شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

پایگاه بسیج خودجوش و مردمی تلگرام


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > مرتبط با انجمن ها > روزشمار ایام


پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 12-01-2012, 19:01   #1
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
محبّ الزهراء آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Feb 2010
محل سکونت: ماه
نوشته ها: 17,008
Thanks: 31,939
Thanked 50,448 Times in 14,793 Posts
پیش فرض اربعین، موعد بازگشت قافله خوبان عالم

اربعین، موعد بازگشت قافله خوبان عالم









اربعین، موعد بازگشت قافله خوبان عالم، به آغوش مهربان مدینه است؛ همان قافله کوچکى که هفتاد و دو ستاره اش را میان دستان خالى کربلا کاشت تا نور آزادگى و شرافت، در تاریک خانه تزویر یزیدیان گم نشود.

حالا که کاروان اربعین، نه حسین فاطمه را در خود دارد و نه عباس على را، رسالت روشنگرى بر زانوان خسته زینب علیهاالسلام قد مى کشد و جان سرخ شهیدان عاشورایى، بر لبان سبز زین العابدین علیه السلام شکوفه مى زند.

از امام صادق علیه السلام نقل است که فرمود: «امام حسین علیه السلام گفت: من کشته اشکم، اندوهگین و دلتنگ کشته شدم، بر خدا شایسته است که هر دلتنگى که به زیارتم مى آید، دلتنگى اش را برطرف کند و او را شاد به خانواده اش برگرداند».






امضای محبّ الزهراء

به کمال عجز گفتم : که به لب رسيد جانم
به غرور و ناز گفتي : تو مگر هنوز هستي؟!






بعداز اين لطفي ندارد حکـمراني بر دلم
شهر ويـران گشته فرماندار مي خواهد چه کار . . .
محبّ الزهراء آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 5 Users Say Thank You to محبّ الزهراء For This Useful Post:
قدیمی 12-01-2012, 19:04   #2
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
محبّ الزهراء آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Feb 2010
محل سکونت: ماه
نوشته ها: 17,008
Thanks: 31,939
Thanked 50,448 Times in 14,793 Posts
پیش فرض




حسین، اى تسلیم محض! صراط مستقیم، از رد خون تو آغاز شد و پس از بیابان هاى سرگردانى زینب، میان هلهله شامیان و سنگسار حقیقت، به قلب ما رسید؛ زیرا تو از دل برخاسته بودى؛ از دل حقیقت، و لاجرم بر دل نشستى. اى کسى که ذرات عالم، زیارت نامه خوان تواَند، یا ابا عبدالله!
همیشه پیروز

حسین جان! در قانون تو، فتح و ظفر به گونه اى دیگر معنا مى شود.

آنجا که فرهنگ هاى لغات ستم، واژه اى جز شمشیر را نمى دانند، نام تو فتح المبین نصر و پیروزى است.

سینه مى زنیم و گرد از غبار دل مى ریزد. اشک مى ریزیم و رودخانه مى شویم، تا قطره قطره به دریاى تو بریزیم.

اى ناى بریده! سلام بر تو و بر راه سُرخت!

آری! ما، میراث دار همان کاروانى هستیم که بال هاى یا کریم هایشان را در نینوا شکسته اند.

حسین، اى تسلیم محض! صراط مستقیم، از رد خون تو آغاز شد و پس از بیابان هاى سرگردانى زینب، میان هلهله شامیان و سنگسار حقیقت، به قلب ما رسید؛ زیرا تو از دل برخاسته بودى؛ از دل حقیقت، و لاجرم بر دل نشستى.

اى کسى که ذرات عالم، زیارت نامه خوان تواَند، یا ابا عبدالله!

اربعین، فرصتى براى شناختن زینب علیهاالسلام و تعمّق در قیام حسین علیه السلام است.



امضای محبّ الزهراء

به کمال عجز گفتم : که به لب رسيد جانم
به غرور و ناز گفتي : تو مگر هنوز هستي؟!






