شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

فروشگاه طب اسلامی ، سنتی ، موادآرایشی ، بهداشتی و پوستی ارگانیک اسرار الشفاء


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > اسلام > اخلاق > شیطان شناسی


پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 25-08-2010, 01:18   #1
مدیرکل انجمنهای نور آسمان
 
vorojax آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jun 2008
محل سکونت: همشهری حضرت عشق
نوشته ها: 7,299
Thanks: 6,151
Thanked 11,544 Times in 3,558 Posts
پیش فرض گپ و گفتی با شیطان

گپ و گفتی با شیطان



اشاره:

روزی که شیطان تلفنی تماس گرفت و بی مقدمه گفت: "حاضرم رؤیای تو را تبدیل به واقعیت کنم"، به ناگاه شوکه شدم! باورم نمی شد! تنم خیس عرق شده بود! وحشت و ترس سرا پای وجودم را فرا گرفته بود! به هر زحمتی که بود خودم را جمع کردم و بالاخره قراری برای مصاحبه گذاشتم.
روز مصاحبه:

جناب شیطان با دو ساعت تاخیر حاضر شد. وقتی هم که رسید عذرخواهی کرد و گفت:

مأموریت خطیری پیش اومد که از دوستان ساخته نبود و می بایست خودم انجام می دادم.

پیش از انجام مصاحبه گفتم:

با چه تضمینی باور کنم که در جریان مصاحبه بر مبنای صداقت در گفتار سخن خواهی گفت؟

خندید و گفت: دلیلی ندارد دروغ بگویم. چون من به حربه ای مجهزم که اگر پرده از تمام اسرار من برداشته شود باز هم می توانم به خواسته های خود دست یابم.

گفتم: چه حربه ای؟

جواب داد: غفلت؛ انسانها را به خواب نوشین غفلت می برم و آن وقت نقشه هایم را عملی می کنم.

سوگند یاد می کنم که تا انتقامم را باز نستانم شما آدمیان را لحظه ای آسوده نخواهم گذاشت، پیوسته بر سر راهتان در کمین می نشینم و راهزن راهتان می شوم. اکنون ببینید چگونه راه نجات را بر شما خواهم بست.
متن مصاحبه:

عبدالله: خودتان را معرفی کنید.

شیطان: فردی هستم از طایفه جن. مسمی به اسم خاص "ابلیس" و مشهور به اسم عام "شیطان"؛ البته اسامی و اوصاف دیگری هم دارم که چندان معروف نیستند نظیر وسواس، خنّاس، عزازیل، عفریت، شیصبان، حارث، مارد، غوی، رجیم، ابو مره، ابولبین، مذموم، مرید و…(1)

عبدالله: پیشه و شغل شما چیست؟

شیطان: مشاغل فراوانی دارم؛ گاهی مسافر کشم؛ سر دو راهی حق و باطل می ایستم و مسافران را در جاده گمراهی در بست به سفر جهنم می برم. گاهی کشاورزم و بذر کینه و نفاق را در زمین دلها می افشانم. گاهی نقاشم؛ رنگ بطلان به چهره حقیقت می زنم و جامه کژی برقامت راستی می پوشانم. گاهی هم خلبانم؛ با بالهای وسوسه و القاء آنقدر بر فراز قلب آدمی چرخ می زنم تا باند مناسب برای فرود بیابم.(2)

عبدالله: دشمنی دیرینه ات با آدمی زاد از کجا سرچشمه می گیرد؟

شیطان: ماجرا از آن روزی شروع شد که صحنه آرای خلقت، دست به کار آفرینش آدم شد.(3) ملائک نه از روی اعتراض که از روی کنجکاوی گفتند: این موجود خاکی که می آفرینی بر روی زمین فسادها خواهد انگیخت و خونهای بسیارخواهد ریخت.اگر قصد تو طاعت بردن است که ما در فرمانبری مطاعیم. واگر مقصود تو تسبیح و تقدیس است که ما پیوسته در این کاریم.(4)

با ما بگوحکمت این کار در چیست؟ او در جواب فرمود:

در این کار رازهاییست سر به مهر؛ من آنچه را که در خشت خام می بینم شما در آینه هم نخواهید دید.(5)

اینچنین بود که خالق به واسطه این مخلوق نوپای دو پا به خود بالید و بر ما فخر فروخت؛ آنگاه فرمانمان داد که: "در مقابل این مخلوق خاکی به خاک سجده فرو افتید!"

