شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

پایگاه بسیج خودجوش و مردمی تلگرام


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > اسلام > اهل بيت (عليهم السلام) > امام کاظم (ع)


پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 23-07-2010, 14:38   #1
کاربر حرفه ای
 
SuNny آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
محل سکونت: Isfahan
نوشته ها: 848
Thanks: 202
Thanked 537 Times in 252 Posts
پیش فرض عبادت و رفتار و اخلاق و دانش فراوان امام عليه السّلام‏


زندگانى حضرت امام موسى كاظم عليه السلام، ص: 85


(1)

بخش پنجم عبادت و رفتار و اخلاق و دانش فراوان امام عليه السّلام‏

(2) قرب الاسناد- ص 174- ابراهيم بن عبد الحميد گفت: وارد خانه موسى بن جعفر عليه السّلام شدم همان اطاقى كه در آن نماز ميخواند در خانه جز حصير و شمشيرى آويزان و قرآنى نديدم.

(3) قرب الاسناد: على بن جعفر گفت: با برادرم موسى بن جعفر عليه السّلام در چهار عمره بمكه مشرف شديم با خانواده‏اش يك مرتبه در بيست و شش روز راه را پيموديم مرتبه دوم بيست و پنج روز و سومين مرتبه بيست و چهار روز و در مرتبه ديگر به بيست و يك روز راه را طى كرديم.

(4) قرب الاسناد: على بن ابى حمزه گفت: خدمت موسى بن جعفر عليه السّلام بودم سى نفر غلام حبشى برايش خريده بودند آنها را آوردند با يكى از آنها كه زيبا بود صحبت كرد سخنانى باو نزديك يك ساعت گفت و مقدارى پول در اختيارش گذاشت. فرمود: بهر يك از دوستان خود در هر ماه سى درهم بده آنها رفتند.

عرضكردم: فدايت شوم با آن غلام بزبان حبشى صحبت كردى چه دستور باو دادى؟

فرمود گفتم: همراهان خود را وادار بكار نيك كند و هر ماه بهر كدام سى درهم بدهد، وقتى چشمم باو افتاد فهميدم پسر زيرك و از فرزندان رؤساى آنها است. هر چه لازم بود باو سفارش كردم سخنان را پذيرفت غلام درستى است.

فرمود: شايد تو تعجب كردى كه من با او بزبان حبشى صحبت كردم؟

تعجب نكن آنچه از كار امام بر تو پوشيده و مخفى است بيشتر از اينها است،

اين كاردر مقابل علم امام مانند آن است كه مرغى از دريائى با منقار خود يك قطره آب بردارد آيا با برداشتن آن يك قطره آب دريا نقصان مى‏پذيرد.

امام چون دريا است كه كمالات او تمام‏شدنى نيست و كردار عجيبش بيش از اينهاست.

وقتى مرغ با منقار از دريا آب بردارد چيزى كم نميشود همين طور از علم امام چيزى كم و كاست نمى‏شود و عجائب او پايان پذير نيست.
SuNny آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
قدیمی 23-07-2010, 14:40   #2
کاربر حرفه ای
 
SuNny آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
محل سکونت: Isfahan
نوشته ها: 848
Thanks: 202
Thanked 537 Times in 252 Posts
پیش فرض


زندگانى حضرت امام موسى كاظم عليه السلام، ص: 86

(1) اعلام الورى- ص 296- مينويسد: حضرت موسى بن جعفر عابدترين فرد زمان خود بود، فقيه‏ترين و سخاوتمندترين و بزرگوارترين اشخاص بشمار ميرفت.

روايت شده نافله‏هاى شبانه را هميشه ميخواند و آن را وصل بنماز صبح مى كرد بعد تعقيب ميكرد تا آفتاب طلوع كند آنگاه سر بسجده ميگذاشت تا هنگام زوال ظهر سر از سجده برنميداشت پيوسته چنين دعا ميكرد:

«اللهم انى اسألك الراحة عند الموت و العفو عند الحساب»

اين دعا را تكرار مى‏نمود.

