شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

فروشگاه طب اسلامی ، سنتی ، موادآرایشی ، بهداشتی و پوستی ارگانیک اسرار الشفاء


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > اسلام > اهل بيت (عليهم السلام) > پیامبر اکرم(ص)


پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 12-08-2011, 11:10   #1
مدیربازنشسته
 
paradise آواتار ها
 
تاریخ عضویت: May 2010
نوشته ها: 3,035
Thanks: 11,530
Thanked 9,195 Times in 2,641 Posts
پیش فرض بنى‌‌نضير / قبيله / غزوه: از قبايل بزرگ يهودى يثرب و نام يكى از غزوه‌‌هاى پيامبراكرم

بنى‌‌نضير از قبايل برجسته و اثرگذار و داراى نقش فراوانى در روند حوادث صدر اسلام بوده
دائرة المعارف قرآن كريم، جلد 6، صفحه 300
است. روابط گسترده اين قبيله، با ديگر قبايل، توان بالاى نظامى و اقتصادى و دامنه نفوذ فرهنگى آنان موجب چنين جايگاهى شده بود. روابط خصمانه و احتجاجهاى دينى ميان مسلمانان ويهود و تاثير غير مستقيم آنها در جنگهايى چون سويق، احزاب، بنى قريظه و خيبر برخاسته از همين موقعيت بود، افزون بر اين دو تن از همسران پيامبر، صفيّه[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] و ريحانه[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] نيز از بنى نضير بودند.
در قرآن به نام اين قبيله تصريح نشده است؛ اما نام ديگر سوره حشر را سوره بنى‌‌نضير دانسته‌‌اند.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] در قرآن واژه بنى‌‌اسرائيل بيش از واژه اهل كتاب يا يهود به‌‌كار رفته و محدثان و مفسران نخستين، براى بيان شأن نزول و گاه براى تطبيق واژه بنى‌‌اسرائيل بر يهوديان يثرب از جمله بنى نضير رواياتى را ذيل آياتى در سوره‌‌هاى بقره، آل عمران و مائده نقل كرده‌‌اند.

نسب و خاستگاه بنى‌‌نضير:

