شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

فروشگاه طب اسلامی ، سنتی ، موادآرایشی ، بهداشتی و پوستی ارگانیک اسرار الشفاء


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > اسلام > ادیان ، مذاهب و فرق دیگر > مسیحیت


پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 19-10-2011, 09:41   #1
مدیربازنشسته
 
paradise آواتار ها
 
تاریخ عضویت: May 2010
نوشته ها: 3,035
Thanks: 11,530
Thanked 9,195 Times in 2,641 Posts
پیش فرض مارتين لوتر و پروتستانتيزم مسيحي

لوتر در اوج كشاكش با كليساي كاتوليك گفته بود: «روي سخنم با كاتوليك ها است، اگر از اين كه مرا كافر بنامند خسته شده اند، بهتر است مرا يهودي بنامند». لوتر با تمجيد از يهوديان آن ها را «اربابان حقيقي» ناميده و غير يهوديان را «سگان جيره خوار اربابان حقيقي» ناميده بود.


مارتين لوتر (MARTIN LUTHER) مؤسس پروتستانتيزم مسيحي در جهان غرب، در 10 نوامبر سال 1483 م در يك خانواده ي دهقاني تهي دست به دنيا آمد. خانواده ي مارتين لوتر از اهالي «ساكسوني» در مشرق سرزمين آلمان بودند. مارتين لوتر در بزرگسالي درباره ي خانواده اش چنين گفته است: «پدر و مادر من سخت تهي دست بودند و به خاطر ما به رنج آورترين كارها تن در مي دادند» (1) بر فضاي خانواده انضباطي سخت گيرانه حاكم بود، اگرچه در روابط ما بين پدر و مادر و فرزندان رابطه اي مهرآميز و عاطفي نيز حاكم بود. پدر و مادر مارتين كاتوليك هاي پرهيزگاري بودند، آن ها وقتي به استعداد مارتين در درس خواندن پي بردند او را به مدرسه اي در آيزناخ فرستادند. پدر مارتين آرزو مي كرد او در آينده به قاضي ثروتمندي بدل گردد.

مارتين در نخستين سال هاي دهه ي بيست عمر خود به دانشكده ي حقوق «دانشگاه ارفورت» رفت. در همين زمان براي مدت كوتاهي از دانشكده مرخصي گرفت تا به ديدن خانواده اش برود. او براي مدت كوتاهي نزد پدر و مادرش ماند و هنگام بازگشت براي او اتفاق عجيبي رخ داد كه به نوعي در تغيير مسير زندگي او منجر شد. مارتين هنگام بازگشت، اسير طوفان سهمگيني گرديد و تا آستانه ي مرگ رفت، در اين لحظات با خود عهد كرد كه اگر با توسل به «آناي قديس» [يكي از قديسان كليساي كاتوليك] نجات يابد به صومعه مي رود و زندگي خود را وقف كليسا خواهد كرد و راهب خواهد شد. پس از آن براي مدتي لوتر گرفتار كشمكش هاي دروني و فكري بود تا اين كه نهايتاً تصميم گرفت ضمن گرفتن دكتراي حقوق به كليسا بپيوندد و به وعظ و سخنراني بپردازد. از اين مقطع است كه زندگي مارتين لوتر كشيش آغاز مي شود.

در زماني كه لوتر مي زيست كليساي كاتوليك به يك دوران قهقراء و انحطاط گام نهاده بود. در اين دوران، رنسانس پديد آمده بود و كليساي كاتوليك در حالي كه از درون گرفتار ضعف و بيماري مفرط ناشي از انحطاط تاريخي بود از بيرون نيز با امواج نوظهور افكار اومانيستي روبرو گرديده و در مقابل آن به انفعال گرفتار آمده بود. يكي از فعاليت هاي زشت و منحطي كه كليساس كاتوليك به رهبري پاپ در اين دوران انجام مي داد، دعوي فروش آموزش گناهان مردم توسط پاپ و ثروتمند شدن از اين طريق بود. اين عمل رسوا كه كليسا رسماً آن را انجام مي داد در سرزمين آلمان با واكنش و نارضائي مردم روبرو شده بود، زيرا در قرن شانزدهم نخستين نسيم هاي حس و حال ناسيوناليستي در اروپا وزيدن گرفته بود و مسيحيان آلماني از اين كه با خريد آمرزش نامه ها، جيب كليساي روم را پر نمايند. ناراضي بودند. هرچند كه اين نارضايتي ها در خفا مطرح مي گرديد.