بعداز اين لطفي ندارد حکـمراني بر دلم
شهر ويـران گشته فرماندار مي خواهد چه کار . . .
محبّ الزهراء آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 4 Users Say Thank You to محبّ الزهراء For This Useful Post:
قدیمی 12-01-2012, 19:06   #3
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
محبّ الزهراء آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Feb 2010
محل سکونت: ماه
نوشته ها: 17,008
Thanks: 31,939
Thanked 50,448 Times in 14,793 Posts
پیش فرض



شاید اگر اشک نبود

شاید ریختن و آویختن کمترین کارى است که اشک براى جبران آبروى از دست رفته آب مى کند؛ مى ریزد و مى ریزد و مى ریزد... تا فرات، بیش از این شرمنده نباشد!

شاید اگر اشک نبود، تمام فرات ها از خجالت خشک شده بودند!

شاید اگر اشک نبود، سیلاب غم و غصه، در کربلا مرداب شده بود!

شاید اگر اشک نبود، عشق و عطش، همان جا دفن شده بود!
... و چهل روز گذشت و چهل سال و صدها سال. و اشک هنوز در سوگ و ماتم آن یکه تاز عرصه عشق و ایمان، سید و سالار شهیدان، امام حسین علیه السلام همچنان مى ریزد و مى ریزد و مى ریزد...

و شاید اگر اشک نبود، شور حماسه عاشورا را هیچ شور دیگرى ایجاد نمى کرد...

شاید اگر اشک نبود، با بغض هاى اسیران در آن روز، جهنمى بر پا شده بود!

شاید اگر اشک نبود، کینه آتش مى گرفت و محشر همان جا بر پا مى شد و قیامت مى شد و تمام مى شد!

شاید اگر اشک نبود، غم در گلوى زینب مى ماند و کسى را خبردار نمى کرد!

و شاید اگر اشک نبود، آن وقت «یا حسین» را با هق هق ضعیف و در دل سر مى دادیم!

آن وقت «یااباالفضل» را دیگر به واسطه چه چیز مى خواندیم؛ وقتى که شورى اشک، شورى را به دامانمان نمى ریخت؟

... و چهل روز گذشت و چهل سال و صدها سال.

و اشک هنوز در سوگ و ماتم آن یکه تاز عرصه عشق و ایمان، سید و سالار شهیدان، امام حسین علیه السلام همچنان مى ریزد و مى ریزد و مى ریزد... .

و شاید اگر اشک نبود، شور حماسه عاشورا را هیچ شور دیگرى ایجاد نمى کرد... .



امضای محبّ الزهراء

به کمال عجز گفتم : که به لب رسيد جانم
به غرور و ناز گفتي : تو مگر هنوز هستي؟!






بعداز اين لطفي ندارد حکـمراني بر دلم
شهر ويـران گشته فرماندار مي خواهد چه کار . . .
محبّ الزهراء آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 4 Users Say Thank You to محبّ الزهراء For This Useful Post:
قدیمی 13-01-2012, 00:19   #4
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
خادم الزینب آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Oct 2010
محل سکونت: مازندران
نوشته ها: 13,462
Thanks: 7,299
Thanked 27,117 Times in 7,238 Posts
پیش فرض


از عاشورا تا اربعین نقطه اوج عشق به امام حسین(ع) است...




کربلا شگفت‌ترین؛ ژرف ترین و رازناک ترین حادثه عالم است که تاریخ تاکنون به چشم خود دیده است . کربلادیدنی‌ترین منظره هستی است با جلوه‌ها و شگفتی‌های نو به نو که با هر نگاهی، رازی از رازهای‌آن گشوده می‌شود؛ ولی با این وجود هرگز اسرار آن،تمام شدنی نیست .

و عاشورا خواندنی‌ترین کتاب آفرینش است که تا کنون خوانده شده است .

عاشورا غنیمت نیست ؛ قیمت است .

عاشورا ابتدای عشق است در پایانه تشنگی با بادبانی برافراشته از خون.

عاشورا بی‌نوایی نیست؛ جهانی نی است و نوا.

