شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

پایگاه بسیج خودجوش و مردمی تلگرام

پایگاه بسیج خودجوش و مردمی اینستاگرام

پایگاه بسیج خودجوش و مردمی توییتر


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > اسلام > پرسش‎ و‎ پاسخ‎ > پاسخ به شبهات دیگر ادیان و مذاهب


پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 29-08-2011, 15:46   #1
مدیر بازنشسته
 
monji_2008 آواتار ها
 
تاریخ عضویت: May 2010
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 1,827
Thanks: 485
Thanked 2,737 Times in 1,044 Posts
Thumbs down فتاواي زشت و شنیع وهابی ها

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم

با سلام خدمت همه دوستان نورآسمانی
چند روز قبل وقتی به یکی از سایتهای وهابی سر زدم دیدم تایپیکی دارند بنام انتقاد از احادیث شیعه و یک مشت مزخرفات را سرهم کرده و بخیال خود فتح الفتوح کرده اند بنده هم تعدادی از احکام فقهی از کتب خودشان را برایشان ارسال کردم که در زیر میبینید و هیچگونه پاسخ و اظهار نظری تا بحال که نکرده اند اگر خبری شد در همینجا ذکر خواهم کرد.
یا علی

با عرض معذرت از تمامی دوستان بخاطر زشتی و رکیک بودن این احکام ولی تماما با سند و نزد اهل سنت معتبر هستند.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله فرمودند:

إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمْ ثَقَلَيْنِ (كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي) مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِي أَحَدُهُمَا

همانا من ترک می کنم شما را در حالیکه دو چیز گرانقیمت در نزد شما باقی می گذارم. قرآن و عترت. تا زمانیکه به آن دو تمسک جسته اید هرگز بعد از من گمراه نمی شوید.

این حدیث شریف به صورت متواتر در کتب شیعه وسنی وارد شده است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله در این حدیث شرط استقامت در راه حق و عدم گمراهی را تمسک به قران و عترت می دانند. ولی متاسفانه کسانی که در طول تاریخ خود را "اهل سنت" و پیروان سنت نبوی خوانده اند به قران و عترت تمسک نجستند. و همین مساله موجب شده است که در لجن زار گمراهی و ضلالت غوطه ور شوند. فتاوای عجیب و غریب و مضحک ایشان دلیل و گواه روشن و واضحی بر ضلالت ایشان می باشد که ما بخشی از آنها را در اینجا بیان می کنیم:

مرد بزرگسال با خوردن شير مَحرَم مى شود !!

اهل سنت طبق روایت مضحک و دروغی که در کتب خود راجع به شیر دادن مرد بزرگسال نقل کرده اند فتاوای عجیب و غریبی داده اند. روایت جعلی که نقل کرده اند میگوید:

پس از نزول آيه چهارم و پنجم سوره أحزاب كه در آن خداوند پسر خوانده را همانند فرزند واقعى ندانسته و فرمان مى دهد كه آنان را فرزندان پدران خودشان بدانيد و بايد حريم شرعى را رعايت كنيد، مسلم و أبو داود ونسائى و ابن ماجه ودارمى وبيهقى ومالك وأحمد و طبرانى وديگران از عائشه نقل كرده اند كه گفت: زنى بنام سهله دختر سهل خدمت پيامبر(ص) آمد وگفت: اى رسول خدا(ص) سالم فرزند خوانده أبو حذيفه است كه در خانه ما است، و من با سر برهنه و بدون پوشش در برابرش ظاهر مى شوم، احساس مى كنم ابو حذيفه اينگونه دوست ندارد و ناراحت مى شود، چكار كنم؟

رسول خدا(ص) فرمود: ازپستانت به او شير بده تا مشكل حل شود، عرض كرد: او مردى بزرگ وداراى ريش ومحاسن است چگونه او را شير دهم؟ پيامبر لبخندى زد وفرمود: مى دانم او خرد سال نيست بلكه مردى بزرگ و داراى ريش و محاسن است، او را شير بده با تو محرم شود و آنچه در ذهن أبو حذيفه است پاك مى شود. سهله از خدمت پيامبر رفت و باز هم خدمت آن حضرت آمد وگفت: او را شير دادم و خيال أبو خذيفه را راحت كردم. (1)
ابن حزم و داود ظاهرى تحت عنوان «مذهب عائشه» مى گويند: اگر مردى بزرگسال از پستان زنى شير بنوشد حكم طفلى را خواهد داشت كه از پستانش شير نوشيده است. (2)

شافعى نيز اين حديث را پذيرفته است زيرا وى پس از نقل آن و طرح سؤالاتى پيرامون آن مى گويد: بنا بر نقل أمّ السلمه اين فرمايش رسول خدا(ص) مخصوص همان يك نفر يعنى سالم مولى أبو حذيفه خواهد بود، چون شير دادنى كه موجب محرميّت مى شود در باره طفل شير خواره است كه لاأقل بايد پنج نوبت و بدون فاصله از پستان زنى شير بنوشد و افراد بزرگتر از اين قاعده خارج هستند. (3)

بيست سال دوران باردارى

أبو حنيفه گفته است: اگر مردى بيست سال دور از همسرش زندگى كند و در اين مدّت رابطه اى با وى نداشته باشد و افرادى هم شهادت دهند كه در مدّت بيست سال از جمع آنان جدا نشده، سپس همسرش باردار شود فرزند در رحم متعلّق به همان مرد است. همچنين اگر پس از بازگشت از سفر بچّه اى يكساله يا بيشتر در آغوش همسرش ديد، آن بچّه فرزند خود او خواهد بود. (4)

داشتن نُه همسر

فخر الدين زيلعى حنفى فتوايى را با استفاده و استناد به آيه اى از قرآن كريم از قاسم بن إبراهيم نقل مى كند كه بر اساس آن هر مردى مى تواند تعداد نهُ همسر در آن واحد داشته باشد.

وى مى گويد: خداوند ازدواج با دو زن را با اين جمله ( مثنى ) جايز دانسته است، و درادامه اين جمله را ( ثلاث ورباع ) با واو عطف كه به معناى جمع است ذكر فرموده است، پس در اين صورت مجموع زنانى كه براى انسان جايز است نُه زن مى شود. (5)
سپس مى گويد: نخعى و ابن أبي ليلى نيز چنين فتوايى را صادر كرده اند. (6)
از اين مهمتر سخن كسانى است كه حدّ و مرزى در تعداد همسران نمى شناسند، مانند شوكانى به نقل از ظاهريّة، وابن صباغ وعمرانى و قاسميّه از فرق زيديّه ونظام الدين أعرج، او در تفسير آيه: (فانكحوا ما طاب لكم من النساء) مى گويد: گروهى از اين آيه اينگونه استفاده كرده اند كه در تعداد همسر هيچ محدوديّتى وجود ندارد زيرا آيه اطلاق دارد و خداوند عدد خاصّى را بيان نفرموده است. (7)
چهار سال مدّت باردارى
أحمد حنبل معتقد است كه دوران بار دارى بيش از چهار سال نيست، پس اگر مردى همسرش را طلاق دهد يا به ميرد و آن زن با شخص ديگرى ازدواج نكند وپس از گذشتن چهار سال از وفات شوهر و يا طلاق، فرزندى به دنيا آورد، آن بچّه متعلّق به همان پدر خواهد بود و عدّه طلاق هم تمام مى شود. (8)
يك بچّه و چند پدر!!!!!

