شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

به گروه اسلامی ما در گوگل بپیوندید تا همیشه با هم باشیم


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > علمی و ادبی > ادبیات و علوم انسانی > شخصیت های ادبی ، علمی و تاریخی


پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 19-11-2012, 13:11   #1
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
خادم الزینب آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Oct 2010
محل سکونت: مازندران
نوشته ها: 13,218
Thanks: 7,180
Thanked 26,027 Times in 7,007 Posts
پیش فرض حسین پناهی [من حسینم ... پناهیم]


حسین پناهی





كشور ايران تا بحال هنرمندان بزرگ و كوجك بسياري را در دامن خود پرورانده و به دنياي هنر تقديم كرده كه بعضي اوقات تفكر و بررسي بيشتر در زندگي بعضي از انها خالي از لطف نيست .زندگي هنرمندان بخصوص هنرپيشه گان سينما و تلويزيون زير و بم زيادي داشته و داراي جذابيتهاي خاص خود است .زندگي حسين پناهي نيز جزو همين گروه است .


حسین پناهی دژکوه در ۱۳۳۵ در روستای دژکوه از توابع شهرستان كهگيلويه (دهدشت-سوق)در استان کهکيلويه و بويراحمد متولد شد.



پس از اتمام تحصيل در بهبهان به توصيه و خواست پدر براي تحصيل به مدرسه ي آيت الله گلپايگاني رفته بود و بعد از پايان تحصيلات براي ارشاد و راهنمايي مردم به محل زندگي اش بازگشت.







چند ماهي در كسوت روحانيت به مردم خدمت مي كرد.



تا اينكه زني براي پرسش مساله اي كه برايش پيش آمده بود پيش حسين مي رود.
از حسين مي پرسد كه فضله ي موشي داخل روغن محلي كه حاصل چند ماه زحمت و تلاش ام بود افتاده است، آيا روغن نجس است؟ حسين با وجود اينكه مي دانست روغن نجس است،ولي اينرا هم مي دانست كه حاصل چند ماه تلاش اين زن روستايي، خرج سه چهار ماه خانواده اش را بايد تامين كند، به زن گفت نه همان فضله و مقداري از اطراف آنرا در بياورد و بريزد دور،روغن ديگر مشكلي ندارد.

بعد از اين اتفاق بود كه حسين علي رغم فشارهاي اطرافيان، نتوانست تحمل كند كه در كسوت روحانيت باقي بماند. اين اقدام حسين به طرد وي از خانواده نيز منجر شد.حسين به تهران آمد و در مدرسه ي هنري آناهيتا چهار سال درس خواند و دوره بازيگری و نمايشنامه نويسی را گذراند.
پناهی بازيگری را نخست از مجموعه تلويزيونی محله بهداشت آغاز کرد. سپس چند نمايش تلويزيونی با استفاده از نمايشنامه های خودش ساخت که مدت ها در محاق ماند.
با پخش نمايش دو مرغابی درمه از تلويزيون که علاوه بر نوشتن و کارگردانی خودش نيز در آن بازی می کرد، خوش درخشيد و با پخش نمايش های تلويزيونی ديگرش، طرف توجه مخاطبان خاص قرار گرفت.
نمايش های دو مرغابی درمه و يک گل و بهار که پناهی آنها را نوشته و کارگردانی کرده بود، بنا به درخواست مردم به دفعات از تلويزيون پخش شد.
در دهه شصت و اوايل دهه هفتاد او يکی از پرکارترين و خلاق ترين نويسندگان و کارگردانان تلويزيون بود.
به دليل فيزيک کودکانه و شکننده، نحوه خاص سخن گفتن، سادگی و خلوصی که از رفتارش می باريد و طنز تلخش بازيگر نقش های خاصی بود. اما حسين پناهی بيشتر شاعربود. و اين شاعرانگی در ذره ذره جانش نفوذ داشت. نخستين مجموعه شعر او با نام من و نازی در ۱۳۷۶ منتشرشد،اين مجموعه ي شعر تا كنون بيش از شانزده بار تجديد چاپ شد و به شش زبان زنده ي دنيا ترجمه شده است.


وی در ۱۴ مرداد ۱۳۸۳ و در سن ۴۹ سالگی بر اثر ایست قلبی درگذشت و در قبرستان
شهر سوق به وصیت خود ایشان فقط به خاطر اینکه مادرش در آنجا دفن شده‌است، به
خاک سپرده شد.



