شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

پایگاه بسیج خودجوش و مردمی تلگرام


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > اسلام > پرسش‎ و‎ پاسخ‎ > پاسخ به شبهات دیگر ادیان و مذاهب


پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 21-02-2011, 11:01   #1
کاربر فعال
 
حسین تبار آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Nov 2010
نوشته ها: 269
Thanks: 47
Thanked 755 Times in 234 Posts
پیش فرض عُمَربن خطاب با قرآن و رسول الله چه کرد؟ ؟!!

1- عُمَربن خطاب با قرآن و رسول الله چه کرد؟ ؟!!

در روایات متواتر وصحیح السندازجمله در صحیح بخاری ومسلمکه صد درصد نزد اهل سنت معتبراست وحجیت دارد. این روایت نقل است که :
- قَالَ النَّبِيُّ صَلى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ :
هَلُمَّ أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًالَاتَضِلُّوابَعْدَهُ فَقَالَ عُمَرُ إِنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَدْغَلَبَ عَلَيْهِ الْوَجَعُ وَعِنْدَكُمْ الْقُرْآنُ حَسْبُنَاكِتَابُ اللَّهِ(1)
پیامبرفرمود: کاغذی بیاوریدچیزی برایتان دستوربدهم که بعدازآن هرگزگمراه نشوید. پس عمرگفت: کتاب خدامارابس استونیازی به یادداشت پیامبرنیست.
درعبارت دیگردرصحیح بخاری استکه:
فَقَالَ ائْتُونِي بِكِتَابٍ أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ أَبَدًا فَتَنَازَعُوا وَلَا يَنْبَغِي عِنْدَ نَبِيٍّ تَنَازُعٌ فَقَالُوا هَجَرَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ دَعُونِي .(2)
یعنی: پیامبر فرمود:کاغذی بیاورید تا چیزی بنویسم که هرگز گمراهنشوید. حاضرین به نزاع پرداختند درحالی که نزد پیامبر نزاع کردن سزاوار نیست . پس گفتندرسول خدا هذیان گفت. پیامر فرمود : از پیش من بروید.
ودر صحیح مسلم :
-..لمَّا حُضِرَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَفِي الْبَيْتِ رِجَالٌ فِيهِمْ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ فَقَالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ هَلُمَّ أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لَا تَضِلُّونَ بَعْدَهُ فَقَالَ عُمَرُ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَدْ غَلَبَ عَلَيْهِ الْوَجَعُ وَعِنْدَكُمْ الْقُرْآنُ حَسْبُنَا كِتَابُ اللَّهِ. .(3)

با تبریک هفته وحدت ومیلاد رسول اکرم (صلی الله علیه وآله)

وحدت نه بمعنی اینکه شیعه سنی شود ویا سنی شیعه شود ویا سنی سنی بماند و شیعه شیعه !
وحدت یعنی شیعه وسنی که خدا و پیامبر را قبول دارند ببینند در متقن ترین سند یعنی قرآن و سنت چه فرموده!
حال ببینیم
عمربن خطاب با کتاب خدا و رسول خدا چه کرد؟ و قرآن و رسول چه گفتند؟
1- اسناد روایات فوق از معتبرترین کتاب اهل سنت بعد از قرآن صحیح بخاری ومسلم است و صحیح السند ومتواتر هم هست.
2- پیامبر خدا در روزهای پایانی عمرش رو به اصحاب کرد و فرمود: برایم کاغذی بیاورید چیزی بنویسم تا هرگز گمراه نشوید . عمر بلا فاصله به مخالفت صریح با سخن پیامبر پرداخت و گفت: این پیامبر بیمار است و رنجور و کتاب خدا ما را بس است!
در روایت دوم بعد از سخن پیامبر خدا ، عده ای مخالفت نمودند و گفتند این پیامبر خدا هذیان (بیهوده) میگوید که عمر هم دربین همین مخالفان بود.
پیامبر با عصبانیت فرمود: از نزد من بیرون روید واختلاف نکنید.
3- قرآن فرمود: :.. أَطِيعُواْ اللّهَ و َأَطِيعُواْ الرَّسُولَ . .(4)
اطاعت کنيد خدا را! و اطاعت کنيد پيامبر خدا را..
و باز فرمود: . وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ... (5)
. آنچه را رسول خدا براى شما آورده بگيريد (و اجرا کنيد)، و از آنچه نهى کرده خوددارى نماييد؛ و از (مخالفت) خدا بپرهيزيد که خداوند کيفرش شديد است!

وباز فرمود: :.. .. فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ .. هرگاه در چيزى نزاع داشتيد، آن را به خدا و پيامبر بازگردانيد (و از آنها داورى بطلبيد) اگر به خدا و روز رستاخيز ايمان داريد.(6)
وباز فرمود : وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى انْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى... (7)
و هرگز از روى هواى نفس سخن نمى‏گويد!آنچه مى‏گويد چيزى جز وحى که بر او نازل شده نيست!