أحمد حنبل در فتوايى عجيب و غريب در مورد بچّه اى كه دو نفر در باره وى ادّعاى پدرى داشته باشند مى گويد: اگر هيچ يك از آن دو نفر دليل و مدرك قانع كننده اى نداشته باشند و يا دليل و مدرك هر يك در تضادّ و مخالف ديگرى بود بايد آن كودك را بر كسى كه قيافه شناس است عرضه كنند پس اگر او تشخيص داد كه يكى از آن دو پدر آن كودك است به آن يك نفر ملحق مى شود واگر تشخيص داد كه هر دو نفر پدر كودك هستند به هر دو ملحق مى شود و از هر دو ارث مى برد و آن دو نفر هم از او ارث مى برند.

همچنين اگر بيش از يك نفر ادّعا داشته باشند، با تشخيص قيافه شناس به همه آنان تعلّق خواهد داشت. (9)

عجيب ترين فتوا

اگر شخصی دخترش را که در مشرق زمین است برای مردی که در مغرب زمین است عقد کند و پس از گذشت شش ماه این دختر صاحب فرزند شود. این فرزند از آن پدری است که در مغرب زمین زندگی می کرد. حتی اگر چند سال گذشته باشد و این مرد و زن هرگز به هم نرسیده و نزدیکی نکرده باشند.

و همچنين اگر كسى را از لحظه عقد ازدواج به مدّت پنج سال زير نظر نگهبانان زندانى كنند، سپس آزاد شود و به منزلش برود و تعدادى فرزند در كنار همسرش ببيند همه آنان فرزندان وى خواهند بود اگر چه فرصت يك لحظه ديدار و ملاقات با همسرش را پس از عقد نداشته است. (10)

فتوا به حلال بودن زنا !

اگر مردى آلتش را در پارچه اى به پيچد سپس با زنى نزديكى كند ومنى اش را داخل رحم نريزد، نه غسل بر او واجب مى شود و نه حدّ زنا، و ضررى به عباداتش هم نمى زند.

اين سخن از شخصى است بنام عبد القاهر تميمى كه سُبكى نويسنده كتاب طبقات الشافعيّة او را پيشوايى بزرگ وجليل القدر و دانشمندى كه آوازه علمى اش گيتى را فرا گرفته و علوم ودانشش به خراسان حمل مى شد معرّفى كرده است.(11)

ابن نُجيم حنفى با يك درجه تخفيف همين فتوا را بگونه اى ديگر صادر كرده ومى گويد:

اگر مردى آلتش را در پارچه اى بپيچد و با زنى نزديكى كند پس اگر احساس لذّت كند و حرارت و گرماى درون را لمس كرد حجّ او باطل مى شود، وگر نه ضررى نخواهد داشت. (12)

أبو حنيفه نيز گفته است: اگر مردى در برابر قرار داد ده درهم با مادرش ازدواج و نزديكى نمايد زناكار نخواهد بود و حدّ زناكار هم بر وى جارى نمى شود، و اگر مردى آلتش را در پارچه اى به پيچد و با زنى همبستر شود زناكار نيست و حدّ بر او جارى نمى شود. (13)

ازدواج پدر با دختر

فتواى امام مالك و به تبع او شافعى در حلال بودن ازدواج پدر با دخترش كه از طريق غير مشروع يعنى زنا به دنيا آمده باشد و همچنين با خواهر و دختر پسر و دختر دخترش كه به همين روش به دنيا آمده باشند از فتواهاى نادر روزگار است و دليلى كه بر جواز آن نيز آورده است نادر تر از خود حكم و شنيدنى است.

وى مى گويد: به اين دليل نكاح جايز است كه اين پدر و دختر شرعاً با يكديگر نسبتى ندارند و بيگانه هستند و چون از راه غير مشروع متولّد شده است ارث نمى برد و نفقه او هم واجب نيست. (14)

ازدواج با محارم

از جمله فتواهاى نادر روزگار كه مخالف قوانين ودستورات شرع مقدّس است فتاواى ذيل است كه ابن قدامه نويسنده صاحب نام آن را نقل كرده و مى نويسد:

ازدواج با محارم مانند مادر و خواهر و خاله و عمّه وغير آنان به اجماع علماى اسلام باطل است.

ولى دو تن از دانشمندان و فقيهان اهل سنّت يعنى أبو حنيفه وثورى گفته اند كه اگر چنين ازدواجى همراه با عمل زناشويى صورت گرفت موجب حد نمى شود، چون ممكن است نزديكى بجهت شبهه باشد يعنى خيال مى كرده است همسر خودش است ولى اشتباه كرده است.

همچنين ازدواجى كه حرمتش اجماعى است مانند: انتخاب همسر پنجم با وجود داشتن چهار همسر يا ازدواج با زنى كه شوهر دارد يا زنى كه در عدّه طلاق يا وفات بسر مى برد يا زنى كه سه دفعه طلاق داده شده است (بر مبناى فقه اهل سنّت) اگر هر يك از اين موارد اتفاق افتاد ابوحنيفه مى گويد حدّ جارى نمى شود. (15)

مالك و شافعي فتوا داده اند: نکاح و ازدواج با دختر و خواهر و دختر فرزند و دختر برادر و دختر دختر جایز می باشد. (المغنی ابن قدامة 7/485)

بازهم مجوّزى براى زنا

اگر كسى زنى را به خدمت (اجاره) گرفت تا با وى زنا كند يا از زنان محرم خودش كام بگيرد و بداند اين عمل حرام است حدّ زنا بر وى واجب مى شود.

ولى اگر از زنان محرم خودش يكى را به كنيزى بگيرد و با وى نزديكى نمايد فتواى درست آن است كه حدّ بر وى واجب نمى شود. (16)

همچنین در فتوای یک از فقهای بزرگ اهل سنت و مفتی وقت مدینه منوره متوفای 212 ق, دوست و همنشین مالک رئیس فرقه مالکیه آمده است: اگر کسی پولی به زنی بدهد و با او زنا کند دیگر حدی بر او نیست ! (المحلی ابن حزم 11/251)

همین فتوا را ابوحنیفه داده است که: اگر زنی برای کاری اجیر شود و با او عمل زنا صورت گیرد و یا از اول برای زنا اجیر شود حدی بر هیچکدام از زن و مرد نیست ! (المحلی ابن حزم 12/196)

اقامه دو شاهد دروغ !

