شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

فروشگاه طب اسلامی ، سنتی ، موادآرایشی ، بهداشتی و پوستی ارگانیک اسرار الشفاء


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > مرتبط با انجمن ها > روزشمار ایام


پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 20-01-2012, 11:32   #1
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
محبّ الزهراء آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Feb 2010
محل سکونت: ماه
نوشته ها: 17,010
Thanks: 31,941
Thanked 50,449 Times in 14,794 Posts
پیش فرض ویژه نامه رحلت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله)



۩۞۩
غروب آفتاب مدینه۩۞۩

و یژه نامه رحلت رسول اکرم (
صلی الله علیه و آله)





بیت الاحزان غم


غمی به وسعت بیت الاحزان غم، آسمان و زمین را پوشانده است. بیم تنهایی، تازه ترین تصویر آغشته به اشک است؛ اشکی که ماندگارترین خاطره زمین خواهد شد.

چه زود می روید!

ای آفتابِ «سدره نشین»! با کدامین غروب؛ نجواهایم را بخوانم، که سال ها دست های خالی ام، بر آستانه نگاهتان، دخیل می بستند و شما، همان مهربان ترین بودید که همیشه، تبسّم خود را با همه تقسیم می کرد.

می گذشتید از میان کوچه ها، با هر تبسّم کوچه می شد در میانِ عطر لب های شما، گم آه ای پیغمبر ای اشراق های سبزِ باور آه از آیین و از آیینه های قلب مردم!

چشم های فقیرم هنوز از روزنه تاریخ، به دست های سخاوت مند شما، خیره مانده است، تا شاید لقمه ای معرفت، جرعه ای کمال و ذره ای عنایت بستاند!

چه زود می روید! زمینی که بار امانت را نتوانست تحمل کند، چگونه می تواند بار اندوه شما را تحمل کند؟!

آه ای همیشه عاشق، ای محبوب خدا و ای رحمت حق! چگونه می توان زهرای علیهاالسلام خسته را با بیت الاحزان و علیِ علیه السلام دل شکسته را با چاه؛ تنها گذارد!

بعد از شما از کدامین داغ، آتش به جان شویم؟ از بقیع یا کربلا؟ از لحظه های نیلیِ یاس، یا دست های حضرت عباس علیه السلام ؟
از خاطرات دردناک حضرت زینب علیهاالسلام ، یا از گلوی خسته تنهاترین سجاد علیه السلام ؟

یا سیّدی! یا رسول اللّه صلی الله علیه و آله وسلم ؛ فدایتان! فدای آن لحظه ای که آسمان سر بر داشت و قامت دلارای شما را به نظاره نشست! «لَولاکَ لَما خَلَقْتُ الاَفْلاک».

چگونه می توانم باور کنم که امروز، مدینه، سوگ شما را به مرثیه بنشیند! مگر می شود جاری ترین نور الهی، خاموشی گُزیند! مگر می شود آسمان، تمام پنجره های آبی اش را، سیاه پوش کند!

مگر می شود، بغض ها بر گلوی ابرها ببارند و پرندگان، سر به تنهایی فرو برده، مویه های غریبانه بنوازند! به خدا که امروز، روز اندوه زمین است!

اندوهی که هزاران عاشورا در وسعت آن گم می شوند! اندوهی که تمام دردها و داغ های عالم، با بیت الاحزان حضرت زهرا علیهاالسلام پیوند می خورد.

سیدعلی اصغر موسوی




امضای محبّ الزهراء




طاعـــــــت از دست نیاید ، گنهی باید کرد
در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد


!






بعداز اين لطفي ندارد حکـمراني بر دلم
شهر ويـران گشته فرماندار مي خواهد چه کار . . .
محبّ الزهراء آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 6 Users Say Thank You to محبّ الزهراء For This Useful Post:
قدیمی 20-01-2012, 11:37   #2
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
محبّ الزهراء آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Feb 2010
محل سکونت: ماه
نوشته ها: 17,010
Thanks: 31,941
Thanked 50,449 Times in 14,794 Posts
پیش فرض

بعد از تو، ای محمود احمد
ای محمد (ص)...