تمامی فرشتگان بی درنگ برآدم سجده بردند.

این فرمان اما بر من بسیار گران آمد؛ چه آنکه من سوابقی درخشان داشتم، تنها 6000هزار سال(6)(با حساب شما البته صد و نه میلیارد و پانصد میلیون سال دنیا(7))، خالصانه خدای را در آسمانها دوشادوش فرشتگان پرستیده بودم، آنقدر مستغرق در عبادت بودم که فرشتگان گمان می کردند که من نیز چون آنها فرشته ام، من نتوانستم بار این خفت را به دوش کشم. هر چه باشد آفرینش من از آتش بود وخلقت او از خاک، برتری من بر او چون آفتاب روز، روشن بود، من کجا می توانستم بر انسانی خاکزاد سجده برم.

آری، آن روز گستاخانه در برابر خالق ایستادم و متکبرانه از این فرمان سر باز زدم.

این شد که از درگاه ربوبی اش رانده شدم. از آن زمان به بعد کینه آدم را سخت به دل گرفتم و هر روز آتش این کینه در دلم شعله ورتر می شود.

عبدالله: این عبادتهای خالصانه که گفتی چگونه ترا از این تکبرورزی بازنداشت؟

شیطان: من به زعم خود از روی خلوص خدای را می پرستیدم حال اینکه از ابتدا شائبه شرک و نفاق در خداپرستی ام راه داشت و این امتحان، شرک و نفاقم را آفتابی کرد.

عبدالله: با چه شیوه و شگردی انسانها را به دام می افکنی؟

شیطان: با روش منحصر به فرد " گام به گام". (8) من به طور معمول کارم را در چند مرحله انجام می دهم؛ نخست از طریق وسوسه های تحریک آمیزخود، افکاری پلید را بر قلب انسان القا می کنم، آنگاه آن اندیشه زشت را نیک جلوه می دهم، سپس در مرحله عمل با تزیینات گوناگون، اشتیاق فرد را برای ارتکاب گناه برمی انگیزم.

این را هم اضافه می کنم که در مقام روش اساساً با حصر گرایی مخالفم؛ بر این باورم که همیشه نمی توان با روشی واحد به صید شکار رفت. وسوسه، تزیین و حتی تسویل، شاید برای اغلب انسانها سودمند افتد، اما حریم دفاعی برخی انسانها گاهی نفوذ ناپذیر است؛ اینجاست که ناگزیرم به حربه های دیگری چون وحی، نسیان و ایجاد فراموشی متوسل شوم.(9) البته هنرمندیهای دیگری هم دارم؛ مثلا در هیئت و قالب اجسام، تمثل و تجسم می یابم و از این رهگذر، ابنای آدم را به سراشیبی سقوط در پرتگاه تباهی و عصیان، سوق، که چه عرض کنم، هل می دهم.(10)

عبدالله: بزرگترین آرزوی شیطان چیست؟

شیطان: گفتن ندارد اما اغوای تمامی آدمییان در همه ادوار و اعصار تنها آرزوییست که در سر می پرورانم.

عجبا! من فقط شما را سوی گناه خواندم؛ شما اما به سوی گناه دویدید، اگرطعم گناه در ذائقه شما شیرین افتاد دیگر چرا مرا مقصر و مسوول این تباهی و گمراهی می انگارید؟

عبدالله: کدام عمل انسانها بیش از همه تو را خشمگین می کند؟

شیطان: هر چند خوش ندارم از ابرازش اما برخی انسانها برحسب عادت، با سجده های طولانی، مدام مرا آزار می دهند و بینی مرا به خاک مذلت می مالند.

عبدالله: کدام عملشان تو را بیشتر خوشحال می کند؟

شیطان: برای من بسی مسرت بخش است اینکه آدمی پشت سر هم گناه کند و توبه را مدام به تاخیر بیاندازد.