در کتاب الحیل از بخاری نوشته شده است که: بعضی گفته اذن ندهد دختر باکره خود را تا با او ازدواج نماید پس می تواند حیله (نقشه) بزند و دو شاهد دروغ اقامه کند بر اینکه آن دختر را با رضایت خود او عقد کرده است و به این جهت قاضی حکم کند به صحت نکاح او و حال آنکه شوهر می داند که شاهدان دروغ گفته اند. پس باکی برای او نیست که با آن دختر جماع کند و همین ازدواج صحیحی است. (صحیح بخاری8/62)




جواز زنا با زن خدمتكار

ابن ماجشون از فقيهان مالكى مى گويد: اگر كسى با زنى كه خدمتكار اوست زنا كند حدّ شرعى بر او جارى نمى شود. (17)

ملحق شدن بچّه به پدر اگر چه با همسرش نزديكى نكرده باشد

اگر مردى بازنى ازدواج كند و در همان مجلس عقد و در حضور شهود او را طلاق دهد سپس آن زن بعد از گذشتن شش ماه فرزندى به دنيا آورد أبو حنيفه گفته است آن بچّه متعلّق به همان مرد خواهد بود. (18)

تعصّب بى رحمانه

مشاهده برخى از فتواها اعتقاد ما را به عدم صداقت مدّعيان پيروى از سنّت رسول (صلى الله عليه وآله وسلم) بيشتر مى كند، از جمله فتواى بعضى از فقيهان پيرو مكتب فقهى أبو حنيفه است كه در آن ازدواج مرد حنفى را با زن پيرو شافعى جايز نمى دانند و دليل آن را اين سخن امام شافعى دانسته اند كه گفته است: إن شاء اللّه من مؤمن هستم.
از اين سخن بوى شكّ و ترديد به مشام مى رسد و معلوم مى شود كه در عقيده اش محكم نبوده است. (19)

شير گاو و گوسفند و فتواى خواهر و برادرى

به ياد داشته باشيد كه اگر چند نفر از شير يك گوسفند استفاده كنند خواهر و برادر رضاعى مى شوند و داستان محرميّت و حرمت ازدواج دامنگيرشان خواهد شد !

شايد در آغاز از شنيدن و خواندن اين مطلب تعجّب كنيد و به دنبال گوينده و صاحب اين فتوا باشيد، و او را شخصى مجهول و بى اطلاع از احكام و دستورات شرع به ناميد.

ولى وقتى كه گوينده اين سخن شخصى مانند محمّد بن إسماعيل بخارى صاحب و نويسنده معتبرترين كتاب صحيح اهل سنت باشد تعجّب شما بيشتر و بيشتر خواهد شد.

اين فتوا را سرخسى در كتاب مبسوط از قول بخارى نقل كرده و خودش به جنگ وى رفته و مى گويد: اگر دو پسر بچّه ازگوسفند و يا گاوى همزمان شير به خورند حرمت رضاع و شير خوارگى محقّق نخواهد شد، زيرا در رضاع و شيرخوارگى نسب شرط است و بين انسان و حيوان نسبتى وجود ندارد. بنا بر اين خوردن شير حيوان موجب تحقّق رضاع و حرمت چيزى نخواهد شد.

سپس مى گويد: همين فتوا سبب اخراج و تبعيد بخارى از بخا را شد. (20)

جواز استمناء (خود ارضایی)

از مجاهد نقل شده كه گفته است: آنانكه پيش از ما مى زيسته اند پسران جوانشان را به استمناء و همچنين دختران و زنان را به استفاده از وسيله اى براى خود ارضايى وادار مى كرده اند تا از زنا دورى كنند. (21)

ابن جريح از عمرو بن دينار نقل مى كند كه گفته است: مانعى در جايز نبودن استمناء نمى بينم. (22)

ثورى از عبّاد از منصور از جابر بن زيد أبي الشعثاء نقل كرده است كه گفت: تو صاحب منى هستى هر كجا خواستى آن را بريز. (23)

ابن حزم گفته است: استمناء مرد همانند بازى كردن زن با فرجش مباح است وحرام نيست، سپس به دو آيه از قرآن استدلال مى كند ومى گويد: خداوند در اين آيه فرموده است: (وقد فصّل لكم ما حرّم عليكم) و چون تفصيلى در باره استمناء نيامده است پس جايز است. و نيز در اين آيه كه فرموده است: (خلق لكم ما في الأرض جميعا). و در ادامه مى گويد: چون از مكارم اخلاق و فضايل نيست گروهى از آن اكراه داشته و گروهى آن را جايز دانسته اند. (24)

ابن مفلح (از علمای اهل سنت) می گوید: زن نیز مانند مرد می تواند چیزی شبیه آلت را برای خود استعمال کند. سپس ادامه می دهد: استمناء عبارت است از کاری که به واسطه آن منی از انسان خارج شود و امام احمد بن حنبل با وجود ورع و تقوایی که داشت این کار را جایز می دانست. چرا که اینکار خارج کردن مواد زائد از بدن است. لذا انسان می تواند هر وقت لازم بود اینکار را انجام دهد و اصل وریشه آن به حجامت و رگ زنی برمی گردد !!! (مغنی ابن قدامة 3/87)

پاک بودن منی !

شافعی (رئیس شافعیه) من را پاک می داند. به سبب آنکه خداوند در قران می فرماید: "ما بنی آدم را گرامی داشتیم." پس چگونه او را گرامی دارد در حالی که منی که اصل اوست نجس باشد. (سراج الوهاج ص603)

جواز نگاه كردن به عورت زن

نگاه كردن به عورت زن كه در آيينه و يا آب منعكس شده باشد با انگيزه شهوت و لذّت بردن مانعى ندارد. (25)

زناشويى با همسر در برابر نگاه ديگران

ابن حزم مى گويد: اگر در سفر مردى با همسرانش در يك خيمه باشند و او با يكى از آنان نزديكى كند در صورتى كه عورتش پوشيده باشد اين عمل مكروه است. ولى اگر عورتش مكشوف و در معرض ديد باشد حرام. (26)

جواز استفاده زن از آلت مصنوعى

ابن قيّم جوزى مى گويد: اگر زنى شوهر نداشت و شهوت بر وى غلبه كرد بعضى از فقيهان ما گفته اند مى تواند از آلت مصنوعى استفاده نمايد. (27)

حكم كسى كه با تمام بدنش داخل فرج و عورت زن شود

أحمد بن محمّد صاوى از فقيهان گروه و فرقه مالكى فتوا مى دهد: اگر شخصى با تمام بدنش داخل عورت زنى بشود نزد ما نصى بر حكم ووظيفه او نيست، ولى جناب شافعى گفته است: اگر اوّل با آلتش داخل شود بر هر دو غسل واجب است و گر نه واجب نيست. (28)

و از آن بدتر تراوشات فكرى اسلام شناس سنّت پيشه ديگر است كه گفته است: اگر مردى آلتش را در آلت مرد ديگرى داخل نمايد بر هر دو نفر غسل واجب مى شود. (29)

حكم كسى كه داخل شكم همسرش شده باشد

اگر مردى از قسمت پايين بدن همسرش داخل شكمش شود آيا غسل بر وى واجب است، يا نه؟

جواب داده اند: اگر از پاهايش داخل شده باشد غسل واجب است و اگر با سرش داخل شده باشد واجب نيست. (30)

مردی که آلتش را نصف کرده و هر کدام را داخل فرج زنی نماید !

اگر مردى آلتش را دو نيم نمايد يعنى از وسط آن را با وسيله برّنده اى نصف كند سپس هر كدام را داخل فرج زنى نمايد بر آن مرد غسل واجب مى شود ولى بر زنها واجب نيست. (31) همچنین در همین مصدر آمده است که اگر یکی را در قبل و دیگری را در دبر داخل کند نیز غسل بر او واجب می شود.

همجنس بازى با مملوك

ابن سهل أبيوردى شافعي كه او را يكي از امامان دنیای خود از حیث علم و عمل و از بزرگان فقهاء خود می دانند, در فتوايش گفته است: اگر كسى با مملوك خودش يعنى جوان و مردى كه خريده است لواط كند حدّ شرعى بر وى جارى نمى شود ولى اگر با مملوك ديگرى باشد حدّ جارى مى شود. (32)

جواز لواط !