باردگر ، یاد تو زد آتش به جانم
جا دارد از اندوه ، در سوگ وفاتت
گر جای اشک ، از دیدگانم ، خون چکانم
ای سوره عشق
ای آیه مهر
ای چشمه نور
ای اختر تابنده ، ای یاد معطر
ای برترین و آخرین پیغام آور
ای پانهاده بر بلنداهای افلاک
ای همنشین بینوا بر بستر خاک
رفتی ولی ما را به دست غم سپردی
ای چشمه مهر و وفا
ای خوب ،... ای پاک!
در روزهای تیره و شبرنگ " بطحا"
در ظلمت کور کویر جاهلیت
مشعل به کف ، درد آشنا ، ره می سپردی
در اوج خشم و کینه دیرین" یثرب"
در سنیه ها بذر محبت می فشاندی
پاک و مبرا بودی از هر لغزش و عیب ،
ای شاهد غیب!
سیمای تو آئینه ایزد نما بود
چشم خدا بین تو هم ، چشم خدا بود
ای وارث خط شفقگون رسالت
دردا...دریغا!
ای امی گویا!... از آن روزی که رفتی
ما همچنان در انتظاری تلخ ماندیم
زآندم که ما غمنامه سوگ تو خواندیم
از دیدگان ، بر مزرع دل ، خون فشاندیم
بعد از تو ، ای محمود احمد ، ای محمد (ص)
دیگر بلال ، " الله اکبر" برنیاورد
جبریل ، از سوی خدا دیگر نیامد
خوش روزگاری داشتیم اندر کنارت
اما دریغ ، آن روزها دیری نپائید
رفتی... ولی از یاد ما هرگز نرفتی.
بعد از تو اشک دیده مان هرگز نخشکید
بعد از تو خاطرهایمان هرگز نیاسود
بعد از تو ، امت در غمت صاحب عزا بود
بعد از تو، ای یار ضعیفان، قصه ما
غم بود و حرمان بود و درد تازیانه
یا کنج زندان، یا اسارت، یا شهادت
آزارها و حمله های وحشیانه
بعد از تو، اولاد علی، آواره گشتند
بر خون سجود آورده و در خون نشستند
بعد از تو، ما ماندیم و غوغای سقیفه
بعد از تو، ما ماندیم، با زهرای مظلوم
آن چهره ای که بارها بوسیده بودی
آزرده و سیلی خور دست ستم شد
در کوفه محراب علی گردید گلگون
صحرای سرخ کربلا رنگین شد از خون
بعد از تو فرزندان زهرا کشته گشتند
لب های قرآن خوان و حقگوی" حسین" ات
آماج ضربت های چوب خیزران گشت
یار وفادارت، " ابوذر"
چون عاشقان، در غربت تبعید، جان داد
" عماریاسر" کشته گردید
فریادهای " مالک اشتر" فروخفت
بیدارهامان بر فراز دار رفتند،
ای بنده خوب خداوند!...
بعد از تو ما ماندیم و میراث شهیدان
بعد از تو ما بودیم و خیل سوگواران
رفتی تو، ای تندیس اخلاق و فضائل
از عقل کامل!
رفتی ولی ما را به دست غم سپردی
یادت گرامی باد، ای یاد معطر
ای نامت احمد،
نامت بلند و جاودان باد،
ای « محمد»
جواد محدثی


امضای محبّ الزهراء




طاعـــــــت از دست نیاید ، گنهی باید کرد
در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد


!