عاشورا غریب نیست در سایه شعله‌ها ؛شمشیر افتاده‌ای‌ست ایستاده‌ در انتهای زمان با لبخندی آشنا.

عاشورا تماشا نیست ؛طاقت است و قیامت غیرت بر قامت زمین .

عاشورا چشم نیست ؛اشک است در رقص آبی آزادگان ،بی حضور باران سرخ تشنگان.

عاشورا شناسنامه من است با نام تو ؛که در خروش خون تو ، شمشیر می شود.

عاشورا زمانه خون و ایثار و اربعین بهانه تبلیغ و پیمان است ، عاشورا روزى است که امام حسین(ع) با تاریخ
سخن گفت و اربعین روزى که تاریخ ،پاى درس امام حسین (ع) مى نشیند.

عاشورا روز کشت خون خدا در کویر جامعه ظلم زده و و اربعین آغاز برداشت اولین ثمره آن است . اربعین فرصتى
براى اعلام همبستگى با عاشورا است .

و از عاشورا تا اربعین نقطه اوج عشق به امام حسین(ع) است و در این چهل روز، تنها سخن محافل و مجالس
اوست، تا در طول عمر انسان بهانه بیدارى ظلم ستیزى باشد.



امضای خادم الزینب
بكوش عظمت در نگاه تو باشد نه به آنچه مي نگري...


چیزی و نفهمیدی منکرش نباش...
خادم الزینب آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 2 Users Say Thank You to خادم الزینب For This Useful Post:
قدیمی 13-01-2012, 16:17   #5
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
محبّ الزهراء آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Feb 2010
محل سکونت: ماه
نوشته ها: 17,008
Thanks: 31,939
Thanked 50,448 Times in 14,793 Posts
پیش فرض

میهمان عرشیان




وقتی شیعیان زائر و سوگوار به قتلگاه رسیدند، با صحنه های دلخراشی رو به رو شدند؛ قبرهای گمنام، خیمه های سوخته، زمین خون آلود و تفتیده، نیزه ها و شمشیرهای شكسته، همگی بیانگر اوج جنایت یزیدیان و منتهای مظلومیت عاشورائیان بود. مشاهده همین تصاویر، خود روضه و مرثیّه ای است كه دل ها و چشم ها را با حال و هوای «كربلا و عاشورای محرّم 61 هجری» پیوند می دهد و «حماسه حسینی» را برای همیشه تاریخ ماندگار می سازد. عطیّه عوفی در این باره نقل می كند:
هنگامی كه نزدیك قبر مطهّر سید الشّهداعلیه السلام رسیدیم، جابر به من گفت: دستم را روی قبر بگذار.9 وقتی دستش را بر تربت آرامگاه امام نهادم، به یكباره از اعماق دل آهی كشیده و بی هوش شد؛ لذا بر سر و صورتش آب پاشیدم. چون به هوش آمد، سه بار فریاد برآورد: «یاحسین!»
آنگاه خطاب به آرامگاه امام، عرضه داشت:
«حَبیبٌ، لا یُجیبُ حَبیبَه؛ آیا دوست، جواب سلام دوستش را نمی دهد؟!»
ولی بعد از لحظه ای، با حالتی غمزده گفت:
«و إنّی لك بالجواب و قد شُحّطت اوداجك علی اثباجك و فرّق بین بدنك و رأسك؛ حسین جان! من خود، جوابم را می دهم؛ چرا كه می دانم رگهای گردنت را بریده اند و بین پیكر و سرت جدایی افكنده اند. لذا پاسخ سلام دوستت را نمی دهی!»


امضای محبّ الزهراء

به کمال عجز گفتم : که به لب رسيد جانم
به غرور و ناز گفتي : تو مگر هنوز هستي؟!