يك جمله از دعايش اين بود: «عظم الذنب من عبدك فليحسن العفو من عندك»

بطورى از خوف خدا گريه ميكرد كه محاسنش از اشك چشم تر مى‏شد از همه مردم بيشتر بخانواده و خويشاوندانش رسيدگى ميكرد.


شبها بسر وقت فقراء مدينه ميرفت و زنبيلهائى كه محتوى پول از طلا و نقره و آرد و خرما بود براى آنها ميبرد و بايشان ميداد نمى‏فهميدند چه كسى اين كمك را بآنها ميكند.

(2) ارشاد مفيد- ص 317- محمّد بن عبد اللَّه بكرى گفت: وارد مدينه شدم تا پولى بقرض بگيرم خسته شدم، گفتم: خوب است بروم خدمت موسى بن جعفر عليه السّلام و شكايت حال خود را بآن جناب بنمايم. رفتم به نقمى همان جا كه امام باغ داشت.

امام عليه السّلام با غلام خود از باغ خارج شد در دست غربالى داشت كه در آن قطعه گوشت‏هاى سرخ كرده بود، ديگر چيزى در آن نبود آن جناب شروع بخوردن كرد من نيز با ايشان خوردم.

آنگاه از من پرسيد چكار داشتى جريان را شرح دادم، داخل باغ شد، مختصرى توقف نمود، سپس خارج گرديد بغلام فرمود برو، دست بجانب من دراز كرد كيسه‏اى كه محتوى سيصد دينار طلا بود بمن داد از جاى حركت كرده رفت من نيز سوار بر مركب خود شده برگشتم.
SuNny آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
قدیمی 23-07-2010, 14:42   #3
کاربر حرفه ای
 
SuNny آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
محل سکونت: Isfahan
نوشته ها: 848
Thanks: 202
Thanked 537 Times in 252 Posts
پیش فرض


زندگانى حضرت امام موسى كاظم عليه السلام، ص: 87


(1) ارشاد و اعلام الورى: يكى از بازماندگان عمر بن خطاب در مدينه موسى بن جعفر عليه السّلام را اذيت ميكرد هر وقت ايشان را ميديد دشنام ميداد و ناسزا به على عليه السّلام ميگفت.

روزى يكى از اطرافيان امام عليه السّلام عرضكرد: اجازه ميدهى اين تبهكار را بكشم. امام عليه السّلام او را بشدّت از اين كار بازداشت.

از كار آن مرد جويا شد گفتند: در اطراف مدينه زراعت ميكند بجانب او رفت و او را در مزرعه‏اش يافت با الاغ خود وارد زراعت او شد،

مرد عمرى فرياد زد زراعت مرا لگد مال مكن ولى امام همان طور سواره روى زراعت ميرفت تا باو رسيد از مركب پياده شده نشست با صورتى گشاده و خنده باو فرمود: چقدر خرج اين زراعت كرده‏اى؟ گفت: صد دينار.

فرمود: چقدر اميد دارى حاصل بردارى. گفت: خبر از غيب ندارم.

فرمود: از تو پرسيدم چقدر اميدوارى حاصل بدهد.

گفت: اميدوارم دويست دينار حاصل بردارم. امام عليه السّلام كيسه‏اى كه محتوى سيصد دينار طلا بود در اختيار او گذاشت. فرمود: زراعت تو نيز بجاى خود هست خداوند آنچه اميدوارى حاصل بتو خواهد داد.

عمرى از جاى حركت كرده سر امام را بوسيد خواهش كرد از خطايش چشم بپوشد. امام عليه السّلام لبخندى زده برگشت.

وقتى امام بمسجد رهسپار شد در آنجا ديد عمرى نشسته همين كه چشم او بموسى بن جعفر عليه السّلام افتاد

گفت: خدا ميداند مقام امامت را بكه بسپارد. اصحاب امام دور او جمع شده گفتند: تو قبلا بر خلاف اين رفتار ميكردى. گفت اكنون شنيديد چه گفتم، شروع بدعا براى موسى بن جعفر نمود با او دعوا كردند او نيزبا آنها نزاع كرد.