عبدالله: عجیبترین عمل انسانها کدام است؟

شیطان: برسر سفره گناه می نشینند و از هر گناهی لقمه ای بر می گیرند، آنگاه معترضانه برمن خشم می آورند که سفره گناه را تو گستردی.

عجبا! من فقط شما را سوی گناه خواندم؛ شما اما به سوی گناه دویدید، اگر طعم گناه در ذائقه شما شیرین افتاد دیگر چرا مرا مقصر و مسوول این تباهی و گمراهی می انگارید؟!(11)

عبدالله: شاید انسانها پر بیراهه نمی روند که تو را مقصر می دانند؟

شیطان: چنین نیست. رسالت اغواگری را خداوند خود بر دوش من نهاده است؛ پست تبهکاری و اضلال از ناحیه خداوند به من اعطا شده است. او خود فرموده که هر که را از فرزندان آدم می توانم بلغزانم؛ با سواره نظام و پیاده نظام بر آنها بتازم؛ در ثروت و فرزند شریکشان گردم والبته من جز فریب و دروغ نویدشان نخواهم داد.(12)

عبدالله: چه اموری زمینه های نفوذ تو را بیش از پیش فراهم می کنند؟

شیطان: زمینه های نفوذ من البته بی شمارند اما نقطه ضعفها، حساسیت ها، حقارت ها، حسادت ها، رقابت ها، محرومیت ها، عقده ها، شهرت طلبی ها، شهوترانی ها، افزون خواهی ها و... مناسبترین زمینه هایی(بخوانید زمین هایی) هستند که درخت دشمنی و بستر نفوذ مرا بارور می کنند.

عبدالله: اگر اجازه بفرمایید سوال را قدری خصوصی تر کنیم. شما آیا ازدواج هم کرده اید؟

شیطان: آری، من در اوان جوانی با دختری به نام"لهبا" فرزند"روحا" از طائفه جن ازدواج کردم.(13)

عبدالله: این ازدواج ثمره ای هم داشت؟

شیطان: البته که داشت. حاصل این ازدواج فرزندان بی شماری بودند که در وجود آمدند.(14)

عبدالله: سرنوشت آنها چه شد؟

شیطان: در زمانهای کهن پیش از خلقت انسانها، میان طوایفی از جن و نسناس(طایفه ای به جای انسانهای فعلی) جنگ و خونریزی بالا گرفت و خداوند فرشتگان را فرمود که به زمین هبوط کنند، آنها هر دو طائفه از جمله فرزندان مرا به هلاکت رساندند و من از آنجا که خداپرست بودم از این معرکه جان سالم به در بردم.(15) آنگاه فرشتگان مرا به آسمان بردند و من در کنار ایشان، خدای را به جد می پرستیدم تا اینکه سخن از خلقت و خلافت آدم به میان آمد و در پی نافرمانی ام از آن جمع رانده شدم.

عبدالله: آیا در میان طائفه خود هواخواه و طرفدار هم داری؟

شیطان: نه تنها در میان قبیله خود که در میان انسانها نیز.

عبدالله: متوجه منظور شما نشدم یعنی می فرمایید انسانها هم به سوی تو دست دوستی دراز می کنند؟

شیطان: تعجب کردید؟! آری! عده ای هستند که مرا ارباب و سرپرست خود می انگارند، کارگزاران وخدمتگزارانی وفادار که اهداف شوم و توطئه های پلید مرا به خوبی جامه عمل می پوشانند.(16)

برسر سفره گناه می نشینند و از هر گناهی لقمه ای بر می گیرند، آنگاه معترضانه برمن خشم می آورند که سفره گناه را تو گستردی.


عبدالله: قلمرو فعالیتهای شما تا چه اندازه می تواند باشد؟


شیطان:امور تکوینی از قلمرو نفوذ و سلطه من بیرون است؛ تنها در حوزه امور تشریعی مجال جولان دارم، یعنی اعمالی که بشر از روی اختیار و تکلیف ملزم به انجام آنهاست؛ چه می گویم؛ باید اعتراف کنم که در حوزه تشریع نیزدست من بسته است چرا که فعالیتم منحصر به اندیشه و روان(و نه جسم) آدمی است؛ آن هم در حدود دعوت واجابت؛ همین وبس.

