شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

فروشگاه طب اسلامی ، سنتی ، موادآرایشی ، بهداشتی و پوستی ارگانیک اسرار الشفاء


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > اسلام > اهل بيت (عليهم السلام) > امام حسن عسکری (ع)


پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 19-01-2013, 20:00   #1
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
خادم الزینب آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Oct 2010
محل سکونت: مازندران
نوشته ها: 13,468
Thanks: 7,301
Thanked 27,121 Times in 7,240 Posts
پیش فرض کــرامــات امام حسن عسکري عليه السلام

کــرامــات امام حسن عسکري عليه السلام




اسماعيل بن محمد عباسى روايت كرده، مى‏گويد: از حاجتى كه داشتم خدمت ابو محمد (ع) شكايت كردم و قسم ياد كردم كه نه يك درهم و نه بيشتر، هيچ مبلغى نزد من نيست، امام رو به من كرد و فرمود:
«آيا به دروغ سوگند مى‏خورى، در حالى كه دويست دينار در زير زمين پنهان كرده‏اى؟ البته اين حرف را بدان جهت نمى‏گويم كه چيزى ندهم! آن وقت رو به غلامش كرد و فرمود: آنچه همراهت هست به اين مرد بده».
غلام، صد دينار به من داد، سپس رو به من كرد و فرمود:
«تو آن پولهايى را كه دفن كرده‏اى با وجود نياز شديدى كه دارى از دست خواهى داد.»
اسماعيل مى‏گويد: بعدها احتياج پيدا كردم هر چه جستم نيافتم پيگيرى كردم ديدم پسرم جاى آنها را يافته و آنها را دزديده و فرار كرده است

منبع :
نور الابصار: 153.








محمد بن حجر، در خدمت امام ابو محمد (ع) از ظلم و جور عبدالعزيز و يزيد بن عيسى شكايت كرد، امام عليه السلام در پاسخ وى نوشت:
«اما عبدالعزيز را من كفايت كردم و اما يزيد، در برابر خداى عزوجل تو با او بايد بايستيد».
چند روزى بيش نگذشت كه عبدالعزيز هلاك شد و اما يزيد، كه محمد بن حجر را به قتل رساند كه در پيشگاه خدا (براى رسيدگى به حسابشان) بايد حاضر شوند

مناقب آل ابى طالب: 433/4.







امضای خادم الزینب
بكوش عظمت در نگاه تو باشد نه در آنچه بدان می نگری...


چیزی و نفهمیدی منکرش نباش...
خادم الزینب آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 2 Users Say Thank You to خادم الزینب For This Useful Post:
قدیمی 19-01-2013, 20:02   #2
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
خادم الزینب آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Oct 2010
محل سکونت: مازندران
نوشته ها: 13,468
Thanks: 7,301
Thanked 27,121 Times in 7,240 Posts
پیش فرض




در کتاب تحف العقول یک باب از سخنان حضرت هست.

در کتاب احتجاج طبرسی در بخش احتجاجات امام حسن عسکری(ع) نیز اخبار متعددی در مناظرات حضرت نقل شده که یک مورد آن با نصارای سامرا بوده که چون مبتلا به خشکسالی شده بودند و مسلمانان نماز باران خوانده و به نتیجه نرسیده بودند، عده ای از نصاری با صلیب و چلیپای خود بیرون رفته و برای طلب باران مشغول عبادت شدند. شخصی که پیشتر از بقیه ایستاده، دست به دعا برداشته بود و ابرهای باران زا باریدن گرفت. این مساله موجب وهن و تزلزل در اعتقاد بسیاری از سست عقیدگان به اسلام شده بود که نکند مسلمانان برحق نیستند و نصاری برحقند که دعایشان مستجاب شد و باران آمد. خلیفه عباسی به فکر چاره افتاد و مشاورانش به او گفتند که چاره ای جز این نیست که از امام کمک بخواهیم.