بنا براین با توجه به نص این آیات و سنت نقل شده از بخاری ومسلم ، جناب عمربن خطاب صریحا از امر خدا و رسولش عصیان نموده وبه مخالفت برخاسته !!
4- قرآن درباره کسانیکه از دستور رسول خدا سرپیچی کنند فرمود: جایگاهشان آتش ابدی جهنم است.
. وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا.(8)
و هر کس نافرمانى خدا و رسولش کند، آتش دوزخ از آن اوست و همیشه در آن مى‏مانند!
نتیجه:
برادر و خواهر سنی مذهب ، که قرآن را قبول داری و خود را اهل سنت پیامبر میدانی! بنگر به عمل عمربن خطاب با رسول الله! و صریح قرآن که از جمله فرمود: در نافرمانان از دستور رسول الله ، در آتش جهنم جاودانند.
آیا چنین فردی لیاقت خلافت پیامبر خدا رادار؟؟!!!
آیا شما را چنین فردی امام است؟!
وآیا برای دنیا و آخرت پاسخی براین عقیده دارید؟!
پی نوشت:
1- صحیح بخاری جزء 14 ص281
2-صحيح بخاري جز8 ص 28
3-صحیح مسلم باب ترک الوصیه لمن لیس له شی جزءص 8414
4- سوره نساء آیه 59
5- سوره حشر آیه 7
6- سوره نساء آیه 59
7- سوره نجم آیه 4
8- سوره جن آیه 23

ویرایش توسط حسین تبار : 28-02-2011 در ساعت 14:09
حسین تبار آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 11 Users Say Thank You to حسین تبار For This Useful Post:
قدیمی 22-02-2011, 17:37   #2
کاربر فعال
 
حسین تبار آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Nov 2010
نوشته ها: 269
Thanks: 47
Thanked 755 Times in 234 Posts
پیش فرض 2- مخالفت عمر با صریح قرآن !

2- فتوای عُمَر به ترک نماز درباره شخص جُنُب
درموردحکم خداونددرباره تیمم به این دو آیه ی شریفه عنایت بفرمایید ؛
1-و ان کنتم جنبافاطهروا و ان کنتم مرضی او علی سفر او جاء احدکم من الغائط او لامستم النساء فلم تجدوا ماءفتیممواصعیداطیبا …. (سوره ی مائده ، آیه ی 6)
2 - و ان کنتم مرضی او علی سفر اوجاء احدکم من الغائط او لامستم النساء فلم تجدوا ماءفتیممواصعیدا طیبا … (سوره ی نساء ، آیه ی 43)
یعنی گاه هر جنب شدید یا مریض شدید یا درسفر هستید یا غائط نمودید یا بازنانتان همبستر شدیدوآب نیافتید پس با خاک پاک تیمم کنید.

حال به سخنی از جناب عُمَر که بر خلاف قرآن است توجه فرمایید.
..حَدَّثَنِي عَبْدُاللَّهِ بْنُ هَاشِمٍ الْعَبْدِيُّ حَدَّثَنَايَحْيَى يَعْنِي ابْنَ سَعِيدٍالْقَطَّانَ عَنْ شُعْبَةَ قَالَ حَدَّثَنِي الْحَكَمُ عَنْذَرٍّعَنْ سَعِيدِ بْنِ عَبْدِالرَّحْمَنِ بْنِ أَبْزَى عَنْ أَبِيهِ أَنَّ رَجُلًاأَتَى عُمَرَفَقَالَ إِنِّي أَجْنَبْتُ فَلَمْ أَجِدْمَاءًفَقَالَ لَا تُصَلِّ فَقَالَ عَمَّارٌ أَمَا تَذْكُرُ يَا أَمِيرَالْمُؤْمِنِينَ إِذْ أَنَا وَأَنْتَ فِي سَرِيَّةٍ فَأَجْنَبْنَافَلَمْ نَجِدْ مَاءً فَأَمَّاأَنْتَ فَلَمْ تُصَلِّ وَأَمَّا أَنَافَتَمَعَّكْتُ فِي التُّرَابِ وَصَلَّيْتُ فَقَالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ إِنَّمَا كَانَ يَكْفِيكَ أَنْ تَضْرِبَ بِيَدَيْكَ الْأَرْضَ ثُمَّ تَنْفُخَ ثُمَّ تَمْسَحَ بِهِمَا وَجْهَكَ ووَكَفَّيْكَفَقَالَ عُمَرُ اتَّقِ اللَّهَ يَاعَمَّارُ قَالَ إِنْ شِئْتَ لَمْ أُحَدِّثْ بِهِ.(1)
مردی بنزدعمر (خلیفه مسلمین) آمد و گفت منجنب شدم و آبی نیافتم (چه کنم؟) عمر گفت : نماز نخوان . سپس عمار به عمر گفتایامیر المومنین ! بیاد نمی آوریمن و تو در جنگی به همراه پیامبر بودیم و جنب شدیم و آب نیفتیم پستو نماز نخواندی و من بر خاک تیمم کردمو نماز خواندم سپس پیامبر گفت بر تو کافی است که وقت تیمم دو دستت را برزمین بزنی سپس بر رویت بکشی و بعدبر پشت دستت بکشی کفایت میکند.عمر گفتای عمار از خدا بترس . عمار گفت اگر تو بخواهی من این موضوع را با کسی مطرح نمیکنم.!
پی نوشت:
1- صحیح مسلمج 2 باب 2 ص 290و
صحیح مسلم ، ج 1 ص 193 ، ناشر : دارالفکربیروت
مسند احمد ، ج 4 ص 265 ، ناشر : دارصادر بیروت
سنن ابن ماجه ، ج 1 ص 188 ، ناشر : دارالفکر بیروت
سنن النسایی ، ج 1 ص 166 و ص 170 ، چاپ اول ، ناشر : دارالفکربیروت
السنن الکبری ، ج 1 ص 209 ،ناشر : دارالفکر بیروت
مسند ابی داود الطیالسی ، ص 89 ، ناشر : دارالمعرفة
مسند ابی یعلی ،ج 3 ص 183 ، ناشر : دارالمامون للتراث
المنتقی من السنن المسندة ، ص 41 ، ناشر : دارالجنان للطباعة و النشر والتوزیع
صحیح ابن حبّان ،ج 4 ص 79 ، ناشر : موسّسة الرسالة
سیر اعلام النبلاء ، ج 13 ص 499 ، ناشر : موسّسةالرسالة
صحیح مسلم و سنن نسائی از صحاح 6 گانه اند .که بعد از قرآن ازمعتبرترین کتاب نزد اهل سنت است به همین دلیل گفتندصحاح سته.
اسناد فوق همگی ازکتب مهم اهل سنت است.
سوال مهم اینجاست . از آنجاکه خلیفه پیامبر باید مثل پیامبراحکام خدا رابداندوبه مردم بگوید،
چگونه عمر بعنوان خلیفه وجانشین پیامبر ،حکم ساده تیمم را بلدنبوده؟؟؟
درحالی که دو آیه صریح دراین باره نازل شده بود ،...وجالبتر اینکه وقتی عمار او را یاد آوری میکند عمر او را از بیان حکم خدا برحذر میدارد..!!!
آیا چنین فردی لیاقت خلافت پیامبر خدا رادارد؟؟!!!
آیا چنین فردی امام اهل سنت است ؟!
وآیا پیروان عمر پاسخی براین عقیده دارند؟!

