شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

فروشگاه طب اسلامی ، سنتی ، موادآرایشی ، بهداشتی و پوستی ارگانیک اسرار الشفاء


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > اسلام > معرفی وبلاگ ها و وب سایت های اسلامی


معرفی وبلاگ ها و وب سایت های اسلامی در این بخش وبلاگ ها و وب سایت های اسلامی معرفی می شوند.

پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 13-05-2009, 11:05   #1
مدیرکل انجمنهای نور آسمان
 
vorojax آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jun 2008
محل سکونت: همشهری حضرت عشق
نوشته ها: 7,299
Thanks: 6,151
Thanked 11,544 Times in 3,558 Posts
پیش فرض معرفی وبلاگ معرفت تزکیه نفس

[size=large]معرفی وبلاگ معرفت تزکیه نفس [/size]
سلام
وبلاگ معرفی وبلاگ معرفت تزکیه نفس وبلاگ خوبی است با مطالبی پر محتوا.
http://safipoor.blogfa.com/post-150.aspx
اخرین مطلب این وبلاگ به شرح زیر می باشد:
نقل قول:
اگر خواستار نجات هستي

پس حسين(عليه‌السلام)

را زيارت كن



گويند اين دو بيت مرديست موسوم به ابي الحسن خليعي،

پدر و مادرش سني متعصب ناصبي بودند و پدرش

فرماندار موصل بود و اولاد دار نمي‌شد.بالاخره نذركرد

اگر خدا پسري به او دهد او را پس از رشد بفرستد كه

قطع راه زوّار كربلا نموده و آنها را به قتل رساند.پس از

چندي خداوند او را به وي مرحمت كرد وچون بزرگ شد

جريان نذر را به او گفت كه بايد حالا بروي و وفا به

نذر من كني.اسلحه از تيروكمان و شمشير و نيزه

در اختيار او گذاشت و او را به سر راه زوار فرستاد،

پس شبي درنزديك جسرمسيّب دركمين نشست ولي خوابش

برد و زوار گذشتند، او در عالم خواب قيامت و آتش

جهنم را ديد و ملائكه غلاظ و شداد را كه وي را گرفته و به

سوي آتش انداختند ولي آتش از وي فرار نمود بار دوم و

سوم تكرار شد و آتش از وي گريخت، فرشتگان نهيب

دادند كه چرا اين ناصبي و ناصبي‌زاده را نمي‌سوزاني؟

پس صدايي از آتش برخاست چگونه بسوزانم بدني را

كه بر آن غبار زوار حسين(عليه‌السلام) نشسته است.

پس از خواب بيدار شد و مستبصر گرديد و به كربلاي

معلي آمد و گفت





: ‌ فان شئت النجاة فَزُر حسيناً ...،



اگر خواستار نجات هستي پس حسين(عليه‌السلام)

را زيارت كن تا خدا را با چشمان نوراني ملاقات

كني چرا كه آتش بدني را كه بر آن غبار زوار

حسين(عليه‌السلام) باشد نمي‌سوزاند.



خاندان كَرَم



كراماتي از حضرت اباالفضل العباس(عليه‌السلام)

منبع: حجت الاسلام والمسلمين آقاي سيدمحمدعلي

جزايري آل‌غفور، از مدرسين حوزه علميه قم نوشته‌اند

: اين كرامت به خط جد اعلاي ما مرحوم سيد عبدالغفور

نوشته شده و به دست ما رسيده است، كه اينك با اندكي

اصلاح درالفاظ و عبارات (بدون تغيير در معاني)

تقديم مي‌گردد: "طويريج" دهي است در سه فرسخي كربلا

كه همه ساله عاشورا دسته‌هاي عزاداري و سينه زني از

آن‌جا پياده به كربلا مي‌روند و دسته طويريج مشهور است.