عبدالله: حرف آخر؟

شیطان(در حالیکه چهره اش از شدت خشم برافروخته بود): سوگند یاد می کنم که تا انتقامم را باز نستانم شما آدمیان را لحظه ای آسوده نخواهم گذاشت، پیوسته بر سر راهتان در کمین می نشینم و راهزن راهتان می شوم. اکنون ببینید چگونه راه نجات را بر شما خواهم بست.(17)



تهیه و تنظیم: ابوالقاسم شکوری، کارشناس دین و اندیشه
پی نوشت ها:

1- صالحی حاجی آبادی، نعمت الله، شیطان در کمینگاه

2- در سوره اعراف آیه 201 می خوانیم: "ان الذین اتقوا اذا مسهم طائف من الشیطان تذکروا فاذا هم مبصرون" ترجمه: هنگامی که اهل تقوی دچار وسوسه های شیطان می شوند به یاد خدا می افتند و ناگهان بینا می گردند. طائف یعنی طواف کننده؛ گویا شیطان همچون طواف كننده‏اى پیرامون فكر و روح انسان پیوسته گردش مى‏كند تا راهى براى نفوذ بیابد؛ ویاد خدا اکسیری است که ابرهای تیره و تار وسوسه ها ی شیطان را کنار می زند.

3- بقره/30

4- پیشین

5- پیشین

6- نهج البلاغه، خطبه 192، حضرت در این خطبه که به خطبه "قاصعه" مشهور است می فرمایند: شیطان 6000 سال خدا را عبادت کرد که معلوم نیست از سالهای دنیوی است یا اخروی.

7- از نظر قرآن، هر روز آخرت به اندازه پنجاه هزار سال دنیاست(معارج/3) بنابراین چنانچه سالهای عبادت شیطان اخروی باشد از حاصل ضرب این دو، عدد یاد شده به دست می آید.

8- نور/21

9- انعام/121 ونیز بنگرید : کهف/63

10- در تفسیر آیه 48 از سوره انفال برخی از مفسران قائلند به اینکه شیطان درقادر است درقالب اجسام نیز تمثل یابد؛ ر.ک: مطهری، مرتضی، آشنایی با قرآن3، صص 109-108

11- ابراهیم/22

12- اسراء/24

13- تفسیر برهان جلد 2 ذیل آیات سوره حجر در داستان خلقت آدم .

14- پیشین

15- پیشین

16- نحل/100ونیزناس/5

17- اعراف/16

امضای vorojax
اللهم عجل لولیک الفرج


لــــطــف الــــهـی بکند کار خویش
مـژده رحـــــمــــــت برساند سروش


vorojax آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 5 Users Say Thank You to vorojax For This Useful Post:
قدیمی 11-05-2012, 16:46   #2
کاربر جدید
 
نور اسمانها آواتار ها
 
تاریخ عضویت: May 2012
محل سکونت: خوزستان
نوشته ها: 78
Thanks: 12
Thanked 94 Times in 57 Posts
پیش فرض

با سلام خدمت شما دوستان گرامی
من کتاب مصاحبه با شیطان نوشته اصغر بهمنی را خوانده ام ودوست دارم اینجا اونو نقل کنم اگر دوست دارید بخوانید
بسم الله .....
نور اسمانها آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 3 Users Say Thank You to نور اسمانها For This Useful Post:
قدیمی 11-05-2012, 16:47   #3
کاربر جدید
 
نور اسمانها آواتار ها
 
تاریخ عضویت: May 2012
محل سکونت: خوزستان
نوشته ها: 78
Thanks: 12
Thanked 94 Times in 57 Posts
پیش فرض

