شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

فروشگاه طب اسلامی ، سنتی ، موادآرایشی ، بهداشتی و پوستی ارگانیک اسرار الشفاء


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > اسلام > حكايات و داستان ها > حکایت های پیغمبران


حکایت های پیغمبران حکایت های در مورد پیغمبران مانند: یوسف،ذوالقرنین.ابراهیم و غیره

پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 12-08-2012, 17:41   #1
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
محبّ الزهراء آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Feb 2010
محل سکونت: ماه
نوشته ها: 17,010
Thanks: 31,941
Thanked 50,449 Times in 14,794 Posts
پیش فرض داستان شگفت انگیز جرجیس نبی (علیه السلام)

داستان شگفت انگیز جرجیس نبی (علیه السلام)


حق تعالى حضرت جرجیس علیه السّلام را پیغمبر گردانید و فرستاد او را بسوى پادشاهى كه در شام مى ‏بود كه او را «داذانه» مى‏گفتند و بت مى‏پرستید، پس به او گفت: اى پادشاه! قبول كن نصیحت مرا، سزاوار نیست خلق را كه عبادت كنند غیر خدا را و رغبت نمایند در حاجات خود بسوى غیر او، پس پادشاه به آن حضرت گفت: از اهل كدام زمینى؟
فرمود: من از اهل رومم و در فلسطین مى ‏باشم. پس امر كرد كه آن حضرت را حبس كردند و بدن مباركش را به شانه‏هاى آهنین مجروح كردند تا گوشتهاى او ریخت و سركه بر بدنش مى‏ ریختند و پلاسهاى درشت بر آن بدن مجروح مى ‏مالیدند، پس امر كرد كه سیخ هاى آهن را سرخ كنند و بدنش را به آنها داغ كنند، چون دید كه به اینها كشته نشد امر كرد میخهاى آهن بر رانها و زانوها و كف پاهاى او كوبیدند، چون دید به اینها نیز كشته نشد امر كرد میخهاى بلند از آهن ساختند و بر سرش فرو بردند كه مغز سرش روان شد، و فرمود سرب را آب كردند و بر بدنش ریختند و ستونى از آهن در زندان بود كه كمتر از هیجده نفر آن را نقل نمى‏توانستند نمود حكم كرد كه آن را بر روى شكم او بگذارند، چون شب تاریك شد مردم از او پراكنده شدند، اهل زندان دیدند ملكى به نزد آن حضرت آمد و گفت: اى جرجیس! حق تعالى مى ‏فرماید: صبر كن و شاد باش و مترس كه خدا با تو است و تو را از ایشان خلاصى خواهد داد و ایشان تو را چهار مرتبه خواهند كشت و من الم و آزار را از تو دفع مى ‏كنم.
چون صبح شد آن پادشاه گمراه آن مقرّب درگاه اله را طلبید و حكم نمود كه تازیانه‏اى بسیار بر پشت و شكم آن حضرت زدند و بازگفت كه او را به زندان برگردانیدند و به اهل‏ مملكت خود فرمانها نوشت كه هر ساحر و جادوگرى كه در مملكت او باشد به نزد او بفرستند، پس فرستادند ساحرى را كه از همه ساحران ماهرتر بود و هر جادوئى كه توانست كرد و در آن حضرت تأثیر نكرد، پس زهر كشنده‏اى آورد و به آن حضرت خورانید، پس آن حضرت فرمود: «بسم اللّه الّذی یضلّ عند صدقه كذب الفجرة و سحر السّحرة» پس هیچ ضرر به آن حضرت نرسانید، پس آن ساحر گفت: اگر من این زهر را به جمیع اهل زمین مى‏خورانیدم هرآینه قوتهاى ایشان را مى‏كند و احشاى ایشان را مى‏ریخت و خلقت همه را متغیر مى‏كرد و دیده‏هاى ایشان را كور مى‏كرد، پس اى جرجیس! توئى نور و روشنى‏بخش راه هدایت و چراغ ظلمات اهل ضلالت و توئى حقّ یقین، شهادت مى‏دهم كه خداوند تو بر حقّ است و هر چه غیر اوست باطل است، به او ایمان آوردم و تصدیق كردم به پیغمبران او و توبه مى‏كنم بسوى او از آنچه مرتكب شدم.
