شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

پایگاه بسیج خودجوش و مردمی تلگرام


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > اسلام > اهل بيت (عليهم السلام) > امام کاظم (ع)


پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 02-08-2010, 15:37   #1
کاربر حرفه ای
 
SuNny آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
محل سکونت: Isfahan
نوشته ها: 848
Thanks: 202
Thanked 537 Times in 252 Posts
پیش فرض سفارشات امام كاظم ع به هشام و تعريف عقل

تحف العقول-ترجمه جعفرى ص : 361

سفارشات امام كاظم عليه السلام به هشام، و تعريف او از«عقل»

بى‏شكّ خداوند تبارك و تعالى فرد صاحب عقل و فهم را مژده داده و فرموده:

فَبَشِّرْ عِبادِ* الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذِينَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ:

«پس بندگان مرا مژده ده* آنان كه سخن را مى‏شنوند و بهترين آن را پيروى مى‏كنند، اينانند كسانى كه خداوند راهشان نموده، و ايشانند خردمندان- زمر: 17، 18».

اى هشام بن حكم بدرستى كه خداوند عزيز و جليل توسّط عقل؛ هر حجّتى را بر مردم تمام كرده، و با بيان بديشان رسانده، و توسّط برهان به خداوندى خود رهنمونشان ساخته و به ربوبيّت خود دلالتشان نموده،

و فرموده: إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِيمُ* إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ


- إلى قوله:- لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ: «و خداى شما خدائى است يگانه، 0 خدائى جز او نيست، بخشاينده است و مهربان* همانا در آفرينش آسمانها و زمين و آمد و شد شب و روز-

تا آنجا كه فرموده:- نشانه‏هائى است براى مردمى كه عقل و خرد را به كار برند- بقره: 163 و 164».

تحف العقول-ترجمه جعفرى، ص: 362

اى هشام، خداوند اينها را دليلى بر شناسائى خود قرار داده كه بى‏شكّ آنها را مدبّرى است، و فرموده:

وَ سَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومُ مُسَخَّراتٌ بِأَمْرِهِ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ:

«و شب و روز و خورشيد و ماه را براى شما رام كرد، و ستارگان به فرمان او رام شده‏اند، همانا در آن نشانه‏هاست براى مردمى كه خرد را به كار مى‏بندند- نحل: 12»

و فرموده: حم* وَ الْكِتابِ الْمُبِينِ* إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ:


«حاء، ميم* سوگند به [اين‏] كتاب روشن و روشن‏كننده* كه همانا ما آن را قرآنى به زبان تازى فرو فرستاديم، باشد كه شما به خرد دريابيد- زخرف: 1 تا 3»،


و باز فرموده: وَ مِنْ آياتِهِ يُرِيكُمُ الْبَرْقَ خَوْفاً وَ طَمَعاً وَ يُنَزِّلُ مِنَ السَّماءِ ماءً فَيُحْيِي بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ:
«و از نشانه‏هاى او آنست كه برق را براى بيم (تا مسافران بترسند و احتياط كنند) و اميد (تا مايه اميد كشاورزان باشد) به شما مى‏نمايد؛

و از آسمان آبى فرو مى‏فرستد تا زمين را پس از مردگى آن زنده كند؛ همانا در آن براى مردمى كه خرد را كار بندند نشانه‏هاست- روم: 24».

اى هشام، سپس خردمندان را اندرز داده و به آخرت تشويق نموده، و فرموده:

وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ لَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَ فَلا تَعْقِلُونَ:


«و زندگى اين جهان بيش از سرگرمى و بازيچه نيست، و هر آينه سراى واپسين براى آنان كه پرهيزگارى كنند بهتر است، آيا خرد را كار نمى‏بنديد؟- أنعام: 32»،


و باز فرموده: وَ ما أُوتِيتُمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَمَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ زِينَتُها وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ وَ أَبْقى‏ أَ فَلا تَعْقِلُونَ:

«آنچه به شما داده شده كالاى زندگانى دنيا و آرايش آن است، و آنچه نزد خدا است بهتر و پايدارتر است، آيا خرد را كار نمى‏بنديد؟- قصص: 60».



