شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

فروشگاه طب اسلامی ، سنتی ، موادآرایشی ، بهداشتی و پوستی ارگانیک اسرار الشفاء


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > متفرقه > زندگی ، خانواده و اجتماع > ازدواج


پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 06-07-2012, 20:50   #1
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
محبّ الزهراء آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Feb 2010
محل سکونت: ماه
نوشته ها: 17,016
Thanks: 31,941
Thanked 50,449 Times in 14,794 Posts
پیش فرض ماه عسل در کربلا

ماه عسل در کربلا






به انتهای کوچه که رسیدم ، شب زیر لحاف ابر خوابیده بود و فانوس ظلمت همه جا را روشن از تاریکی خویش کرده بود .جلو رفتم و زنگ آخرین در را به صدا در آوردم. چند لحظه ای نگذشته بود که زنی میانسال با چادری مندرس و چهره ای غرق در تعجب و ترس بیرون آمد. سلام دادم و او هم سلامی توام با شک تحویلم داد . یک بسته از گوشت هارا طرفش گرفتم ، داشت از تعجب شاخ در می آورد. سریع از دستم قاپیدش و گفت ممنون. خداحافظی کردم و زن در را بست. قدمی دور نشده بودم که دوباره در باز شد و زن بیرون آمد و گفت: "ببخشید آقا مناسبتش چیه؟" . گفتم: " شام عروسیمونِ ، نذر حسینِ ". نام مبارک حسین (ع)که از دهانم بیرون آمد همه وجودم تیر کشید و بغض راه گلویم را گرفت . همسرم هم که قربانی آن یکی همسایه را داده بود به سمتم آمد ، وقتی بغض مرا دید ، به اشکهایش اجازه جاری شدن داد.


یادش بخیر ! شب خواستگاری چه شبی بود ! اولین بار بود که می دیدمش،چنان وجودش جذبم کرد که می خواستم همان جا وسط مراسم دستان مادرم را غرق بوسه کنم به خاطر این انتخابش. هیچ گاه یادم نمی رود ، چنان چادرش را محکم گرفته بود که گویی حس می کردی چادر جزئی از روح وجود اوست ؛ آخ که چقدر به آن چادر حسودیم شد. شاید هم به خاطر همین چادر و حجابش بود که عاشقش شدم.


با هم که حرف می زدیم مخاطب حرفهایش من بودم و مخاطب چشمانش گل های قالی . از خیلی چیزها صحبت کردیم ؛ اخلاق ، تربیت فرزند ، مراسم و ...! وقتی از جایش بلند شد تا اول او از اتاق خارج شود دستمال کاغذی که از حیا ، موقع حرف زدن ریز ریز می کرد به زمین ریخت و من غرق تقدس وجود او شدم.


تا قبل از این برایم قابل باور نبود که دختری با این وضع مالی ، تحصیلات عالی و خانواده ای از قشر بالا ، اینقدر پای بند اصول و شریعت باشد. این فرشته زمینی آن شب مثال نقضی بود بر تمام افکار پیشین من .


مراسم تمام شد و ما به سمت منزل حرکت کردیم. غرق خیال مراسم و جشن و ماه عسل بودم ، تصمیم داشتم برایش بهترین زندگی را بسازم و بهترین ها را به پایش بریزم که به چراغ قرمز رسیدیم و ماشین را نگه داشتم. ناگهان صدای ضربه ای به شیشه ماشین ، رشته ی افکارم را از هم گسست و مرا از عالم رویا بیرون کشید.


شیشه را پایین کشیدم . دختری 5-6 ساله بود که دستمال کاغذی می فروخت. چنان سریع می گفت "آقا تورو خدا خب آقا تو رو خدا بخر " که ندانستم چطور پول را دادم و دستمال را گرفتم. بقیه پولم را داد ، گفتم "کوچولو من امشب خیلی شادم اینم شیرینی خودت". پول را توی دستم گذاشت و گفت :" آقا ما گدا نیستیم " و به سرعت دور شد.


حباب شادیم را سوزن های غم او ترکاند و اشک ، چشمانم را تر کرد و دیگر در ازدحام ماشین ها آن دختر را پیدا نکردم. نمی دانم چرا یاد شعر شهریار افتادم :


"یتیمان کوچه ها را دیدم ، به یاد یتیمان کربلا دلم آتش گرفت"


ما کجا بودیم و حسین کجا! مگرمن شیعه حسین نبودم! آیا این رسم حسین بود که دختری بدین سال در خیابان ها دست فروشی کند و من به فکر مراسم آنچنانی باشم! این کجای عدالت علی بود؟!


به خانه که رسیدم به سرعت به اتاقم رفتم و تا صبح خوابم نبرد. فردا به مادرم گفتم با خانواده آن دختر تماس بگیرد و بهشان بگوید که من میخواهم بیشتر با او حرف بزنم . تمام شب فکر کرده بودم و برنامه ریخته بودم برای همه چیز ، برای عقد ، برای عروسی ، برای خانه و... . بعداز ظهر آن روز رفتم و با او صحبت کردم و او با تمام حرفهایم موافق بود.