بعداز اين لطفي ندارد حکـمراني بر دلم
شهر ويـران گشته فرماندار مي خواهد چه کار . . .
محبّ الزهراء آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 3 Users Say Thank You to محبّ الزهراء For This Useful Post:
قدیمی 13-01-2012, 16:24   #6
اخراج شده
 
يادشهيد آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Nov 2011
نوشته ها: 3,189
Thanks: 8,807
Thanked 4,774 Times in 2,280 Posts
پیش فرض

ان فی قلوب المحبین الحسین بن علی(ع) حرارة ولا تبرد ابدا
يادشهيد آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following User Says Thank You to يادشهيد For This Useful Post:
قدیمی 13-01-2012, 16:27   #7
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
محبّ الزهراء آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Feb 2010
محل سکونت: ماه
نوشته ها: 17,008
Thanks: 31,939
Thanked 50,448 Times in 14,793 Posts
پیش فرض

از حنجره خسته زینب علیهاالسلام







چهل روز است که چله ‏نشین غربت آیینه‏ام.
چهل پگاه است که چکاچک شمشیرها، خاموش شده و اندوه نیرنگ کوفیان، از حنجره خسته زینب علیهاالسلام فریاد می‏شود.
فریاد غربت حسین را باید از گلوی خشکیده طفلی شنید که گل‏پوش تیر وحشیانه سیاه‏دلان شد.
ای نخل‏های صبور، شاهدان بی‏زبان معرکه آتش و خنجر! آنچه را دیدید، در یک هم‏سرایی شاعرانه بر جهانیان عرضه کنید.
مرا با داغ نینوا تا قیامت پیمانی‏ست ناگسستنی.
آقا! عاشورایی ‏ام کن
سجاده ‏نشین لحظه ‏های سرخ عبادت! دستی برآور و سینه ‏ام را عاشورایی کن. می‏خواهم پس از چهل وادی رنج و گریه، نام تو، مستی‏فزای دقایق عزایم باشد.
آقا! کسی که امروز به تغزیت خاندان تو برخاسته، می‏خواست دیروز باشد و هواخواهی‏اش را با نثار جان خویش به تماشا بگذارد.
از چهلمین شب عروج آسمانی‏ات، چندین چله گذشته است که در شمار نیست؛ اما زخم‏ها همچنان تازه و مرثیه‏ ها خواندنی‏ست.





چهل روز اندوه


درد ، روایت هفتاد و دو ستاره خاموش را به توفان سپرده است.
چهل غروب، آسمان، خورشید را بارید. چهل بار کوه، پژواک مظلومیت خون شهدا را به آسمان پاشید و گودال خون تراوش کرد. چهل روز غم، دیوارهای کوفه را کوبید و نیزه ‏ها، نیمه جان، پا بر زمین زدند. به یاد آن روز که طنین «هل من ناصر» کسی، کائنات» را می‏لرزاند.
این بار، تو باید قیام کنی
چشم‏هایت را باز کن؛ اینجا کربلاست.
آمده‏ ای تا داغ نفس‏گیر آن ظهر را، با اشک‏هایت، مویه کنی.
چشم‏هایت، بغض فروخورده خاک را به فرات می‏سپارند.
نگاه کن، نخل‏های کمر خمیده، استقامتت را تحسین می‏کنند.
آتش از خاک می‏جوشد و صحرا هنوز بوی خون می‏دهد!
فرات، تنها شاهد این ماجراست؛ مگر می‏شود مشک‏ها را فراموش کند؛ یا لب‏های تشنه ‏ای را که با حنجره سوخت باد، آب را فریاد می‏زدند؟!
غم بر تارک دلت می‏وزد و هوای اسارتی را نفس می‏کشی که چهل سال، شکسته ‏ترت کرده است.
شانه ‏های صبرت را بگستران؛ چیزی از خاکستر خیمه‏ ها نمانده؛ باد، همه را به تاراج برده است.
آمده ‏ای تا بعد از چهل روز، بوی برادرت را نفس بکشی؛ تا محکم‏تر و استوارتر از پیش، در شام بایستی.
برو؛ وقت آن است که خطبه‏ هایت را با تمام وجود فریاد بزنی.
دیگر نوبت آن است که عَلَم‏های افتاده را برافرازی. بلند شو؛ این‏ بار تو باید قیام کنی!