پس پادشاه او را كشت، و باز آن حضرت را به زندان فرستاد و او را به انواع عذاب معذّب گردانید و فرمود او را پاره پاره كردند و در چاهى افكندند و مجلسى آراست و مشغول شد به شراب و طعام خوردن، پس حق تعالى امر فرمود باد را كه ابر سیاهى برانگیخت و صاعقه‏ هاى عظیم حادث شد، و زمین و كوهها بلرزیدند و مردم همه ترسیدند كه هلاك خواهند شد، خدا میكائیل را امر فرمود بر سر چاه آمد و گفت: برخیز اى جرجیس به قوّت خداوندى كه تو را آفریده و مستوى الخلقه گردانیده است.
پس آن حضرت زنده و صحیح برخاست، و میكائیل او را از چاه بیرون آورد و گفت:صبر كن و بشارت باد تو را به ثوابهاى الهى.
پس جرجیس علیه السّلام بازرفت به نزد پادشاه و فرمود: حق تعالى مرا بسوى تو فرستاده است كه به من حجت بر تو تمام كند، پس سپهسالار لشكر او گفت: ایمان آوردم به خداى تو كه تو را بعد از مردن زنده گردانید و گواهى مى‏دهم كه او حقّ است و هر خدائى غیر او هست همه باطلند، و چهار هزار كس متابعت او كردند و ایمان آوردند و تصدیق آن حضرت نمودند، پس پادشاه همه را به شمشیر قهر هلاك كرد و امر فرمود لوحى از مس ساختند و آتش بر روى آن افروختند تا سرخ شد و آن حضرت را به روى آن خوابانیدند و سرب گداخته در گلوى او ریختند و میخهاى آهن بر دیده‏ها و سر مباركش دوختند پس میخها را كشیدند و سرب گداخته به جاى آنها ریختند، پس چون دید كه به اینها كشته نشد امر كرد آتش بر آن حضرت افروختند تا سوخت و خاكستر شد و امر كرد تا خاكسترش را به باد دادند.
پس خدا امر فرمود حضرت میكائیل علیه السّلام را كه حضرت جرجیس علیه السّلام را ندا كرد و زنده شد و ایستاد به امر خدا و رفت به نزد پادشاه در وقتى كه در مجلس عام نشسته بود و باز تبلیغ رسالت الهى به او نمود، پس شخصى از اصحاب آن گمراه برخاست و گفت: در زیر ما چهارده منبر هست و در پیش ما خوانى هست و چوبهاى اینها از درختهاى متفرّقند كه بعضى میوه دهنده و بعضى غیر میوه، اگر سؤال كنى از پروردگار خود كه هر یك از اینها را درختى گرداند و پوست و برگ بهم رسانند و میوه بدهند من تصدیق تو مى‏كنم.
پس آن حضرت به دو زانو درآمد و دعا كرد، در همان ساعت همه درخت شدند و برگ و میوه بهم رسانیدند، پس پادشاه امر كرد آن حضرت را در میان دو چوب گذاشتند و آن چوبها را با آن حضرت با ارّه به دونیم كردند پس دیگ بزرگى حاضر كردند، زفت و گوگرد و سرب در آن دیگ ریختند و جسد شریف آن حضرت را در آن دیگ گذاشتند و آتش افروختند در زیر آن دیگ تا جسد آن حضرت با آنها بهم آمیخته شد، پس زمین تاریك شد، و حق تعالى حضرت اسرافیل را فرستاد نعره‏اى بر ایشان زد كه همه به رو در افتادند و دیگ را سرنگون كرده گفت: برخیز اى جرجیس به اذن خدا، پس به قدرت حق تعالى آن حضرت صحیح و سالم ایستاد و رفت به نزد آن پادشاه ملعون گمراه باز تبلیغ رسالت نمود.
چون مردم او را دیدند تعجب كردند، پس زنى آمد و به آن حضرت عرض كرد: اى بنده شایسته خدا! ما گاوى داشتیم كه به شیر آن تعیّش مى‏كردیم و مرده است و مى‏خواهیم كه آن را زنده گردانى.
آن حضرت فرمود: این عصاى مرا بگیر ببر و بر سر گاو خود بگذار و بگو: جرجیس مى ‏گوید برخیز به اذن خدا.
چون چنین كرد گاو زنده شد، و آن زن ایمان آورد.
پس پادشاه گفت: اگر من این ساحر را بگذارم، قوم مرا هلاك خواهد كرد.
پس همه اجتماع كردند بر قتل آن حضرت، پس امر كرد كه آن حضرت را بیرون برند و گردن بزنند، پس چون آن حضرت را بیرون بردند عرض كرد: خداوندا! اگر بت‏پرستان را هلاك خواهى كرد از تو سؤال مى‏كنم كه مرا و یاد مرا سبب شكیبائى گردانى براى هر كه تقرّب جوید بسوى تو به صبر كردن در نزد هر هولى و بلائى.
پس باز آن حضرت را گردن زدند و برگشتند، همه به یك‏دفعه به عذاب الهى هلاك شدند.
حیاة القلوب ج‏2 1295