بعداز اين لطفي ندارد حکـمراني بر دلم
شهر ويـران گشته فرماندار مي خواهد چه کار . . .
محبّ الزهراء آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 5 Users Say Thank You to محبّ الزهراء For This Useful Post:
قدیمی 20-01-2012, 11:40   #3
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
محبّ الزهراء آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Feb 2010
محل سکونت: ماه
نوشته ها: 17,010
Thanks: 31,941
Thanked 50,449 Times in 14,794 Posts
پیش فرض

چگونگى وفات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله



محدّثين و موّرخين به نقل از حضرت باقر العلوم عليه السلام حكايت كرده اند:
هنگامى كه بيمارى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شدّت يافت ، شخصى اجازه ورود بر آن حضرت را خواست ؛ و امام علىّ عليه السلام از منزل رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بيرون آمد و به آن شخص فرمود: چه حاجتى دارى ؟
آن شخص عرض كرد: مى خواهم به حضور رسول خدا وارد شوم .
امام علىّ عليه السلام اظهار نمود: چون حضرت سخت بيمار مى باشد، اكنون نمى توانى به حضور حضرتش برسى ، خواسته ات را به من بگو؟
آن شخص عرض كرد: چاره اى نيست مگر آن كه بر ايشان وارد شوم ، علىّ عليه السلام به درون منزل مراجعت نمود و از پيغمبر خدا صلّى اللّه عليه و آله براى ورود آن شخص ، اجازه خواست وحضرت رسول اجازه فرمود.
هنگامى كه آن شخص وارد منزل گرديد و كنار بستر حضرت نشست اظهار داشت : اى پيامبر خدا! من ماءمور الهى براى شما هستم .
پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرمود: از كدام دسته اى ؟
آن شخص پاسخ داد: من ملك الموت مى باشم ، خداوند تو را مخيّر ساخته است بين اين كه ملاقات خدا و مرگ را بپذيرى و يا آن كه در دنيا باقى بمانى .
حضرت رسول صلوات اللّه عليه فرمود: مرا مهلت بده تا جبرئيل نازل گردد و با او مشورت نمايم ؛ چون جبرئيل نازل شد، عرض كرد: اى محمّد! آخرت براى تو بهتر خواهد بود.
و لذا حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله ملاقات با خدا و ترك دنيا را برگزيد.
جبرئيل از عزرائيل تقاضا نمود: عجله نكن و اندكى صبر نما تا من به سوى پروردگارم بروم و مراجعت نمايم .
عزرائيل اظهار داشت : خير، اجازه ندارم و در همان لحظه روح مقدّس آن حضرت به ملكوت اءعلى پرواز نمود.
(
كشف الغمّة : ج 1، ص 18، بحار الا نوار: ج 22، ص 533.)


امضای محبّ الزهراء




طاعـــــــت از دست نیاید ، گنهی باید کرد
در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد


!






بعداز اين لطفي ندارد حکـمراني بر دلم
شهر ويـران گشته فرماندار مي خواهد چه کار . . .
محبّ الزهراء آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 5 Users Say Thank You to محبّ الزهراء For This Useful Post:
قدیمی 20-01-2012, 11:44   #4
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
محبّ الزهراء آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Feb 2010
محل سکونت: ماه
نوشته ها: 17,010
Thanks: 31,941
Thanked 50,449 Times in 14,794 Posts
پیش فرض

سوگــــــــواره



ملائک، بر سر و سینه زنان، در اطراف حجره محقر رسول خدا صلى الله علیه و آله طواف مى کنند و به فاطمه که غریبانه در گوشه اى اشک مى ریزد، تسلیت مى گویند.
حسن و حسین علیهماالسلام ، صورت بر سینه رسول خدا صلى الله علیه و آله گذارده، بى اختیار اشک مى ریزند.