درباره بنى‌‌نضير دو ديدگاه متفاوت وجود دارد: برخى آنها را از بنى‌‌اسرائيل دانسته‌‌اند كه نسبشان از طريق هارون به يعقوب مى‌‌رسد و برخى ديگر آنها را عربهاى يهودى شده دانسته‌‌اند. در ميان مورخان مسلمان تنها يعقوبى است كه آنان را از عربهاى يهودى قبيله جذام مى‌‌داند.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] نسب‌‌نامه‌‌هاى معدودى هم كه در منابع اسلامى از بنى‌‌نضير باقى مانده مبهم و ناكافى است.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] بنا به نظر ولفنسون (Wolfenson) با توجه به دقت يهوديان در كتابت تاريخ خود، محققان تاريخ يهود از سكوت منابع يهودى درباره يهوديان شمال حجاز درشگفت‌‌اند.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]
كاسكل(Caskel)، مارگوليوت (Margoliouth)، وستنفلد (Wustenfeld)و هيتّى (Hitty)بر اساس زبانشناسى و مطالعه نامها، اصطلاحات و اشعار شاعران بنى‌‌نضير آنها را از قبايل عرب يهودى شده دانسته‌‌اند.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]
وينكلر (Winkler) نيز با تكيه بر تفاوت فرهنگ يهوديان يثرب با يهوديان فلسطين، بنى‌‌اسرائيل بودن آنها را نامعقول دانسته است.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]
اين در حالى است كه نولدكه (Noldeke)، اوليرى (Oleary) و بروكلمان (Brokelman)تغييرات فرهنگى و زبانى يهوديان را ناشى از اوضاع اقليمى و فرهنگى حجاز دانسته، بر اسرائيلى بودن بنى‌‌نضير تأكيد دارند.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]
دائرة المعارف قرآن كريم، جلد 6، صفحه 301
در بيشتر منابع اسلامى دو قبيله بنى‌‌نضير و بنى‌‌قريظه به «كاهنان» شهرت دارند[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] كه اشاره به انتساب آنها به هارون است، زيرا هارون در ميان يهوديان به كاهن شهرت دارد و در تأييد انتساب بنى‌‌نضير به هارون گفته شده كه پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله)همسرش صفيّه نضيرى را از فرزندان هارون دانسته است.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] همچنين در روايتى منتسب به ايشان از بنى‌‌نضير و بنى‌‌قريظه با صفت «كاهنان» ياد شده كه بيانگر نسبت اين دو قبيله به بنى‌‌اسرائيل از طريق هارون نبى است.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]
نشانه‌‌هايى هم در برخى آيات قرآنى مى‌‌توان يافت كه از اسرائيلى تبار بودن يهوديان يثرب و حجاز حكايت مى‌‌كنند؛ در آيات متعددى واژه بنى اسرائيل به كار رفته است كه برخى از آنها در قصص قرآنى است و حكايت از بنى‌‌اسرائيل در دورانهاى قبل از پيامبر دارد؛ اما برخى ديگر از آن آيات خطاب به يهوديان دوره پيامبر است كه با توجه به وجود چند نمونه از اين آيات، در سوره بقره (اولين سوره نازل شده در مدينه) و اينكه در آن سالها هنوز پيامبر با يهوديان ديگرى جز يهوديان يثرب مواجه نبوده است، مى‌‌توان نتيجه گرفت كه يهوديان يثرب اسرائيلى تبار بوده‌‌اند، چنان كه برخى مفسران نيز اشاره‌‌هايى به اين امر داشته‌‌اند.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]
در آيات 40 به بعد بقره/2 يهود يثرب، با نام بنى‌‌اسرائيل مورد خطاب الهى قرار گرفته‌‌اند و خداوند از آنها خواسته كه نعمتهاى الهى را به ياد آورند و حق را با باطل نپوشانند و نماز را برپاى دارند و زكات بدهند و با ركوع‌‌كنندگان ركوع كنند:
«يـبَنى اِسرءيلَ اذكُروا نِعمَتِىَ الَّتى اَنعَمتُ عَلَيكُم ... * و لاتَلبِسُوا الحَقَّ بِالبـطِـلِ وتَكتُموا الحَقَّ واَنتُم تَعلَمون * واَقيموا الصَّلوةَ وءاتوا الزَّكوةَ واركَعوا مَعَ الرّ‌‌كِعين».در آيات 122 ـ 123 همين سوره نيز خداوند از آنها خواسته روز قيامت را در نظر بگيرند: «يـبَنِى اِسرءيلَ ... * واتَّقوا يَومـًا لا تَجزى نَفسٌ عَن نَفس شَيــًا». خداوند طى آيه‌‌211 بقره/2 از پيامبر خواسته كه از بنى اسرائيل پرسشى بكند: «سَل بَنى اِسرءيلَ...»و در آيه 110 مائده/5 به پيامبر اطمينان مى‌‌دهد كه نمى‌‌گذارم خطرى از جانب بنى اسرائيل تو را تهديد كند: «و اِذ كَفَفتُ بَنى اِسرءيلَ عَنكَ اِذ جِئتَهُم بِالبَيِّنـتِ فَقالَ الَّذينَ كَفَروا مِنهُم...».
مورخان و محدثان مسلمان تحت تأثير ادبيات قرآنى تلاش كرده‌‌اند با تكيه بر منابع يهودى زمان، نحوه و علت مهاجرت يهوديان
دائرة المعارف قرآن كريم، جلد 6، صفحه 302
حجاز از جمله بنى‌‌نضير از فلسطين به يثرب را تعيين كنند. آنان علل متفاوتى را براى مهاجرت يهود از فلسطين به حجاز طرح كرده‌‌اند؛ اما كمتر به نام قبايل از جمله بنى‌‌نضير تصريح كرده‌‌اند. ابوالفَرَج حمله‌‌هاى روميان به فلسطين در سده نخست ميلادى را عامل مهاجرت بنى‌‌نضير به يثرب دانسته است.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] ديگر منابع نيز اين احتمال را تقويت كرده‌‌اند.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] ابوالفرج در جايى ديگر بنى‌‌نضير را از بازماندگان سپاهى دانسته كه موسى(عليه السلام) براى سركوبى قومى به نام عمالقه به حجاز فرستاد[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] اما ابن‌‌خلدون و سهيلى در صحت گزارش اخير ترديد كرده‌‌اند، زيرا از زمان موسى(عليه السلام) تا دوره كتابت اين روايات، زمانى طولانى گذشته و از سوى ديگر خود يهوديان به چنين مهاجرتى در عصر حضرت موسى(عليه السلام)اعتراف ندارند.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] ازدياد جمعيت يهود و محدوديت امكانات منطقه را نيز مى‌‌توان به عوامل مهاجرت از فلسطين افزود.