حضرت با واسطه فرمودند اینها را وادار کنید که یکبار دیگر برای نماز باران بیرون بروند. در آن حال حضرت کسی را مامور کردند که وقتی مرد نصاری که جلوتر بقیه ایستاده، دست به دعا برداشت قطعه استخوانی را که در بین انگشتان دارد بگیر و بگو حالا دعا کند. فرد نصاری ابتدا مقاومت کرد ولی نتوانست کاری بکند و هرچه دعا کردند سودی نبخشید.

وقتی از حضرت ماجرا را پرسیدند فرمودند این تکه ای از استخوان یکی از پیامبران است که از گور وی بیرون آورده اند و وقتی خدا را به استخوان آن پیامبر قسم می دهند، بارانی از لطف الهی نازل می شود و این گونه شبهه سست عقیدگان برطرف شد. حضرت همچنین بابرخی از فیلسوفان که به برخی از مسایل اسلام و قرآن اشکالاتی وارد می کردند مناظراتی داشتند؛ یکی از افرادی که در زمان امام در فلسفه نامبردار شده بود، یعقوب بن اسحاق کندی بود که در کتاب مناقب ابن شهر آشوب آمده که گویا ایمانی قوی نسبت به اسلام و حتی خداوند نداشته و در مقام اشکال گیری به قرآن کریم برآمده و این خبر به امام رسیده است.

امضای خادم الزینب
بكوش عظمت در نگاه تو باشد نه در آنچه بدان می نگری...


چیزی و نفهمیدی منکرش نباش...
خادم الزینب آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 2 Users Say Thank You to خادم الزینب For This Useful Post:
قدیمی 19-01-2013, 20:09   #3
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
خادم الزینب آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Oct 2010
محل سکونت: مازندران
نوشته ها: 13,468
Thanks: 7,301
Thanked 27,121 Times in 7,240 Posts
پیش فرض







امام حسن عسكري عليه السّلام يازدهمين امام شيعه اثني عشري و سيزدهمين معصوم، فرزند امام هادي عليه السّلام و پدر بزرگوار امام مهدي صاحب الزمان(عجل الله تعالي فرجه ) مي باشد كه نام مادرشان «حُدَيثِه» بوده(1) درباره تاريخ تولد و محل تولد آن حضرت بين مورخين اختلاف هست چنان كه تاريخ تولد آن حضرت را بين سال هاي 230 تا 233 ذكر كرده اند و همچنين محل تولد آن حضرت را برخي مدينه گفته و برخي معتقدند آن حضرت در سامرا متولد شده است.

اقوال در ولادت حضرت عليه السّلام


1. ربيع الثاني سال 232 هـ .ق در مدينه.(2)
2. سال 231 هـ .ق در سامرا.(3)
3. هشتم ربيع الاول 232 هـ .ق.(4)
4. سال 231 روز دوشنبه چهارم ربيع الثاني.(5)
5. سال 233 هـ .ق.(6)
6. رمضان 232 هـ .ق.(7)


به جز يك مورد بقيه بر اين باورند كه امام در مدينه متولد شده و مشهور است كه حضرت در ربيع الثاني 232 متولد شدند.

دوران طفوليت و كودكي امام عليه السّلام در خاندان وحي، خاستگاه امامت، سرچشمه هدايت و مرجعيت عامه مسلمانان سپري شد و در چنين خانواده اي پرورش يافته و از هر آلودگي و پليدي به دور بوده، از تفضلات الهي اين بود كه امام حسن عليه السّلام در خانه نبوت و معدن امامت با بهترين و شايسته ترين شيوه پرورش يافت و از اولين ساعات تولد در مسيري قرار گرفت كه رهبري آينده امت به او واگذار شود.

حضرت در كودكي به همراه پدر از مدينه به سامرا منتقل شدند با ظلم و بيدادگري طاغوتيان آشنا شده و در سامرا در منطقه اي به نام (عسكر) سكونت اجباري اختيار كردند و لذا به (عسكري) ناميده شدند.(8) و سن آن حضرت را در هنگام انتقال به سامرا چهار سال و چند ماه گفته اند و اين گفته بر فرضي است كه تولد حضرت در مدينه اتفاق افتاده باشد چنان كه سيد محسن امين چنين عقيده اي دارد.(9)

البته به اين نكته نيز بايد توجه كرد كه امام هادي عليه السّلام براي آماده كردن شيعه به غيبت صاحب الزمان (عجل الله تعالي فرجه ) و همچنين حفظ جان امام حسن عسكري عليه السلام از تعرض دشمنان فرزند خود را جز از خواص شيعه و افراد مورد اعتماد مخفي مي كرد و از مقام و عظمت آن حضرت كمتر صحبت مي فرمود و لذا اطلاعات كمي از دوران كودكي حضرت امام حسن عسكري عليه السّلام در منابع مشاهده مي كنيم.