ابن قیم جوزیه در کتاب اغاثة اللهفان 2/515 نوشته است که: یکی از علمای اهل تسنن کتابی در حلال بودن لواط به فتوای مالک نوشته است! و نیز ابن شهر آشوب نقل کرده است که جاحظ نیز کتابی دارد به نام "دارئة الحد عمن یتعاطی الغلمان" یعنی برداشته شدن حد از کسانی که با نوجوانان لواط می کنند. (مثالب النواصب ص50)

غاصب، مالك مى شود

أبو حنيفه وديگران گفته اند: اگر كسى انگور را غصب كرد سپس آن را به كشمش تبديل نمود شخصى كه انگورش غصب شده هيچ حقّى نسبت به كشمش ندارد و غاصب مالك آن است. (33)

همچنين اگر گندم غصبى به آرد مبدّل شود و يا آهن تبديل به شيء ديگرى شود و يا چوب غصبى تبديل به درب براى خانه شود شخص غاصب مالك آن خواهد بود و كسى كه از او غصب شده است هيچ حقّى نخواهد داشت. (34)




نبيذ پاك و خوردنش حلال !!

نويسنده و مؤلّف فتح القدير مى گويد: با اينكه نبيذ همانند خمر سكر آور است ولى نوشيدن آن مباح است. (35)

زيرا آنچه كه از خرما گرفته مى شود نامش عصاره و جوشانده خرما است نه شراب كه بنا بر نظر أبو حنيفه و أبو يوسف حلال است.

ابو حنيفه و ابو يوسف نيز فتوا بر حلیت نبیذ داده اند. (36)

شریک بن عبدالله نیز گفته است که نبیذه مباح است. (37)

همچنین روایت کرده اند از علقمه که عبدالله بن مسعود نیز نبیذ می نوشید. (38)

نيم خورده سگ وخوك پاك و حلال است

اگر تا كنون شنيده بوديد كه اين دو حيوان نجس و حرام گوشت هستند ولى بشنويد كه رئيس فرقه مالكيها فتوا به پاكى و حليّت داده است، و مى گويد: سگها و خوكها طاهر وپاك هستند و نيم خورده آنان نيز پاك و مى شود با آن وضو گرفت و آن را نوشيد واگر پوزه آنان با غذا تماسّ پيدا كرد آن غذا حرام نيست و دستور به شستن ظرف غذا صرفاً از روى تعبّد است نه دليل شرعى. (39)

خوردن كرم و حشرات

إمام مالك رهبر و پيشواى مالكيها خوردن حشرات و حيواناتى مانند كرم و سوسك و موش و سوسمار ومار و غير آن را جايز دانسته و بر اساس آن فتوا داده است. (40)

گوشت حيواناتى كه به روش غير شرعى ذبح شده باشند حلال است

فقيه و پيشواى شافعيان فتوا به حلّيّت گوشت حیوانی می دهد که به روش غیر شرعی ذبح شده باشد و می گوید: ذكر نام خدا مستحبّ است نه واجب. و ديگران مانند: فخر رازى و پيشواى حنبليان نيز وى را تأييد وهمراهى كرده اند. (41)

و همچنین عطاء و مجاهد و مکحول و اوزاعی و لیث فتوا داده اند که اگر حیوانی را مسیحیان برای کلیساهای خود ذبح کنند و یا با ذکر نام مسیح یا صلیب و یا با اسماء روحانیون و رهبانیون شان ذبح کنند حرام نمی باشد ! (42)

جواز رقص و آواز

با كمال تأسّف كتابهاى فقهى و روايى مدّعيان پيروى از سنّت و سيره اسلاف مطالبى را به دين و شرع در ارتباط با رقص و غنا و موسيقى نسبت داده اند كه هر مسلمان با غيرت و متشرّع را شرمنده مى كند.

ماوردی از علمای بزرگ اهل سنت ابتدا حلّيّت غنا و رقص را به مردم حجاز نسبت داده سپس براى تأييد به سخن يا سخنانى از رسول اعظم(ص) استناد جسته اند.

در یک حدیث جعلی می گوید: رسول خدا(ص) كنيزى از كنيزان حسّان ثابت را ديد كه آواز مى خواند فرمود: إن شاء اللّه گناه ندارد !

در روایت ساختگی دیگری از عائشه نقل مي كنند که می گفت: دو كنيز از كنيزان من مشغول آواز خوانى بودند، ابوبكر وارد شد، گفت: از خانه رسول خدا(ص) صداى آواز شيطان شنيده مى شود، پيامبر فرمود: ايّام عيد و شادى است رهايشان كن !

و از عمر نقل شده است كه گفت: آوازخوانى توشه مسافر است.

عثمان نيز دو كنيز داشت كه شبها براى وى آواز مى خواندند.

مردم حجاز كه معاصر با صحابه پيامبر و فقيهان بزرگ بودند فراوان از رقص زنان و آوازخوانى آنان بهره مى بردند و اگر منع شرعى داشت بايد آنان را نهى مى كردند كه چنين نكرده اند.

نقل شده است كه عبد اللّه بن جعفر زنان آوازخوان و رقّاصه زيادى داشت، معاويه از اين خبر آگاه شد، به عمرو عاص گفت: مرا نزد عبد اللّه ببر، وقتى كه بر وى وارد شدند، كنيزان مشغول رقص و آوازخوانى بودند، به آنان دستور داد تا ساكت شوند. معاويه گفت: آنان را باز گردان تا آواز به خوانند، كنيزان باز گشتند و به كارشان ادامه دادند، معاويه كه بر تخت نشسته بود به وجد آمده بود و پاهايش را حركت مى داد، عمرو عاص او را از اين عمل نهى كرد، معاويه گفت: رهايم كن، خداوند نيز بسيار شاد است. (43)

تغيير سنّتها به بهانه ضدّيّت باشيعه

انگشتر

نويسنده كتاب هدايه كه حنفى است مى نويسد: انگشتر در دست راست سنّت و مشروع است ولى چون رافضيان (شيعه) اينگونه استفاده مى كنند، ما اهل سنّت انگشتر را در دست چپ قرار مى دهيم. (44)

و اوّل كسى كه اين سنّت را تغيير داد و با سنّت مخالقت نمود معاويه بود. (45)

تحت الحنك

در باره شيوه و نوع بستن و استفاده عمامه دستور و سفارش وجود دارد مخصوصاً رها كردن يك طرف عمامه و شال سر (تحت الحنك)، كه آيا از طرف راست قفسه سينه باشد يا چپ آن.