آن سوتر، على مرتضى علیه السلام با چشمانى پر اشک، سر رسول خدا صلى الله علیه و آله را به دامن گرفته، زیر لب مى گوید: «اِنّا للّه ِ وَ اِنّا إِلَیْهِ راجِعُونَ»؛ اى حبیب قلب هاى ما! با رفتنت مصیبتى بر ما وارد شده و چه عظیم است مصیبت تو...!
کوبنده در کیست؟
عربى هستم و مى خواهم با رسول خدا صلى الله علیه و آله ملاقات کنم... و این سومین بار بود که همین جواب از پس در، در پاسخ پرسش فاطمه علیهاالسلام که با حزن مى پرسید «کیست در را مى کوبد؟» به گوش مى رسید. زهرا علیها السلام مى خواست این بار نیز بیمارى رسول خدا صلى الله علیه و آله و حال ناگوارش را یادآور شود و از باز کردن در، امتناع کند؛ صداى رسول خدا صلى الله علیه و آله ، لرزه بر اندامش افکند: «زهرا جان! این کوبنده در، برادرم عزرائیل است که براى قبض روح من آمده و او جز این خانه، بر در هیچ خانه اى اذن ورود نمى گیرد...» اشک هاى زهرا علیهاالسلام بى اختیار جارى مى شود؛ در گوشه اى مى نشیند... .

لرزش شانه هاى او کافى است تا حسن و حسین علیهماالسلام ، اندوه مادر را دریابند. خود را روى سینه پیامبر مى اندازند و سخت مى گریند.

ـ نه على جان! ایشان را از روى سینه ام برندار که با بودنشان، راحت تر کوچ خواهم کرد.
و چیزى نگذشت که دیگر کلامى از آن دردانه هستى به گوش نرسید.
روح الله حبیبیان


امضای محبّ الزهراء




طاعـــــــت از دست نیاید ، گنهی باید کرد
در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد


!






بعداز اين لطفي ندارد حکـمراني بر دلم
شهر ويـران گشته فرماندار مي خواهد چه کار . . .
محبّ الزهراء آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 4 Users Say Thank You to محبّ الزهراء For This Useful Post:
قدیمی 20-01-2012, 11:47   #5
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
محبّ الزهراء آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Feb 2010
محل سکونت: ماه
نوشته ها: 17,010
Thanks: 31,941
Thanked 50,449 Times in 14,794 Posts
پیش فرض

تا همیشه نوای توحید تو بلند است



در انتظار رهایی، دل به موج های زمان سپرده ای و جان به دست های خدا.

چشم هایت در ساحل ملکوت، فرود آمده اند و دریای خروشان دنیای ما، همچنان در تکاپو است.

یوسف گمگشته قرن های تاریکی! جهانی گرداگرد نفس های تو حلقه زده اند؛ تو هیچ گاه از ابلاغ نامه های رسالت خویش، زبان نبسته ای. چشم های تب دارت، هنوز نگران آینده امت اند و نگران حق الناس.

چه بسیارند نام های بزرگ که به بدنامی رفته اند! درس تو این بود که زندگی زیبا داشته باشید تا مرگ زیبا داشته باشید. گردونه های تمدن را که در دست های جهالت بود، به دست های اخلاق سپرده ای، و ما اگر هدایت یافته ایم، به مدد انفاس قدسی توست.

سر بر بالین نهادن ات، خاموشی نیست، فراموشی نیست، تازه دارد ندای «لا اله الا اللّه » شنیده می شود و فردا پشت بام های زمین را روشن خواهد ساخت.



میثم امانی

امضای محبّ الزهراء




طاعـــــــت از دست نیاید ، گنهی باید کرد
در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد


!






بعداز اين لطفي ندارد حکـمراني بر دلم
شهر ويـران گشته فرماندار مي خواهد چه کار . . .
محبّ الزهراء آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 4 Users Say Thank You to محبّ الزهراء For This Useful Post:
قدیمی 20-01-2012, 11:51   #6
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
محبّ الزهراء آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Feb 2010
محل سکونت: ماه
نوشته ها: 17,010
Thanks: 31,941
Thanked 50,449 Times in 14,794 Posts
پیش فرض