ویرایش توسط حسین تبار : 01-03-2011 در ساعت 17:14
حسین تبار آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 11 Users Say Thank You to حسین تبار For This Useful Post:
قدیمی 23-02-2011, 17:25   #3
کاربر فعال
 
حسین تبار آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Nov 2010
نوشته ها: 269
Thanks: 47
Thanked 755 Times in 234 Posts
پیش فرض 3- عمر به وفق قرآن، بی ایمان بود!!

3- عمر به وِفق قرآن، بی ایمان بود!!
زیرا خدا درقرآن صریحا قسم خورده و فرمود:
فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا في‏ أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْليماً ( نساء آیه 65) .
سوگندبه پروردگارت كه ايمان نياورند،مگرآنكه درنزاعى كه ميان آنهاست توراداورقراردهندوازحكمى كه تومىدهى هيچ ناخشنودنشوندوسراسرتسليم آن گردند.
شان نزول آیه : درباره منافقانی است که درظاهر اظهار اسلام میکردند ولی با قضاوت وحکمهای پیامبر مخالفت مینمودند.
حال به این روایت صحیح بخاری که بعدازقرآن معتبرترین کتاب اهل سنت وازاصح صحاح سته است ونیزسنن نسائی توجه فرماییدکه درپی نزاعی که درسخن پیامبربین اصحاب واقع شد .. جناب عمربن خطاب صریحاداوری پیامبررانفی نموده وگفته که کتاب خدامارابس است ونیازی به نوشتن وصیت پیامبردرزمینه امرمهم نیست!!!