بسم الله الرحمن الرحیم


مقدمه کتابو ننوشتم از توافقنامه شروع کردم
توافقنامه

به استحضار خوانندگان محترم این مصاحبه میرسانم که از اولین تلاش ما برای مصاحبه با رییس الشیاطین ابلیس تاکنون چهار سال میگذرد وقتی در ماه گذشته خبر رسید که ابلیس اماده مصاحبه می باشد به خود لرزیدم چراکه با کسی مواجه میشدم که خود اولین وبزرگترین گمراه کننده است با استعانت از خدای بزرگ وپناه بردن به ذات مقدسش وتوکل بر قدرتش خود را اماده این امر مهم کردم در اولین ملاقاتم با ابلیس که همراه با ترس ولرز بود توافق نامه ای بین من واو نوشته شد که ذیلا به عرض شما خوانندگان محترم میرسانم

طبق این نوشته 1383/4/24 مقرر گردید بین طرفین مصاحبه یعنی خبرنگار مسلمان وابلیس در حین مصاحبه بی احترامی نسبت به طرف مقابل ننموده واز ناسزاگویی عصبانیت برهم زدن جلسه وتوهین به اعتقادات یکدیگر جدا خودداری نمایند همچنین ابلیس قبول نمود که در انچه میگوید صادق وراستگو باشد
امضا خبرنگار مسلمان

امضا ابلیس !!!!!!
نور اسمانها آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 3 Users Say Thank You to نور اسمانها For This Useful Post:
قدیمی 11-05-2012, 16:47   #4
کاربر جدید
 
نور اسمانها آواتار ها
 
تاریخ عضویت: May 2012
محل سکونت: خوزستان
نوشته ها: 78
Thanks: 12
Thanked 94 Times in 57 Posts
پیش فرض

به عنوان اولین سوال میخواهم که خودت را معرفی کنی ؟
من از طائفه جن ها هستم وخیلی جلوتر از انسان خلق شدهام نام اول من (حارث) بود اما بعد از اینکه سر وکارم با ادمیزاد افتاد مرا ابلیس نامیدند ومشهورم به شیطان اما فراموش نشود که من رییس شیاطین هستم اصولا به هر موجود سرکش وموذی وطغیانگر شیطان میگفتند
چرا تغییر نام دادی؟چرا ابلیس نام گرفتی ؟
خودم نامم را تغییر ندادم بلکه از ان وقتی که از درگاه الهی رانده شدم وتمام پلهارا پشت سرم خراب کردم واز رحمت خداوند مایوس شدم مرا ابلیس نامیدند اسم من یازده بار در قران تکرار شده است
نور اسمانها آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 3 Users Say Thank You to نور اسمانها For This Useful Post:
قدیمی 11-05-2012, 16:48   #5
کاربر جدید
 
نور اسمانها آواتار ها
 
تاریخ عضویت: May 2012
محل سکونت: خوزستان
نوشته ها: 78
Thanks: 12
Thanked 94 Times in 57 Posts
پیش فرض

از صفت وکنیه هایی که به تو نسبت داده اند برایمان بگو
صفات متعددی داشته ام از جمله (عزازیل)به معنی عزیز شده که به دوران عظمت من بر میگردد که در میان ملائکه اسمان از احترام خاصی برخوردار بودم (وسواس)به معنی وسوسه گر (رجیم )به معنی سنگباران شده ورانده شده (صاغر)به معنی پست وذلیل و(خناس)به معنی پنهان شدنوباز پس رفتن چرا که وقتی اراده داشته باشم به قلب کسی راه یابم اگر ان شخص خدا را یاد کند من بر میگردم وپنهان میشوم
واما این کنیه ها را هم به من نسبت داده اند : ابومره ابوخلاف ابو لبینی ابوکرداس ابوقتره ابودجانه ابوالجن (در برابر ابوالانس برای ادم)
نور اسمانها آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 3 Users Say Thank You to نور اسمانها For This Useful Post:
قدیمی 11-05-2012, 16:48   #6
کاربر جدید
 
نور اسمانها آواتار ها
 
تاریخ عضویت: May 2012
محل سکونت: خوزستان
نوشته ها: 78
Thanks: 12
Thanked 94 Times in 57 Posts
پیش فرض