بنى‌‌نضير پس از استقرار در يثرب:

بنى‌‌نضير پس از مهاجرت به يثرب در آغاز در منطقه سافله آن (پايين دست) مستقر شدند؛ امّا به مرور و بر اثر شناسايى مناطق مستعد به منطقه عاليه يثرب نقل مكان كردند.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] منابع درباره نام منطقه مسكونى آنان از غَرَس[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]، بُوَيره[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]، ناحيه فرع[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]، روستاى زهره[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] و دره بطحان[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] نام برده‌‌اند. در قرآن كريم از محل استقرار آنها به روستاهايى مستحكم: «قُرَى مُحَصَنَة»(حشر/59،14) ياد شده است. بنى‌‌نضير در مناطق مسكونى خود دژهاى مستحكمى را بنا كردند. اين قلعه‌‌ها از فضايى فراخ برخوردار بود و امكان نگهدارى دام، آب و مواد غذايى مورد نياز براى مدتهاى طولانى در آن وجود داشت.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]
هرچند شمار قلعه‌‌هاى يهوديان را در زمان غلبه آنان بر يثرب در دوره‌‌جاهلى، 59 قلعه برشمرده‌‌اند[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]؛ اما از تعداد و نام قلعه‌‌هاى بنى‌‌نضير در دوره صدر اسلام اطلاعى در دست نيست و منابع در ميان قلاع بنى‌‌نضير تنها از بَرَج[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] و فاضجه[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] نام برده‌‌اند.
درباره رياست بنى‌‌نضير و شاخه‌‌هاى آن
دائرة المعارف قرآن كريم، جلد 6، صفحه 303
اطلاع چندانى در اختيار نيست. بر اساس برخى شجره‌‌نامه‌‌ها نضير نام جدّ هشتم صفيّه، همسر پيامبر است و در نتيجه، به نظر مى‌‌رسد بنى‌‌نضير داراى تيره‌‌هاى متعددى بوده كه هريك قلعه‌‌اى از آن خود داشته‌‌اند.
گزارشهاى دوره جاهلى و حتى تا سال سوم هجرى، خبر از رياست سلام بن مشكم در قبيله بنى‌‌نضير مى‌‌دهند[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]؛ امّا در حوادث بعدى نام حُيَىّ‌‌بن أَخْطَب به عنوان رئيس قبيله بارها به چشم مى‌‌خورد.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] اين دو از برجسته‌‌ترين سران خاندانهاى بنى‌‌نضيرند. پس از حُيَىّ كه در سال پنجم هجرى و همراه با مردان بنى‌‌قريظه كشته شد[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] (‌‌حيى بن اخطب) ابورافع سلام‌‌بن ابى‌‌الحُقَيقْ و پس از او اسير بن رزام رياست بنى‌‌نضير را بر عهده گرفته‌‌اند.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]

روابط بنى‌‌نضير با ديگر قبايل:

از بنى غطفان[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] و بنى عامر‌‌بن صعصعه[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] به عنوان همپيمانان منطقه‌‌اى بنى‌‌نضير ياد شده است. از روابط بنى‌‌نضير با اوس و خزرج در زمانى كه يهوديان بر يثرب مسلط بودند اطلاع چندانى وجود ندارد؛ امّا در دوره تسلط عربها بر يثرب، بنى‌‌نضير همپيمان اوس شدند[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]، هرچند منابع تفسيرى از همپيمان بودن آنها با خزرج نيز خبر داده‌‌اند.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] وات (Watt)براى حل اين تعارض حدس زده كه احتمالا روايات مربوط به ارتباط بنى‌‌نضير با اوس حكايت از مقطع زمانى متأخرترى دارد[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] و آنان در آغاز با خزرج همپيمان بوده‌‌اند؛ امّا پس از مدتى كه قدرت‌‌يابى و سلطه خزرج را تهديدى بر ضدّ خود دانستند، با اوس پيمان بسته‌‌اند. وى آغاز همپيمانى بنى‌‌نضير با اوس را در جنگ بُعاث دانسته كه هريك از قبايل اوس و خزرج سعى كرد از همپيمانان خود در جنگ كمك گيرد و چون خزرج نگران اتحاد اوس با بنى‌‌نضير بود تنى چند از آنان را به عنوان ضمانت عدم شركت در جنگ، در اختيار گرفت؛ امّا چون عَمرو‌‌بن نُعمان خزرجى نتوانست با استفاده از اهرم گروگانها آنها را به ترك ديار خود وادار كند، گروگانهاى خود را كشت؛ امّا شاخه‌‌اى از خزرج به رهبرى عبدالله بن اُبَىّ در مخالفت با اين سياست گروگانهاى خود را آزاد كردند. در پى اين اقدام بنى‌‌نضير با اوس پيمان بست و در جنگ بزرگ
دائرة المعارف قرآن كريم، جلد 6، صفحه 304
بعاث، بر ضدّ عمروبن نعمان خزرجى به پيروزى رسيدند.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]
روابط بنى‌‌نضير با اوس، بيش از همپيمانى آنان در جنگ بعاث است كه وات به آن باور دارد. بر‌‌اساس برخى نقلها آنان در جنگهاى متعددى بر ضدّ خزرج و در كنار اوس قرار داشتند[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] و در همه اين جنگها براى آزادى اسيران خود به خزرج فديه پرداخت كردند.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] همپيمانى آنان با اوس در جنگ سُمير كه از نخستين درگيريهاى اوس و خزرج[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] بود و سپس در جنگ فجار دوم[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] خبر از قدمت بيشتر روابط بنى‌‌نضير و اوس مى‌‌دهد. به نظر مى‌‌رسد روابط اجتماعى اين دو قبيله نيز بسيار گسترده باشد، به گونه‌‌اى كه بروكلمان از تعبير «زندگى با اوس» در اين زمينه استفاده كرده است.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] شواهد متعدد ديگرى نيز هست كه نشان مى‌‌دهد روابط بنى‌‌نضير با اوس از پيشينه قابل توجهى برخوردار بوده است، از جمله اينكه بسيارى از اوسيان دوره شيرخوارگى خود را در ميان بنى‌‌نضير سپرى كرده، يهودى شده بودند.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] در نقلهاى ديگرى به خويشاوندى برخى از بنى‌‌نضير با انصار اشاره شده است[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]، از اين رو زمانى‌‌كه بنى‌‌نضير پيمان خود را با پيامبر شكستند، پيامبر به نشانه ابطال پيمان اوس با آنان در امور مقدماتى غزوه‌‌اى كه بر ضدّ آنان شكل داد از عناصر اوسى بهره برد و رفتار اوسيان در اين زمينه مايه شگفتى و حيرت بنى‌‌نضير شد[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] و پس از تبعيد بنى‌‌نضير، به نشانه قدردانى، شمشير معروف آل ابى‌‌الحُقَيْق، از خانواده‌‌اى برجسته از بنى‌‌نضير را به سعد‌‌بن مُعاذ بزرگ اوسيان بخشيد.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]