ویرایش توسط SuNny : 02-08-2010 در ساعت 15:40
SuNny آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
قدیمی 02-08-2010, 15:47   #2
کاربر حرفه ای
 
SuNny آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
محل سکونت: Isfahan
نوشته ها: 848
Thanks: 202
Thanked 537 Times in 252 Posts
پیش فرض



اى هشام، سپس هواپرستان را بيم عذاب داده و فرموده:

ثُمَّ دَمَّرْنَا الْآخَرِينَ* وَ إِنَّكُمْ لَتَمُرُّونَ عَلَيْهِمْ مُصْبِحِينَ* وَ بِاللَّيْلِ أَ فَلا تَعْقِلُونَ‏



: «سپس آن ديگران را هلاك ساختيم* و هر آينه شما [اى قريش‏] بامدادان بر [ويرانه‏] آن مى‏گذريد* و شامگاهان نيز، آيا خرد را به كار نمى‏بنديد؟- صافّات: 136 تا 138».

اى هشام، سپس همراه بودن عقل با علم و آگاهى را بيان داشته، آنجا كه فرموده:


وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ وَ ما يَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ: «و اين مثلها را براى مردم مى‏زنيم، و جز دانايان آنها را درنمى‏يابند- عنكبوت: 43».

اى هشام، سپس همراه بودن عقل با علم و آگاهى را بيان داشته، آنجا كه فرموده:


وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ وَ ما يَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ: و اين مثلها را براى مردم مى‏زنيم، و جز دانايان آنها را در نمى‏يابند- عنكبوت: 43».
اى هشام، سپس بى‏خردان را سرزنش نموده، آنجا كه فرموده:


وَ إِذا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما أَلْفَيْنا عَلَيْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُونَ:

«و چون به آنان (مشركان) گفته شود كه از آنچه خدا فرو فرستاده پيروى كنيد، گويند: بلكه از آنچه پدران خويش را بر آن يافته‏ايم پيروى مى‏كنيم؛ آيا [از آنان پيروى مى‏كنند] هر چند كه پدرانشان چيزى نمى‏فهميدند و راه يافته نبودند؟!- بقره: 170»،


تحف العقول-ترجمه جعفرى، ص: 363

و باز فرمود: إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لا يَعْقِلُونَ:

«همانا بدترين جنبندگان به نزد خداوند، كران و گنگانند كه خرد را به كار نمى‏بندند- انفال: 22»

و باز فرموده: وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ:

«و اگر از آنان بپرسى: چه كسى آسمانها و زمين را بيافريد؟ هر آينه گويند: خدا، بگو: سپاس و ستايش خداى راست، بلكه بيشترشان نمى‏دانند!- لقمان: 25».


سپس سرزنش و ذمّ خود را متوجّه اكثريّت و جمعيت بسيار نموده، آنجا كه فرموده:

وَ إِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِي الْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ: «و اگر بيشتر مردم زمين را فرمان برى تو را از راه خدا گمراه خواهند كرد- انعام: 116»،

و باز فرموده: وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ: «ولى بيشترينشان نمى‏دانند- انعام: 37»، و اكثريّت ايشان بى‏شعورند.

اى هشام سپس به ستودن كم و اندك پرداخته، آنجا كه فرموده:

وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ: «و اندكى از بندگانم سپاسگزار دائمند- سبأ: 13»،


و باز فرموده:
وَ قَلِيلٌ ما هُمْ: «و ايشان اندكند- ص: 24»،

و باز فرموده: وَ ما آمَنَ مَعَهُ إِلَّا قَلِيلٌ: «و جز اندكى با او ايمان نياوردند- هود: 40».

اى هشام، سپس [خداوند] از خردمندان به نيكوترين وجه ياد نموده و به بهترين زيور آراسته، آنجا كه فرموده:

يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً وَ ما يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ:

«به هر كس كه خواهد حكمت را ارزانى ميدارد، و هر كس را كه حكمت دهند براستى كه او را نيكيهاى بسيار داده‏اند، و جز خردمندان توجّه نكنند و پند نگيرند- بقره: 269».

اى هشام براستى خدا مى‏فرمايد:

إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى‏ لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ- ق: 36»:

«هر آينه در اين [سخن گفته شده‏] يادآورى و تذكّرى است براى آنكه او را دل باشد» يعنى: او را عقل باشد،

و نيز فرموده: وَ لَقَدْ آتَيْنا لُقْمانَ الْحِكْمَةَ: «و هر آينه لقمان را حكمت داديم- لقمان: 11» يعنى: بدو فهم و عقل داديم.

SuNny آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
قدیمی 03-08-2010, 15:03   #3
کاربر حرفه ای
 
SuNny آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
محل سکونت: Isfahan
نوشته ها: 848
Thanks: 202
Thanked 537 Times in 252 Posts
پیش فرض


تحف العقول-ترجمه جعفرى، ص: 364

اى هشام، لقمان به پسرش گفت: «تسليم حقّ باش و حقّ را گردن بنه تا عاقلترين مردم باشى، پسر عزيزم! همان سراى دنيا دريائى است ژرف و عميق كه‏

مردمان بسيارى در آن غرقه شده‏اند، پس بايد كشتى تو در اين دريا تقواى الهى باشد و بارش ايمان، و بادبانش توكّل، و ناخدايش عقل، راهنمايش دانش و آگاهى باشد، و لنگرش صبر و شكيبائى.