حافظ عراقى در بيان كيفيّت آن گفته است:

آيا رها كردن آن از طرف چپ مشروعيّت دارد آنگونه كه امروز رايج است يا طرف راست كه شرافت در آن است؟

پاسخ مى دهد: دليلى كه بر تعيين سمت راست باشد نديده ام مگر حديثى ضعيف كه طبرانى نقل كرده است، و در صورت اثبات آن شايد به اينگونه باشد كه از سمت راست رها شود سپس از روى قفسه سينه بگذرد و بر شانه چپ قرار گيرد همانگونه كه عدّه اى چنين مى كنند، ولى چون شعار و علامتى بين شيعيان شده است بايد آن را ترك كنيم تا به آنان تشبيه نشويم. (46)

ساختن قبور

غزالى و ماوردى كه هر دو از فقيهان شافعى مذهب هستند گفته اند: هم سطح قرار دادن قبر مردگان دستور و سنّت شرع مقدّس است (يعنى كمى بلندتر از سطح زمين و صاف و بدون برآمدگى باشد) و چون شعار و از نشانه هاى رافضه (شيعه) قرار گرفته است ما اهل سنّت بايد قبر هارا به حالت تسنيم در آوريم و بسازيم. (يعنى بر آمدگيهايى مانند كوهان شتر).

محمّد بن عبد الرحمن دمشقى مى گويد: سنّت در ساختن قبر تسطيح (هم سطح) است و از تسنيم بهتر است، شافعى نيز همين عقيده را بر گزيده است، ولى سه پيشواى ديگر اهل سنّت (أبو حنيفه، مالك وأحمد) تسنيم را اختيار كرده اند، چون تسطيح شعار شيعيان است. (47)

نماز ميّت

عبد اللّه مغربى مالكى گفته است: زيد با پنج تكبير بر جنازه اى نماز خواند، و رسول خدا(ص) نيز چنين مى كرد، ولى اين روش اكنون ترك شده و به چهار تكبير اكتفا مى كنند زيرا شعار شيعيان است. (48)

عاشورا و عزادارى

اسماعيل بروسوى در كتاب تفسيرش آورده است: مستحب است در روز عاشورا اعمال و كارهاى نيك مانند صدقه دادن روزه گرفتن و ذكر و ياد خدا را انجام دهيد و سزاوار نيست كه مؤمنان به يزيد ملعون و شيعيان و خوارج شباهت پيدا كنند، يعنى نبايد روز عشورا را مانند يزيد عيد و يا مانند شيعيان روز عزادارى و غم و اندوه قرار دهيد.
هر كس در آن روز سرمه به چشمش بكشد به يزيد و پيروان او شباهت يافته است اگر چه براى سرمه در آن روز دليل و مدرك داريم ولى ترك سنّت وقتى كه شعار اهل بدعت شد خود سنّت است مانند انگشتر در دست چپ قرار دادن.

و كسى كه روز عاشرا يا اوّل محرّم مقتل و داستان شهادت حسين را به خواند به روافض و شيعيان اقتدا كرده است مخصوصاً اگر با حزن و اندوه همراه باشد.

و اگر خواست مقتل خوانى كند بايد همراه ياد و نام ديگر صحابه باشد.

امام غزالى گفته است: حكايت و نقل مقتل حسين بر واعظ و غير او حرام است، زيرا موجب بغض و دشمنى و سرزنش صحابه كه اعلام و بزرگان دين هستند مى شود و آنچه بين آنان از اختلافات و قتل و اسارت پيش آمده است بايد توجيهى صحيح براى آن بيان شود چون امكان دارد اين حوادث به جهت اشتباه در اجتهاد باشد نه براى طلب رياست و دنيا پرستى!!!!!. (49)

مسافرت براى زيارت پيامبر (ص) سفر معصيت است!

ابن تيميّة در يكى از فتواهايش مى گويد: مسافرت به قصد زيارت قبر رسول اللّه (ص) جايز نيست و سفر معصيت و گناه است، زيرا مسلمانان بر حرمت آن اتفاق دارند و چنين مسافرتى مشروع نيست. (50)


مسافر در روزه گرفتن و نه گرفتن آزاد است

رهبران و پيشوايان چهار مذهب فقهى اهل سنّت مسافر را در سفرش در صورتى كه شرايطش محقّق باشد بين روزه و افطار آزاد مى دانند.

ولى اينكه كدام بهتر است اتّفاق نظر ندارند.

أحمد و إسحاق روزه نگرفتن را بهتر دانسته اند اگر چه روزه براى مسافر بدون مشقّت و سختى باشد.

مالك و سفيان ثورى وابن مبارك روزه را در صورت توانايى بهتر مى دانند.

شافعى و ابوحنيفه روزه را بهتر و آن را به نبودن مشقّت مقيّد كرده اند. (51)

جواز وضو ساختن با شراب !

سید شریف مرتضی در کتاب الناصریات خود با ذکر اسناد عدیده می نگارد: ابوحنیفه و محمد فتوی به وضو گرفتن با شراب داده اند. (52)

سفیان ثوری گفته است: وضو و غسل کردن با شراب خرما جایز است.

یکی دیگر از بزرگان اهل سنت, حمید صاحب الحسن بن حی می باشد که پا را فراتر گذارده و اینگونه فتوا داده است: با شراب خرما مخصوصا, می توان وضو و غسل واجب انجام داد. حال چه در سفر و چه در وطن, آبی برای وضو و غسل داشته یا نداشته باشد. (53)

در جای دیگر اوزاعی گوید: وضو گرفتن با هرنوع شرابی برای نماز جایز است. (54)

بطلان وضو با دست زدن به شیعه !

شافعي كه جواز وضو با آب نیم خورده سگ را قاتل است در جای دیگر اینگونه فتوی می دهد: بر ما واجب است هنگامی که وضو می سازیم با آن رطوبت, به رافضی (شیعه) دست نزنیم. در غیر این صورت باید مجددا طهارت حاصل کنیم. (قابل توجه این است که به عقیده وی, آب نیم خورده سگ برای وضو گرفتن اشکالی ایجاد نمی کند اما تماس با شیعه در حین وضو گرفتن وضو را باطل میکند.) (55)

جواز سجده بر مدفوع سگ

بزرگان اهل سنت که شیعه را از سجده بر روی مهر و تربت منع می نمایند, سجده بر مدفوع و فضله سگ را جایز می دانند ! کتاب قواعد الاحکام نقل میکند: ابوحنیفه و یکی از بزرگان چهارگانه اهل سنت سجده نمودن در نماز بر فضله سگ را جایز دانسته است. (56)

سجده با بینی به جای پیشانی !

در کتاب الصراط المستقیم آمده است که: ابوحنیفه جایز می دانست به جای سجده با پیشانی, سجده با بینی را ! (یعنی به جای اینکه پیشانی را روی زمین یا فرش یا مدفوع انسان یا مدفوع سگ بگذارد, نمازگزار می تواند بینی خود را بر زمین یا هر چیز دیگری بگذارد.) (57)

در وضو "ترتیب" شرط نیست !

می دانیم که در وضو شرط اول صحت وضو, ترتیب است. یعنی اول باید صورت راشست, بعد دست راست و دست چپ و مسح سر و مسح دو پا. اما ابوحنیفه و مالک فتوی به عدم وجوب ترتیب بین اعضاء در وضو داده اند.