گفتی که از طائفه اجنه هستی بگو چگونه به عالم بالا ودر میان فرشتگان جای گرفتی ؟
من هم مانند دیگر اجنه به زندگی عادی خود مشغول بودم تا اینکه بین این طائفه فتنه وفساد بالا گرفت در این زمان بود که خداوند عده ای از ملائکه را مامور کرد تا مارا به نابودی بکشانند انها ماموریت خود را عملی ساختند ومندر ان میان به اسارت ملائکه در امدم در اسارت به انها گفتم که من از مومنان هستم ودر فتنه وفساد شرکت نداشتم حالا که همنوعان مرا کشتید مرا با خودتان به اسمان ببرید تا همراه شما خدا را عبادت کنم
نور اسمانها آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following User Says Thank You to نور اسمانها For This Useful Post:
قدیمی 11-05-2012, 16:49   #7
کاربر جدید
 
نور اسمانها آواتار ها
 
تاریخ عضویت: May 2012
محل سکونت: خوزستان
نوشته ها: 78
Thanks: 12
Thanked 94 Times in 57 Posts
پیش فرض

کمی بحث را خصوصی کنیم درباره ازدواج وفرزندان خودت برای ما تعریف کن
وقتی که زمان ازدواج من فرا رسید خداوند از غضب تکه اتشی را پدید کرد واز ان اتش همسری برای من به وجود اورد
در مورد فرزندان هم باید بگویم که من هم مانند شما انسانها دارای فرزند ونسل هستم اما نه منند ادمیان
در اینجا باید یادی کنم از (هام)که با دو واسطه فرزند من بود اما راه مرا ادامه نداد او در کودکی به دست نوح توبه کرد وی با همه پیامبران ملاقات کرد روزی هم نزد پیامبر اسلام امد واز او خواست که قران را به او بیاموزد پیامبر اورا نزد علی فرستاد


هام درباره علی پرسیدئ وپیامبر گفت او وصی من است هام گفته بود نام اورا در تورات وانجیل دیده ام ومبادا که امت تو از او روی گرداند که امتهای گذشته به دلیل رویگردانی از اوصیا نابود شدند هام وقتی رفت دیگر برنگشت تا زمان جنگ صفین در لیله الهریر
واما در مورد سخنی که تبذیر کنندگان را برادران شیطان معرفی کرده است به این دلیل است که اینان حق خویشان ودرماندگان را پایمال میکنند واموال خود را هرچند از حلال به دست اورده باشند در راه غیر صحیح مصرف میکنند چنین کسانی با من رابطه برادری خواهند داشت
نور اسمانها آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following User Says Thank You to نور اسمانها For This Useful Post:
قدیمی 11-05-2012, 16:49   #8
کاربر جدید
 
نور اسمانها آواتار ها
 
تاریخ عضویت: May 2012
محل سکونت: خوزستان
نوشته ها: 78
Thanks: 12
Thanked 94 Times in 57 Posts
پیش فرض

از فرشته ها گفتی از رابطه ات با انها برایمان بگو.
وقتی قدم به اسمان ها گذاشتم بیشتر از پیش با ملائکه اشنا شدم هر لحظه بر عبادت هایم افزودم تا جایی که جبرئیل ومیکائیل واسرافیل را به حیرت در اوردم وبه هم میگفتند خداوند عشق وعلاقه به عبادت وقدرتی که به این بنده داده به هیچ کس نداده است بر اثر همین عبادت ها بود که در میان انها عزیز ومحترم شدم اما پس از رانده شدن از درگاه الهی من اولین کسی بودم که مورد لعن ونفرین ان سه فرشته بزرگ واقع شدم
ان روز که فرشتگان در لحن مشاهده کردند که یکی از مقربان الهی مورد لعن خدا قرار میگیرد از من خواستند که با تکیه بر مقام بلندی که دارم از خدا بخواهم که چنین عاقبتی در سرنوشت انها نباشد من دعا کردم اما خودم را فراموش کردم