چرخ گردون را عجب غوغا و شوری در سر است
یا که گیتی را فنا گردیده وقت محشر است

بر چه می ریزد سرشک تلخ از مژگان فلک
عالمی را رخت ماتم نوحه گر بر پیکر است

ارض هستی یکسره گردیده بی صبر و سکون
خون چکان عرش و فلک در ماتم پیغمبر است

فاطمه دخت نبی می سوزد از هجر پدر
خلقت هستی پریشان از نوای کوثر است

یک طرف نالان حسن سویی حسین و زینبین
سوی دیگر دل غمین بهر برادر حیدر است

ناگهان آمد سروشی غم مخور زهرای من
نگذرد چندی پدر واصل به وصل دختر است

مهر تابان هدایت گشته خاموش عاقبت
مرتضی دیگر غریب و بی کس و بی یاور است

آب غسل تو نخشکیده هنوز ای نور حق
دخترت پهلو شکسته بین دیوار و در است

بعد تو از آتش بدعتت سرایت سوختند
غنچه نارسته ای از ظلم کینه پرپر است

خیز از جا یا رسول الله بنگر بی معین
ریسمان بر گردن فتاح و میر خیبر است

یا رسول الله چنان سیلی به زهرایت زدند
کز شرارش تا ابد نیلی عذار دخت راست

یا رسول الله زجا برخیز و زهرا را ببین
آنکه را خواندی ابیها را گرامی مادر است

یا رسوالله علی شد بعد تو خانه نشین
حق شده خاموش وناحق بهر امت رهبر است



امضای محبّ الزهراء




طاعـــــــت از دست نیاید ، گنهی باید کرد
در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد


!






بعداز اين لطفي ندارد حکـمراني بر دلم
شهر ويـران گشته فرماندار مي خواهد چه کار . . .
محبّ الزهراء آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 4 Users Say Thank You to محبّ الزهراء For This Useful Post:
قدیمی 20-01-2012, 11:53   #7
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
محبّ الزهراء آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Feb 2010
محل سکونت: ماه
نوشته ها: 17,010
Thanks: 31,941
Thanked 50,449 Times in 14,794 Posts
پیش فرض

سرشك چشم علی علیه السلام در فراق پیامبر (ص)



" پس به پیامبر پاکیزه و پاک خود اقتدا کن ، زیرا آن حضرت سزاوار پیروی کردن است برای کسی که پیروی کند و صبر و شکیبائی او برای کسی که شکیبا باشد ، سرمشق است . و محبوب ترین بندگان نزد خدا کسی است که پیرو پیغمبر خود بوده و بدنبال نشانه او برود.

لقمه دنیا را به اطراف دندان می خورد . ( بدین معنا که در دنیا زیادتر از آنچه را که ناچار به استفاده از آن بود فرا نمی گرفت. ) و به دنیا به گوشه چشم نمی نگریست . ( هیچ گونه به دنیا دل نمی بست ) . . .

دنیا به او پیشنهاد شد ، از قبول آن امتناع نمود . و ـ چون ـ دانست خدا چیزی را دشمن می دارد ، آنرا دشمن داشت و چیزی را که خوار شمرده، آنرا خوار انگاشت و چیزی را که کوچک شمرده ، آنرا کوچک داشت ...

پیغمبر صلی الله علیه و آله ، بر روی زمین طعام می خورد و می نشست مانند نشستن بنده ( عبد ) و بدست خود پای افزار خود را پینه می بست و جامه خود را خود وصله می نمود . ..

پس به دل خود از دنیا روی گرداند ، و یاد آنرا در خاطر خود می راند و دوست داشت که زینت دنیا از او نهان ماند تا از آن جامه زیبا فرا نگیرد ، دنیا را پایدار نمی دانست و امیدواری درنگ کردن در آنجا را نداشته باشد . پس ـ علاقه ـ انرا از خود برون کرده ، و دل از ان برداشت و دیده از آن برگردانید . . .