وقتى موسى بن جعفر عليه السّلام بمنزل برگشت باطرافيان خود فرمود:

كدام كار بهتر بود آنچه شما تصميم داشتيد يا آنچه من انجام دادم؟ من او را براه آوردم با همان مبلغى كه ميدانيد و جلو شرّ او را گرفتم (شما ميخواستيد او را بكشيد).
SuNny آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
قدیمی 23-07-2010, 14:45   #4
کاربر حرفه ای
 
SuNny آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
محل سکونت: Isfahan
نوشته ها: 848
Thanks: 202
Thanked 537 Times in 252 Posts
پیش فرض


زندگانى حضرت امام موسى كاظم عليه السلام، ص: 88

(1) گروهى از اهل علم گفته‏اند كه موسى بن جعفر از دويست تا سيصد دينار بمردم كمك ميكرد كيسه‏هاى دينار موسى بن جعفر مثل زده ميشد.

(2) ابن عماره و ديگر راويان نقل كرده‏اند كه وقتى هارون الرشيد بحج رفت به نزديك مدينه كه رسيد بزرگان مدينه از او استقبال كردند از همه جلوتر موسى ابن جعفر عليه السّلام قرار داشت كه سوار قاطرى بود

ربيع گفت: آقا اين چه مركب سوارى است كه با آن بديدار امير المؤمنين آمده‏اى اگر با چنين مركبى بجستجوى چيزى بروى باو نخواهى رسيد اگر از چيزى بخواهى فرار كنى فورى بشما ميرسند.


فرمود اين مركب موجب كبر و خودپسندى كه معمولا در اسب هست نخواهد بود در ضمن از ذلت و خوارى كه در الاغ سوارى وجود دارد دور است (و خير الامور اوسطها) بهترين كارها ميانه‏روى است.

(3) گفته‏اند وقتى هارون الرشيد وارد مدينه شد بزيارت قبر پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم رفت با او گروهى بودند هارون جلو ايستاد از روى افتخار گفت: (السلام عليك يا رسول اللَّه السلام عليك يا ابن عم) سلام بر تو يا رسول اللَّه پسر عمو.


موسى بن جعفر عليه السّلام پيش آمده گفت:

(السلام عليك يا رسول اللَّه السلام عليك يا ابتاه)

سلام بر تو يا رسول اللَّه بابا جان، رنگ صورت هارون تغيير كرد و آثار خشم در چهره‏اش آشكارا ديده ميشد.

(4) روايات زيادى از حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام نقل شده فقيه‏ترين فرد زمان خود بود چنانچه قبلا ذكر شد

و از همه بهتر قرآن كريم را حفظ داشت و از تمام مردم در خواندن قرآن خوش‏صداتر بود وقتى قرآن ميخواند محزون ميگرديد و شنوندگان از شنيدن صداى آن جناب كه قرآن تلاوت ميكرد بگريه مى‏افتادند.


مردم مدينه ايشان را زين المجتهدين مي ناميدند، بواسطه كظم غيظ و حلمى كه داشت كاظم لقب داشت مدتها بر نابكارى ظالمين صبر كرد تا بالاخره در زندان آنها با غل و زنجير از دنيا رفت صلى اللَّه عليه.
SuNny آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
قدیمی 30-07-2010, 18:55   #5
کاربر حرفه ای
 
SuNny آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
محل سکونت: Isfahan
نوشته ها: 848
Thanks: 202
Thanked 537 Times in 252 Posts
پیش فرض


زندگانى حضرت امام موسى كاظم عليه السلام، ص: 89

(1) ابو الفرج در مقاتل الطالبيين از احمد بن محمّد بن سعيد از يحيى بن حسن نقل ميكند: هر وقت موسى بن جعفر عليه السّلام از كسى چيزى ميشنيد كه آزرده ميشد كيسه پر از دينار طلا براى او ميفرستاد.

كيسه‏هاى دينار موسى بن جعفر بين سيصد تا دويست دينار بود و كيسه‏هاى دينار آن جناب مثل قرار گرفته بود.


(2) مناقب: هشام بن حكم گفت: موسى بن جعفر عليه السّلام با برهه نصرانى فرمود:

بكتاب خود انجيل چقدر اطلاع دارى. جوابداد من عالم بآن كتاب و تأويلش هستم موسى بن جعفر عليه السّلام شروع بخواندن انجيل بود.