امام حسن عسكري عليه السلام از جمله اماماني است كه در سنين جواني به شهادت رسيدند. ولي با اين حال آن حضرت مدتي از دوره جواني خود را همراه پدر بوده و در حدود 22 سالگي پدر را از دست داد(10) آن حضرت قبل از اينكه داغ پدر ببيند در حدود 20 سالگي برادر بزرگ تر خود را نيز از دست داد و فراغ برادر براي آن حضرت سخت بود، چنان كه نقل شده حضرت در ماتم برادر خيلي بي تابي مي نمودند(11) و همچنين امام حسن عسكري عليه السلام در دوره اي كه نزد پدر بودند، برخورد و رفتار خلفا را با پدر بزرگوار خويش مشاهده مي نمودند و از ظلمي كه در حق اهلبيت عليهم السلام روا مي داشتند بي خبر نبود و از جمله اينكه از خبر تخريب قبر و بقعه امام حسين عليه السّلام و جسارت طاغوتيان به آن مكان مقدس محزون شد.

در مورد ازدواج آن حضرت نيز اختلاف هست برخي مي گويند آن حضرت در زمان پدر با نرجس خاتون ازدواج كردند(12) ولي برخي مي گويند بعد از شهادت پدر اين امر محقق شد.(13) در هر صورت امام با كنيزي ازدواج نمودند كه مادر صاحب الزمان (عجل اللته تعالي فرجه ) شد.

امام هادي عليه السّلام قبل از شهادتش ، پسرش امام حسن عسكري عليه السّلام را به حضور طلبيد و نور حكمت و مواريث پيامبران و سلاح امامت را بدو سپرد و به امامت وي تصريح كرد و در حضور ياران مورد اعتماد خويش به او وصيت كرد و شهادت آن حضرت در چهل سالگي رخ داد و در سامرا مدفون گرديد.(14) امام حسن عسكري عليه السّلام بعد از شهادت پدر به نص صريح آن حضرت و ائمه گذشته به امامت شيعيان اثني عشري رسيد. مدت امامت آن حضرت با توجه به تاريخ شهادت پدر( 254 هـ.ق )و همچنين تاريخ شهادت خود آن حضرت كه 260 هـ.ق گفته شده(15) تقريباً 6 سال بوده(16) و سن آن حضرت در زمان به شهادت رسيدن نيز 28 سال گفته شده است.

شيخ مفيد گفته: امام حسن عسكري عليه السّلام در يكم ربيع الاول سال 260 هـ.ق مريض شد و در روز هشتم همان ماه در روز جمعه در سن 28 سالگي شهيد و در خانه خودش در سامرا مدفون گرديد.(17)

براساس روايتي كه از امام صادق عليه السّلام نقل است كه فرمودند: همه ما يا كشته مي شويم و يا مسموم مي گرديم. (18)