اى هشام، هر چيزى علامتى دارد، و علام خردمند انديشيدن است، و علامت انديشيدن خاموشى است.

و هر چيزى مركبى دارد، و مركب خردمند تواضع است، و در نادانى و جهل تو همين بس كه مرتكب امور ممنوع و حرام شوى!

اى هشام، اگر بدست تو گردوئى باشد و مردمان گويند: مرواريد است: [اين سخن‏] تو را هيچ سود ندهد، و تو خود مى‏دانى كه آن گردو است،

و اگر بدستت مرواريد باشد و گويندش: گردو است [اين سخن‏] بتو زيانى نرساند، و تو خود ميدانى كه آن مرواريد است.


اى هشام، خداوند انبياء و رسولان خود را به سوى مردمان ارسال نداشت جز بدين خاطر كه از جانب خدا عقل و خرد را برگيرند،

بنا بر اين [در دعوت الهى‏] پذيرش هر بنده‏اى نيكوتر باشد معرفتش بخدا نيكوتر است، و هر كس كه به فرمان الهى آگاهتر باشد عاقلتر است، و عاقلترين ايشان از بالاترين درجه در دنيا و آخرت برخوردار است.


اى هشام، هيچ بنده‏اى نيست جز آنكه فرشته‏اى گيرنده موى پيشانى اوست، و آن بنده براى خدا تواضع نكند جز آنكه آن فرشته بالايش برد، و هرگز بر خدا تكبّر نورزد جز آنكه آن فرشته او را پست كند.

اى هشام، همانا خداوند را بر بندگان دو حجّت است:

1- حجّت ظاهرى،

2- حجّت باطنى،

و امّا حجّت ظاهرى كه رسولانند و انبياء و امامان، و امّا حجّت باطنى، كه عقل و خرد است.
SuNny آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
قدیمی 19-08-2010, 08:47   #4
کاربر حرفه ای
 
SuNny آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
محل سکونت: Isfahan
نوشته ها: 848
Thanks: 202
Thanked 537 Times in 252 Posts
پیش فرض


تحف العقول-ترجمه جعفرى، ص: 365


اى هشام، همانا خردمند كسى است كه نه حلال او را از شكر و سپاس باز دارد، و نه حرام بر صبرش چيره گردد.

اى هشام، هر كس سه چيز را بر سه چيز مسلّط گرداند مانند آن است كه هوس خود را بر نابودى عقلش كمك كرده:

1- هر كس كه روشنائى انديشه‏اش را با آرزوهاى درازش تاريك سازد،

2-
و كسى كه شگفتيهاى حكمتش را با سخنان ياوه و گزاف نابود كند،

3- و آن كس كه نور عبرتش را با شهوات نفسش خاموش سازد، گويا هوى و هوس خود را بر نابودى خردش كمك رسانده،


و هر كس كه عقل و خردش را نابود كند با اين كار دين و دنياى خود را تباه ساخته‏
است.

(1) اى هشام، چگونه كردارت نزد خدا پاك باشد با آنكه دل از فرمان پروردگارت بازداشته باشى و بر عليه عقلت به طاعت هوست رفته باشى؟!

اى هشام، شكيبائى بر تنهائى علامت نيروى عقل است، هر كس كه عقل و خردش به درجه‏اى رسيد كه شايسته دريافت علوم الهى گشت از اهل دنيا و دنياپرستان كناره گيرد،

و بدانچه نزد خداست بپردازد، خداوند مونس او در وحشت، و يار و ياورش در تنهائى باشد، و موجب توانگرى و عزّت او هنگام فقر و بى‏كسى گردد.


اى هشام، مردم براى طاعت خداوند آفريده شدند، و هيچ نجاتى جز به طاعت او مقرّر نيست، و طاعت علم است و آگاهى، و دانش با آموزش بدست آيد،

و آموزش توسّط عقل و خرد محكم و استوار گردد، و دانش جز از عالم ربّانى بدست نيايد، و شناختن آن عالم از راه عقل صورت پذيرد.