همانا خدا ، محمد صلی الله علیه و آله را نشانه ای ساخت برای قیامت ( چون پس از او پیامبری مبعوث نخواهد شد . ) و مژده دهنده به بهشت و ترساننده از عقوبت . از دنیا برون رفت و از نعمت آن سیر نخورد ( از لذات و خوشیهای دنیوی بهره مند نگردید ) و به آخرت وارد شد و گناهی با خود نبرد . . .

پس چه بزرگ است منتی که خدا بر ما نهاده و چنین نعمتی به ما داده است : پیشروی که باید او را پیروی کنیم و پیشوائی که پا بر جای پای او نهیم . . .( 1 )
خدا می داند این غم جانكاه چقدر بر سینه امیر المونین علیه السلام تنگی می كند كه حضرتش به هنگام تطهیر و غسل بدن پاكیزه پیامبر (ص) اینگونه دردمندانه ناله سر می دهد كه:

" پدر و مادرم بفدای تو باد ای رسول خدا همانا با مرگ تو - رشته ای – از نبوت و احکام الهی و اخبار آسمانی بریده شد که با مرگ دیگران ( سایر پیامبران ) بریده نگردید . . .

اگر امر به شکیبائی و نهی از ناله و فریاد و فغان نفرموده بودی ، هر آینه ( در فراق تو ) سرچشمه های اشک چشم را ( با گریه بسیار ) خشک می کردیم ، و درد و غم پیوسته ، و حزن و اندوه همیشه باقی بود ، و خشکی اشک چشم و دائمی بودن حزن و اندوه در مصیبت تو کم است ، ولی مرگ چیزی است که بر طرف نمودن آن ممکن نبوده و دفع آن غیر مقدور است .

پدر و مادرم به فدای تو باد ، مارا نزد پروردگارت بیاد آورده و در خاطر خویش نگهدار . (2)



منبع:
1- نهج البلاغه ، خطبه 160
2- نهج البلاغه، خطبه 235
تبیان

امضای محبّ الزهراء




طاعـــــــت از دست نیاید ، گنهی باید کرد
در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد


!






بعداز اين لطفي ندارد حکـمراني بر دلم
شهر ويـران گشته فرماندار مي خواهد چه کار . . .
محبّ الزهراء آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 4 Users Say Thank You to محبّ الزهراء For This Useful Post:
قدیمی 20-01-2012, 12:14   #8
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
محبّ الزهراء آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Feb 2010
محل سکونت: ماه
نوشته ها: 17,010
Thanks: 31,941
Thanked 50,449 Times in 14,794 Posts
پیش فرض

مُلک وجود غرق در اندوه و عزاست
آغاز صبح غربت زهرا و مرتضاست

قرآن عزا گرفته و عترت شده غریب
شهر مدینه را به جگر داغ مصطفاست

خون گریه کن مدینه ! کز این ماتم عظیم
گر آسمان خراب شود بر سرت رواست

گشتند انبیا همه چون فاطمه یتیم
زیرا عزای قافله سالار انبیاست

خلقت چه لایق است که صاحب عزا شود
عالم عزا گرفته و صاحب عزا خداست

اهل ولا به هوش که با رحلت نبی
شهر مدینه یکسره آبستن بلاست

قومی برای غصب خلافت شدند جمع
یاللعجب ! وصی پیمبر ، علی، کجاست

دارالولا محاصره، زهراست پشت در
دود و شراره بر فلک ازبیت کبریاست

آتش زدن به خانۀ ریحانۀ رسول
پاداش رنج های شب و روز مصطفاست

آزردن بتول پس از رحلت رسول
بالله قسم شروع جنایات کربلاست

از لحظه ای که غصب خلافت شد از علی
تا حشر حق آل محمد به زیر پاست

هر روز راس شاه شهیدان به نوک نی
هر شب صدای نالۀ زهرا به گوش ماست

میثم! قسم به میثم آزادۀ علی
آزادگی ولایت سلطان اولیاست

امضای محبّ الزهراء




طاعـــــــت از دست نیاید ، گنهی باید کرد
در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد


!