نماز جماعت به امامت هر فاسق و فاجر

بسیاری از راویان و محدثان اهل سنت این روایت را به دروغ به رسول خدا صلی الله علیه و اله نسبت داده اند که آن حضرت فرمود: پشت سر هر نیک و بدی نماز بخوانید! (58) از این رو, فقهای اهل سنت طبق این روایت فتوا داده اند که عدالت در امام جماعت شرط نیست. (59)

ابن حزم اندلسی در کتاب الفصل فی الملل و النحل می گوید: گروهی بر این اعتقادند که نماز را جز به امامت شخص فاضل (کسی که جمیع شرایط امامت در نماز از جمله عدالت را دارا باشد) نمی توان برگزار کرد. این قول خوارج و زیدیه و رافضی ها است. و همه اصحاب پیامبر ص بدون اختلاف و تمام فقهای تابعی و بسیاری از افراد بعد از آنها و همه اهل حدیث که این سخن احمد بن حنبل, شافعی, ابوحنیفه, داود و دیگران است نماز پشت سر فاسق را جایز دانسته اند. ما نیز به این معتقدیم و هر که خلاف آن را بگوید بدعتی گزارده است. (60)

و تفتازانی در شرح عقائد نسفیه میگوید: نماز پشت سر هر شخص نیک و بدی میتوان گذارد به خاطر حدیث پیامبر ص و نیز به خاطر اینکه علمای اهل سنت پشت سر هر فاسق و اهل هر نوع هوی و هوس (اگرچه آن کس زناکار و یا لواط کننده ویا شرابخوار باشد) نماز گذارده اند. (61)

خروج از نماز با خارج کردن باد معده !!

سلام نماز یعنی گفتن: السلام علیکم و رحمة الله و برکاته و خروج صحیح از نماز. حال ابوحنیفه فتوای دیگری دارد و آن اینکه نمازگزار میتواند به جای گفتن السلام علیکم و رحمة الله و برکاته با خارج ساختن باد از معده از نماز خارج شود.

صاحب کتاب قواعد الاحکام 1/118 و ارشاد الاذهان 1/138 و مختلف الشیعه 1/118 می نگارد: جایز است به جای سلام در نماز واجب بعد از تشهد, جایز است اخراج ریح (باد معده) کند و به جای خواندن حمد یک آیه کفایت حتی اگر به صورت ترجمه (نه لفظ عربی) باشد !

فرزند شوهر دوم فرزند شوهر اول می شود!

در کتاب مناظره حنفیه با شافعیه آمده است که: ابوحنیفه می گوید اگر شوهر زنی مدت زمان غایب گردد و مدتی از او خبری یافت نشود. و خبر مرگ او را بیاورند و او پس ازتمام شدن عده شوهرش ازدواج کند و فرزندی بیاورد آنگاه پس از مدتی شوهر اول پیدا شود و برگردد, فرزندهای حاصل از ازدواج دوم نیز از آنِ شوهر اول می شود ! (62)


خدا را ببینید !

از حنبلی مشهور است که خدا را جسم می داند. (63) و میگوید: خدا بر عرش نشسته و از عرش به مقدار چهار انگشت بزرگتر است, یا عرش از او به آن مقدار بزرگتر است و در هر شب جمعه در حالی که سوار بر خری می باشد از آسمان دنیا بر بام مسجدها فرود می آید و به شکل و شمایل پسری بی مو و خوش صورت که موهایی مجعد (پیچیده) و کاکل به سر دارد و دو نعلین در پا دارد که بندهای آن از مروارید آبدار است. (64)

به همین سبب قبل از این علمای حنبلی, آخورهایی در پشت بام های منازل خود می ساختند و در آنها کاه و جو می ریختند که شاید مرکبی که خدا سوار بر آن است مشغول به خوردن آنها شود و به این جهت خدا قدری در آنجا توقف نماید ! (65)


--------------------------
اسناد:

(1) صحيح مسلم 2 / 1076 الرضاع ، ب 7 ح 1453 ( ستة أحاديث)، سنن أبي داود 2 / 223 ح 2061، صححه الألباني في صحيح سنن أبي داود 2 / 388 ح 1815، سنن النسائي 6 / 413 - 415 ح 3319 - 3325، صححه الألباني في صحيح سنن النسائي 2 / 698 ح 3112 - 3118، سنن ابن ماجة 1 / 625 ح 1943، صححه الألباني في صحيح سنن ابن ماجة 1 / 328 ح 1579، سنن الدارمي 2 / 158، الموطأ ، ص 323 ح 1284، مسند أحمد بن حنبل 6 / 201 ، 255 ، 271، السنن الكبرى 7 / 459 ، 460، المعجم الكبير للطبراني 24 / 289 - 292 ح 737 - 742 .

(2) المحلى 10 / 202، وراجع بداية المجتهد 2 / 36.

(3) كتاب الأمّ: 5/30.

(4) الايضاح - الفضل بن شاذان الأزدي ص 92.

(5) تبيين الحقائق: 2/112.

(6) رمز الحقائق: 1/143، نفحات الأزهار: 4/248.

(7) غرائب القرآن: 4/172

(8) المغني لابن قدامة 9 / 117

(9) المغني لابن قدامة: 6/430-432

(10) الفقه الإسلامي للزحيلي 7 / 683

(11) طبقات الشافعية الكبري لتاج الدين علي بن عبد الكافي: 5/136-145

(12) البحر الرائق: 3/16

(13) الايضاح - الفضل بن شاذان الأزدي ص 92.

(14) المغني لابن قدامة 7 / 485 , المغني لابن قدامة 7 / 485, مناقب الإمام الشافعي ، ص 532

(15) المغني:10/155-152. المبسوط: 9/85.

(16) المجموع - محيى الدين النووي / ج 20 / ص 20 / ط دار الفكر

(17) المحلى لابن حزم / ج11 / ص251/ ط دار الفكر بتحقيق أحمد شاكر

(18) المغني لابن قدامة / ج8 / ص64 / ط دار الفكر الأولى 1405 هـ

(19) الكامل في التاريخ: 8/307ـ308.

(20) المبسوط 30 / 297 ، 1 / 139 .

(21) المصنف لعبد الرزاق / ج7 / ص 391 / ط المجلس العلمي بتحقيق الأعظمي

(22) المصنف لعبد الرزاق / ج7 / ص 392 / ط المجلس العلمي بتحقيق الأعظمي

(23) المصنف لعبد الرزاق / ج7 / ص 391 / ط المجلس العلمي بتحقيق الأعظمي

(24) المحلى لابن حزم / ج11/ ص392 / ط دار الفكر بتحقيق أحمد شاكر

(25) الفقه على المذاهب الأربعة للجزيري / كتاب النكاح / مبحث فيما تثبت فيه حرمة المصاهرة / ص848 / الطبعة الأولى لدار ابن حزم / بيروت

(26) الفقه على المذاهب الأربعة للجزيري / كتاب النكاح ج هل للزوج أن يجمع بين زوجاته في بيت واحد وفي فراش واحد؟ / ص947 / الطبعة الأولى لدار ابن حزم ج بيروت.

(27) بدائع الفوائد لابن قيم الجوزية / ج 4 / ص 905.

(28) حاشية الشرح الصغير على أقرب المسالك للصاوي / ج2 / ص 164 / ط مصر1392 ه / كذلك في حاشية الدسوقي على الشرح الكبير / ج1 / ص5

(29) حواشي الشرواني - دار الكتب العلمية / ج1 / ص 259 / كذلك في حاشية السجا - دار الفكر / فصل في موجبات الغسل .

(30) الخلاف لعبد الجليل عيسى / صفحة 90.

(31) حواشي الشرواني على تحفة المحتاج لعبدالحميد الشرواني / ج 1 / ص 260 / كتاب الطهارة / ط دار إحياء التراث.