در مورد روابط بنى نضير با قبايل خرد و كلان يهودى يثرب، اطلاع چندانى در دست نيست، جز آنكه آنان در برابر يهوديان بنى‌‌قَيْنُقاع كه همپيمان خزرج بود جنگيده بودند.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]
تنها نكته‌‌اى كه از روابط بنى‌‌نضير با يهوديان بنى‌‌قُرَيظَه مورد توجه قرار گرفته آن است كه آنان در روابط حقوقى خود با بنى‌‌قريظه تبعيض‌‌آميز عمل مى‌‌كردند و بنى‌‌قريظه ناچار بود ديه خود را به صورت مضاعف به بنى‌‌نضير بپردازد.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] آنان بدين منظور توافقنامه‌‌اى را در دوره جاهلى بر
دائرة المعارف قرآن كريم، جلد 6، صفحه 305
بنى قريظه تحميل كرده بودند[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] كه مفاد آن متفاوت گزارش شده است؛ بنا‌‌به روايتى در حادثه‌‌اى چون قتل اگر قاتل از بنى‌‌قريظه بود افزون بر پرداخت ديه قصاص هم مى‌‌شد؛ امّا اگر از بنى‌‌نضير بود نيمى از ديه را مى‌‌پرداخت و در مراسمى با گِل صورتش را سياه كرده، سوار بر الاغ در ميان مردم مى‌‌گردانند.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] بنا به روايت ابن‌‌عباس بابت ديه قتل نفس، بنى‌‌قريظه 140 و بنى‌‌نضير 70‌‌بار شتر خرما پرداخت مى‌‌كردند.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] در روايت ابن‌‌ابى‌‌زنّاد اين ميزان به 100 بار شتر براى بنى‌‌قريظه و 50 بار شتر براى بنى نضير تقليل يافته است.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] به روايت سدّى بنى‌‌نضير 60 بار شتر مى‌‌پرداخت؛ امّا قاتل قُرَظى قصاص مى‌‌شد.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]
بنى‌‌قريظه در سالهاى نخست هجرت، با توجه به شناختى كه از موقعيت پيامبر پيدا كرده بودند براى لغو توافقنامه مذكور از پيامبر خواستند تا ميان آنان و بنى‌‌نضير داورى كند. بر اساس روايات تفسيرى، خداوند طى آيات 43 ـ 45 مائده/5 بر آنها خرده گرفته كه با وجود تورات چرا از تو خواسته‌‌اند ميان آنها قضاوت كنى؟ مگر در آن نيامده كه جان در برابر جان و چشم در برابر چشم و... : «و‌‌كَيفَ يُحَكِّمونَكَ و عِندَهُمُ التَّورةُ ... * ... و كَتَبنا عَلَيهِم فيها اَنَّ النَّفسَ بِالنَّفسِ والعَينَ بِالعَينِ والاَنفَ بِالاَنفِ والاُذُنَ بِالاُذُنِ والسِّنَّ بِالسِّنِّ والجُروحَ قِصاصٌ فَمَن تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ كَفّارَةٌ لَهُ ومَن لَم يَحكُم بِما اَنزَلَ اللّهُ فَاُولئِكَ هُمُ الظّــلِمون».[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] به روايت واقدى در آيه 41 اين سوره از توافقنامه اين دو قبيله به «تحريف‌‌كلمه» ياد شده است: «... يحرفون الكلمة...».[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]