ابرهه گفت: عيسى مسيح همين طور تلاوت ميكرد جز عيسى كسى چنين نخوانده انجيل را من مدت پنجاه سال است كه در جستجوى چون تو بوده‏ام بدست موسى بن جعفر عليه السّلام مسلمان شد

(3) موسى بن جعفر عليه السّلام بطور ناشناس وارد يكى از دهات شام شد از حكومت وقت گريزان بود رسيد بدر غارى كه در آنجا راهى بود هر سال يك روز پيروان خود را موعظه ميكرد.

همين كه چشم راهب بموسى بن جعفر عليه السّلام افتاد هيبتى از آن آقا بر دل او وارد شد عرض كرد: شما غريب هستيد فرمود: آرى.


عرضكرد: از ملت ما هستيد يا از غير ما فرمود از شما نيستم پرسيد تو از امت مرحومه (امت محمّد) هستى فرمود: بلى. عرض كرد از نادانان آنهائى يا از دانشمندانشان

فرمود: از نادانان نيستم؟

گفت: چطور مى‏شود كه درخت طوبى ريشه‏اش در خانه على است و بعقيده شما در خانه حضرت محمّد است و شاخه‏هاى آن در تمام خانه‏ها هست.

فرمود: مانند خورشيد است كه نورش همه جا هست و تمام مكانها را فرا ميگيرد با اينكه خودش در آسمان است.

گفت: چطور مى‏شود كه ميوه‏ها و غذاهاى بهشتى هر چه بخورند نه تمام مى‏شود و نه كم ميگردد؟


فرمود: مانند چراغ است كه هر چه از آن چراغ‏هاى ديگر را روشن كنند نور آن كم نمى‏شود. عرضكرد: در بهشت سايه‏اى گسترده هست؟

فرمود: قبل از طلوع آفتاب تمام بهشت در سايه‏اى گسترده است اين آيه قرآن اشاره بآن است:


أَ لَمْ تَرَ إِلى‏ رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ.

گفت: چه ميخورند در بهشت كه نه ادرار ميكنند و نه غائط مينمايند.

فرمود: بچه در رحم مادر چگونه تغذيه مى‏شود كه نه بول ميكند و نه غائط.

عرضكرد: اهل بهشت خدمتكارانى دارند كه براى آنها هر چه ميل داشته باشند مى‏آورند بدون اينكه بايشان دستورى بدهد؟

فرمود: هر وقت انسان احتياج بچيزى پيدا كند اعضاء او متوجه ميشوند و طبق خواسته او عمل مى‏كنند بدون اينكه به آنها امرى كند. عرضكرد كليد بهشت از طلا است يا نقره فرمود:


كليد بهشت زبان انسان است كه ميگويد:
لا اله الا اللَّه‏



گفت: صحيح ميفرمائيد مسلمان شد با تمام همراهانش.
SuNny آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
قدیمی 30-07-2010, 18:57   #6
کاربر حرفه ای
 
SuNny آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
محل سکونت: Isfahan
نوشته ها: 848
Thanks: 202
Thanked 537 Times in 252 Posts
پیش فرض

زندگانى حضرت امام موسى كاظم عليه السلام، ص: 90

(1) ابو حنيفه گفت: موسى بن جعفر عليه السّلام را در كودكى در راهرو منزل پدرش ديدم از او پرسيدم آدم غريب كجا بايد قضاى حاجت كند هر وقت احتياج بچنين كارى داشت.

فرمود: ميرود پشت ديوار در جايى كه كسى او را نبيند و كنار نهر آب نباشد و نه زير درخت ميوه و نه اطراف خانه مردم و نه ميان راه و معبر و مساجد نه رو بقبله و نه پشت به قبله وقتى اين شرايط را جمع كرد هر جا خواست قضاى حاجت مى‏كند.


گفت: اين جواب را كه از او شنيدم خيلى بنظرم بزرگ و با شخصيت جلوه نمود.