اى هشام؛ عمل اندك از فرد عاقل مقبول است و چند برابر و عمل بسيار از جاهل مردود است و ناپذيرفته

اى هشام؛ براستى فرد عاقل به اندك از دنيا كه همراه حكمت باشد راضى و خوشنود است،

ولى به كمبود حكمت كه همراه دنيا باشد راضى نشود، و بدين خاطر تجارت ايشان سود دهد و فايده بخشد.


اى هشام؛ اگر آنچه در حدّ كفايت است بى‏نيازت سازد؛ كمترين چيز دنيا كفايتت خواهد كرد، و چنانچه حدّ كفايت تو را بى‏نياز نسازد [ديگر] هيچ چيز دنيا تو را بى‏نياز نخواهد ساخت.

اى هشام، همانا خردمندان زياده بر احتياج دنيا را كنار نهادند تا چه رسد به گناهان، با اينكه ترك دنيا فضيلت است و ترك گناه لازم.
SuNny آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
قدیمی 20-08-2010, 10:42   #5
کاربر حرفه ای
 
SuNny آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
محل سکونت: Isfahan
نوشته ها: 848
Thanks: 202
Thanked 537 Times in 252 Posts
پیش فرض



تحف العقول-ترجمه جعفرى، ص: 366

اى هشام؛ براستى خردمندان چشم از دنيا پوشيدند و ديده به آخرت دوختند، زيرا دريافتند كه دنيا؛ خواهانى است خواسته شده، و آخرت هم خواهان است و هم خواسته شده

در نتيجه هر كس كه خواهان آخرت باشد، بهره خود را بطوركامل از دنيا برگيرد.

و هر كس كه جوياى دنيا باشد؛ آخرت او را طلب كند و مرگش فرا رسد، و هر دو سرا؛ هم دنيا و هم آخرتش را بر او تباه سازد.

اى هشام؛ هر كس كه جوياى بى‏نيازى بدون مال است، و آسودگى دل از حسادت، و سلامتى دين، بايد با زارى و التماس از درگاه خدا بخواهد كه خردش را به كمال رساند،

زيرا هر كس كه مى‏انديشد؛ در حدّ رفع احتياج قناعت مى‏ورزد، و كسى كه اين گونه باشد بى‏نياز و توانگر شود، و كسى كه بدين حدّ نساخت و قناعت نكرد هرگز توانگرى را در نيابد.


اى هشام؛ براستى خداى جليل و عزيز حكايت از مردمى صالح فرمود كه ايشان گفتند:

رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنا وَ هَبْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ:

«پروردگارا، دلهاى ما را- پس از آنكه هدايتمان كردى- منحرف مساز، و ما را از كرمت بخششى فرما، كه توئى بسيار بخشنده- آل عمران: 8»،

و اين گفتار وقتى بود كه دريافتند دلها منحرف مى‏گردد و به كورى و گمراهى مى‏گرايد، همانا هيچ كس تا از خداوند عقل و خرد نيابد از او هراس نكند،

و آن كس كه از جانب او خرد نيافت [هرگز] دلش بر درك و شناختى ثابت كه بينايش سازد و حقيقتش را در آن دريابد استوار و محكم نگردد.

و هيچ كس اين گونه نشود جز فردى كه گفتارش تصديق‏كننده كردارش باشد، و باطنش موافق و سازگار ظاهرش.

زيرا كه خداوند بر عقل- كه در باطن است و پنهان- جز ظاهرى كه از آن حكايت كند هيچ دليل و گواهى قرار نداده است.


اى هشام؛ امير المؤمنين عليه السّلام مكرّر مى‏فرمود:

خداوند با چيزى برتر و بهتر از عقل و خرد پرستش نشود


عقل و خرد هيچ كس به كمال نرسد تا در او چند خصلت مختلف باشد:


ديگران از كفر و شرارت او در امان باشند، و به هدايت و خيرش اميدوار،

و زيادى مالش بخشش شود، و گفتار زائدش بركنار، بهره‏اش از دنيا كفاف و گذران زندگى است،

و هيچ گاه از تحصيل علم و دانش سير نشود، ذلّت با خدا را بيش از عزّت با غير او دوست دارد. و به تواضع بيش از شرافت مايل است.

احسان اندك ديگران را بسيار شمارد و احسان بسيار خود را اندك. و تمام مردم را بهتر از خود بيند و خود را پست‏ترين ايشان، و اين پايان و انجام كار است
SuNny آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
قدیمی 07-09-2010, 23:29   #6
کاربر حرفه ای
 
SuNny آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
محل سکونت: Isfahan
نوشته ها: 848
Thanks: 202
Thanked 537 Times in 252 Posts
پیش فرض

تحف العقول-ترجمه جعفرى، ص: 367

اى هشام؛ به احمقان حكمت نياموزيد كه بدان ستم نموده‏ايد، و آن را از اهلش باز نداريد كه در حق ايشان ظلم كرده‏ايد.