در آستانه ي سال 1517 كه مارتين لوتر متن 95 ماده اي اعتراض خود به كليسا را بر در كليساي شهر ويتنبرگ چسباند و بدين سان يك موج گسترده ي اعتراض و تحول خواهي تدريجي در بخش هاي وسيعي از اروپا عليه كليساي روم پديد آمد؛ بخش هاي مركزي و شمالي اروپا تدريجاً با موج نوظهور افكار اومانيستي كه به ويژه از يك قرن قبل از شهرهاي ونيز و فلورانس برخاسته بود، آشنا مي شدند و با تغيير تدريجي صورت نوعي تاريخي حاكم بر جهان غرب، نخستين طليعه هاي بشرانگاري مدرن ظاهر مي گرديد و اين در شرايطي بود كه كليساي كاتوليك از درون گرفتار فساد و انحطاط و دنيازدگي توأم با رياكاري گرديده بود.

مارتين لوتر در سال 1517 م يك موج اعتراض رفرميستي عليه كليساي كاتوليك را آغاز نمود. اگرچه بهانه ي اوليه ي اعتراض لوتر عليه كليسا، عمل زشت فروش آمرزش نامه ها بود، اما تدريجاً دامنه و محتواي اعتراض لوتر از حد اوليه فراتر رفت و به دعوي انشعاب در آئين مسيحيت و تأسيس «پروتستانتيزم مسيحي» در مقابل «كاتوليسيسم» و كليساي كاتوليك [كه در ساختار كلاسيك كلام و تئولوژي خود با فئوداليزم غربي پيوند خورده و به عنوان صورت نوعي انديشه ي غرب قرون وسطايي مطرح گرديده بود] انجاميد. اگرچه كليسا دچار انحطاط گرديده بود اما آنچه لوتر در عمل انجام داد، كوششي براي نجات كليساي كاتوليك نبود بلكه ارائه يك سلسله آموزه هاي اومانيستي و يهودي زده در مقابل آراء كليسايي بود، آموزه هايي كه درون مايه ي مدرن داشته و به كار مدرنيزه كردن دين مسيحيت مي آمد كه چنين نيز هم شد.

در واقع در اوايل قرن شانزدهم دامنه ي نفوذ آراء اومانيستي و مدرن [كه با رنسانس و در ايتاليا ظاهر شده بود] به نواحي مركزي و شمالي اروپا نيز رسيده بود و در آراء لوتر و جنبش پروتستانيستي اي كه به راه انداخت خودنمائي كرد.

لوتر در تفسير خود از آئين مسيح توجه بيشتري را بر آموزه هاي يهودي متمركز كرد. در واقع مي توان گفت كه پروتستانتيسم مسيحي گونه اي تفسير يهودي زده از ميراث نظري مسيحيت كاتوليك مي باشد. به نظر مي رسد گرايش عقل گريزي در آراء لوتر نيز با تمايل او به توجه به منابع يهودي مسيحيت كاتوليك و بي توجهي نسبي به ميراث متافيزيك يوناني پيوند دارد. لوتر علاقه ي زيادي نيز به مطالعه و تفسير «مزامير» و «رساله هاي پولس» داشت. (2)