(32) طبقات الشافعية الكبرى/ ج4 / ص43 الى ص45 ت263 / ط دار هجرالثانية 1992

(33) الفقه الإسلامي للزحيلي 5/726 و 727

(34) المجموع 14/272

(35) فتح القدير 9 / 30

(36) الهداية 8 / 31, الإستذكار 24 / 304، المبسوط 24 / 12

(37) فتح القدير 8 / 31

(38) حدثنا الأعمش عن إبراهيم عن علقمة أنه شرب عبد الله بن مسعود.شرح منهاج الكرامة - العلامة الحلي ص صفحة 111.

(39) المغني لابن قدامة: 1 / 70.

(40) المغني لابن قدامة 11 / 65، رحمة الأمة في اختلاف الأئمة ، ص 251

(41) المغني لابن قدامة 11 / 34، المحلى 6 / 87، وذكر الفخر الرازي هذا المسألة في مناقب الإمام الشافعي ، ص 535 وانتصر للشافعي فيها .

(42) اقتضاء الصراط المستقيم ، ص 254 .

(43) الحاوي الكبير للماوردي 21 / 22 - 204 .

(44) عن الصراط المستقيم 2 / 510، ومنهاج الكرامة ، ص 108، الغدير 10 / 210 .

(45) ربيع الأبرار للزمخشري 4/24.

(46) شرح المواهب للزرقاني: 5/13.

(47) رحمة الأمة في اختلاف الأئمة ، ص 155 .

(48) عن الصراط المستقيم 2 / 510 .

(49) روح البيان: 2/142.

(50) قاعدة جليلة في التوسل والوسيلة ، ص 73، اقتضاء الصراط المستقيم ، ص 430

(51) راجع أقوالهم في سنن الترمذي: 3 / 90 ، الفقه على المذاهب الأربعة 1 / 575 ، بداية المجتهد 1 / 296 .

(52) سنن كبري بيهقي 1/9, سنن ترمذی 1/147, سنن ابوداود 1/121, سنن ابن ماجه 1/135, سنن دارقطنی 1/78, مصنف ابن ابی شیبه 1/25.

(53) كتاب طهارت سید خوئی ص38

(54) المجموع محيي الدین النووی 1/93

(55) الاربعين ص652

(56) قواعدالاحکام 1/118

(57) الصراط المستقیم ص99

(58) كنزالعمال 6/54, جامع الصغیر 2/45, السنن الکبری 4/19, کشف الخفاء 2/29, سنن دارقطنی 2/44

(59) كتاب الفقه علي المذاهب الاربعة 1/409 آراء ائمه چهارگانه اهل سنت درباره شرایط امام جماعت ذکر شده و ابداً سخنی از عدالت به میان نیامده است.

(60) الفصل في الملل و الاهواء و النحل, ابن خرم اندلسی 4/176

(61) شرح عقاید نسفیه, مسعود بن عمربن سعدالدین تفتازانی 1/186

(62) مغنی ابن قدامه 8/66, انوار نعمانیه 4/158

(63) منهاج السنة 1/216

(64) کامل ابن اثیر 8/308

(65) کامل ابن اثیر 8/429
monji_2008 آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 9 Users Say Thank You to monji_2008 For This Useful Post:
قدیمی 30-08-2011, 00:41   #2
کاربر کوشا
 
Hamed8 آواتار ها
 
تاریخ عضویت: May 2011
محل سکونت: همدان
نوشته ها: 364
Thanks: 942
Thanked 943 Times in 284 Posts
پیش فرض

انصافاً اینها اندازه ی نخود عقل دارن ؟

امضای Hamed8 گل نرگس بسمه آخه جدایی * بگو که الان کجایی
اللهم عجل لولیک الفرج بحق مولاتنا زینب
Hamed8 آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 2 Users Say Thank You to Hamed8 For This Useful Post:
قدیمی 03-04-2012, 18:47   #3
اگه نباشه جاش خالی می مونه
 
ولایت پذیر آواتار ها
 
تاریخ عضویت: May 2011
محل سکونت: هر کجا بروم زیر نظر لا اله الا الله هستم.
نوشته ها: 101
Thanks: 71
Thanked 180 Times in 67 Posts
پیش فرض

انگشتر

نويسنده كتاب هدايه كه حنفى است مى نويسد: انگشتر در دست راست سنّت و مشروع است ولى چون رافضيان (شيعه) اينگونه استفاده مى كنند، ما اهل سنّت انگشتر را در دست چپ قرار مى دهيم. (44)

و اوّل كسى كه اين سنّت را تغيير داد و با سنّت مخالقت نمود معاويه بود. (45)

-----------------------------------------------------------------------------
بسم الله الرحمن الرحیم
باسلام
من حدیثی از امام جعفر صادق ع دیدم که حضرت فرمود پدرم امام باقر ع در قید حیات خود از افضل فقیهان شیعه بودند و انگشتر بدست چپ میکردند.
راستی مگه پیام امام حسن العسکری ع را ندید که حضرت فرمود:

امام حسن عسکرى (ع) در سال دویست و شصت قمرى خطاب به شیعیان فرمودند: تاکنون امر ما این بود که انگشترتان را به دست راست بگذارید. این در حالى بود که ما (اهل بیت) در میان شما حاضر بودیم ولى اکنون امر مى کنیم انگشترى را به دست چپ کنید به جهت آنکه ما از میان شما غائب مى شویم تا زمانى که پروردگار امرما و امر شما را ظاهر کند همانا این بهترین دلیل براى شما در ولایت ما اهل بیت است. همان لحظه شیعیان در حضور امام انگشترهاى خود را از دست بیرون کرده و در دست چپ شان قرار دادند و حضرت به آنان فرمودند: این قضیه را براى شیعیان ما نقل کنید.


دوست دارم درباره این حدیث با دوستان همفکری کنیم و دلیل قانع کننده بیاورم انشاالله
حضرت فرموده تا قبل از این به شما امر میکردیم - یعنی سخنان پیامبر ص و امامان بر حق را علاوه بر تائید حقانیت خود را منبی بر امام بودن اثبات میکند.
این مساله را برای کسانی بیان میکند که به ولایت امیر المومنین ع پایبند و معتقدند و دلیل بر ولایتعهدی ایشان دارند و نشانه گذاشته اند برای ولایت پذیری امام حق. (قبول دارم که خود حضرت فرمود نشانه مومن پنچ نشانه است که یکی قرار دادن انگشتر در دست راست است اما این سخن معصوم تا قبل از سال 260 هجری بوده و حضرت علاوه بر تائید سخن خود بدلیل پنهان شدن حجت بر حق امر به بدست کردن انگشتر بدست چپ نموده اند)
من این مطلب را برای کسانی که فکر کردم شیعه هستند بیان کردم.
خدائیش کسانی قبول کردند و کسانی هم گفتند سخن پیامبر ارجعیت دارد (شاید امامت را قبول ندارند و در این امر عقیدیشان کمرنگ هست) اما کسانی هم قبول کردند.
این مسئله انگشتر برای من شده حجت و البته تنها انگشتر بدست کردن حجت نیست.خواندن نماز اول وقت و رعایت شرایط اسلامی (واجبات) ارجعیت دارد و انگشتر نماد مومن.
و اما کسانی که دم از اسلامی بودن میزنند مرا بسیار اذیت میکنند، پیامبر اسلام ص از به دست کردن انگشتر بانگشت سبابه و میانه نهی کرده اند و وقتی این موضوع را میگویم میگویند برایمان گشاد است و در این انگشت میکنیم و این درحالیست که بگفته خاتم الرسول نشانه قوم لوط است.