1- حدَّثَنَاإِبْرَاهِيمُ بْنُ مُوسَى حَدَّثَنَاهِشَامٌ عَنْ مَعْمَرٍوَحَدَّثَنِى عَبْدُاللَّهِ بْنُ مُحَمَّدٍحَدَّثَنَاعَبْدُالرَّزَّاقِ أَخْبَرَنَامَعْمَرٌعَنِ الزُّهْرِىِّ عَنْ عُبَيْدِاللَّهِ بْنِ عَبْدِاللَّهِ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ - رضى الله عنهما - قَالَ لَمَّاحُضِرَرَسُولُ اللَّهِ - صلى الله عليه وسلم - وَفِى الْبَيْتِ رِجَالٌ فِيهِمْ عُمَرُبْنُ الْخَطَّابِ قَالَ النَّبِىُّ - صلى الله عليه وسلم - « هَلُمَّ أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًالاَتَضِلُّوابَعْدَهُ » . فَقَالَ عُمَرُ إِنَّ النَّبِىَّ - صلى الله عليه وسلم - قَدْغَلَبَ عَلَيْهِ الْوَجَعُ وَعِنْدَكُمُ الْقُرْآنُ،حَسْبُنَاكِتَابُ اللَّهِ فَاخْتَلَفَ أَهْلُ الْبَيْتِ فَاخْتَصَمُوا،مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ قَرِّبُوايَكْتُبْ لَكُمُ النَّبِىُّ - صلى الله عليه وسلم - كِتَابًالَنْ تَضِلُّوابَعْدَهُ،وَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ مَاقَالَ عُمَرُفَلَمَّاأَكْثَرُوااللَّغْوَوَالاِخْتِلاَفَ عِنْدَالنَّبِىِّ - صلى الله عليه وسلم - قَالَ رَسُولُاللَّهِ - صلى الله عليه وسلم - « قُومُوا.(1)
2- أنبأ زكريابن يحيى قال حدثناإسحاق بنإب راهيم قال أنبأعبدالرزاق قال حدثنامعمرعن الزهري عن عبيدالله بن عبدالله عن بن عباس قال : لماحضررسول الله صلى الله عليه وسلم وفي البيت رجال ....(2)
ترجمه:ابن عباسم یگوید: وقتی پیامبردرحالت احتضاروروبه مرگ قرارگرفت درنزدش مردانی بودندکه دربین آنهاعمربن خطاب هم بود.پیامبرفرمودکتابی برایم بیاوریدچیزی درآن بنویسم که بعدازمن گمراه نشوید. عمر گفت درد براین پیامبر غلبه نموده (نمیداند چه میگوید!) کتاب خدا نزد شماست همین مارا بس است.پس مردم اختلاف نمودند بعضی گفتند چیزی بیاورید تا پیامبر بنویسد تا بعد از او هرگز گمراه نشوید وبرخی هم مخالفت نمودند وسخن عمر را بیان کردند که - پیامبر مریض است ونمیداند چه میگوید وکتاب خدا مارا بس است ونیازی به نوشتن پیامبر نیست !! پس زمانی که اختلاف بین آنها نزد پیامبر بالا گرفت پیامبر خدا فرمود رویدحال سوال مهم این است :
1- با توجه به دستور صریح پیامر خدا بر اوردن کتابی و نوشتن وصیت تا بعد از او مردم گمراه نشوند.
2- عمربن خطاب برخلاف صریح قرآن درآیه فوق به نص صحیح بخاری؛ باحکم پیامبر به مخالفت برخواست .
3- قرآن صراحت دارد که کسانی که با حکم پیامبر مخالفت نمایند مومن نیستند... با این حال آیا عمربن خطاب ایمان به خدا و پیامبر داشت؟
نتیجه:
برادران و خواهران اهل سنت ، آیا بازهم این شخصی که خود صحیح بخاری و.. نقل نمودند ، به نص قرآن بمخالفت با قرآن پرداخت و به مخالفت صریح با پیامبر خدا برداخت و بی ایمانی خود را بروز داد...
باز هم جناب عُمَر لایق خلافت و جانشینی رسول خدا را دارد ؟ !
پی نوشت:
1 صحیح بخاری باب قول المریض جزء 73 ص 19
2- سنن نسائئ باب كتاب العلم جز3 ص 433و جزء4 ص 360
و...

ویرایش توسط حسین تبار : 01-03-2011 در ساعت 17:15
حسین تبار آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 11 Users Say Thank You to حسین تبار For This Useful Post:
قدیمی 25-02-2011, 17:07   #4
کاربر فعال
 
حسین تبار آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Nov 2010
نوشته ها: 269
Thanks: 47
Thanked 755 Times in 234 Posts
پیش فرض

منع عمر بن خطاب از ترویج احادیث پیامبر خدا !!

قبل از بیان دستور ابابکر و عُمَر و .. به منع انتشار وتدوین احادیث رسول الله....
ابتدا نظر قرآن و بعد نظر خود رسول الله (صلی الله علیه وآله) درباره نقل سخن پیامبر را میگذاریم ...
بعد سخنان خلفاء و دلائل اهل سنت براین امر ... وسپس قضاوت را به وجدانهای حقیقت جو واگذار میکنیم.
قرآن میفرماید:و ما انزلنا اليك الكتاب الّا لتبين لهم الذى اختلفوا فيه ( سوره نحل آیه 64 )
و ما قرآن را بر تو نازل نكرديم جز براى اينكه حق در موارد اختلاف را براى مردم بيان كنى .
كه هر دو آيه شريفه هدف از نزول قرآن كريم را بيان كردن آيات و احكام الهى توسط پيامبر اكرم (ص ) ذكر شده است .
اما سخن پیامبر:
1- قال نبى (ص ): نضّر اللّه امرءا سمع مقالاتى فوعاها و اءداّها...(1)
پيامبر اسلام مى فرمايد: خداوند خير دهد كسى را كه گفتار مرا بشنود، سپس آنرا حفظ كند و آن را به ديگران منتقل كند.
قال الشيخ الألباني : صحيح
قَالَ أَبُو عِيسَى حَدِيثُ زَيْدِ بْنِ ثَابِتٍ حَدِيثٌ حَسَنٌ

2- قال فى حديث آخر: احفظوهن ، و اءخبرو بهن من ورائكم (2)
در حديث ديگرى حضرت فرمودند: سخنان مرا به خاطر بسپاريد (سپس آن را با نگاشتن از خطر از دست رفتن و فراموشى حفظ كنيد) و به ديگران از بعد از خودتان . يعنى نسلهاى آينده ـ منتقل كنيد.
پي نوشت :
1- مسند احمدبن حنبل ج1 ص 437 - از امامان 4 گانه اهل سنت
و- سنن ابن ماجه ج1 ص85 – از صحاح سته اهل سنت و 17 مورد دیگر
و- سنن ترمزی ج 9 ص 258 و 8 مورد دیگر (از صحاح سته اهل سنت)
و- کنزل العمال ج 10 ص 288
و ....
2- فتح البارى ابن حجرى عسقلانى ج1 ص 104
و مسند احمد بن حنبل ج1 ص 288 از امامان 4 گانه اهل سنت
و…..
بنابراین روایت هم صحیح وهم متواتر نزد اهل سنت است.
ادامه دارد...