روحش شاد و یادش گرامی باد


مقبره حسین پناهی در شهر سوق(کهگیلویه)




امضای خادم الزینب
فَاِنَّهُ غَیْرُ مَنْقُوصٍ ما اَعْطَیْتَ


دست هایم به آرزوهایم نرسید
آنها بسیار دورند !

اما درخت سبز صبرم می گوید :
امیدی هست ؛ دعایی هست ؛ خدایی هست ...

چیزی و نفهمیدی منکرش نباش...
خادم الزینب آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
The Following 7 Users Say Thank You to خادم الزینب For This Useful Post:
قدیمی 19-11-2012, 13:14   #2
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
خادم الزینب آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Oct 2010
محل سکونت: مازندران
نوشته ها: 13,218
Thanks: 7,180
Thanked 26,027 Times in 7,007 Posts
پیش فرض

به جز حضور تو ،
هیچ چیز این جهان بی کرانه را
جدی نگرفتم.. حتی عشق را !
حسین پناهی







کارنامه هنری

فيلم ها :

گذرگاه /گال/تيرباران /هی جو/نار و نی /در مسير تندباد /ارثيه /راز کوکب/ سايه خيال/چاووش /اوينار /هنرپيشه/مهاجران /مرد ناتمام /روز واقعه/آرزوی بزرگ/بلوغ /مريم مقدس /قصه های کيش ( اپيزود اول، کشتی يونانی ) /بابا عزيز

مجموعه های تلويزيونی :
محله بهداشت/گرگها/رعنا/آشپزباشی/کوچک جنگلی/روزی روزگاری/مثل يک لبخند/ايوان مدائن/خوابگردها/هشت بهشت/امام علی/همسايه ها/دزدان مادربزرگ/آژانس دوستی/شليک نهايی/آواز مه



کتابها:
من و نازی/ستاره/چيزی شبيه زندگی/دو مرغابی درمه/گلدان و آفتاب/پيامبر بی کتاب/دل شير

علاوه بر اينها دو نوار با شعر و صداي حسین پناهی نيز منتشر شده است.«سلام خداحافظ» و « ستاره».


جوايز :
>> کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد (مهاجران)
[ دوره 11 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1371 ]

>> کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد (در مسیر تندباد)
[ دوره 7 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1367 ]

>> کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد (سایه خیال)
[ دوره 9 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1369 ]

>> برنده دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد (سایه خیال)
[ دوره 9 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1369 ]


امضای خادم الزینب
فَاِنَّهُ غَیْرُ مَنْقُوصٍ ما اَعْطَیْتَ


دست هایم به آرزوهایم نرسید
آنها بسیار دورند !

اما درخت سبز صبرم می گوید :
امیدی هست ؛ دعایی هست ؛ خدایی هست ...

چیزی و نفهمیدی منکرش نباش...
خادم الزینب آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 4 Users Say Thank You to خادم الزینب For This Useful Post:
قدیمی 19-11-2012, 22:17   #3
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
خادم الزینب آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Oct 2010
محل سکونت: مازندران
نوشته ها: 13,218
Thanks: 7,180
Thanked 26,027 Times in 7,007 Posts
پیش فرض خاطره شنیدنی اکبر عبدی از حسین پناهی

بی شک جهان را به عشق کسی آفریده اند ،
چون من که آفریده ام از عشق
جهانی برای تو !

از : حسین پناهی






خاطره شنیدنی اکبر عبدی از حسین پناهی




اکبر عبدی همبازی مرحوم حسین پناهی، خاطره‌ای از همکار سابقش می‌گوید که خواندن آن خالی از لطف نیست.

عبدی می‌گوید: «یک روز سر سریال بودیم. هوا هم خیلی سرد بود. از ماشین پیاده شد بدون کاپشن. گفتم: حسین این جوری اومدی از خانه بیرون؟ نگفتی سرما می‌خوری؟!

گفت: کاپشن قشنگی بود نه؟ گفتم: آره. گفت: من هم خیلی دوستش داشتم ولی سرراه یکی را دیدم که اون هم دوستش داشت و هم احتیاجش داشت. من فقط دوستش داشتم.»