اى هشام؛ آن كس كه زبانش راستگوست عملش پاك و نيكوست و آن كس كه نيّتش پاك باشد روزيش افزون شود و آن كس كه با برادران و خانواده‏اش بخوبى برخورد كند عمرش طولانى گردد.

اى هشام؛ همان طور كه [دنياپرستان‏] حكمت را براى شما واگذاشتند، شما نيز دنيا را براى آنان واگذاريد.

اى هشام؛ آن كس كه مردانگى ندارد دين ندارد، و آن كس كه عارى از مردانگى است عقل ندارد، و با ارزشترين مردم كسى است كه دنيا را براى خود هيچ مقام و منزلتى نداند،

هان! بتحقيق براى بدنهاى شما بها و قيمتى جز بهشت نيست، پس آن را جز به بهشت مفروشيد.

اى هشام؛ براستى امير المؤمنين عليه السّلام مكرّر مى‏فرمود:

«نشستن در صدر مجلس تنها سزاوار مردى است كه داراى سه خصلت باشد:

1- چون سؤال شود پاسخ گويد،

2- و چون همگان از كلام عاجز شدند او سخن گويد،

3- و رأى و نظرى ارائه كند كه به مصلحت همگان باشد. بنا بر اين شخصى كه اين صفات را ندارد و در صدر مجلس نشيند احمق است».

و حسن بن عليّ عليهما السّلام فرموده:

«
نيازهاى خود را از اهل آن بخواهيد، پرسيده شد: اى زاده پيامبر، اهل آن كيانند؟

فرمود: كسانى كه خداوند در كتابش وصف كرده و يادشان نموده، آنجا كه فرموده:

إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ: «تنها صاحبدلان پند مى‏پذيرند- زمر: 9»، و ايشان خردمندانند».

و على بن الحسين عليهما السّلام فرموده: «همنشينى با خوبان صلاح انگيز است، و همنشينى با دانشمندان موجب زياد شدن عقل و خرد.

و فرمانبردن از حاكمان دادگر كمال عزّت است، و بسيار نمودن مال از راه كسب و كار نشانه كمال مردانگى. و راهنمائى مشورت‏كننده اداى حقّ نعمت است، و خوددارى از آزار نشانه كمال عقل بوده و موجب آسايش تن در دنيا و آخرت است.

اى هشام؛ فرد خردمند با كسى كه مى‏ترسد او را تكذيب كند سخن نگويد، و نه به كسى كه از دريغش نگران است تقاضا كند و نه آنچه را نتواند بجا آورد وعده دهد،

و نه بدان چه در اميدواريش سرزنش شود دل بندد، و نه بكارى كه بترسد در آن درمانده و عاجز شود اقدام كند.

و امير المؤمنين عليه السّلام مكرّر به ياران خود سفارش مى‏كرد و مى‏فرمود:

«شما را به ترس از خدا در نهان و آشكار سفارش مى‏كنم، و
نيز به رعايت انصاف در خشنودى و غضب، و به كسب [دنيا و آخرت‏] در فقر و توانگرى، و به پيوند با كسى كه از شما بريده، و به گذشت از آن كس كه به شما ستم كرده، و به بخشش به آنكه از شما دريغ داشته.

و بايد ديده شما عبرت انگيز باشد، و سكوتتان انديشه، و گفتارتان ذكر، و طبع و سرشتتان سخاوت،

زيرا هيچ فرد بخيلى به بهشت نرود، همچنان كه هيچ فرد با سخاوتى به دوزخ در نيايد.
SuNny آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
قدیمی 08-09-2010, 23:10   #7
کاربر حرفه ای
 
SuNny آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
محل سکونت: Isfahan
نوشته ها: 848
Thanks: 202
Thanked 537 Times in 252 Posts
پیش فرض

تحف العقول-ترجمه جعفرى، ص: 369


اى هشام؛ خدا آن بنده را رحمت كند كه از خدا آنچنان كه بايد شرم كند، و تمام اجزاى سر- از چشم و گوش و زبان- را از محرّمات محفوظ دارد،

و نيز شكم را از آب و خوراك حرام. و مرگ و پوسيده شدن را بياد آورد، و بداند كه بهشت در اين جهان داراى مشكلات است و دوزخ داراى لذّات و شهوات

(يعنى: بهشت قرين مشكلات و ناملايمات است و دوزخ قرين لذّات و شهوات)

اى هشام؛ هر كس كه از تعرّض به آبروى مردم خوددارى كند؛ خداوند نيز در روز قيامت از كيفر گناه او درگذرد، و هر كس كه خشم خود را از مردم باز دارد، خدا نيز بروز رستاخيز خشم خود را از او باز دارد.