ویرایش توسط حسین تبار : 10-03-2011 در ساعت 21:33
حسین تبار آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 8 Users Say Thank You to حسین تبار For This Useful Post:
قدیمی 25-02-2011, 17:28   #5
کاربر آشنا
 
azAtaZ آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Feb 2011
محل سکونت: زیر ابر رحمت خدا
نوشته ها: 105
Thanks: 467
Thanked 258 Times in 81 Posts
پیش فرض

جناب بخاری که کتاب صحیحش معتبرترین کتاب اهل سنت هست میخواد توجیه کنه میگه به خاطر این احادیث نوشته نشد تا با آیات قرآن قاطی و جابجا نشود.
azAtaZ آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 6 Users Say Thank You to azAtaZ For This Useful Post:
قدیمی 26-02-2011, 15:45   #6
کاربر فعال
 
حسین تبار آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Nov 2010
نوشته ها: 269
Thanks: 47
Thanked 755 Times in 234 Posts
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط azataz نمایش پست ها
جناب بخاری که کتاب صحیحش معتبرترین کتاب اهل سنت هست میخواد توجیه کنه میگه به خاطر این احادیث نوشته نشد تا با آیات قرآن قاطی و جابجا نشود.
با سلام برادر عزیز... بله گاهی به این مغلطه دچار میشوند مانند آنچه صاحب فتح الباری در شرح صحیح بخاری توجیه نموده!! اما غافل از اینکه :
1- خداوند درقرآن وعده حتمیه داد که خودش حافظ قرآن است و فرمود:
إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ . (سوره حجر آیه 9)
ما قرآن را نازل کرديم؛ و ما بطور قطع نگهدار آنيم !
2- پس چگونه اهل سنت مدعی پیروی از سنت پیامبر هستند؟!! مگر با حذف ومنع سخن پیامبر ..چیزی از سنت می ماند؟!!!
حسین تبار آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 6 Users Say Thank You to حسین تبار For This Useful Post:
قدیمی 26-02-2011, 15:51   #7
کاربر فعال
 
حسین تبار آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Nov 2010
نوشته ها: 269
Thanks: 47
Thanked 755 Times in 234 Posts
پیش فرض منع عمر از نقل احادیث پیامبر خدا!!

4- منع عمر بن خطاب از ترویج احادیث پیامبر خدا !!

اینک نمونه هایی از منع های عمر بن خطاب از نقل سخنان پیامبر!
1- قال عمر : أقلواالرواية عن رسول الله..
هذا حديث صحيح الإسناد..(1)
2-عن معاوية بن أبى سفيان : أنه خطب فقال يا أيها الناس أقلوا الرواية عن رسول الله - صلى الله عليه وسلم - وإن كنتم تتحدثون فتحدثوا بما كان يتحدثبه فى عهد عمر إن عمر كان يخيف الناس فى الله(2-4)
ترجمه :از معاويه بن ابي سفيان : از رسول خدا کمتر سخن نقل کنيد....
3-عن السائب بن يزيدقال سمعت عمربن الخطاب يقول لأبي هريرةلتتركن الحديث عن رسول الله ( صلى الله عليه وسلم ) أولألحقنك بأرض دوس وانقطع من كتاب أبي بكر كلمة معناها دوس وقال الكعب لتتركن الحديث أولألحقنك بأرض القردة (5-8)
ترجمه : ..عمر بن خطاب به ابوهريره!! گفت: نقل حديث از رسول الله را ترک کن.. درغير اينصورت تورا درزمين ميمون ملحق ميکنم...
4-ذهبى عالم بزرگ اهل سنت: هکذا هو کا ن عمر یقول: اقلّوا الحدیث عن رسول اللّه وزجر غیرواحد من الصحابه عن بث الحدیث وهذا مذهب لعمر وغیره. فباللّه علیک، إذا کان الأکثار من الحدیث فی دوله عمر کانوا یمنعون منه. مع صدقهم وعدالتهم .. (9)
آرى چنین بود عمر، او مى گفت: از پیامبر کمترحدیث نقل کنید و چندین صحابى پیامبر را نسبت به نشر احادیث توبیخ کرد. آرى این شیوه و مذهب و ایده عمر و غیر عمر بود.
حال سوال اصلی از برادران اهل سنت این است که :
1- باچه مجوز عقلی وشرعی عمر بن خطاب از منع روایات پیامبر جلو گیری میکرد؟!
2- آیا باز هم چنین فردی میتواند خلیفه پیامبر خدا باشد و امام شما؟!!
پی نوشت:
1- مقدمه فتح الباری، ج1.ص1 - ابن حجر
2-المستدرک علی الصحیحین ج1ص183
3-جامع الاحادیث مسند عمربن الخطاب ج26 ص 401
4- کنزل العمال ج10 ص 291
و....
5- تاريخ مدينة دمشق - ابن عساكر ج 05ص 172
6-البداية والنهاية - ابن كثير ج 8 ص 114 : قريبا
7-سير أعلام النبلاء - الذهبي ج 2 ص 600 :
8-كنز العمال - المتقي الهندي ج 01 ص 291:
9- سیر اعلام النبلاء ج2: ص۶ ۱
اسناد همگی از بزرگان اهل سنت.
ادامه دارد.......