پاورقی:
1. شيخ مفيد، الارشاد، قم، آل البيت، 1413ق، ج2، ص313.
2. همان.
3. سبط بن جوزي، تذکرة الخواص، قم، مؤسسه اهل البيت (بي تا)، ص 324.
4. محمد بن طولون، الائمه الاثنا عشر، بيروت، منشورات رضي، ص 113.
5. مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، بيروت، مؤسسه الوفا، 1403ق، ج 5، ص 238.
6. محمد بن جرير طبري، دلائل الامامة، نجف، مکتبة حيدرية، ص 223.
7. کليني، اصول کافي، تهران، انتشارات مسجد (بي تا) ج 2، ص 430.
8. شيخ صدوق، علل الشرايع، قم، مکتبة طباطبائي (بي تا) ج 1، ص 176 و 230.
9. عاملي، محسن امين، اعيان الشيعه، ج 2، ص 40.
10. مفيد، پيشين ، ص311.
11. طبسي، محمد جواد، با خورشيد سامرا، ترجمه عباس جلالي، قم، دفتر تبليغات اسلامي، 1379، ص 62.
12. بحارالانوار، پيشين ، ج 51، ص 11.
13. طبسي، پيشين، ص 71.
14. بحارالانوار، پيشين ، ج 50، ص 210، به نقل از عيون المعجزات، ص 133.
15. کليني، پيشين، ج 2، ص 430.
16. ابن صباغ مالکي، الفصول المهمة في معرفة الائمه، قم، دارالحديث للطباعة و النشر، ج 2، ص109.
17. شيخ مفيد، پيشين ، ج 2، ص 336.
18. بحار الانوار ، پيشين ، ج 50، ص 238.

امضای خادم الزینب
بكوش عظمت در نگاه تو باشد نه در آنچه بدان می نگری...


چیزی و نفهمیدی منکرش نباش...
خادم الزینب آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 2 Users Say Thank You to خادم الزینب For This Useful Post:
قدیمی 19-01-2013, 20:10   #4
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
خادم الزینب آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Oct 2010
محل سکونت: مازندران
نوشته ها: 13,468
Thanks: 7,301
Thanked 27,121 Times in 7,240 Posts
پیش فرض

در مدت كم امامت كرامات فراواني از حضرت نسبت به جميع مسلمانان و دوستان صادر گرديده است كه به برخي از آن ها اشاره مي شود:

كرامت هدايت


1ـ وقتي امام ـ عليه السلام ـ در حبس بود ابن اوتاش كه سابقه عداوت و دشمني با اهل بيت عليهم السلام را داشت زندان بان حضرت بود، به او دستور دادند تا مي تواني بر او سخت گير اما او تنها يك روز با امام ـ عليه السلام ـ ماند، امام ـ عليه السلام ـ او را چنان متحول كرد كه او در برابر امام به خاك افتاد و از راهش برگشت و داراي بصيرتي كامل نسبت به شناخت امام ـ عليه السلام ـ شد.(1)

2ـ ابوهاشم جعفري از محضر امام ـ عليه السلام ـ نقل مي كندكه روزي مردي تنومند و قوي هيكل از يمن اجازه ورود به محضر امام ـ عليه السلام ـ را خواست . پس از ورود بر امام سلام ولايت كرد، حضرت جواب او را با قبول ولايت پاسخ داد.
در دلم گفتم: اي كاش مي دانستم اين مرد كيست .
حضرت از ضمير من آگاه شد و فرمود: اين مرد از نژاد زن اعرابي است كه ديگي آورده كه پدران من مهر امامت بر آن زده اند، تا من نيز مهرم را بزنم، حضرت مهرش را در آورد و بر آن زد. نقش مهر «محمدبن علي» بود كه بر ديگ افتاد، آن مرد يمني با اين كرامت به امامت همه ائمه اقرار كرد.(2)


3ـ ابوهاشم جعفري گويد : در زندان بودم و از سنگيني غل و زنجير بسيار رنجور به حضرت شكايت كردم (از طريق نامه) در پاسخم نوشت: امروز نماز ظهر را در منزلت مي خواني و از زندان خلاص مي شوي. به همان ترتيب واقع شد و ظهر را در منزل نماز خواندم وقتي يادي از تنگي معاش از خاطرم گذشت و خواستم در نامه اي براي حضرت بنويسم شرمم آمد ،برگشتم به منزلم نامه اي به من نوشت و فرمود : از درخواست حوائجت خجالت نكش، انشاء الله بر آورده مي شود.(3)

4ـ شيعيان روزي از كرامات حضرت سخن مي گفتند: مردي ناصبي با ترديد و انكار گفت من سوالاتي را بدون اين كه با مركب بنويسم از او سوال خواهم كرد اگر پاسخ او بر حق است ... ناصبي چنين كرد. نامه ها را فرستاديم، حضرت پاسخ هاي سوالات ما و ناصبي را با ذكر نام او و پدرش براي او فرستاد .
ناصبي چون آن را خواند از هوش رفت و چون، هوش آمد و امام ـ عليه السلام ـ را تصديق كرد و هدايت شد.(4)