اى هشام؛ فرد عاقل هرگز دروغ نگويد، اگر چه مطابق ميلش باشد.

اى هشام؛ در كيسه غلاف شمشير رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم [اين مطالب‏] يافت شد:

«گستاخ‏ترين مردم بر خدا كسى است كه غير زننده خود را قصد زدن كند، و جز قاتل خود را بخواهد بكشد، و هر كس كه خود را به غير مولايش وابسته كند به آنچه خدا بر رسولش محمّد نازل كرده كافر است.

و هر كس كه بدعتى گزارد، يا به بدعتى تن دهد، يا بدعت‏گذار را آزاد گذارد و هيچ مخالفتى هم با او نكند، خداوند بروز رستاخيز از او نه توبه‏اى پذيرد و نه فديه‏اى قبول كند

اى هشام؛ بهترين وسيله تقرّب بنده به خدا پس از شناخت او؛ نماز است و احسان به پدر و مادر؛ و اجتناب از صفت حسادت و خودبينى و فخر فروشى.

اى هشام؛ در پى اصلاح روزگارى باش كه در پيش دارى، پس نظر كن كه آن چه روزى خواهد بود، و پاسخى برايش مهيّا كن!

زيرا كه بى‏شكّ تو بازداشت شوى و مؤاخذه گردى، و از روزگاران گذشته و مردمانش پند گير، كه براستى روزگار خود طولانى است و [امّا براى شخص‏] محدود و كوتاه.

پس آن گونه عمل كن كه گوئى پاداش كردارت را مى‏بينى تا طمعت در آن افزون گردد، و دانش را از خدا (كتاب خدا و سنّت رسولش) دريافت دار.

و در تغييرات و دگرگونيهاى روزگار و حالات زمانه نظاره كن، زيرا از دنيا آنچه آيد همانى است كه رفته وگذشته،

پس؛ از آن درس و عبرت گير. و على بن الحسين عليهما السّلام فرموده:

«براستى هر آنچه خورشيد در شرق و غرب زمين بر آن تابيده، از دريا و خشكى، و دشت و كوه آن، همه بنزد دوستى از دوستان خدا و عارفان بحقّ او همچون بازگشت سايه است،

سپس فرمود: آيا مرد آزاده‏اى نيست كه اين پس مانده- يعنى دنيا- را براى اهلش واگذارد؟! كه بهاى جان شما جز بهشت نيست، آن را بغير آن مفروشيد،

زيرا هر كس كه از خداوند تنها به [برخوردارى از] دنيا خشنود شود به چيز بى‏ارزش و پستى رضايت داده است
SuNny آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
قدیمی 08-10-2010, 23:06   #8
کاربر حرفه ای
 
SuNny آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
محل سکونت: Isfahan
نوشته ها: 848
Thanks: 202
Thanked 537 Times in 252 Posts
پیش فرض


تحف العقول ترجمه جعفری 370

اى هشام، همه مردم ستارگان را مى‏نگرند ولى با آنها راه نيابند مگر كسى كه مجارى و منازلشان را بشناسد، و

شما نيز حكمت را ميخوانيد ولى هيچ يك بدان هدايت نشويد مگر كسى كه به آن عمل كند،


اى هشام؛ مسيح عليه السّلام به حواريّون گفت: بندگان بد! طول قامت خرما شما را مى‏ترساند، و خار و سختى بالا رفتن آن را بياد مى‏آوريد امّا خوبى ميوه و منافعش را فراموش مى‏كنيد!


همين گونه زحمت كار آخرت را بنظر مى‏آوريد و راهش بر شما طول و دراز مى‏آيد، در حالى كه نعمت و شكوفه و ميوه‏هايش را كه بدانها ميرسيد از ياد ميبريد!

بندگان بد! گندم را تميز و پاكيزه سازيد و آردش را خوب نرم كنيد تا طعمش را دريابيد و از خوردنش لذّت بريد، همچنان ايمان را پاك ساخته و تكميل كنيد تا شيرينى آن را دريافته و از سرانجامش سود بريد.

بحقّ مى‏گويم: اگر در شبى تاريك چراغى را بيابيد كه با سوخت روغن قطران [كه بوئى بد دارد] روشنى دهد، از نورش بهره بريد بى‏آنكه بوى بد آن مانعتان شود،

سپس سزاوار شما است كه حكمت را از هر كس كه در او بود برگيريد و بياموزيد، و عدم رغبتش در آن شما را منع نكند.