ویرایش توسط حسین تبار : 01-03-2011 در ساعت 17:17
حسین تبار آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 8 Users Say Thank You to حسین تبار For This Useful Post:
قدیمی 27-02-2011, 09:29   #8
کاربر فعال
 
حسین تبار آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Nov 2010
نوشته ها: 269
Thanks: 47
Thanked 755 Times in 234 Posts
پیش فرض آتش زدن احادیث رسول خدا توسط ابابکر !

5- آتش زدم احادیث پیامبر خدا توسط ابابکر

1- .. القاسم بن محمد قال : قالت عائشةجمع أبى الحديث عن رسول الله - صلى الله عليه وسلم - فكانت خمسمائة حديث فبات ليلة يتقلب كثيرا قالت فغمنى فقلت تتقلب لشكوى أو لشىء بلغك فلماأصبح قال أى بنية هلمى الأحاديث التى عندك فجئته بها فدعا بنارفحرقهاوقال خشيت أن أموت وهى عندك فيكون فيها أحاديث عن رجل ائتمنته ووثقتبه ولم يكن. (1)
عایشه گفت: پدرم(ابابکر) سخن پیامبر را جمه نمود که تعداد آن 500 تابود تا اینکه یک شب به من گفت آن احادیث پیامبر را بیاور...آنها را آوردم ..پدرم ابابکر همه آن احادیث پیامبر را آتش زد و گفت می ترسم بمیرم و این احادیث نزد توباشدزیرا اینها را از کسی گرفتم که به او ایمان داشتم ولی اینگونه نبود.
2- ..قالت عائشة:جمع ابی الحدیث عن رسول الله و کانت خمسمائة حدیث.... فدعا بنارفحرقها. (2)
عایشه گفت: پدرم پانصد حدیث از رسول خدا جمع کرده بود و همه را آتش زد!!!
محو احادیث پیامبر از عمر!
3- عمر گفت: من کان عنده منهاشیءفلیمحه (3)
هر کسی که نزدش سخنی ازپیامبر باشد باید آن را نابود سازد!
منع ترویج احادیث پیامبر از عثمان !
4- محمود بن لبید (4) می گوید: روزی "عثمان" برفراز منبر چنین گفت: کسی مجاز نیست از رسول خدا حدیثی نقل کند،مگر احادیثی که خود من در زمان ابوبکر و عمر شنیده ام(5-7)
پی نوشت:
1- جامع الاحادیث ج25 ص 120
2- الذهبی، تذکرة الحفاظ، ج 1، ص 5
3- الشهرستانی، وضوء النبی(ص) ج 2، ص 20
4- محمود بن لبید انصاری، از اصحاب رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم بوده است. علمای اهل سنت از وی احادیث فراوانی نقل کرده اند. او از رجال "بخاری" در کتاب "ادب المفرد" به شمار می رود و در این کتاب دوبار از وی نقل حدیث شده است.م.م
5-مسند الامام احمد بن حنبل ( یکی از صحاح ششگانه اهل سنت )، جلد1،صفحه363
6- الطبقات، محمد بن سعد، جلد2، صفحه336
7- منتخب کنزالعمال، جلد8،صفحه107
اسناد همگی از بزرگان اهل سنت اند
....

ویرایش توسط حسین تبار : 01-03-2011 در ساعت 17:17
حسین تبار آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 6 Users Say Thank You to حسین تبار For This Useful Post:
قدیمی 01-03-2011, 17:20   #9
کاربر فعال
 
حسین تبار آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Nov 2010
نوشته ها: 269
Thanks: 47
Thanked 755 Times in 234 Posts
پیش فرض

6- تخلف ابابکر و عُمَر از فرمان پیامبر خدا .

