شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

فروشگاه طب اسلامی ، سنتی ، موادآرایشی ، بهداشتی و پوستی ارگانیک اسرار الشفاء


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > اسلام > حكايات و داستان ها > حکایات و داستانهای اولیاء و بزرگان


پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 04-09-2011, 00:36   #1
کاربر کوشا
 
علی-110 آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jun 2011
محل سکونت: اصفهان
نوشته ها: 245
Thanks: 479
Thanked 595 Times in 181 Posts
پیش فرض قاسم موتمن پسر هارون الرشید

هارون الرشيد را چندين پسر بود. از ميان آنها يكى بنام قاسم موتمن دست از دنيا و رياست و جاه و جلال پدر شسته و دل به آخرت و پرستش ‍ خدا نهاده بود، به طورى كه شباهتى از لحاظ پوشاك و وضع ظاهرى با پسر سلاطين نداشت . روزى از جلو هارون رد شد. يكى از خواص او، قاسم را كه به آن هيئت ديد خنده اش گرفت . هارون از سبب خنده پرسيد. گفت اين پسر شما را مفتضح و رسوا كرده با اين لباسهاى ژنده و كهنه كه در ميان مردم رفت و آمد مى كند.

هارون در جواب گفت علت اين است كه تا كنون ما براى او منصبى معين نكرده ايم . آنگاه او را خواست و شروع به نصيحت و راهنمائى كرد. كه با اين ظاهر خود مرا شرمنده مى كنى ، حكومت يكى از ولايات را براى تو مى نويسم در آنجا با مقام و درجه حكومت پرستش و عبادت كن . قاسم گفت پدرجان تو را چندين پسر است دست از من بردار و مرا پيش ‍ دوستان خدا شرمنده مكن . آنقدر هارون اصرار ورزيد تا قاسم سكوت نمود. اشاره كرد حكومت مصر را بنام او بنويسد و فردا صبح بطرف مصر حركت كند، ولى قاسم شبانه از بغداد به طرف بصره فرار نمود. صبحگاه هر چه از پى او گشتند او را نيافتند، تا اينكه بر اثر پا (سابقا به اين فن و شناسائى رد پا اهميت زيادى مى دادند) فهميدند قاسم تا كنار دجله آمده است .

قاسم همان شب فرار كرد و خود را به بصره رسانيد. عبدالله بصرى مى گويد ديوار خانه ما خراب شده بود و احتياج به يك كارگر داشتم . ميان بازار آمدم تا كارگرى پيدا كنم . جوانى را مشاهده كردم كنار مسجدى نشسته و قرآن مى خواند. بيل و زنبيلى هم در جلو خود گذاشته ، پرسيدم آيا كار مى كنى ؟ گفت چرا نكنم ؟! خداوند ما را براى همين خلق كرده كه زحمت بكشيم و نان تهيه كنيم .

گفتم پس برخيز و با من بيا. گفت اول اجرت مرا تعيين كن من يك درهم اجرت برايش تعيين كردم و به خانه رفتيم . تا شامگاه به اندازه دو نفر كار كرد، شب به او خواستم دو درهم بدهم راضى نشد گفت همان مقدار كه قرار گذاشتيم بيشتر نمى گيرم ، اجرت خود را گرفت و رفت .

فردا صبح به محل روز گذشته رفتم تا او را بياورم ولى در آنجا نبود. از كسى پرسيدم . گفت او روزهاى شنبه فقط كار مى كند و بقيه هفته را به عبادت و پرستش مى گذراند. پس صبر كردم تا روز شنبه ديگر او را در همان مكان يافتم و براى انجام كار به خانه بردم . مشغول كار شد و مقدار زيادى كار كرد. هنگام نماز ظهر دست و پاى خود را شست و وضو گرفته به نماز مشغول شد. بعد از نماز بر سر كار خود رفت و تا غروب كار كرد. شامگاه اجرت خود را گرفت و بيرون شد.

شنبه ديگر چون كار ديوار تمام نشده بود از پيش رفتم اين مرتبه او را نيافتم . پس از جستجو گفتند دو سه روز است كه مريض شده از محل او سؤ ال كردم مرا به خرابه اى راهنمائى كردند. بر سر بالين او رفتم و سرش ‍ را بر دامن گرفتم . همين كه چشم باز كرد. پرسيد تو كيستى ؟ گفتم همان كسى كه دو روز برايش كار كردى من عبدالله بصريم . گفت شناختم تو را آيا تو ميل دارى مرا بشناسى ؟ گفت آرى (فقال انا قاسم بن هارون الرشيد) گفت من قاسم پسر هارون الرشيدم . تا اين حرف را از او شنيدم بدنم به لرزه افتاد از تصور اينكه اگر هارون بفهمد من پسر او را به عنوان عملگى بكار واداشته ام با من چه خواهد كرد.

قاسم فهميد من ترسيدم . گفت هراس نداشته باش . تاكنون كسى در اين شهر مرا نشناخته ، اكنون هم اگر آثار مرگ را در خود نمى ديدم ، نامم را نمى گفتم . اما از تو خواهشى دارم وقتى كه از دنيا رفتم اين بيل و زنبيل را به كسى بده كه برايم قبر مى كند و اين قرآن را كه مونس من بود به شخصى بسپار كه بخواند و به او انس گيرد. انگشترى از انگشت خود بيرون كرد و گفت به بغداد مى روى ، پدرم هارون روزهاى دوشنبه بار عام دارد و هر كس بخواهد مى تواند با او ملاقات كند. آنروز داخل مى شوى و انگشتر را در مقابلش مى گذارى . او انگشتر را مى شناسد چون خودش به من داده . مى گوئى پسرت قاسم در بصره از دنيا رفت و اين انگشتر را وصيت كرد براى شما بياورم و گفت به شما بگويم كه پدر تو جراءتت در جمع آورى مال مردم زياد است اين انگشتر را هم بر آن اموال سرشار اضافه كن مرا طاقت حساب روز قيامت نيست .

در اين هنگام ناگاه خواست حركت كند ولى نتوانست از جاى برخيزد. براى مرتبه دوم خود را حركت داد باز نتوانست به من گفت بازويم را بگير و مرا حركت ده كه مولايم على بن ابيطالب (عليه السلام ) آمده تا او را حركت دادم در همين موقع روحش از آشيانه بدن پرواز كرد (كانما سراج طفئت ) گويا چراغى بود كه خاموش شد.


---------------------------------
برگرفته از کتاب

[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]
علی-110 آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
The Following User Says Thank You to علی-110 For This Useful Post:
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان


برچسب ها
پسر هارون الرشید،قاسم موتمن


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
هفتمصفر، خجسته زادروز هفتمین پیشوای مشعل فروز هدایت، حضرت امام موسی كاظم (ع) مبارك با م علی کوچولو امام کاظم (ع) 0 11-01-2011 19:11
مهدويت در زيديه hossein moradi امام زمان عجل الله تعالی فرجه 0 28-12-2010 09:05
((حضرت قاسم علیه السلام )) محبّ الزهراء عاشورا خون خدا جاری در رگهای تنزیل[ویژه نامه محرم] 1 12-12-2010 00:07
ترجمه و شرح: (و أحله محل هارون من موسي فقال له أنت مني بمنزلة هارون من موسي الا انه.. hossein moradi امام زمان عجل الله تعالی فرجه 0 09-11-2010 22:00
حکايت ديدار hossein moradi تشرف یافتگان 0 15-10-2010 22:46

TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/basijtvRSS Feed@basijtv

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 10:52 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1