در يكي از سال‌ها خانمي از اهل طويريج، جهت حاجت

خود، گوساله‌اي نذرحضرت ابوالفضل العباس(عليه‌السلام)

مي‌كند وحاجتش برآورده مي‌شود.براي زيارت،اول ماه

رجب كه به كربلا مشرف مي‌شود گوساله‌اي راهمراه

خود مي‌برد.در بين راه يكي از مأمورين ژاندارمري،

كه برطريق مخالفين اهل بيت(عليهم‌السلام) بود، اورا

مي‌بيند ومي‌پرسد گوساله را كجا مي‌بريد؟ مي‌گويد:

نذرحضرت عباس(عليه‌السلام) است و به كربلا

مي‌برم.آن را ازاومي‌گيرد ومي‌گويد نمي‌خواهد به

كربلا ببري! هرچه زن اصراراوخواهش مي‌كند، او

گوساله را پس نمي‌دهد.زن مشرف به كربلا

مي‌شود و درحرم ابوالفضل(عليه‌السلام)، جريان

را به آقا عرض مي‌كند، كه من بر نذر خود وفا

كردم ولي آن مرد كه مخالف شما بود آن را از من

گرفت، و از آقا خواهش مي‌كند كه گوساله را ازآن

مأمور پس بگيرد.كه مي‌خوابد در خواب خدمت

حضرت ابالفضل(عليه‌السلام) رسيده و مجدداً

برخواسته خود پافشاري مي‌كند.حضرت مي‌فرمايد

: نذرتورسيد وقبول است! عرض مي‌كند كه من

دلم مي‌خواهد ازاو بگيريد.مي‌فرمايد: من گوساله را

به او بخشيدم وما خانداني هستيم كه وقتي چيزي به

كسي بخشيديم آن را پس نمي‌گيريم.باززن اصرار

مي‌كند.حضرت مي‌فرمايد: آن مرد حقي به گردن من

دارد ومن به تلافي آن حق، گوساله را به او بخشيدم.

مي‌پرسد: آن مرد چه حقي بر شما دارد؟! مي‌فرمايد:

مدتي پيش، همين مرد روزي به جايي رفت؛ هوا بسيار

گرم بود و تشنگي براوغالب شده به حدي كه نزديك

بود به هلاكت برسد.پس به كنارنهرآبي رسيد وازآن

آشاميد.چون سيراب شد، به ياد تشنگي برادرم امام

حسين(عليه‌السلام) افتاد واشك ازچشمش جاري شد وبر

قاتلان آن حضرت لعنت فرستاد به اين سبب من گوساله

را به اوبخشيدم.وقتي زن به طويريج برگشت، بازآن

مرد را ديد وجريان خوابش را براي اونقل كرد.مرد

گفت: بيا گوساله را بگير! گفت: نمي‌گيرم، حضرت

عباس(عليه‌السلام) به توبخشيده.مرد گفت: به خدا قسم،

ازاين موضوع به جز خدا كسي خبرنداشت.لذا توبه كرد

و گفت: اين خانواده بر حقند.اشهد ان علياً ولي الله.وي

شيعه شد وهمان روزبه كربلا به زيارت حضرت ابوالفضل

(عليه‌السلام) رفت وطوايف اعراب هم كه اين خبررا شنيدند

همه به زيارت حضرت مشرف شدند وبعضي ازبستگان آن

مرد به آيين تشيع درآمدند.

ديديد با ما چه كرديد؟

جناب آقاي صالح جوهر، امام جماعت محترم مسجد

امام حسين(عليه‌السلام) ازكشور"كويت"،‌دوكرامت را

به واسطه حجت الاسلام والمسلمين آقاي شيخ عبدالأمير

صادقيارسال كرده‌اند كه مي‌خوانيد: دكترمهدي، كه اهل

بصره (عراق) ودندان‌پزشك است ودريكي ازمدارس

كويت ازهمكاران من مي‌باشد، برايم نقل كرد: زماني

گرفتار يك مشكل بسيار پيچيده وسخت شدم.قضيه از

اين قراربود كه سازمان امنيت عراق اورا متهم ساخته

بود كه به رهبر و رئيس جمهور آن كشور توهين كرده

است.ازاين‌روبه صورت يك شخص فراري درآمده بود

كه هيچ‌گاه آرام وقرارنداشت و پيوسته ازاين شهربه آن

شهرمي‌گريخت تاشناسايي نشود و به چنگال آن دژخيمان

جنايتكار گرفتار نگردد.مدتي بعد به فكر افتاد كه عراق

را براي هميشه ترك كند،اما ازطريق دوستانش اطلاع

يافت كه نامش درليست افراد تحت تعقيب وارد شده ودر

همه‌ي مرزها پخش گرديده است، بنابراين اقدام وي به

خروج، بدون هيچ ترديدي، مساوي با دستگيري او بود.