در ماه محرم سال یازدهم، رسول گرامی اسلام (صلی اله علیه وآله) پیش از آنکه دربستر بیماری افتد مسلمانان را فرمان داد تا برای گسیل به‏مرزهای روم از جانب شام آماده شوند.(1)
و فرماندهی را به جوانی به نام اسامة بن زید سپرد و آنگاه شیوخ مهاجر و انصار و بزرگان از جمله ابوبکر، عمر، عثمان، عبدالرحمن بن عوف، ابوعبیده، سعد بن ابی وقاص، اسید بن حضیر، بشیر بن سعد و عده دیگری را با تصریح نام آنها خواست که تا تحت امر این فرمانده جوان به ناحیه بلقاء واقع در سرزمین شام بروند..
پیامبر فرمود:جَهِّزوا جیش اسامة لعن الله من تخلف عنها. یعنی مجهز کنید کنید لشکر اسامه را ، لعنت خدا بر کسی که از همراهی با (اسامه) سر باز زند.
با این همه تاکید حضرت رسول خدا صلی الله علیه و آله مبنی بر همراهی با لشکر اسامه و لعن ترک کنندگان آن، ابوبکر و عمر و عده ای از دوستانشان به بهانه دیدار با پیغمبر صلی الله علیه و آله لشکرگاه را ترک کرده و شبانه به مدینه آمدند. پیامبر صلی الله علیه و آله در صبح آن شب فرمودند"قد طرق لیلتنا هذه المدینه شرٌ عظیم" یعنی دیشب در این شهر شری بزرگ درآمد. حاضران عرض کردند چه شده یا رسول الله؟ حضرت فرمودند:"ان الذین کانوا فی جیش اسامة قد رجع منهم نفرٌ یخالفون عن امری اَلا اِنی اِلی الله منهم براءٌ ویحکم نَفِّذوا جیش اسامة" یعنی گروهی از کسانی که در لشکر اسامه بودند مخالفت امر من نمودند و از لشکر برگشتند آگاه باشید که من از ایشان بیزارم و بسوی خدا از این قوم برائت می جویم. وای بر شما لشکر اسامه را حرکت دهید. (2-4)
.. مورخان و محدثان شك ندارند كه آن حضرت قبل از رحلت خويش ، به اسامه هجده ساله حكم فرماندهى داد و به اصحاب خويش فـرمان داد تا آماده پيكار و جهاد با روم باشند و به اسامة بن زيد فرمود: برو بـه آن مـحـل از شـام كـه پدرت زيد بن حارثه در آنجا شهيد شده است .بزرگان مهاجر و انـصـار از قـبيل ابوبكر و عمر و ابوعبيده جراح و ديگران را جزء لشكريان او كرد..(5-7)
اهـل تاريخ اتفاق دارند، كه ابوبكر و عمر از لشكريان اسامه بودند وپیامبر مكرر مى فرمود: جهزوا جيش اسامه نفذوا جيش اسامه (8) و خود پرچم او را آماده كرده و به دست وى داد، تـا جـايـى كـه حضرت فرمود: لعن الله من تخلف عن جيش ‍ اسامة (9)خدا لعنت كـنـد كـسـى را كـه از لشـكـر اسـامـه تـخـلف نـمـايـنـد و بـه هـر حـال اسـامـه بـا هـزار رزمنده و هزار اسب از مدينه خارج شد و در لشكرگاه جرف اردو زد؛ولى عـمـر و ابـوبـكـر و ديـگـران فـرمـان آن حـضـرت را اطـاعـت نـكـرده و تـخلف نـمـودنـد
اگر پیامبر يكى از ديگران را امير مى كرد آن را براى خلافت خويش دستاويز مى نمود؛ليكن آنها بـه مـقـصـود آن حـضـرت واقف شده و به امارت اسامه از لحاظ كمى سن تن در ندادند و از جرف حركت ننمودند تا حضرت رحلت فرمود.
رسـول خـدا صـلى الله عـليـه و آله در جـواب آنـان كـه كـمـى سـن اسـامـه را اشـكـال گـرفـتـنـد فـرمـود: ايـن چـه حـرفـى اسـت كـه از شـمـا دربـاره امـارت اسـامـه نـقـل مـى كنید؟! شما همانيد كه چون درگذشته پدر او را نيز امير كردم بر اين كار من طعن زديد، به خدا پدرش شايسته امارت بود، پسرش نيز آن شايستگى را دارد.(10) به هـر حـال مـتخلفين از جيش اسامه فرمان صريح آن حضرت را نقض كرده و عصيان نمودند که ابابکر وعمر و.. اط جمله آنان بودند که مورد لعن پیامبر قرارگرفتند!!
از جمله کسانی از بزگان اهل سنت تصریح بنام ابابکر و عمر نمودند :
ابن حجر عسقلانى در شرح صحیح بخارى، به این مطلب که ابوبکر هم جزو این سپاه بوده اعتراف کرده و می‌نویسد:
باب بعث النبی صلى الله علیه وسلم أسامة بن زید فی مرضه الذی توفی فیه
.. فعقد لأسامة لواء بیده فأخذه أسامة فدفعه إلى بریدة وعسکر بالجرف ...
وکان ممن انتدب مع أسامة کبار المهاجرین والأنصار منهم أبو بکر وعمر وأبو عبیدة ...
... از جمله کسانی که به همراه اسامه اعزام شدند گروهی از بزرگان مهاجر و انصار از جمله ابوبکر و عمر و ابوعبیده بودند ...(11)
با توجه به قطعی بودن دستور پیامبر به شرکت صحابه در جنگ به فرماندهی اسامه ؛ دراین جا چند سوال مهم پیش میآید:
اگر برادران پاسخگوی اهل سنت ؛ جوابی دارند بفرمایند!!
1- چرا با وجود صحابه .. پیامبر اسامه 18 ساله را فرمانده جنگ نموده ؟
2- چرا پیامبر بر متخلفین از فرمان اسامه , لعنت فرستاد؟
3- چرا جناب ابابکر و عمر و ... از فرمان اسامه سرپیچی نمودند و از جنگ برگشتند؟
4- چرا برغم اصرار حضرت علی , پیامبر به او اجازه شرکت در این جنگ را نداد و در مدینه نزد خود گذاشت؟
5- آیا تخلف ابابکر و عمر از فرمان صریح پیامبر؛ برخلاف دستور قرآن نیست ؟
دراین صورت کسانیکه مخالف صریح قرآن و دستور رسول خدا باشند شایسته خلافت هستند؟؟؟؟!!!
پی نوشت:
1- الکامل، ابن اثیر، ج 2، ص 317.
2- دلائل الصدق ج 3 ص 5
3- شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 2 ص 20
4- مغازی ج 2 ص 1117
5- حـلبـى در سـيـره ج 3، ص 227
6- ابـن اثـيـر در تـاريـخ كـامـل ، ج 2، ص 215
7- طـبـرسـى در اعـلام الورى ، ص 133 و ..
8- شـرف الديـن ص 11
9- مـلل و نـحـل شـهـرستانى در النـص و الاجـتـهـاد
10- سيره حلبى ، ج 3 ص 228
11- ابن حجر درفتح الباری ، ، ج 8 ، ص 115
بجز 2-7-8 بقیه اسناد همگی ازبزرگان اهل سنت اند

