شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

فروشگاه طب اسلامی ، سنتی ، موادآرایشی ، بهداشتی و پوستی ارگانیک اسرار الشفاء


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > اسلام > حكايات و داستان ها > حکایت های پیغمبران > حضرت موسی (ع)


حضرت موسی (ع) داستانهای مربوط به حضرت موسی

پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 21-02-2011, 18:31   #1
مدیرکل انجمنهای نور آسمان
 
vorojax آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jun 2008
محل سکونت: همشهری حضرت عشق
نوشته ها: 7,299
Thanks: 6,151
Thanked 11,544 Times in 3,558 Posts
Wink اى خـــــــداى گنـــــــــهكاران



در كتاب زبدة القصص جلد 2 مسطور بود كه يك روز حضرت موسى (ع ) در كوه طور در مناجات خود عرضكرد: يااله العالمين (اى خداى جهانيان ) جواب آمد لبيك (يعنى نداى تو را پذيرفتم ) سپس ‍ عرض كرد يا اله المطيعين (اى خداى اطاعت كنندگان ) جواب آمد لبيك سپس عرضكرد يا اله العاصين (اى خداى گنهكاران ) اين دفعه سه بار شنيد لبيك ، لبيك ، لبيك .
حضرت موسى (على نبينا و آله و عليه السلام ) عرضكرد خدايا حكمتش چيست كه تو را به بهترين اسامى صدا زدم يك بار جواب دادى ، اما تا گفتم اى خداى گنه كارها سه بار جواب مرا دادى خطاب شد، اى موسى ، عارفان به معرفت خود و نيكوكاران به كار نيك خود و مطيعان به اطاعت خود اعتماد دارند، ولى گنهكاران جز به فضل من پناهى ندارند


اگر من آنها را هم از درگاه خود نا اميد گردانم به درگاه چه كسى پناهنده شوند.

چه شود گر بنمائى تو بسويم نظرى
بزدائى ز وفا درد وغم منتظرى
چه شود گر زره لطف پناهى بدهى
سركويت زكرم ، در صحن و در بدرى
من نه آنم كه كنم ترك تو وكوى ترا
نگهى كن بدل سوخته و چشم ترى
توطبيبىّ و بدست تو بود نسخه من
بهر ديدار تو هر سو بنمايم نظرى
درد من را تو دواگر نكنى گو كه كند
مى شناسم تو و غير از تو ندارم دگرى
آنقدر حلقه درب تو بكوبم شب و روز
آه و فرياد كنم تاكه جوابم بدهى
من كسى جز تو ندارم نگرد حال مرا
ده اجازه كه بكوى تو نمايم سفرى



از کتاب قصص التوابين يا داستان توبه كنندگان

امضای vorojax
اللهم عجل لولیک الفرج


لــــطــف الــــهـی بکند کار خویش
مـژده رحـــــمــــــت برساند سروش


vorojax آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
قدیمی 05-03-2011, 20:43   #2
کاربر آشنا
 
(598) آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Feb 2011
محل سکونت: بعنوان طلبه از آنچه مطابقت باشریعت ندارد،تبرّی جستم
نوشته ها: 186
Thanks: 524
Thanked 492 Times in 155 Posts
پیش فرض

یا إله العاصییییین

امضای (598)







(598) آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 3 Users Say Thank You to (598) For This Useful Post:
قدیمی 09-05-2012, 14:43   #3
کاربر جدید
 
vananooreaseman آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Dec 2009
نوشته ها: 27
Thanks: 55
Thanked 40 Times in 20 Posts
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط خادم المهدی(عج) نمایش پست ها


در كتاب زبدة القصص جلد 2 مسطور بود كه يك روز حضرت موسى (ع ) در كوه طور در مناجات خود عرضكرد[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] يااله العالمين (اى خداى جهانيان ) جواب آمد لبيك (يعنى نداى تو را پذيرفتم ) سپس ‍ عرض كرد يا اله المطيعين (اى خداى اطاعت كنندگان ) جواب آمد لبيك سپس عرضكرد يا اله العاصين (اى خداى گنهكاران ) اين دفعه سه بار شنيد لبيك ، لبيك ، لبيك .
حضرت موسى (على نبينا و آله و عليه السلام ) عرضكرد خدايا حكمتش چيست كه تو را به بهترين اسامى صدا زدم يك بار جواب دادى [فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] اما تا گفتم اى خداى گنه كارها سه بار جواب مرا دادى خطاب شد، اى موسى ، عارفان به معرفت خود و نيكوكاران به كار نيك خود و مطيعان به اطاعت خود اعتماد دارند[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] ولى گنهكاران جز به فضل من پناهى ندارند


اگر من آنها را هم از درگاه خود نا اميد گردانم به درگاه چه كسى پناهنده شوند.

چه شود گر بنمائى تو بسويم نظرى
بزدائى ز وفا درد وغم منتظرى
چه شود گر زره لطف پناهى بدهى
سركويت زكرم ، در صحن و در بدرى
من نه آنم كه كنم ترك تو وكوى ترا
نگهى كن بدل سوخته و چشم ترى
توطبيبىّ و بدست تو بود نسخه من
بهر ديدار تو هر سو بنمايم نظرى
درد من را تو دواگر نكنى گو كه كند
مى شناسم تو و غير از تو ندارم دگرى
آنقدر حلقه درب تو بكوبم شب و روز
آه و فرياد كنم تاكه جوابم بدهى
من كسى جز تو ندارم نگرد حال مرا
ده اجازه كه بكوى تو نمايم سفرى



از کتاب قصص التوابين يا داستان توبه كنندگان

از سالهای نوجوانی(15 سال پیش حدودا) که تو مسجد محلمون وسطای دعای کمیل مداح اهل دل مسجد ما، این روایتو برامون خوند معمولا تو سجده های آخر نمازام،اینو میگم.کاش یبارم شده جواب بگیرم. عجیبه نه 15 سال!!!!!!!11111
vananooreaseman آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
The Following 4 Users Say Thank You to vananooreaseman For This Useful Post:
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان


برچسب ها
اى, خـــــــداى

کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/basijtvRSS Feed@basijtv

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 15:09 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1