اى دنيا پرستان، بحقّ برايتان مى‏گويم: به شرف آخرت جز با ترك آنچه دوست مى‏داريد نرسيد، پس در توبه و بازگشت بحقّ تأخير مكنيد و آن را به فردا ميندازيد كه بى‏شكّ قبل از فردا روز و شبى باقى است، و قضاى الهى در هر دو آنها جارى است.

از روى راستى به شما مى‏گويم: بتحقيق آن كس كه هيچ قرض و وامى از مردم بگردن ندارد راحت‏تر و كم غصّه‏تر از كسى است كه بديشان قرضى دارد؛

هر چند كه آن را بخوبى پرداخت كند، و نيز هر كس كه گناهى نكرده آسوده‏تر و كم‏
غصّه‏تر از گناهكار است هر چند از سر اخلاص توبه كرده و بازگشته باشد.

و بى‏شكّ گناهان كوچك و ناچيز از دامهاى شيطان است كه آنها را در ديده شما ناچيز و اندك جلوه مى‏دهد تا اضافه شود و شما را احاطه كند
SuNny آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
قدیمی 08-10-2010, 23:17   #9
کاربر حرفه ای
 
SuNny آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
محل سکونت: Isfahan
نوشته ها: 848
Thanks: 202
Thanked 537 Times in 252 Posts
پیش فرض


تحف العقول-ترجمه جعفرى 371


از روى حقّ به شما مى‏گويم: بى ‏شكّ مردم در مورد حكمت دو گروهند:

فردى كه آن را استوار و محكم بر زبان جارى سازد و با كردار تأييد و تصديقش نمايد، و ديگرى آن كس كه حكمت را بخوبى مى‏گويد ولى با بدى كردارش آن را تباه مى‏سازد،

چه دور است فاصله آن دو!

پس خوشا بحال علماى با كردار، و واى به حال علماى به زبان و گفتار. اى خطاكاران، مساجد پروردگار خود را زندان جسم و پيشانى خود كنيد و دلهاى خود را خانه تقوا قرار دهيد، نه آنكه پناهگاه شهوات.

بتحقيق بيتاب‏ترين شما هنگام بلا، دنيا دوست‏ترين شما است، و صبورترين شما بر بلا زاهدترين شما به دنيا مى‏باشد.

اى خطاكاران، نه چون زاغهاى رباينده باشيد، و نه مانند روبهان حيله‏گر، و نه گرگهاى دغل، و نه مانند شيران درنده كه با مردم آن كنيد كه آنها با شكار خود مى‏كنند،

و دسته‏اى را برباييد و گروهى را بفريبيد و به گروهى خيانت نمائيد! از روى حقّ به شما مى‏گويم:

بدن با ظاهرى سالم و باطنى فاسد چه سود دارد و از چه شرّى باز مى‏دارد؟! و نيز بدنهاى مورد پسندتان با قلبهائى فاسد سودى نبخشند!

شما را چه سود كه ظاهر خود را پاك سازيد در حالى كه قلبهاتان آلوده است، چون غربال مباشيد كه آرد نرم را بيرون مى‏راند و سبوس را نگه مى‏دارد، شما نيز اين گونه‏ايد كه سخن حكيمانه را از دهان خارج مى‏سازيد در حالى كه كينه و نادرستى در سينه‏هايتان باقى است.


اى دنيا پرستان، شما همچون چراغيد كه مردمان را نور مى‏دهد ولى خود را مى‏سوزاند! اى بني اسرائيل، همنشين محفل علما شويد گر چه [از شدّت ازدحام‏] بر زانو نشينيد، كه بى‏شكّ خداوند دلهاى مرده را به نور حكمت جان بخشد، همان طور كه زمين خشك و بى‏حاصل را بباران تند حيات دهد.

[پايان سخنان حضرت مسيح عليه السّلام، و ادامه سخنان امام كاظم عليه السّلام به هشام‏] اى هشام، در انجيل نوشته است:

«خوشا بحال آنان كه به هم مهر مى‏ورزند، اينان همان كسانند كه در روز رستاخيز بحالشان رحم شود، خوشا بحال اصلاحگران ميان مردم، آنان افراد مقرّب بروز رستاخيزند.