عرضكردم: فدايت شوم معصيت از كه سر ميزند. نگاهى بمن نموده فرمود:

بنشين تا برايت توضيح دهم. نشستم.

فرمود: گناه يا بايد از بنده سر بزند يا از خدا يا از هر دو. اگر از خدا باشد او عادلتر و با انصافتر از اينست كه بنده‏اش را كيفر كند بواسطه كارى كه انجام نداده اگر از هر دو سر زده باشد پس خدا با او شريك است،

قوى شايسته‏تر است كه انصاف دهد بنده‏ى ضعيفش را، اگر از بنده تنها سر بزند بهمين جهت خدا امر و نهى ميكند و ميتواند ثواب دهد يا عقاب فرمايد و شايسته بهشت برين يا آتش جهنم گردد.


گفتم: «ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ» نژادى هستند كه عظمت و بزرگوارى را از يك ديگر بارث ميبرند
SuNny آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
قدیمی 30-07-2010, 18:59   #7
کاربر حرفه ای
 
SuNny آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
محل سکونت: Isfahan
نوشته ها: 848
Thanks: 202
Thanked 537 Times in 252 Posts
پیش فرض


زندگانى حضرت امام موسى كاظم عليه السلام، ص: 91


(1) ثعلبى در كشف و بيان مينويسد: با اينكه احمد بن حنبل از اهل بيت پيامبر كناره مى‏گرفت هر وقت از امام هفتم عليه السّلام روايت ميكرد

ميگفت: حديث كرد مرا موسى بن جعفر فرمود، حديث كرد مرا پدرم حضرت صادق همين طور تا پيامبر اكرم.

احمد گفت: اين سلسله سند را اگر بر ديوانه بخوانند ديوانگى او برطرف مى‏شود.

(2) ابو نواس در يك ملاقات در مدح موسى بن جعفر اين شعر را سرود:


اذا ابصرتك العين من غير ريبة و عارض فيك الشك اثبتك القلب‏

و لو ان ركبا امموك لقادهم نسيمك حتى يستدل بك الركب‏

جعلتك حسبى في امورى كلها و ما خاب من اضحى و انت له حسب‏

(3) مناقب: صفوان جمال گفت: از حضرت صادق عليه السّلام پرسيدم امام بعد از شما

كيست؟

فرمود: امام اهل بازى و شوخى نيست، در اين موقع موسى بن جعفر عليه السّلام آمد چند بزغاله نتاج مكه بهمراهش بود بآنها ميفرمود براى پروردگار خود سجده كنيد.

امام صادق عليه السّلام او را در بغل گرفت و بسينه چسبانيد فرمود:

پدر و مادرم فداى كسى كه اهل بازى و شوخى نيست.
SuNny آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
قدیمی 30-07-2010, 19:04   #8
کاربر حرفه ای
 
SuNny آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
محل سکونت: Isfahan
نوشته ها: 848
Thanks: 202
Thanked 537 Times in 252 Posts
پیش فرض


زندگانى حضرت امام موسى كاظم عليه السلام، ص: 92


(1) احمد بن عبد اللَّه از پدر خود نقل كرد كه گفت: رفتم پيش فضل بن ربيع آن وقت روى پشت بامى نشسته بود.

بمن گفت: از اين پنجره داخل خانه را نگاه كن ببين چه مى‏بينى. نگاه كرده گفتم: جامه‏اى روى زمين افتاده.

گفت: خوب دقت كن با دقت نگاه كردم گفتم: شخصى در سجده است. گفت: او را ميشناسى؟

آن آقا موسى بن جعفر عليه السّلام است كه در تمام شبانه‏روز من متوجه ايشان هستم، پيوسته در همين حالت است.

نماز صبح را كه ميخواند تعقيب ميكند تا آفتاب طلوع كند بعد بسجده ميرود در سجده هست تا زوال ظهر. يكنفر مأمور است كه وقت نماز را باطلاع ايشان برساند وقتى اطلاع ميدهد از جاى حركت ميكند بدون اينكه وضو را تجديد كند بنماز ميايستد. اين عادت اوست پس از نماز مغرب افطار ميكند بعد وضوى خود را تجديد مينمايد سپس بسجده ميرود در دل شب پيوسته نماز ميخواند تا سپيده دم.