عمر و عاص ملعون تغییر انگشتر از دست راست به چپ (زمانه را در نظر بگیرید امام بر حق وجود داشته و عالم بررفتار مردم) را حربه ای برای برکناری امام علی ع از مسند حکومت خواند. خداوند لعنتش را بحق شیعیان زیاد کند.

در مورد انگشتر بدست کردن امامان بدست چپ هم در مورد امام حسین ع و حتی امام علی ع هم نوشته هایی دیدم.
از امام موسی کاظم ع و امام رضا ع هم سئوال شد و ایشان فرمودند خواهی در دست چپ کن و خواهی در دست راست ولی شیعیان موقع استنجاء انگشتر خود را در دست چپ نکنند و اگر کلامی از خداوند یا نوشته مبارکی بر آن باشد بیرون آورند.

تمامی امامان حرفشان مصداق و صحیح بوده و هست و اطاعت ما واجب پس بگفته امام علی ع به دستور امام زمان خود عمل کنیم که امام هر دوره بنا به مصلحت دین خدا عمل میکند و گمانم چون حضرت بقییه الله کلامی درباره انگشتر بیان نکردند سخن پدربزرگوار ایشان سند است.
انشاالله که خداوند امر خود را ظاهر کند تا ما شیعیان علاوه بر خشنودی خداوند و خاتم الرسول و ائمه و دوستدارانشان با فراغ خاطر اعمالمان را پاک کرده و بنزد عالم لا یعلم روانه کنیم.
یا قاضی الحاجات

امضای ولایت پذیر
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجه و سهل مخرجه
لا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها
فرمودند: بهترین اعمال انجام واجبات و ترک محرمات است
جامعه اسلامی را خودمان بسازیم

یا هادی المضلین
یا خیرالحامدین

ویرایش توسط ولایت پذیر : 03-04-2012 در ساعت 18:54
ولایت پذیر آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
قدیمی 31-12-2013, 20:50   #4
کاربر جدید
 
محمدجوادد آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Dec 2013
نوشته ها: 1
Thanks: 0
Thanked 0 Times in 0 Posts
پیش فرض

سلامعزیزان اگه دوستان سایتی را میشناسند که بشود از آن طریق با اهل سنت بحث و مناظره کرد لطفا به ایمل من ارسال کنید .[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]
محمدجوادد آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
قدیمی 31-12-2013, 23:25   #5
حرفه ای
 
محامین آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Dec 2012
نوشته ها: 719
Thanks: 1,923
Thanked 1,736 Times in 561 Posts
پیش فرض

اینا فتاوای اهل سنت هست؟ یا وهابیت؟

اینا 2 تا با هم فرق داره ها.
محامین آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
قدیمی 04-06-2014, 19:53   #6
کاربر جدید
 
mosafr آواتار ها
 
تاریخ عضویت: May 2014
محل سکونت: برازجان
نوشته ها: 6
Thanks: 1
Thanked 11 Times in 5 Posts
پیش فرض

باسلام به نظرمن انگشتر به دست کردن زیاد مهم نیست اونی که مهمه اولا عمل به واجباته ،بعدمستحبات ،درضمن به نظرمن همان طورکه پیامبرحق نداشت حکم خدا راتغییربده امامان هم این اجازه را نداشتند... درورانی که امامان زندگی میکردن دوران خفقان بود وامورات بسیارواجبی بود که باید به اونا بپردازند،تواین دوره زمونه هم که احکام وواجبات زیاد جدی گرفته نمیشود پرداختن به اینکه انگشتر را به چه دستی کنیم شایت اتلاف وقته،زیاد جدی نگیرید

امضای mosafr عاشقان وصال به هجران نمی اندیشند دلبرا ما همه مشتاق توهجران نطلب
mosafr آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
قدیمی 02-07-2014, 16:32   #7
کاربر جدید
 
mekanikal آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jul 2014
نوشته ها: 1
Thanks: 0
Thanked 0 Times in 0 Posts
پیش فرض

دوست عزیز وقتی میخوای مسئله ای رو بیان کنی باید همه جوانبشو در نظر بگیری
اولا این فتوا های چرتی که نوشته شده هیجکدوم از احکام اهل تسنن نیست
نمیدونم عمدا نوشتی سنی یا واقعا فرق وهابی با سنی رو نمیدونی
فرقش دقیق بین شیعه با مثلا 5 امامیاست شما چقد اونا رو تایید میکنید که سنی ها وهابی ها رو
دوست ندارم منم بیام چیزای رو بنویسم از شیعه که واقعا از اصل شیعه نیست و تحریفه
پس مردم رو با حرفای تعصبی مون گول نزنیم
من 20 سال با اهل تسنن زندگی کردم هیچ وقت این چرتو پرتارو ندیم هیچکی مثل اهل تسنن ناموس پرست نیست زن هاشونو ببین چقد عفیف میگردن اما ما چی ...نزار بگم که ادمای توخودمون هست که از دوست پسر خواهرش خبر داره ولی میخنده که شما میگی مرد تو اهل تسنن با اون شعرا حلال بر زن میشه
واقعا منطقی باشین
در ضمن این فتوا های که شما گفتی رو به همه توصیه میکنم خودشون دقیقا برن پرسوجو کنن خودم بخوام دروغ بودن تک تکشونو بگم باز میشه حرف یه نفر دیگه خودتون برین سرچ کنین
در ضمن هیچ سنی این فرقه ظاله وهابی رو که ابروی اسلام رو برده تایید نمیکنه
mekanikal آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
قدیمی 02-07-2014, 17:19   #8
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
محبّ الزهراء آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Feb 2010
محل سکونت: ماه
نوشته ها: 16,978
Thanks: 31,930
Thanked 50,412 Times in 14,777 Posts
پیش فرض

سلام
حرفتون درسته
عنوان تایپیک تصحیح شد.

امضای محبّ الزهراء

به کمال عجز گفتم : که به لب رسيد جانم
به غرور و ناز گفتي : تو مگر هنوز هستي؟!






بعداز اين لطفي ندارد حکـمراني بر دلم
شهر ويـران گشته فرماندار مي خواهد چه کار . . .
محبّ الزهراء آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان


برچسب ها
فتاواي زشت و شنیع اهل سنت


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
فتوای شنیع یک وهابی حبیب الله* وهابیت 4 14-05-2014 08:18
ماجرای شیعه شدن وهابی خوزستانی golenarges ره یافتگان 0 12-05-2014 17:16
افشاگری وهابی مسلمان شده درباره وهابیت حبیب الله* اخبار جهان اسلام 0 23-02-2014 19:35
واکنش شدید شبکه ولایت به اقدام شنیع برخی شبکه های وهابی علیه اهل سنت ایران! محب المهدي (عج) اخبار جهان اسلام 0 16-09-2013 11:03
دعوت به سوزاندن شیعیان از سوی گروه وهابی مراکشی! محب المهدي (عج) اخبار جهان اسلام 1 08-06-2013 10:59

TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/nooreasemanRSS Feed@nooreaseman_com

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 19:37 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1