امضای خادم الزینب
فَاِنَّهُ غَیْرُ مَنْقُوصٍ ما اَعْطَیْتَ


دست هایم به آرزوهایم نرسید
آنها بسیار دورند !

اما درخت سبز صبرم می گوید :
امیدی هست ؛ دعایی هست ؛ خدایی هست ...

چیزی و نفهمیدی منکرش نباش...
خادم الزینب آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 6 Users Say Thank You to خادم الزینب For This Useful Post:
قدیمی 21-11-2012, 10:12   #4
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
خادم الزینب آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Oct 2010
محل سکونت: مازندران
نوشته ها: 13,218
Thanks: 7,180
Thanked 26,027 Times in 7,007 Posts
پیش فرض



گذری بر تشییع پیکر حسین پناهی














پیکر حسین پناهی پس از اعزام به شیراز درمیان سیل عظیم دوستدارانش از شهرهای سپیدان،اردکان،یاسوج، نورآباد ممسنی، گچساران وده دشت گذشت و صبح امروز به گلزارشهدای شهر سوق برده و در آنجا به خاک سپرده شد.
" رفیعی" مسوول روابط عمومی حوزه هنریاستان کهکیلویه و بویر احمد در شرح این مراسم گفت: پیکر مرحوم حسین پناهی ساعت 30/17 از فرودگاه شیراز با حضور مسوولین ، هنرمندان ومردم این شهر به سمت شهرستان سپیدان تشییع شد و پس از گذشتن از شهرستان سپیدانواردکان فارس ساعت 30/20 به یاسوج رسید
وی افزود: در شهر ستان یاسوج نیز طیمراسم ویژه ای که با حضور مسوولین فرهنگی و دولتی ، هنرمندان و مشتاقان این شهرستان در مقابل اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی این شهر برگزار شد مدیر کل ادارهفرهنگ و ارشاد استان ضمن قرائت پیام وزیر ارشاد در باره این هنرمند سخنرانی کردو برخی از شاعران یاسوجی به اجرای دکلمه درسوگ این عزیز پرداختند . موسیقی محلینقاره برای شادی روح او نواخته شد و حاضران به سوگ واری و مداحی پرداختند پس از اینمراسم پیکر مرحوم پناهی به شهرستان نورآبادممسنی وسپس در ساعت10 شب به گچسارانمنتقل شد .رفیعی تصریح کرد: در پلیس راه گچساران پیکر پناهی با سیل عظیمدوستداران خود مواجه شد که این ازدحام جمعیت منجر به 40 دقیقه توقف آمبولانس درپلیس راه این شهرشد . پیکر این هنرمند نیز ساعتی در جایگاه ویژه ای که در اینشهرستان برایش تهیه شده بود ودر میان دوستدارنش قرار داده شد وطی مراسم مداحی و شعرخوانی آخرین سخنرانی این هنرمند در روز جهانی تئاتردر یاسوج برای حاضران پخش شد. پیکر حسین پناهی بابدرقه مردم گچساران ساعت 30 /1 بامداد به آغوش مردم ده دشت سپرده شد ودر این شهرنیز پس از مراسمی که نیمه شب با حضور مسوولین برگزار شد به سردخانه منتقل شد و ساعت 6 امروز صبح از مقابل کتابخانه عمومی این شهرستان با حضور هنرمندان ، مدیر کلفرهنگ وارشاد کهکیلویه ، استاندار ، رئیس حوزه هنری این استان ومسوولین فرهنگی ودولتی استانهای هم جوار فارس ، خوزستان و چهارمحال بختیاری به سمتگلزارشهدای شهرستان سوق محل دفن وی تشییع شد .رفیعی همچنین افزود:پس از مراسمخاکسپاری مرحوم حسین پناهی ، مدیر کل حوزه هنری استان کهکیلویه و بویراحمد برایحاضران سخنرانی کرد و پسرمرحوم پناهی شعری در فراق پدرش خواند.
شهر سوقدر 15 کیلومتری روستای دژکوه ،زادگاه وی قراردارد و مرحوم پناهی دوران تحصیل خود رادر این شهر سپری کرده است.




talkhzibast.persianblog.ir



امضای خادم الزینب
فَاِنَّهُ غَیْرُ مَنْقُوصٍ ما اَعْطَیْتَ


دست هایم به آرزوهایم نرسید
آنها بسیار دورند !