يكى از نگهبانان ميگفت: من زياد شنيده‏ام كه اين دعا را ميخواند:

«اللهم انت تعلم اننى كنت اسألك ان تفرغنى لعبادتك، اللهم و قد فعلت فلك الحمد».

در سجده ميفرمود:

«قبح الذنب من عبدك فليحسن العفو من عندك».

يك قسمت از دعاى آن جناب اين بود:

«اللهم انى اسألك الراحة عند الموت و العفو عند الحساب».

(2) حكايت شده كه منصور دوانيقى از موسى بن جعفر عليه السّلام درخواست كرد كه در عيد نوروز جلوس نمايد براى تبريك و تهنيت و گرفتن پيشكشى‏هائى كه مى‏آورند فرمود:

«انى قد فتشت الاخبار عن جدى رسول اللَّه فلم اجد لهذا العيد خبرا و انه‏ سنة للفرس و محاها الاسلام»



زندگانى حضرت امام موسى كاظم عليه السلام، ص: 93


من تمام اخبار جدم پيامبر را جستجو كردم خبرى راجع باين عيد نيافتم اين سنت ايرانى است كه اسلام آن را از بين برده هرگز چيزى را كه اسلام از بين برده باشد من دو مرتبه آن را زنده نميكنم.

منصور پيغام داد كه ما اين كار را از نظر سياست لشكرى ميكنيم شما را بخداى بزرگ قسم ميدهم كه جلوس بفرمائيد. امام هشتم نشست امراء و وزراء و فرمانروايان و سپهداران براى عرض تبريك مى‏آمدند و هر كدام هديه و تحفه‏اى پيشكش ميكردند.

خادم منصور بالاى سر موسى بن جعفر عليه السّلام بود هر چه مى‏آوردند او صورت بر ميداشت از همه آخرتر پيرمرد كهنسالى وارد شد

عرضكرد: من مرد فقيرى هستم كه وضع مالى‏ام خوب نبود تا براى شما هديه بياورم.

اما سه شعر جد من در باره جد شما حسين بن على عليه السّلام سروده كه همان‏ها را بعنوان هديه بشما تقديم ميكنم، اشعار باين كيفيت خواند:


عجبت لمصقول علاك فرنده يوم الهياج و قد علاك غبار

و لا سهم نفذتك دون حرائر يدعون جدك و الدموع غزار

الا تغضغضت السهام و عاقها عن جسمك الاجلال و الاكبار

فرمود: هديه ترا پذيرفتم بنشين خدا ترا بخير و بركت رهنمون گردد.

در اين موقع توجه بخادم نموده فرمود: برو پيش امير المؤمنين و صورت هديه‏ها را باو نشان ده بپرس آنها را چه بايد كرد.

خادم رفت پس از مختصر زمانى برگشته گفت: امير المؤمنين همه آنها را بشما بخشيده و گفته است هر چه مى‏خواهد بكند.

امام عليه السّلام به پيرمرد فرمود:تمام اين مال را من بتو مى‏بخشم جمع كن و ببر.
SuNny آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
قدیمی 30-07-2010, 19:07   #9
کاربر حرفه ای
 
SuNny آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
محل سکونت: Isfahan
نوشته ها: 848
Thanks: 202
Thanked 537 Times in 252 Posts
پیش فرض


زندگانى حضرت امام موسى كاظم عليه السلام، ص: 94


(1) مناقب: موسى بن جعفر عليه السّلام فرمود: روزى از مكتب آمدم و لوح مشقم همراهم بود پدرم مرا مقابل خود نشانده فرمود: پسر جان بنويس‏

«تنح عن القبيح و لا ترده»

آنگاه فرمود: مصرع دوم اين شعر را خودت تكميل كن گفتم:

«و من اوليته حسنا فزده»

پس از آن فرمود: بنويس:

«ستلقى من عدوك كل كيد».

باز من در تكميل مصرع دوم چنين گفتم:

«اذا كاد العدو فلا تكده»

پدرم فرمود: «ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ».