همانطور که در تجمع بدکاران بنابر دستور من دهها برابر انها شیطان جمع میشوند وکارهای انها را تکرار میکنند در تجمع مومنان هم فرشتگان جمع میشوند واین عمل مقابله به مثل است وگاهی بر سر مسئله مهمی بین یاران من وفرشتگان درگیری ایجاد میشود تا جائی که ممکن است فرماندهی شیاطین را مستقیما خودم به عهده گیرم این درگیری ممکن است از این ذکر خدا اغاز شود که مومنی مرتب بگوید :لاحول ولا قوه الا بالله العلی العظیم وصلی الله علی محمد واله الطیبین
در این نبرد بر ما زخمهایی وارد میشود که اعمال وگفتار مشرکین باعث بهبودی می گردد ما از این گونه افراد سواری میگیریم
نور اسمانها آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following User Says Thank You to نور اسمانها For This Useful Post:
قدیمی 11-05-2012, 16:49   #9
کاربر جدید
 
نور اسمانها آواتار ها
 
تاریخ عضویت: May 2012
محل سکونت: خوزستان
نوشته ها: 78
Thanks: 12
Thanked 94 Times in 57 Posts
پیش فرض

سخن از یاران خود به میان اوردی در این باره اگر صحبتی داری بیان کن
ابتدا باید بگویم یاران ولشکریان مرا تعداد زیادی از اجنه وگروهی از انسانها تشکیل داده اند که روی هم رفته انها حزبی را تشکیل داده اند به نام حزب شیطان برخی از این نیروها گمراهانی هستند که رفته رفته تحت تاثیر برنامه های من قرار گرفته ونهایتا عضو رسمی این حزب شده اند روی هم رفته مددکاران من گاهی با نام سربازان وگاهی بانام دارودسته معرفی شده اند افرادی که در حزب وسپاه من مشغول هستند گاهی با عنوان دوستان ویاران شیطان نام برده میشوند وگاهی باعنوان برادران شیطان سپاه من تشکیل شده است از لشکریان سواره وپیاده این به خاطر تندی وکندی عملیاتی است که این شیاطین به انجام میرسانند
نور اسمانها آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following User Says Thank You to نور اسمانها For This Useful Post:
قدیمی 11-05-2012, 16:50   #10
کاربر جدید
 
نور اسمانها آواتار ها
 
تاریخ عضویت: May 2012
محل سکونت: خوزستان
نوشته ها: 78
Thanks: 12
Thanked 94 Times in 57 Posts
پیش فرض

در مورد اینکه چگونه به اسمانها رسیدی سخن گفتی اگر موافقی درباره بازگشتت صحبت کن یا بهتر بگویم چه شد که از درگاه رحمت حق رانده شدی ؟
در میان فرشتگان مشغول عبادت بودم تااینکه خداوند فرمود می خواهم خلیف وجانشینی برای خودم در زمین قرار دهم با با شنیدن این خبر وحشتناک به وسط زمین امدم وبه زمین گفتم خداوند اراده کرده است که از تو موجودی بلند مرتبه بیافریند اما سرانجام به نافرمانی خدا قیام خواهد کرد پس تو سعی کناز این کار جلوگیری کنی به همین خاطر در زمان موعود وقتی جبرئیل وسپس میکائیل وسپس اسرافیل امدند تا از زمین سرشت ادم را بردارند زمین ناله کرد وانها را به خدا قسم داد که چنین نکنند وانها دست خالی برگشتند
اما سرانجام عزرائیل این ماموریت را انجام داد


اما یک چیزی دیدم که مرا امیدوار می کرد وان توخالی بودن ادم بود چرا که ناگزیر از پرکردن ان از غذا بود واین فرصتی بود تا گمراه شود بله ادم از گل خشکیده وبدبو درست شد وخداوند در انتها از روح خود در ان دمید وبه همه فرشتگان -که البته من هم در میان انها بودم-دستور داد تا بر او سجده کنند خوب البته همه ملائکه بی چون وچرا سجده کردند اما من حاضر به چنین عملی نشدم
نور اسمانها آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
The Following User Says Thank You to نور اسمانها For This Useful Post:
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان


برچسب ها
گفتی, گپ, با, شیطان


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/basijtvRSS Feed@basijtv

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 02:25 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1