اما درخت سبز صبرم می گوید :
امیدی هست ؛ دعایی هست ؛ خدایی هست ...

چیزی و نفهمیدی منکرش نباش...
خادم الزینب آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 3 Users Say Thank You to خادم الزینب For This Useful Post:
قدیمی 15-01-2013, 00:11   #5
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
خادم الزینب آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Oct 2010
محل سکونت: مازندران
نوشته ها: 13,218
Thanks: 7,180
Thanked 26,027 Times in 7,007 Posts
پیش فرض



نیازی نیست اطرافمان پر از آدم باشد.
همون چند نفری که اطرافمون هستند آدم باشند کافیه...!

امضای خادم الزینب
فَاِنَّهُ غَیْرُ مَنْقُوصٍ ما اَعْطَیْتَ


دست هایم به آرزوهایم نرسید
آنها بسیار دورند !

اما درخت سبز صبرم می گوید :
امیدی هست ؛ دعایی هست ؛ خدایی هست ...

چیزی و نفهمیدی منکرش نباش...
خادم الزینب آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 7 Users Say Thank You to خادم الزینب For This Useful Post:
قدیمی 22-01-2013, 16:27   #6
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
خادم الزینب آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Oct 2010
محل سکونت: مازندران
نوشته ها: 13,218
Thanks: 7,180
Thanked 26,027 Times in 7,007 Posts
پیش فرض

جملات زیبا از مرحوم حسین پناهی










به من بگویید
فرزانه گانِ رنگ بوم و قلم
چگونه
خورشیدی را تصویر می کنید
که ترسیمش
سراسر خاک را خاکستر نمی کند ؟
حسین پناهی
.
.
.
میزی برای کار
کاری برای تخت
تختی برای خواب
خوابی برای جان
جانی برای مرگ
مرگی برای یاد
یادی برای سنگ
این بود زندگی …
حسین پناهی
.
.
.
انسانم !
ساکت ، چون درخت سیب !
گسترده ، چون مزرعه ی یونجه !
و بارور ، چون خوشه ی بلوط !
به جز خداوند ،
چه کسی شایسته ی پرستش من خواهد بود ؟!
حسین پناهی
.



.
.
شب در چشمان من است
به سیاهی چشمهایم نگاه کن
روز در چشمان من است
به سفیدی چشمهایم نگاه کن
شب و روز در چشم های من است
به چشمهایم نگاه کن
پلک اگر فرو بندم
جهانی در ظلمات فرو خواهد رفت
حسین پناهی
.
.
.
و رسالت من این خواهد بود
تا دو استکان چای داغ را
از میان دویست جنگ خونین
به سلامت بگذرانم
تا در شبی بارانی
آن ها را
با خدای خویش
چشم در چشم هم نوش کنیم
حسین پناهی
.
.
.
شب را به گریه سرکنم و روز را به داغ
روشن نمیشود به سرای دلم چراغ
خواهر سفر نمود و به جنت روانه شد
اکنون ستاره مانده و من مانده ام و فراق
مظلومه خواهرم، زفراقت کمان شدم
بی تو چگونه پای گذارم به باغ و راغ
.
.
.
بی تو
نه بوی خاک نجاتم داد
نه شمارش ستاره ها تسکینم
چرا صدایم کردی
چرا ؟
سراسیمه و مشتاق
سی سال بیهوده در انتظار تو ماندم و نیامدی
نشان به آن نشان
که دو هزار سال از میلاد مسیح می گذشت
و عصر
عصر والیوم بود
و فلسفه
حسین پناهی
.
.
.
ما چیستیم ؟!
جز ملکلولهای فعال ذهن زمین ،
که خاطرات کهکشان هارا
مغشوش میکند!
حسین پناهی
.
.
.
پنجره را باز کن
و از این هوای مطبوع بارانی لذت ببر
خوشبختانه
باران ارث پدر هیچکس نیست
.
.
.
نیم ساعت پیش ،
خدا را دیدم قوز کرده با پالتوی مشکی بلندش
سرفه کنان در حیاط از کنار دو سرو سیاه گذشت
و رو به ایوانی که من ایستاده بودم آمد ،
آواز که خواند تازه فهمیدم ،
پدرم را با او اشتباهی گرفته ام !
حسین پناهی
.
.
.
از عشق سخن گفتن
برای آدمی هنوز
خیلی زود است ،
خیلی زود…
“حسین پناهی”
.
.
.
دم به کله می کوبد
و شقیقه اش دو شقه می شود
بی آنکه بداند
حلقه آتش را خواب دیده است
عقرب عاشق !
حسین پناهی
.
.