بعداز اين لطفي ندارد حکـمراني بر دلم
شهر ويـران گشته فرماندار مي خواهد چه کار . . .
محبّ الزهراء آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 3 Users Say Thank You to محبّ الزهراء For This Useful Post:
قدیمی 20-01-2012, 12:19   #9
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
محبّ الزهراء آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Feb 2010
محل سکونت: ماه
نوشته ها: 17,010
Thanks: 31,941
Thanked 50,449 Times in 14,794 Posts
پیش فرض


«از زبان فرشته آسمانی مرگ»!



وقتی در را به رویم گشودی، چشم هایت به رنگ غروب بود؛ سرخ سرخ! گویی که خورشید وجود پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در پشت چشم های تو به خاموشی می گرایید. از شیار اندوه گونه هایت، به راحتی می شد فهمید که باران اشک هایت، لحظه ای قطع نشده است. وقتی پرسیدی کیستم؟ صدایت شبیه آواز دلتنگ قناری بود که با هیچ نغمه ای، بغض حنجره اش خالی نمی شد!

برایت غریبه ای بودم که شوق دیدار پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم را داشتم! همین کافی بود تا مهربانی بی نظیرت را که سهم غریبان این دنیا بود، نثارم کنی؛ اگر چه به خاطر بیماری رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم ، اذن دخول به خانه را ندادی و من به حرمت حضور تو، پشت در ایستادم!

آن تلألو نگاه نجیبانه ات که به زیبایی گل های محمدی باغ آل اللّه بود، مانع آن بود که از آن «نبأ عظیم»، که هفت آسمان عشق را به عزای دل نشانده بود، با تو حرفی بزنم.

آمده بودم تا روشنایی چلچراغ خانه ات را با خویش ببرم، اما دلم به دیدن شب های تار اندوهت رضایت نمی داد، گویا پیشاپیش، روزهای تنهایی ات را در بیت الاحزانی می دیدم که در و دیوارش، با مویه های غریبانه تو هم نوا می شد که

«نَفْسی عَلی زَفَراتِها مَحْبوسة
یا لَیْتَها خَرَجَتْ مع اَلزَّفراتِ

لا خَیْر بَعْدَکَ فی الحیاة وَ اِنّما
اَبکی مَخافَةَ أن تَطُولَ حَیاتیِ

آه! از آن رنجی که بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم ، بر تو و علی علیه السلام وارد می شود!

وقتی دوباره اذن ورود گرفتم، با دستی لرزان در را گشودی؛ انگار حسّ غریب مرگ به سراغت آمده بود! فهمیدم که از کلام رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم ، مرا شناخته ای و نیّت حضورم را دریافته ای که این گونه ملتمسانه و غمگین، نگاهم می کنی! می خواستم به تو باز گویم که نگاهت می تواند حتی مرگ را به تأخیر بیندازد و تقدیر را بر هم زند، اما دل به رضایت خداوند سپردی و دیده از من برگرفتی.

آن قدر آرام و ملایم قدم به خانه ات گذاشتم که گویی در، برای ورود نسیم بهاری باز شده بود! کاش بر من تکلیف نشده بود که بین جان محبوب خدا و جسم نازنینش مفارقت ایجاد کنم!

در طول سال های حیات پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم ، هرگاه جبرائیل از زیارت نبی اکرم صلی الله علیه و آله وسلم باز می گشت، پر و بالش خوشبوتر از گل های بهشتی بود و چهره اش نورانی تر از چلچراغ های جنّت! و من هر بار آرزو می کردم تا مجالی بیابم برای بوییدن گل وجود پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم و دیدن روشنایی جمالش! و این مجال، هنگام رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فراهم شد؛ در هنگامه ای که صدای جانگداز تو شنیده می شد که گفتی: «وا کُرباه لِکَرْبِک یا اَبَتاه».