به رغم مخالفت های خانواده مان بانحوه برگزاری مراسم و برنامه هایمان؛به تهران رفتیم.بامهریه 14 سکه به عقد هم در آمدیم به وکالت علی روزگار،به وکالت نایب مهدی(عج). قباله ی ازدواجمان بخاطر داشتن مهر آقا درخود به خود می بالید و این تنهاعقدی بودکه می دیدم هنگام خطبه خواندن عوض خنده ، همه می گریند؛ گریه ازسر ناراحتی نه،گریه از سرشوق دیدار آقا.


قرار گذاشته بودیم هیچ خرج اضافه ای نکنیم ، با کلی زحمت خانواده هایمان را راضی کردیم که به جای گرفتن مراسم به کربلا برویم و هزینه ی مراسم را خانواده ها در اختیارمان بگذارند تا برای برنامه هایمان از آن استفاده کنیم.


چه غربتی داشت ، خاک کربلا بوی مظلومیت می داد . بوی گریه می داد . بوی صورت های سیلی خورده می داد . بوی یتیمان گریان می داد. صدای ناله های زینب را می شد از دور شنید. وای از غروب بین الحرمین ؛ بین المظلومین برای این مکان مناسب تر بود .


از پابوس که برگشتیم هزینه های مراسم را دادیم چند قلم وسیله ضروری برای زندگی گرفتیم و خانه ای تهیه کردیم و بقیه را دادیم گوسفندی خریدیم ، دادیم ضبحش کردند و بین فقیرترین محله شهرمان پخش کردیم و.. بقیه اش را که خودتان دیگر می دانید.


الان که دارم این نوشته را می نویسم ، روز اول زندگی مشترک مان است.زندگی زیر یک سقف با یک دنیا دعای خیر ، با نظارت حسین ، با حمایت عباس و با قلم علی ولایت . و امروز می خواهیم برویم ضمانت نامه ی زندگی مان را بدهیم سربازان خمینی امضا کنند.


من دیگر باید بروم ، همسرم صدایم می کند. سلام همه تان را به شهدا می رسانیم و نائب الزیاره تان هستیم.


پی نوشت همسرم: می دانم چه لذتی دارد اینکه سوار بر ماشین عروس باشی ، می دانم چه لذتی دارد اینکه توی لباس عروس باشی ، آخر همه اینها را یکبار در عمرت بیشتر تجربه نمی کنی و می دانم لذت همه این لذت ها را . اما نمی دانید لذت شیعه حسین بودن را و آن دنیا پیش حسین روسفید بودن .
امام الخامنه ای: همسر یعنی همسفر تا بهشت







husneyusuf.com

امضای محبّ الزهراء




طاعـــــــت از دست نیاید ، گنهی باید کرد
در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد


!






بعداز اين لطفي ندارد حکـمراني بر دلم
شهر ويـران گشته فرماندار مي خواهد چه کار . . .
محبّ الزهراء آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 5 Users Say Thank You to محبّ الزهراء For This Useful Post:
قدیمی 09-07-2012, 10:48   #2
کاربر تازه کار
 
عباس احمدی آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Nov 2011
نوشته ها: 67
Thanks: 142
Thanked 136 Times in 57 Posts
پیش فرض

خوشا به حال ان زوج جوان اگر داستان واقی باشد!

امضای عباس احمدی جز خدا کیست که در سایه لطفش بخزیم....
عباس احمدی آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 2 Users Say Thank You to عباس احمدی For This Useful Post:
قدیمی 09-07-2012, 11:48   #3
یه دنگ سایت به نامشه
 
لیلا53 آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Dec 2011
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 2,511
Thanks: 6,061
Thanked 4,324 Times in 2,102 Posts
پیش فرض

اره تو ای دوره و زمونه هنوز هم از این دختر خانم ها پیدا می شه

جای تعجب نیست

فقط باید خودت پاک باشی تا طرف مقابلت هم پاک باش

امضای لیلا53
من که از مینای عشقت مست مستم یا علی
لاف یکرنگی زنم چون حق پرستم یا علی
شعله عشق تو و بغض عدویت دائما
گشته مانوس دلم جانم فدایت یاعلی
لیلا53 آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
The Following User Says Thank You to لیلا53 For This Useful Post:
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان


برچسب ها
قربانی, ماه عسل, همسر, کربلا, ایمان, ازدواج, حجاب, زن, زندگی, عروسی


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
۱۷۲ نکته از واقعه جانسوز کربلا محبّ الزهراء امام حسین‌ (ع) 0 08-12-2011 10:31
زنانى که در واقعه کربلا ناشناخته مانده اند خادم الزینب حضرت زینب(س) 0 06-12-2011 14:38
چهل حدیث مستند درباره کربلا و عاشورا mahdishata امام حسین‌ (ع) 0 02-12-2011 10:32
روایت های خواندنی و نورانی درباره کربلا محبّ الزهراء امام حسین‌ (ع) 0 05-07-2011 13:36
چهل نکته آماری در مورد نهضت کربلا hossein moradi عاشورا خون خدا جاری در رگهای تنزیل[ویژه نامه محرم] 0 11-12-2010 10:52

TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/basijtvRSS Feed@basijtv

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 02:01 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1