5ـ سالي در سامرا قحطي شد، حاكم عباسي معتمد دستور داد مردم نماز باران بخوانند تا گرفتاري رفع شود. مردم به دستور او سه روز نماز باران خواندند و دعا كردند اما از باران خبري نشد، روز چهارم جاثليق بزرگ رهبر مسيحيان جهان با جمعي از راهبان و مريدان خود به بيابان رفت و يكي از راهبان هر وقت دست به دعا مي كرد، باران فرو مي ريخت ، روز پنجم جاثليق دعا كرد تا بقدري باران آمد و مردم سيراب شدند و خشك سالي رفع گرديد، اين امر سبب شد كه مدعي خلافت و حاكم بزرگ اسلامي دچار اضطراب و ترس گردد از آن كه مردم مسلمان دچار تزلزل عقيده شدند و توهم كردند كه مسيحيت بر حق است، تمايل مسلمانان در مسيحيت زياد شد، خليفه از اين وضع بسيار ناخشنود و نگران بود كه نكند خبر در تمام سرزمين هاي خلافت اسلامي منعكس شده و مردم از اسلام دست بر دارند. امام عسكري ـ عليه السلام ـ در اين حال در حبس بود و خليفه به خوبي مي دانست كه تنها راه نجات از اين وضع مراجعه به ابو محمد ـ عليه السلام ـ است.
درخواست كرد كه امام را به پيش او بياورند، به امام گفت: امت جدت را از گمراهي نجات بده كه مسيحيان غالب شده و مردم را جذب مي كنند.
امام ـ عليه السلام ـ به خليفه فرمود: فردا از جاثليق و رهبانان درخواست كن كه به بيابان بروند. خليفه گفت مردم ديگر نياز به باران ندارند، امام فرمود براي باران نيست، بلكه جهت رفع ترديد و ابهام است كه بر امت محمد روي آور شده.
معتمد دستور داد روز سه شنبه همه آن ها بيرون بروند، امام ـ عليه السلام ـ خود نيز همراه جماعتي كثير با آن ها بيرون شد. آن گاه رهبان دعا نمودند و باران باريد، امام فرمود : دست آن راهب را بگيريد و از لاي انگشتان او چيزي است كه آن را بيرون بياورند از ميان انگشتان او استخوان سياه رنگي را كه شبيه استخوان انسان بود يافتند، امام آن را گرفت و در پارچه اي گذاشت و به راهب گفت: حال دعا كند و باران بخواه!
آن راهب هر چه دعا كرد نتيجه معكوس شد و ابرها جمع شده و خورشيد در آسمان ظاهر گرديد. مردم و معتمد عباسي كه همراه جمعيت بودند بسيار شگفت زده شدند.
معتمد از امام پرسيد: اين استخوان چيست؟
امام فرمود: اين استخوان پيامبري از پيامبران الهي است كه از قبر آن ها برداشته اند هيچ استخوان پيامبري ظاهر نمي شود مگر آن كه باران ببارد.
معتمد دستور داد استخوان را آزمودند همان طور محقق شد آن چه امام فرمود، خليفه بر امام تحسين و تحيت بسيار كرد و امام را از زندان آزاد نمود.(5)
پس از آن احترام امام در افكار با لذت و مردم به سوي امام جذب شدند امام از فرصت بدست آمده از خليفه خواست زندانيان شيعه و ياران امام را آزاد كند.(6)
آري امامت واقعي چنان است و آنهايي كه ادعاي حكومت دارند در وضعيت بسيار پستي بودند كه توان مقابله با اين رويدادها را نداشتند و دست به دامن رهبران واقعي بشر مي شدند ائمه رهبران واقعي، و خليفه الهي در زمين اند منحصراً آن هايند كه مشكلات معنوي و مادي انسان ها را حل مي كنند.