دوست ما ازهرجهت درتنگنا واقع شده بود، به طوري كه

ازشدت اندوه وناراحتي به فكرافتاد كه دست به خودكشي

بزند وازآن وضع مشقت‌باررهايي يابد .دراين بين، يكي

ازآشنايان به اوتوصيه كرد حاجت خود را ازابوالفضل

العباس(عليه‌السلام) بخواهد واو كه بي‌درنگ احساس

كرد راه نجاتي پيش پايش گشوده شده بلافاصله گفت:

اي سرورمن، اي اباالفضل العباس، به توروي مي‌آورم

وحاجتم را از تومي‌خواهم كه جزتوپناهي ندارم، تورا

به حق برادرمظلوم و شهيدت مرا درياب! به خواب فرو

رفت و در عالم روِيا مشاهده كرد كه در يك دشت

گسترده وخرم، زيردرخت سرسبزي ايستاده است، در

اين هنگام شخصي نوراني كه براسب سفيدي سوار

ونيز‌ه‌ بلندي زيربغل گرفته بود به اونزديك شد وخطاب

به اوگفت:“مهدي، حاجت تو برآورده شد وازاين

پس ديگرمشكلي نخواهي داشت.” مهدي گفت: توكه

هستي كه مشكل مرامي‌داني؟! سوارگفت: توچه كسي

راخواستي و به چه كسي متوسل شدي؟ مهدي گفت

: توابوالفضلي! تو ابوالفضلي! سوارگفت: بله، ولي

بدان كه ما هيچ نيازي به بزغاله و خروس تونداريم،

ولازم نيست آن‌ها را براي ما ذبح كني! مهدي ازخواب

برخاست وبي‌درنگبراي قرباني كردن بزغاله وخروس

به راه افتاد! چرا كه آن‌ها را براي امام حسين و

حضرت ابوالفضل(عليه‌السلام) نذر كرده بود.

بزغاله وخروس درباغ پدرمهدي، توسط باغباني كه

درآن‌جا كارمي‌كرد، نگهداري مي‌شد،مهدي به باغ

رفت و باغبان را صدا زد وبه اودستورداد كه بزغاله

وخروس را حاضر كند و آن‌ها را براي وفاي به

نذري كهكرده بود درراه امام حسين وحضرت

ابوالفضل(عليه‌السلام) قرباني نمايد. باغبان كه

مي‌دانست مهدي پيرو مخالفان اهل بيت عصمت و

طهارت(عليهم‌السلام) است، گفت: مگر شما

به حسين و عباس(عليه‌السلام) عقيده داريد، كه

براي ايشان نذرمي‌كنيد؟! و بعد به شوخي اضافه

كرد: حسين و عباس نياز به قرباني شماها ندارند!

مهدي به يادآورد هنگامي كه ازحضرت ابوالفضل

(عليه‌السلام) خواست دست‌هاي آن حضرت را

ببوسد، اودست‌هاي بريده‌اش را نشان داد وگفت:

مي‌داني با من و برادرم و خاندانم چه كرديد؟!

مي‌داني شما دست راست وچپ مرا قطع كرديد

، در حالي كه من از خانواده‌ي پيامبر خدا دفاع

مي‌كردم؟! دراين‌جا مهدي ازشدت تأثربه گريه

افتاد.سپس ازباغبان خواست كه بزغاله وخروس

را بياورد و آن‌ها را قرباني نمايد ...اندكي بعد،

شگفتي و وحشت عجيبي آنان را فرا گرفت.زيرا

آن دو حيوان را درحالي كه مرده بودند و بوي تعفن

از آن‌ها بر مي‌خاست، درگوشه‌اي يافتند، با آن‌كه

باغبان تأكيد داشت ساعتي پيش هر دو را زنده ودر

حال غذا خوردن ديده است! پس از اين جريان، دوست

ما از طريق هوايي از عراق خارج شد بي آن‌كه كسي

مزاحم او بشود يا فردي به او چيزي بگويد، وبعدها نيز

به طور مكرر به عراق مي‌رفت وبازمي‌گشت و پرونده‌ي

اتهام اوهمچون دفتر زندگي بزغاله و خروس، براي

هميشه بسته شد

vorojax آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
The Following User Says Thank You to vorojax For This Useful Post:
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان


برچسب ها
معرفی, معرفت, نفس, وبلاگ, تزکیه


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/basijtvRSS Feed@basijtv

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 10:38 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1