ویرایش توسط حسین تبار : 01-03-2011 در ساعت 17:35
حسین تبار آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 6 Users Say Thank You to حسین تبار For This Useful Post:
قدیمی 02-03-2011, 13:53   #10
کاربر فعال
 
حسین تبار آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Nov 2010
نوشته ها: 269
Thanks: 47
Thanked 755 Times in 234 Posts
پیش فرض

7- مخالفت جناب عمر با حکم خدا درقرآن

آیه جواز ازدواج موقت:
زیرا دراین باره قرآن میفرماید: .... فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً بَعْدِ .... (سوره نسا’ أيه 24)
..و زنانى را که متعه [ازدواج موقت‏] مى‏کنيد،واجب است مهر آنها را بپردازيد........


دراین موردخود عمراعتراف میکند که درزمان پیامبر متعه حلال بود ...ولی عمر مخالفت نمود : ..متعتان كانتا على عهدرسول الله صلى الله عليه وسلم وأنا أنهي عنهماوأعاقب عليهما : متعة النساء ومتعة الحج .(1-5)
حدثنا عبد الله حدثنيأبي ثنا عبد الصمد ثنا حماد عن عاصم عن أبي نضرة عن جابر قال : متعتان كانتا على عهدالنبي صلى الله عليه و سلم فنهانا عنهما عمررضي الله تعالى عنه فانتهينا.
تعليق شعيب الأرنؤوط : إسناده صحيح على شرط مسلم .(6)
جابر گفت: دو متعه بودند که در زمان پیامبر خدا وجود داشت پس عمردرزمان خلافت خود- ما را ازآن نهی نمود ما هم آن را ترککردیم.
دلیل حرمت ازدواج موقت توسط عمر:
عمر خود بر اثر جريانى كه براى او رخ دادآن را تحريم نمود. داستان از اين قراراست: روزى خليفه به منزل خواهرشمى رود، مى فهمدكه خواهرش مشغول غسل است، از او مى پرسدبااين كه شوهر ندارى وايام پايانى عادت زنانه تو هم نيست براى چه غسل مى كنى، وى گفت: متعه شده ام واز اين راه گرفتار جنابت گشته وغسل مى كنم،خليفه از اين ماجرا خوشش نيامد به منبر رفته مردم را جمعمى كند ومى گويد: " متعتان محللتان كانتا في عهدرسو ل الله وانا احرمهما واعاقب عليهما متعةالنساء ومتعة الحج " (7) از آن زمان جمهورتابعين خليفه، از ترس مجازات وى آن را برخودحرام مى كنند، ولى جمع كثيرى از صحابه و تابعين زير باربدعت خليفه نرفته و همچنان بر جواز ومشروعيت متعه باقى مى مانند.

سوال مهم از اهل سنت اینجاست:

چگونه جناب عمر ادعای خلافت از رسول الله را دارد برخلاف صریح قرآن و دستور پیامبر حکم نموده؟

پی نوشت:
1- تفسیر کبیر ج5 ص 130
2- تفسيررازی ج 4 ص 130
3- تفسیر قرطبی ج2 ص 390
4- مفاتیح الغیب ج5 ص 130
5- جامع الاحادیث ج28 ص 244
6- مسند احمد بن حنبل ج3 ص 325
7- کتاب النقض عبد الجلیل رازی ص 601
منابع از بزرگان اهل سنت است.

ویرایش توسط حسین تبار : 02-03-2011 در ساعت 13:56
حسین تبار آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
The Following 3 Users Say Thank You to حسین تبار For This Useful Post:
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان


برچسب ها
قرآن, چه, و, کرد؟, ؟, الله, با, خطاب, رسول, عُمَربن


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
چرا نام امام على و ساير ائمه*در قرآن نيامده است؟! vorojax مباحث ديگر بخش اسلامی 2 09-07-2011 05:35
استاد مطهری و تفسیر قرآن با رویکردی عرفانی ؛ (عرفان در نگاه تفسیری استاد مطهری) محسن رحمتی عرفان 2 04-03-2011 17:56
فضیلت سوره های قرآن همراه با توضیح ali20 مباحث قرآنی 3 07-09-2009 09:20
اعمال شب و روز عيد فطر کاظم سبزواری آداب 0 30-09-2008 15:48
آداب تلاوت قرآن vorojax آداب 0 29-08-2008 05:04

TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/nooreasemanRSS Feed@nooreaseman_com

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 06:05 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1