امضای محبّ الزهراء

به کمال عجز گفتم : که به لب رسيد جانم
به غرور و ناز گفتي : تو مگر هنوز هستي؟!






بعداز اين لطفي ندارد حکـمراني بر دلم
شهر ويـران گشته فرماندار مي خواهد چه کار . . .
محبّ الزهراء آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following User Says Thank You to محبّ الزهراء For This Useful Post:
قدیمی 13-01-2012, 16:37   #8
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
محبّ الزهراء آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Feb 2010
محل سکونت: ماه
نوشته ها: 17,008
Thanks: 31,939
Thanked 50,448 Times in 14,793 Posts
پیش فرض

نت گمشده کربلا



کربلا، اربعين حسيني، سال 1429به روايت قدم‌هاي ماه
پايان ماه صفر، پاي سفر قلب‌هايي را به اين حريم ولايت و ارادت، باز کرده که در ماه اسفند، مثل اسفندي در آتش اشک، سوخته‌اند. پس اگر عطري از اين سفرنامه به دل شما مي‌نشيند، حديثش، همين گلابدان گريان سينه‌هاي سرخ و سوگوار ماتم حسين است.
با چشمي از ابديت بايد گريست بر مصيبت آينه‌هاي شکسته‌ي عاشورا ولي من به جاي گريه، شبانه‌اي که به کربلا رسيدم، در چند قدمي گنبد خورشيدي اين دو برادر ـ يعني عباسِ بنِ آب با مرّوت و حسينِ آينه‌دار عصمت ـ ايستادم و سلامم را به آبروي ادب ايرانيان، شيرازه‌بندي کردم.

ـ حسين‌جان! من همولايتي مردمي هستم که ايستادن را به نام پدرت علي (ع)، ياد مي‌گيرند. با شير اشک عزاي تو، بزرگ مي‌شوند و يک روز به خودشان مي‌آيند که مي‌بينند داغ عاشورا چقدر براي قلبشان سنگين و سهمگين است.
با پاي سر بايد آمد کنار اين شيربچه‌ي حيدر که در هنگام ولادت، يک‌قدم عقب‌تر از حسين بود و گاه شهادت، يک گام جلوتر
حسين‌جان! من همرنگ خيابان‌هايي هستم که سال‌هاست معرکه گردان عزاي تو شده‌اند بچه محل بسيجياني که مثل قمريان تشنه و زخم خورده، لابلاي خارزارها، جامانده‌اند و آرزوي رسيدن به کربلا را، روي بال خود، گره زده‌اند تا تو با دست شفاعت و شهادت، گره دنيا از بالشان، باز کني. يا حسين، عرفه مناجات تو، ملّاي دلسوخته روم را به ماهور محبت کشاند تا نغمه کجاييد اي شهيدان خدايي را زمزمه کند و سبکبالان عاشق از قفس تن‌ها به سمت کربلا پرواز کنند ...

نزديک فرات، ديدن يک صحنه، پاي هزار صحيفه اشک را به چشمهايم، باز مي‌کند، علي‌اصغر داوود آبادي ـ عکاس گروه اعزامي صدا و سيما ـ بي‌توجه به عبور شگفت‌زده‌ي رهگذران، چفيه‌اش را از گردن، باز کرده و با موج موزون دست‌ها و واگويه‌هايش در آب فرات، به رقص درآورده:

ـ نوش جان! سيراب شو! به صاحب شهيدت، سلام برسان و بگو ما چه زود به کربلا رسيديم؛ راهي که هشت سال براي وصال به اين عروس جشنواره‌ي اندوه، پهلوان‌هاي معجزه و مبارزه، از درياي خون و خاک جنون گذشتند

اينجا کربلاست. تقويم چهلمين جرعه‌نوشي شهيدان. قلب ما مثل نت گمشده‌ي صفحه‌ي ارادت به حسين (ع)، رهبر ارکستر آدميت که سنجاقک همه‌ي ملودي‌هاي محزون عاشورايي به دستان او دوخته شده.