لوتر زبان عبري آموخته بود و به ستايش يهوديان به عنوان «قوم برگزيده ي خداوند» مي پرداخت. او به سال 1523 م كتابي تحت عنوان «مسيح، يك يهودي زاده شد» نگاشت و به ستايش از آموزه هاي يهودي پرداخت. «آبراهام بي اليزر هالوي» خاخام كاباليست معتقد بود كه «لوتر در پنهان فردي يهودي بود و مي كوشيد تا مسيحيان را آرام آرام به يهوديت متمايل نمايد». در «دانشنامه يهود» نيز لوتر را «يهودي پنهانكار متجدد» ناميده اند و خود لوتر در اوج كشاكش با كليساي كاتوليك گفته بود:

«روي سخنم با كاتوليك ها است، اگر از اين كه مرا كافر بنامند خسته شده اند، بهتر است مرا يهودي بنامند» (3) لوتر با تمجيد از يهوديان [كه او مدعي است «حامل برترين خون ها در رگ هاي خود هستند و روح القدس به واسطه ي آن ها كتاب مقدس را به اقصي نقاط دنيا برد»] آن ها را «اربابان حقيقي» ناميده و غير يهوديان را «سگان جيره خوار اربابان حقيقي» ناميده بود. (4)

با طرح و بسط آراء مارتين لوتر، فئودال ها و شاهزادگان محلي كه مخالف اعمال قدرت از طرف كليسا بودند و مي خواستند اقتدار پاپ را تضعيف نمايند به حمايت از آن برخاستند. در واقع اشراف و فئودال هاي محلي در سرزمين آلمان و نقاط همجوار، آراء لوتر را مستمسك مناسبي براي ترويج ناسيوناليزم مورد نظر خود [كه در اين دوران حيات جنيني خود را مي گذراند] به ويژه عليه سلطه ي رم مي ديدند. لوتر همچنين با آراء اقتصادي خود در ترويج رباخواري و سرمايه اندوزي، حمايت گسترده ي بازرگانان و سرمايه داراي نوظهور اروپايي را به دست آورد. لوتر اگرچه با فئودال هاي محلي و سرمايه داران نوظهور روابط نزديكي داشت، اما نسبت به جنبش عدالتخواهانه ي دهقانان و تهي دستان بسيار خشن بود و خواهان سركوب بي رحمانه ي جنبش دهقاني بود. (5)

در يك نگاه كلي رئوس اصلي و شاخص هاي فكري مارتين لوتر را مي توان اين گونه بر شمرد:

مارتين لوتر نظراتي متفاوت از آموزه هاي كليساي كاتوليك در تفسير مسيحيت داشت و آن ها را در هيئت انتقاد نسبت به كليسا ارائه كرد، اما او داراي يك دستگاه فكري منسجم [آن گونه كه فيلسوفاتي نظير كانت يا هگل دارند] نبود.

آراء لوتر در خصوص نسبت دين با اجتماع و سياست صيغه اي سكولاريستي دارد. سكولاريسم يكي از ويژگيهاي ذاتي تفكر اومانيستي مدرن است و از همين روي صبغه ي سكولاريستي آراء لوتر مورد استقبال مدرنيست ها قرار گرفت. چنان كه گفتيم لوتر در قالب انتقادات و آموزه هاي خود در واقع تفسيري مدرنيستي از ديانت مسيح ارائه مي كرد.

لوتر در خصوص رابطه ي بشر با خداوند، ضرورت وجود نهادي به نام كليسا را نفي مي كرد و در اين مسير در واقع به دنبال ترويج نحوي تفسير فردگرايانه از مسيحيت بود كه با باطن فردگرايانه ي تفكر مدرن سازگاري دارد. فردگرايي به عنوان يك مفهوم حقوقي و سياسي كه بيانگر اتميسم تفكر مدرن مي باشد بارزترين صورت بيان خود را در ايدئولوژي ليبراليسم و تعريف ماهيت روابط بشري بر پايه ي تز «انسان، گرگ انسان است» نشان مي دهد. آراء لوتر را اگرچه نمي توان ليبراليستي ناميد اما درك فردگرايانه و بورژوائي او از مسيحيت در واقع يكي از بسترسازان ظهور ليبراليسم بوده است.