امضای خادم الزینب
فَاِنَّهُ غَیْرُ مَنْقُوصٍ ما اَعْطَیْتَ


دست هایم به آرزوهایم نرسید
آنها بسیار دورند !

اما درخت سبز صبرم می گوید :
امیدی هست ؛ دعایی هست ؛ خدایی هست ...

چیزی و نفهمیدی منکرش نباش...
خادم الزینب آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 6 Users Say Thank You to خادم الزینب For This Useful Post:
قدیمی 22-01-2013, 16:28   #7
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
خادم الزینب آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Oct 2010
محل سکونت: مازندران
نوشته ها: 13,218
Thanks: 7,180
Thanked 26,027 Times in 7,007 Posts
پیش فرض

.
درختان می گویند بهار
پرندگان می گویند ، لانه
سنگ ها می گویند صبر
و خاک ها می گویند مصاحب
و انسان ها می گویند «خوشبختی»
امّا همه ی ما در یک چیز شبیهیم ،
در طلب نور !
ما نه درختیم
و نه خاک .
پس خوشبختی را با علم به همه ی ضعف هامان در تشخیص ،
باید در حریم خودمان جستجو کنیم …
حسین پناهی
.
.
.
آن لحظه که دستهای جوانم در روشنایی روز
گلباران سلام و تبریکات دوستان نیمه رفیقم میگشت
دلم
سایه ای بود ایستاده در سرما
که شال کهنه اش را گره میزد
.
.
.
من اگه خـــــــــــــــــــــدا بودم ..
یه بار دیگه تمـــــــــــــــوم بنده هام رو میشمردم ببینم که یه وقت یکیشون تنــــــــــــــها نمونده باشه …
و هوای دو نفره ها رو انقدر به رخ تک نفره ها نمی کشیدم!
.
.
.

جالب است، «ثبت احوال» در شناسنامه همه چیز را ثبت کرده جز « احوالم » را.
( زنده یاد حسین پناهی )

.
.
.

خورشید جاودانه می درخشد در مدار خویش
ماییم که پا جای پای خود می نهیم و غروب می کنیم
هر پسین
این روشنای خاطر آشوب در افق های تاریک دوردست
نگاه ساده فریب کیست که همراه با زمین
مرا به طلوعی دوباره می کشاند ؟
حسین پناهی
.
.
.
بی شک جهان را به عشق کسی آفریده اند ،
چون من که آفریده ام از عشق
جهانی برای تو !
حسین پناهی
.
.
.
ما
در هیأت پروانه ی هستی
با همه توانایی ها و تمدن هامان شاخکی بیش نیستیم !
برای زمین ، هفتاد کیلو گوشت با هفتاد کیلو سنگ تفاوتی ندارد
یادمان باشد کسی مسئول دلتنگی ها و مشکلات ما نیست
اگر ردپای دزدِ آرامش و سعادت را دنبال کنیم
سرانجام به خودمان خواهیم رسید.
حسین پناهی
.
.
.
نیستیم !
به دنیا می آییم
عکس ِ یک نفره می گیریم !
بزرگ می شویم ،
عکس ِ دو نفره می گیریم !
پیر می شویم ،
عکس ِ یک نفره می گیریم
و بعد
دوباره باز
نیستیم
حسین پناهی…

.
.
.
آقا اجازه… اشک سه حرف نداره
اشک خیلی حرف دارد
زنده یاد “حسین پناهی”
.
.
.