اين روزها در کربلا کمتر ديوار پيشاني مغازه و هتل و بازار و گذرگاهي را مي‌بيني که پارچه مشکي عزاي سيد الشهدا (ع) بر تن نپوشيده باشد. اينجا به هيأت مي‌گويند موکب و به آيين عزاداري مي‌گويند ذکر «موکب سيد الشهدا بذکري عزاء الحسين» جمله‌ي معروف و مدام عزاداري کربلاست و دلنوشته‌هاي شيعيان، فقط صاعقه‌اي از صدها هزار صداي خاموش در بي‌فراموش‌ترين ماتم عالم. ديروز حوصله کردم و تعدادي از اين سلام‌نامه‌هاي سوگوار را يادداشت کردم.
ـ السلام عليک يا صاحب الدمعة الساکبة، يا صاحب المصيبه الراقبه، السلام عليک يا حجة الله، يا صفي الله، يا عزّ الاسلام، السلام عليک يا قتيلِ‌العبراة، يا عبرة کلّ مومن ...
اين صفات در بيان مقام ابا عبدالله الحسين (ع) تعارف نيست. فقط چند قطره از اقيانوس نجيبي است که با آهنگ ايثار به اين خاک هميشه بهار مي‌رسد.
مردم عراق از شرنگ تلخ جنگ با ايران شرمناکند و اين را به صد زبان مهمان‌نواز، واگويه مي‌کنند. ديگر رساتر از اينکه جمله‌اي از پير آسمان چشيده‌ي انقلاب ـ خميني عزيز ـ را روي پارچه‌ي سياه بزرگي به دو زبان فارسي و عربي نوشتند که:
ـ اين خون سيد الشهداست که خون همه‌ي ملت‌هاي جهان را به جوش آورده
گذر يک کاروان پر هياهوي عزادار، ذهن و زبانم را مال خود مي‌کند. در همه‌ي دسته‌هاي عزادار، چند چيز، وجه مشترکه:
نظم و ادب، شور و غوغاي پير و جوان، ذکرهاي يکدست و دست‌هاي يکزبان که با آهنگ خوشنوايي روي سينه‌هاي سرخ مي‌نشينند... و زن‌ها که با چادرهاي سياه بر صورت‌هاي خالکوبي شده مي‌کوبند يا به دو طرف شانه‌ها مي‌زنند، عبور آرام زن‌هاي سياهپوش در دو طرف اين رود بي‌آرام، کمر خميده‌ي خاتون خيمه‌هاي خاکستري را به ياد مي‌آورد.
ولي اين کاروان حرف ديگري هم براي گفتن و گريستن دارد... چند نفر جوان و ميانسال وسط قافله‌ي عزادار و سينه‌زن، روي سينه‌هاي خود مي‌خزند و به طرف حرم حضرت عباس (ع) رهسپار مي‌شوند. چند نفر با تلفن‌هاي همراه، از اين صحنه، تصوير مي‌گيرند. هر چند لحظه توقف مي‌کنند؛ صورتشان را روي خاک بين‌الحرمين مي‌گذارند؛ و دوباره بر مي‌خيزند. با پاي سر بايد آمد کنار اين شيربچه‌ي حيدر که در هنگام ولادت، يک‌قدم عقب‌تر از حسين بود و گاه شهادت، يک گام جلوتر... گريه مي‌کنم و اشک چکيده بر اين خاک آسماني را گواه مي‌گيريم:
اينجا کربلاست. تقويم چهلمين جرعه‌نوشي شهيدان. قلب ما مثل نت گمشده‌ي صفحه‌ي ارادت به حسين (ع)، رهبر ارکستر آدميت که سنجاقک همه‌ي ملودي‌هاي محزون عاشورايي به دستان او دوخته شده.