manbar.mihanblog.com

امضای محبّ الزهراء




طاعـــــــت از دست نیاید ، گنهی باید کرد
در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد


!






بعداز اين لطفي ندارد حکـمراني بر دلم
شهر ويـران گشته فرماندار مي خواهد چه کار . . .
محبّ الزهراء آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 8 Users Say Thank You to محبّ الزهراء For This Useful Post:
قدیمی 17-08-2012, 15:35   #2
کاربر جدید
 
mojidata آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jul 2010
نوشته ها: 7
Thanks: 4
Thanked 7 Times in 4 Posts
Unhappy

این داستان معتبره؟!!!!!
اگه فیلمش رو درست کن باید +30 باشه !!!خیلی کارشون وحشتناک بوده
mojidata آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following User Says Thank You to mojidata For This Useful Post:
قدیمی 20-09-2012, 11:21   #3
کاربر جدید
 
sooza آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2012
نوشته ها: 13
Thanks: 132
Thanked 21 Times in 8 Posts
پیش فرض

یکی از بهترین داستان های بود که تا حالا خونده بودم

امضای sooza
علاج هر دردی یک یاحسین است.
sooza آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
قدیمی 24-02-2013, 22:20   #4
کاربر کوشا
 
فدایی آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2012
محل سکونت: شوش دانیال(ع)
نوشته ها: 287
Thanks: 4,417
Thanked 673 Times in 241 Posts
Smile

لا اله الا الله از این همه جاهلیت و کور دلی .

امضای فدایی بعد از تو سالار نیزه نشینم یا حسین

*********************************

توبه بر لب / سبحه بر کف / دل پر از شوق گناه / معصیت را خنده می آید ز استغفار ما
فدایی آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following User Says Thank You to فدایی For This Useful Post:
قدیمی 25-02-2013, 08:36   #5
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
محبّ الزهراء آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Feb 2010
محل سکونت: ماه
نوشته ها: 17,010
Thanks: 31,941
Thanked 50,449 Times in 14,794 Posts
پیش فرض

نقل قول:
لا اله الا الله از این همه جاهلیت و کور دلی .
متوجه منظورتون نشدم؟!

امضای محبّ الزهراء




طاعـــــــت از دست نیاید ، گنهی باید کرد
در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد


!






بعداز اين لطفي ندارد حکـمراني بر دلم
شهر ويـران گشته فرماندار مي خواهد چه کار . . .
محبّ الزهراء آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان


برچسب ها
جرجیس

کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
امام سجاد علیه السلام از کربلا تا شهادت محبّ الزهراء امام سجاد (ع) 1 09-12-2012 20:52
اهانت های ابن تیمیه به خاندان رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم يادشهيد ادیان ، مذاهب و فرق دیگر 0 14-03-2012 15:00
چهل حدیث مستند درباره کربلا و عاشورا mahdishata امام حسین‌ (ع) 0 02-12-2011 10:32
ره يافتگان ـ سخنراني دكتر عصام العماد (برنامه ماه عسل ـ شبكه 3)متن+صوت monji_2008 ره یافتگان 0 07-07-2011 11:32
فضیلت سوره های قرآن همراه با توضیح ali20 مباحث قرآنی 3 07-09-2009 08:20

TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/basijtvRSS Feed@basijtv

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 08:41 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1