لوتر مدعي بود رستگاري امري است كه منوط به ايمان مي باشد و ايمان نيز امري قلبي و دروني است، لذا اعتقادي به اجراي دقيق مناسك و مراسم مذهبي نداشت. بدين ترتيب ضمن كاستن از نقش كشيش و كليسا در ساختار مذهب مسيحي با دروني و شخصي كردن مفهوم ايمان، عملاً زمينه هاي كم توجهي به احكام و آداب مذهبي و تضعيف نقش مذهب در زندگي روزانه [كه از ويژگي هاي مدرنيته] را پديد آورد.

لوتر بر خلاف تعاليم اخلاق كاتوليك، رباخواري و انباشت سرمايه و تكاثر را امري پسنديده دانست و بدين ترتيب عملاً راه را براي ترويج اخلاق سرمايه دارانه گشود. به جهت وجود چنين آموزه هائي است كه سرمايه داران و مدافعان عقيدتي و سياسي آن ها به حمايت از پروتستانتيزم لوتري پرداختند.

لوتر به لحاظ سياسي به نظريه ي استقلال حاكمان محلي و پادشاه از كليسا اعتقاد داشت يعني محدوده ي قدرت فرمانروايان را مستقل از نفوذ و سيطره ي پاپ و كليسا مي دانست و مدعي بود كه اقتدار روحانيان محدود به نصيحت كردن است و آنها حق بر كنار كردن فرمانروايان و يا دعوت مردم به شورش را ندارند. در واقع لوتر معتقد بود كه مردم در هيچ شرايطي حق شورش ندارند.

لوتر با انجام رفرم مذهبي مورد نظر خود انشعابي بزرگ در آئين مسيحيت پديد آورد. پيروان لوتر «پروتستانتيست» ناميده شدند و تدريجاً پروتستانتيزم مسيحي به عنوان يك شعبه ي بزرگ مسيحي مخالف كليساي كاتوليك در برابر آن قرار گرفت. لوتر و پس از او ديگر پروتستانتيست هاي مسيحي، آئين مسيحيت را به گونه اي دنيوي تر از گذشته و همسو با افق هاي سكولاريسم و مدرنيته و سرمايه سالاري تفسير مي كردند و بدينسان آن را در افق رويكرد اومانيستي قرار مي دادند.

مارتين لوتر برخلاف سنت تجرد كشيش هاي كاتوليك، ازدواج كرد و صاحب شش فرزند شد. همچنين او كتاب مقدس را به آلماني ترجمه كرد و سرانجام به سال 1546 م درگذشت.


شهريار زرشناس

پي نويس ها:

1- فازديك، هري امرسون / مارتين لوتر / فريدون بدره اي / شركت انتشارات علمي و فرهنگي / 1383 / ص 5.
2- برونوفسكي. جي و مازليش. بي / سنت روشنفكري در غرب از لئوناردو تا هگل / لي لاسازگار / آگه / 1379 / ص 126.
3- صاحب خلق، نصير / پروتستانتيزم، پيوريتتانيسم و مسيحيت صهيونيستي / هلال / 1383 / صص 29، 30.
4- منبع پيشين / ص 30.
5- Schwiebert ، E / Luther And His Times / St. Louis / 1950 / p. 78.

منبع: سايت انديشه

امضای paradise
مادرم حضرت زهرا،پدرم شاهِ نجف/ خوش به حالم که چه مادر پدری دارم من


اعلم یا یهود؛نحن الغالبون

آتش فتنۀ اموی را حسین با خونش خاموش کرد!

ما را از فتنه هراسی نیست!خون در رگهایمان بی قراری می کند.

لااله الا انت،سبحانک،انی کنت من الظالمین
paradise آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
The Following User Says Thank You to paradise For This Useful Post:
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان


برچسب ها
مارتين لوتر


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
ماجراي ضايع شدن يک وهابي توسط مجري مسيحي golenarges وهابیت 0 11-09-2011 15:31

TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/basijtvRSS Feed@basijtv

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 16:10 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1