خوشا بحال پاك دلان، آنان پرهيزگاران روز واپسين‏اند، خوشا بحال افراد فروتن و متواضع در دنياآنانند كه روز رستاخيز به منابر شاهى صعود كنند»
SuNny آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
قدیمی 20-10-2010, 19:20   #10
کاربر حرفه ای
 
SuNny آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
محل سکونت: Isfahan
نوشته ها: 848
Thanks: 202
Thanked 537 Times in 252 Posts
پیش فرض


تحف العقول-ترجمه جعفرى، ص: 372


(1)
اى هشام، كم گوئى حكمت بزرگى است، پس بر شما باد به رعايت سكوت، چرا كه آن آرامشى است نيكو، و موجب سبك بارى و تخفيف گناه. درب حلم و بردبارى را محكم سازيد، كه براستى باب آن صبر است.


و بتحقيق خداوند عزيز و جليل آن كس را كه بيجا بخندد و بى‏هدف ره پويد دشمن دارد. و بر زمامدار واجب است كه همچون چوپان باشد كه نه از حال ايشان غافل شود و نه بر آنان بزرگى فروشد و تكبّر ورزد.


پس در پنهانى از خدا شرم كنيد، همچنان كه در آشكار خود از مردم شرم مى‏نمائيد، و بدانيد كه سخن حكيمانه گمشده مؤمن است، پس بر شما باد به [آموزش‏] علم و دانش پيش از آنكه بالا رود، و بالا رفتن علم همان غايب شدن عالم از ميان شما است (مراد وفات عالم مى‏باشد).



اى هشام؛ آنچه از دانش نمى‏دانى فراگير، و از آنچه آموختى بجاهل بياموز، عالم را بجهت علمش محترم بدار، و از ستيزه نمودن با او اجتناب كن. و نادان را براى نادانيش كوچك شمار ولى او را مران، بلكه بخود نزديك ساخته و او را تعليم ده.



اى هشام؛ بتحقيق [بدان‏] هر نعمتى كه در اداى شكرش سستى نمائى؛ همچون گناهى است كه بدان بازخواست گردى، و امير المؤمنين عليه السّلام فرموده:



«براستى خداوند را بندگانى است كه ترس از او دلهاشان را بوحشت انداخته و زبانشان را فرو بسته، با اينكه سخن سرا و خردمندند، ايشان با كردارهاى پاك به خدا تقرّب جسته و از هم سبقت گيرند،

و نه عمل بسيار را در برابرش زياد شمارند، و نه به عمل اندك خود راضى شوند، و خود را بد شمارند با اينكه زيرك و نيكوكارند».


اى هشام؛ شرم و حيا از ايمان است و ايمان موجب بهشت است، و بى‏شرمى از خشونت است و خشونت موجب دوزخ است.

اى هشام؛ سخنگويان سه دسته‏اند: سود برنده، و سالم مانده، و هلاك‏شونده.

آن كس كه سود مى‏برد همان ذكر گوى خدا است. و امّا آن كس كه سالم مى‏ماند فرد خاموش و ساكت است. و امّا هلاك و نابودشونده كسى است كه غرق در باطل مى‏شود (يعنى: ياوه گويد و گزافه پردازد) بدرستى كه خداوند بهشت را بر فرد بدزبان بى‏شرم حرام و ممنوع ساخته است، همو كه نه از آنچه گويد و نه بدان چه در باره‏اش گويند باكى دارد.


و أبو ذر- كه خدا از او راضى باد- پيوسته مى‏گفت:

«
اى جوينده دانش بدرستى كه اين زبان؛ هم كليد خير است و هم كليد شرّ، بنا بر اين بر زبان خود همچون طلا و نقره‏ات مهر زن (يعنى: آن را بسته نگاه دار).


اى هشام، چه بد است آن بنده‏اى كه دو چهره و دو زبان دارد، برادرش را در حضور مى‏ستايد و در غياب [با غيبت و بدگوئى‏] گوشتش را مى‏خورد!

اگر به برادرش چيزى دهند بدو رشك و حسد ورزد و چون گرفتار شود تنهايش گذارد.

پاداش نيكوكارى سريعترين خير است، و كيفر ستمكارى سريعترين شرّ. و بى‏شكّ بدترين بنده خدا كسى است كه همنشينى با او را بجهت بد زبانيش ناپسند مى‏دارى. آيا مردم را چيزى جز محصول زبان به دوزخ اندازد؟ از خوب بودن مسلمانى هر كس دورى او از سخن ياوه و گزاف است.
SuNny آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
The Following User Says Thank You to SuNny For This Useful Post:
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان


برچسب ها
كاظم, هشام, امام, به, تعريف, سفارشات, عقل


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/nooreasemanRSS Feed@nooreaseman_com

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 06:38 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1