باور کن، عمری است که پیغامبر خبر مرگ آدمیانم، اما تا کنون هیچ مصیبتی، این چنین دلم را نلرزانده بود! رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم ابتدا به روی تو آغوش گشاد و در گوشت، رازی را نجوا کرد و بعد به روی من! از آن چه رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم با تو گفت، نخست چشم هایت دریای متلاطم اشک شد و بعد غنچه لبانت، به گل خنده شکفت! می دانستم که امروز، در وقت مرگ رسول اللّه صلی الله علیه و آله وسلم ، اشک هایت را به نظاره نشسته ام و چندی نخواهد گذشت که در وقت رفتنت، بر لبخند غریبانه ات، خواهم گریست!

فاطمه علیهاالسلام جان!

عزرائیل ـ فرشته آسمانی مرگ ـ تا به حال از هیچ کس برای قبض روحش اذنی نگرفته بود؛ جز پدرت، ـ رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم ـ که محبوب ترین خلایق نزد خداست!

دل آرام باش!
که نسیم مرگ، جان پدرت را به توفان احتضار نمی کشاند و جز با ملاطفت و مهربانی، این امانت الهی را نمی ستاند.

خدا کند که وعده دیدار ما که در هنگامه شهادت مظلومانه توست، هرگز فرا نرسد که مرا پس از رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم توانی نمانده است!

خداوند در این مصیبت جانگداز، به تو صبری شایسته این اندوه عظیم، عنایت کند!

نزهت بادی

امضای محبّ الزهراء




طاعـــــــت از دست نیاید ، گنهی باید کرد
در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد


!






بعداز اين لطفي ندارد حکـمراني بر دلم
شهر ويـران گشته فرماندار مي خواهد چه کار . . .
محبّ الزهراء آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 3 Users Say Thank You to محبّ الزهراء For This Useful Post:
قدیمی 20-01-2012, 12:20   #10
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
محبّ الزهراء آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Feb 2010
محل سکونت: ماه
نوشته ها: 17,010
Thanks: 31,941
Thanked 50,449 Times in 14,794 Posts
پیش فرض

نگران امتت هستی هنوز


مرور می کنی خاطرات هزار ساله نوح را، تنهایی آدم را، زخم های ایوب را و امتحان ابراهیم را.

با آمدن آدم علیه السلام آمده ای و بعد از عیسی علیه السلام به پیامبری رسیده ای.

فرشته ها صدایت می کنند؛
اما هنوز دلتنگ و نگران امتت هستی.

هرچند اتمام حجت کرده ای، هرچند عادل ترین نگهبان را بر آنان گمارده ای، اما دلشوره اینکه پس از تو چه خواهد شد، رهایت نمی کند.




امضای محبّ الزهراء




طاعـــــــت از دست نیاید ، گنهی باید کرد
در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد


!






بعداز اين لطفي ندارد حکـمراني بر دلم
شهر ويـران گشته فرماندار مي خواهد چه کار . . .
محبّ الزهراء آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
The Following 5 Users Say Thank You to محبّ الزهراء For This Useful Post:
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان


برچسب ها
وفات, پیامبر, رحلت, رسول اکرم (ص)


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
مصحف حضرت فاطمه زهرا(س) mahdishata فاطمة الزهراء (س) 1 07-04-2013 19:45
تفکیک یا اختلاط ؟؟؟ یاصاحب الزمان مباحث سیاست داخلی 84 29-07-2011 15:30
پاسخ به شبهات مطروحه درباره سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير monji_2008 پاسخ به شبهات دیگر ادیان و مذاهب 1 28-05-2011 14:31
سیره عملی حضرت فاطمه (س) mahdishata فاطمة الزهراء (س) 0 12-04-2011 13:33
فضیلت سوره های قرآن همراه با توضیح ali20 مباحث قرآنی 3 07-09-2009 08:20

TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/basijtvRSS Feed@basijtv

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 11:53 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1