «اين ها فرائض و احكامى است كه حفظ مى كنيد تا در زمين خدا عمل نماييد تا در تمام روزهاى زندگى آن را در تصرف داشته باشيد و همه اماكنى را كه امت ها به پرستش خدايانشان پرداختند، چون كوه هاى سر به فلك كشيده و بلندى ها و زير سايه درختان سرسبز ويران كنيد و محلّ قربانى ها را نابود سازيد و بت هايشان را بشكنيد و ستون هايشان را به آتش كشيد و تمثال خدايانشان را محو كنيد و نامشان را از اين مكان بزداييد و شما مانند آنها براى خدايتان عمل نكنيد بلكه به جايى كه خدايتان براى تبارهاى شما برگزيده و به نام هريك نهاده، برويد و قربانيان و هدايا و نذورات و عبادت ها و گاو و گوسفندهاى بِكر را تقديم كنيد.
اين نص توراتى تأثير عميقى در درون برخى يهوديان نهاده كه سالانه به اين اماكن ويژه طبيعت ـ كه اجدادشان متصرف شده و اهالى آن سرزمين ها را مى كشتند و مى سوزاند ـ آهنگ حج كنند و قربانيان و هدايا و نذوراتشان را تقديم نمايند و همانگونه كه در بخش اخير اين دستور آمده، نماز بگزارند و گوسفند و گاو بكر هديه دهند يا قربانى كنند و آتش برافروزند و به نبرد تاريكى بروند.
چنين حجى، در حقيقت همان عادات دوران بت پرستى است كه يهوديان قبل از بعثت حضرت موسى(عليه السلام)، اقتباس كرده و به فرزندانشان در طى قرون، به ارث گذاشته اند تا سنت هاى نژادى را پاس دارند و آب و رنگ دينى به آن بدهند.
دكتر ظاظا حسن گويد: يهود يا بنى اسرائيل از درختان و كوه ها و تپه ها و چشمه هاى آب و چاه ها زيارتگاه هايى درست كرده و به حج اين اماكن مى روند و بدان تبرّك مى جويند و معبدهايشان را بنا مى گذارند...
اما چشمه ها و چاه هايى كه يهوديان آهنگ زيارت آن مى كنند، مشهورترين آنها «قادش» است كه مفهوم آن قداست است و در لغت عربى «عين قديس» چشمه مقدس تلفظ مى شود. و نيز «بئر سبع» كه در صدر همه قرار دارد و در جنوب غربى غزه واقع است و ساميان پيشين بنى اسرائيل و بعضى ديگر عقيده داشته اند كه اين چاه مسكونى است يعنى موجودات نامرئى از فرشتگان و جنّيان در آن زندگى مى كنند و عدد آن ها هفت مى باشد و اگر كسى نقض سوگند كند يا به عمد دروغ بگويد بر اوست كه همراه طرف مخاصم خود نزد اين چاه رفته و هفت بار بر خود لعن كند تا نسلش منقطع گردد و به مرگ همه عزيزانش مبتلا شود و مال و جان و شرفش آسيب پذيرد و آواره زمين شود و گوش و چشم و عقلش را از دست بدهد.
پی نوشت :

1 . مقاله اى با اين عنوان در شماره 39 فصلنامه «ميقات حج»، از همين نويسنده و مترجم.
2 . عيد سايه بان بندى يهود.
3 . يبوسيان اسم طايفه اى از كنعانيان است كه در كوهستان حوالى اورشليم سكونت داشتند و اسرائيليان به هلاك نمودن ايشان مأمور بودند. قاموس مقدس به نقل فرهنگ دهخدا واژه يبوسان.
4 . عهد قديم، سفر خروج، ص29
5 . اليهود واليهوديه. د. على، عبدالواحد وافى، صص 44 و 45 و كتاب حقايق و اباطيل فوزى محمد حميد، صص 141 و 200
6 . عهد قديم، سفر تكوين، فصل25/ فقره
يادشهيد آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
The Following 2 Users Say Thank You to يادشهيد For This Useful Post:
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان



کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
نمونه هاي مدرن ازتوطئه هاي صليبي عليه مسلمانان يادشهيد مسیحیت 1 19-02-2012 13:40
نماز در اديان گوناگون tabesh ادیان ، مذاهب و فرق دیگر 0 16-01-2012 10:16
بنى‌‌نضير / قبيله / غزوه: از قبايل بزرگ يهودى يثرب و نام يكى از غزوه‌‌هاى پيامبراكرم paradise پیامبر اکرم(ص) 1 12-08-2011 11:33
تلمود سرچشمه شرارتها vorojax صهیونیسم 0 17-11-2010 09:37
بررسي نقش علماي دين يهود در انحراف اديان vorojax صهیونیسم 0 20-04-2009 09:12

TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/basijtvRSS Feed@basijtv

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 17:38 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1