در انتهای هر سفر
در آیینه
دار و ندار خویش را مرور می کنم
این خاک تیره این زمین
پاپوش پای خسته ام
این سقف کوتاه آسمان
سرپوش چشم بسته ام
اما خدای دل
در آخرین سفر
در آیینه به جز دو بیکرانه کران
به جز زمین و آسمان
چیزی نمانده است
گم گشته ام، کجا
ندیده ای مرا ؟
حسین پناهی
.
.
.
چه مهمانان بی دردسری هستند مردگان
نه به دستی ظرفی را چرک می کنند
نه به حرفی دلی را آلوده
تنها به شمعی قانعند
و اندکی سکوت…
حسین پناهی
.
.
.
کهکشانها کو زمینم؟
زمین کو وطنم؟
وطن کو خانه ام؟
خانه کو مادرم؟
مادر کو کبوترانم؟
من گم شدم در تو یا تو گم شدی در من ، ای زمان؟…
حسین پناهی
.
.
.
به قول حسین پناهی:
می دانی، یک وقت هایی باید روی یک تکه کاغذ بنویسی “تـعطیــل است” و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت، باید به خودت استراحت بدهی، دراز بکشی دست هایت را زیر سرت بگذاری به آسمان خیره شوی و بی خیال ســوت بزنی، در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند، آن وقت با خودت بگویـی :
بگذار منتـظـر بمانند…
.
.


امضای خادم الزینب
فَاِنَّهُ غَیْرُ مَنْقُوصٍ ما اَعْطَیْتَ


دست هایم به آرزوهایم نرسید
آنها بسیار دورند !

اما درخت سبز صبرم می گوید :
امیدی هست ؛ دعایی هست ؛ خدایی هست ...

چیزی و نفهمیدی منکرش نباش...
خادم الزینب آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 10 Users Say Thank You to خادم الزینب For This Useful Post:
قدیمی 27-05-2013, 10:53   #8
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
محبّ الزهراء آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Feb 2010
محل سکونت: ماه
نوشته ها: 15,739
Thanks: 30,258
Thanked 47,586 Times in 13,681 Posts
پیش فرض

*ماندن به پای کسی که دوستش داری
قشنگ ترین اسارت زندگی است !*




* می دانی
یک وقت هایی باید
روی یک تکه کاغذ بنویسی
تـعطیــل است
و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت
باید به خودت استراحت بدهی
دراز بکشی
دست هایت را زیر سرت بگذاری
به آسمان خیره شوی
و بی خیال ســوت بزنی
در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که
پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند
آن وقت با خودت بگویـی
بگذار منتـظـر بمانند !!!*




*می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که : پدر تنها قهرمان بود .
عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد
بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود ...
بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند .
تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند.
تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود
و معنای خداحافـظ، تا فردا بود...!*


امضای محبّ الزهراء




{محتواي مخفي}

هر بدی از ما دیدید حلال بفرمایید
یا علی...



بعداز اين لطفي ندارد حکـمراني بر دلم
شهر ويـران گشته فرماندار مي خواهد چه کار . . .
محبّ الزهراء آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 7 Users Say Thank You to محبّ الزهراء For This Useful Post:
قدیمی 30-06-2014, 23:54   #9
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
خادم الزینب آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Oct 2010
محل سکونت: مازندران
نوشته ها: 13,218
Thanks: 7,180
Thanked 26,027 Times in 7,007 Posts
پیش فرض



پدرم میگوید کتاب
مادرم میگوید دعا
و من خوب میدانم که زیباترین تعریف خدا را فقط باید از زبان گلها شنید...

زنده یاد حسین پناهی

امضای خادم الزینب
فَاِنَّهُ غَیْرُ مَنْقُوصٍ ما اَعْطَیْتَ


دست هایم به آرزوهایم نرسید
آنها بسیار دورند !

اما درخت سبز صبرم می گوید :
امیدی هست ؛ دعایی هست ؛ خدایی هست ...

چیزی و نفهمیدی منکرش نباش...
خادم الزینب آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
The Following 2 Users Say Thank You to خادم الزینب For This Useful Post:
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان


برچسب ها
حسین پناهی


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
حکومت مهدوی امتداد قیام حسینی علیهم اسلام يادشهيد امام زمان عجل الله تعالی فرجه 0 25-02-2012 15:40
اسامی 3299 نامزد انتخابات مجلس نهم در سراسر کشور vorojax اخبار سیاست اسلامی 0 23-02-2012 19:24
کرامات امام حسین (ع) بعد از شهادت ایشان يادشهيد داستان های مرتبط با امام حسین(ع) 8 22-12-2011 00:24
از مدینه تا نینوا يادشهيد داستان های مرتبط با امام حسین(ع) 9 22-12-2011 00:02

TwitterFacebookGoogle Plushttp://www.nooreaseman.ir/p/blog-page_6643.htmlRSS Feedتبادل لينك

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 04:30 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1