كرامات معيشتي امام


1ـ محمد بن علي گفته: امر معيشت بر ما سخت شد پدرم گفت برويم نزد اين مرد (امام عسگري ـ عليه السلام ـ) معروف به بخشندگي است.
گفتم: او را مي شناسي ؟
گفت : نمي شناسم و تاكنون نديده ام ، به مقصد منزل آن جناب حركت كرديم.
پدرم گفت: چقدر محتاج هستي تا دستور دهد پانصد درهم به ما بدهند دويست درهم براي لباس و دويست درهم براي آرد و صد درهم براي مخارج، با خود گفتم كاش سيصد درهم نيز مي خواستم. براي امور ديگر، خريد مركب و سفر به عراق عجم رفتيم تا به در منزلش رسيديم.
غلامش بيرون آمد و گفت : علي بن ابراهيم و پسرش محمد وارد شوند، پس از ورود امام ـ عليه السلام ـ رو به پدرم كرد و فرمود : چرا تاكنون به اين جا نيامده ايد؟
پدرم گفت: سرورم خجالت كشيدم با اين حال به حضور شما بياييم، چون بيرون آمديم غلامش كيسه به پدرم داد و گفت :اين پانصد درهم براي لباس، آرد و مخارج ديگر و كيسه ديگر داد و گفت: اين هم براي همان اموري كه نيت كردي صد درهم براي خريد يك مركب و مخارج ديگر . ولي به عراق عجم سفر نكنيد برو به شهر سوراء (نزديك حله و فرات) محمد مي گويد: پدرم رفت به سورا و با زني ازدواج كرد، و چندان ثروتمند شد كه روزانه درآمدش دو هزار درهم بود.(7)


2ـ هاشمي (ابو العنيا) نقل مي كند : به حضور امام مي رسيدم به شدت تشنه مي شدم به ملاحظه ادب درخواست نمي كردم ، حضرت غلامش را صدا مي زد و مي فرمود : آبش بده.(8)

شفاي بيماران


نقل شده از ابن شمعون كه يك چشم نابينا شده بود چشم ديگرش هم نزديك بود نابينا شود به امام ـ عليه السلام ـ نامه نوشتم تا دعا كند، جواب نامه ام را نوشت. چشم تو خوب مي شود، در آخر نامه مضموني براي تسليت گفته بود، متعجب بودم تا اين كه فرزندم چند روز بعد وفات كرد.(9)

پاورقی:

1. شیخ مفید، الارشاد، چاپ اول، قم، ال البیت، 1413، ج2، ص 330.
2. شیخ حرّ، اثبات الهداه، تهران، چاپ سوم، دار الکتب الاسلامیه، 1366، ج6، ص 280.
3. شیخ مفید، پیشین، ج2، ص 330.
4. مناقب، ابن شهر آشوب، چاپ قم، مصطفوی، ج4، ص 44.
5. شبلنجی، نور الابصار، قاهره، مکتبه الحسيني، ص 167.
6. همان .
7. شیخ حر، اثبات الهداه، پيشين، ج6، ص 282.
8. همان، ص 293.
9. همان، ص 290.




امضای خادم الزینب
بكوش عظمت در نگاه تو باشد نه در آنچه بدان می نگری...


چیزی و نفهمیدی منکرش نباش...
خادم الزینب آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
The Following 2 Users Say Thank You to خادم الزینب For This Useful Post:
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان


برچسب ها
کرامات, امام حسن, امام حسن عسکری, عسکری


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
ارتباط امام مهدی (عج) با امام حسین (ع) paradise امام زمان عجل الله تعالی فرجه 0 05-08-2011 11:16
آثار تربت امام حسين عليه السلام محبّ الزهراء عاشورا خون خدا جاری در رگهای تنزیل[ویژه نامه محرم] 0 17-12-2010 23:31
امام صادق عليه السلام از منظر دانشوران اهل تسنن hossein moradi امام جعفر صادق (ع) 0 02-10-2010 00:17
سیره عملی امام حسن عسكری(ع) s.ali داستان های مرتبط با امام علی(ع) 0 02-07-2009 23:31
فضایل و كرامات امام هادی(ع) s.ali معجزات 0 02-07-2009 22:58

TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/basijtvRSS Feed@basijtv

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 08:50 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1