(2) رجال كشى- ص 311- محمّد بن سالم گفت: وقتى موسى بن جعفر عليه السّلام را آوردند پيش هارون هشام بن ابراهيم عباسى خدمت آن جناب رسيده عرضكرد حواله دارم كه بايد بفضل بن يونس بپردازد تقاضا دارم از او بخواهيد پرداخت كند كه كارم گير است.


امام عليه السّلام سوار بر مركب شد و بطرف فضل بن يونس رفت دربان فضل باو اطلاع داد كه موسى بن جعفر درب خانه است.

فضل گفت: اگر راست بگوئى تو در راه خدا آزادى. فضل بن يونس با پاى برهنه درب خانه دويد همين كه چشمش بامام افتاد خود را بقدم‏هاى او انداخته شروع ببوسيدن كرد. تقاضا كرد وارد خانه شود.

امام عليه السّلام وارد شد باو فرمود: درخواست هشام بن ابراهيم را بپذير.


فضل پول او را پرداخت.

عرضكرد: آقا اگر منتى بر من گذاريد هنگام صبحانه است و غذا حاضر است بفرمائيد در خدمت شما صبحانه بخوريم.

فرمود: بياور. فضل غذاى سرد آورد امام عليه السّلام دست داخل غذا نموده ميل كرد فرمود: مى‏توان دست داخل غذاى سرد كرد وقتى غذاى سرد را برداشت و غذاى گرم آورد فرمود: غذاى گرم مانع است از اينكه دست در آن فرو برى.

(3) كافى- ج 6 ص 281- حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام در وليمه يكى از فرزندان‏
خود سه روز اهل مدينه را غذا داد در ديگهاى بزرگ حلوا ميداد در مساجد و بازارها، يكى از اهل مدينه بر اين كار امام خرده گرفت. سخن او را امام عليه السّلام شنيد.

فرمود: خداوند هر چه به پيامبران پيشين داده بحضرت محمّد صلّى اللَّه عليه و آله نيز مانند آن را عنايت كرده و اضافى نيز داده است.

بسليمان فرموده: هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسابٍ
و بحضرت محمّد صلّى اللَّه عليه و آله فرموده است: فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا
SuNny آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
قدیمی 30-07-2010, 19:10   #10
کاربر حرفه ای
 
SuNny آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
محل سکونت: Isfahan
نوشته ها: 848
Thanks: 202
Thanked 537 Times in 252 Posts
پیش فرض


زندگانى حضرت امام موسى كاظم عليه السلام، ص: 95


(1) كافى: موسى بن بكر گفت: حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام بيشتر اوقات هنگام خواب شكر ميل ميكرد.

(2) كافى: يونس بن يعقوب گفت: كسى كه باو اطمينان دارم بمن گفت: كه كنيزان موسى بن جعفر عليه السّلام را ديدم لباس رنگارنگ داشتند

(3) كافى: حسين بن موسى گفت: پدرم موسى بن جعفر عليه السّلام هر وقت تصميم مى گرفت بحمام برود دستور ميداد سه مرتبه حمام را آتش كنند بطورى گرم ميشد كه نمى‏توانست وارد شود

تا سياه‏هاى حبشى ميرفتند براى پدرم فرش ميگستردند وقتى وارد مى‏شد گاهى مى‏نشست و گاهى مى‏ايستاد. روزى از حمام خارج شد مردى از اولاد زبير باو برخورد بنام كيند كه در دست اثر حنا داشت.


فرمود: اين نشانه چيست روى دستت، عرضكرد: حنا. فرمود: پدرم كه دانشمندترين فرد زمان خود بود از پدر خود از جدش نقل كرد كه پيامبر اكرم فرمود:

هر كس داخل حمام شود ابتدا نوره بكشد و سپس از فرق سر تا كف پا
حنا بخود بمالد برايش امان است از جنون و جذام و برص و مرض خارش پوست تا مرتبه دوم كه باز نوره ميكشيد.
SuNny آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان


برچسب ها
فراوان, السّلام‏, امام, اخلاق, دانش, رفتار, عليه, عبادت


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/nooreasemanRSS Feed@nooreaseman_com

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 16:09 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1