خدايا شاهد باش که در عزاي عظيم زمين و آسمان، من هم يک گل آفتابگردانم که در اين بين‌الحرمين، مات کيش محبت اين دو برادر، حيران مانده‌ام که به کداميک سلام کنم: خورشيد جمال حسين يا آفتاب ادب عباس؟!
کربلا ... اربعين .... چهلمين روز عزاي امامي از جنس حرير و فولاد، بالغ بر 12 ميليون نفر جمعيت در بين الحرمين، آشيان کرده‌اند، روي زمين، کنار پياده‌رو، در حاشيه‌ي خيابان ... گُله به گُله، گل کاشتند اين مشتاقان غم بي‌پايان آن نيمروز خونين که سرشت و سرنوشت بندگي و آزادگي را در دست دارد. محتشم کجاست که قناري غمزده‌ي شعر خود را با بند‌هاي بريده اين حماسه‌ي حسيني، ترکيب کند؟
12 ميليون نفر از سراسر جهان، خبرنگار بُرناترين مبارزان جبهه‌ي جوانمردي شده‌اند. شنيدي چه گفتم؟ 12 ميليون نفر، يعني 4 برابر تعداد حاجيان خانه‌ي خدا در هر سال!
اين است حق الزحمه‌ي امامي که کعبه را با خود به کربلا برد، با قرباني فرزند، بالاتر از مقام ابراهيم (ع) ايستاد و خيمه‌هاي پريشان صبر، آهنگ طواف نساء او شد...


کربلا ـ صفر 1429 هجري قمري، فرزاد جمشيدي

امضای محبّ الزهراء

به کمال عجز گفتم : که به لب رسيد جانم
به غرور و ناز گفتي : تو مگر هنوز هستي؟!






بعداز اين لطفي ندارد حکـمراني بر دلم
شهر ويـران گشته فرماندار مي خواهد چه کار . . .
محبّ الزهراء آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 2 Users Say Thank You to محبّ الزهراء For This Useful Post:
قدیمی 14-01-2012, 00:02   #9
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
محبّ الزهراء آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Feb 2010
محل سکونت: ماه
نوشته ها: 17,008
Thanks: 31,939
Thanked 50,448 Times in 14,793 Posts
پیش فرض

سرشارترین شعر خدایی؛ زینب
اسطورۀ طاقت و حیایی؛ زینب
تو زینت نقطه‌های بسم‌الله‌ وُ
تفسیر فصیح کربلایی؛ زینب

امضای محبّ الزهراء

به کمال عجز گفتم : که به لب رسيد جانم
به غرور و ناز گفتي : تو مگر هنوز هستي؟!






بعداز اين لطفي ندارد حکـمراني بر دلم
شهر ويـران گشته فرماندار مي خواهد چه کار . . .
محبّ الزهراء آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following User Says Thank You to محبّ الزهراء For This Useful Post:
قدیمی 14-01-2012, 00:14   #10
اخراج شده
 
يادشهيد آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Nov 2011
نوشته ها: 3,189
Thanks: 8,807
Thanked 4,774 Times in 2,280 Posts
پیش فرض

زینب ای آیینه عشق خدا
گنجینه صبر خدا
در سینه اهل ولا
کربلایی زینب
نینوایی زینب
ناخدا هستی به ملک عالمین
باشد فقط عشقت حسین(ع)
هستی علی(ع) را نور عین
یا رجایی زینب (س)
نینوایی زینب(س)
شاعر یاد شهید
يادشهيد آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
The Following User Says Thank You to يادشهيد For This Useful Post:
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان


برچسب ها
اربعین


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
روضة الشهداء يادشهيد داستان های مرتبط با امام حسین(ع) 9 22-12-2011 01:07
درس اخلاق آیت‌الله قرهی javadkhan شخصيت های مرتبط با جهان اسلام 0 20-12-2011 19:44
چیره نشدن شیطان بر مخلصین عالم محبّ الزهراء اخلاق 0 29-09-2011 18:13
از عالم پندار تا عالم ديدار hossein moradi امام زمان عجل الله تعالی فرجه 0 14-02-2011 07:05
عالم ذرّ و ميثاق و الست چيست؟ vorojax پرسش‎ و‎ پاسخ‎ 0 14-05-2009 14:00

TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/nooreasemanRSS Feed@nooreaseman_com

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 01:50 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1