بنى‌‌نضير از عبدالله‌‌بن‌‌ابى خواستند نزد پيامبر وساطت كند تا پيامبر پيمان سابق را به رسميت بشناسد و ابن‌‌ابىّ از آنها خواست كه چنانچه بر‌‌ضدّ شما حكم كرد آن را نپذيريد كه بنابر روايتى آيه 42 مائده/5 نازل گرديد. بنا به گزارش مفسران خداوند طى اين آيه آنان را شنواى دروغ و خورنده حرام خواند و از پيامبر خواست بر اساس عدالت حكم كند و از نارضايتى بنى‌‌نضير نگران نباشد[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]: «سَمّـعونَ لِلكَذِبِ اَكّــلونَ لِلسُّحتِ ... فَلَن يَضُرّوكَ شيــًا و اِن حَكَمتَ فَاحكُم بَينَهُم بِالقِسطِ ... فَلا تَخشَوُا‌‌النّاس...».براسا س آيات 44 ـ 45 و 47 اين سوره خداوند بنى‌‌نضير را كه بر خلاف آنچه خداوند نازل كرده، حكم مى‌‌كنند كافر، ظالم و فاسق معرفى كرده، در آيه 50 آنان را به
دائرة المعارف قرآن كريم، جلد 6، صفحه 306
جهت پيروى از حكم جاهلى و ترك حكم خدا ملامت مى‌‌كند: «اَفَحُكمَ الجـهِلِيَّةِ يَبغونَ ومَن اَحسَنُ مِنَ اللّهِ حُكمـًا لِقَوم يوقِنون».[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]
پيامبر در ميان اين دو قبيله به برابرى ديه حكم كرد[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]؛ امّا بنى‌‌نضير آن را نپذيرفت، از اين رو آنان به پيشنهاد منافقان نزد يكى از كاهنان مدينه به نام ابى‌‌بَرزه رفتند و پاداش فراوانى براى داوريش تعيين كردند؛ امّا او بر جان خود ترسيد و از داورى ميان آنان پرهيز كرد. بنابه رواياتى از ابن عباس و سدّى خداوند طى آيه 60 نساء/4 بدين جهت آنان را مذمت كرده است: «... اَلَم تَرَ اِلَى الَّذينَ يَزعُمونَ اَنَّهُم ءامَنوا بِما اُنزِلَ اِلَيكَ ... يُريدونَ اَن يَتَحاكَموا اِلَى الطّـغوتِ و قَد اُمِروا اَن يَكفُروا بِهِ ...».[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]
بنى‌‌نضير در جنگهاى جاهلى، ضمن همپيمانى با بت پرستان، با همكيشان خود به ويژه بنى‌‌قينقاع جنگيده، اموال يكديگر را غارت مى‌‌كردند؛ امّا پس از پايان جنگ، اسراى يهود را با توجه به حكم تورات با پرداخت فديه آزاد مى‌‌كردند.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] بر اساس روايات سدّى و ابن عباس خداوند در آيات 84 ـ 86 بقره/2 درباره عمل آنان به بخشى از كتاب و بى‌‌توجهى به بخش ديگر آنان را ملامت كرده، ابراز مى‌‌دارد كه چرا خون يكديگر را مى‌‌ريزيد و همديگر را از خانه و كاشانه خود بيرون مى‌‌كنيد، حال آنكه از شما پيمان گرفته بوديم كه چنين نكنيد: «و اِذ اَخَذنا ميثـقَكُم لاتَسفِكونَ دِماءَكُم و لاتُخرِجونَ اَنفُسَكُم مِن دِيـرِكُم ... و هُوَ مُحَرَّمٌ عَلَيكُم اِخراجُهُم اَفَتُؤمِنونَ بِبَعضِ الكِتـبِ وتَكفُرونَ بِبَعض».[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] ابن كثير افزون بر آيات پيشين آيه 32 مائده/5 را نيز بر بنى‌‌نضير تطبيق كرده است: «كَتَبنا عَلى بَنى اِسرءيلَ اَنَّهُ مَن قَتَلَ نَفسـًا بِغَيرِ نَفس اَو فَساد فِى الاَرضِ فَكَاَنَّما قَتَلَ النّاسَ جَميعـًا ... ثُمَّ اِنَّ كَثيرًا مِنهُم بَعدَ ذلِكَ فِى‌‌الاَرضِ لَمُسرِفون =بر بنى‌‌اسرائيل مقرر كرديم كه هركس كسى را بكشد بى‌‌آنكه [او ]كسى را كشته يا تباهى در زمين كرده باشد گويا همه مردمان را كشته است...».[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]

اقتصاد بنى‌‌نضير:

بعيد به نظر مى‌‌رسد كه مناطقى را كه بنى‌‌نضير براى سكونت و فعاليت اقتصادى برگزيده بودند پيش از آن سهمى از آبادانى نداشته باشند، هرچند اطلاع بيشترى در اين زمينه وجود ندارد. بر اساس گزارش ياقوت، منابع آبى اين منطقه از جمله آب مهزور توانايى آبيارى 20000 اصل خرما را داشت [فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] و گاه سيلاب آن، مناطق مسكونى يثرب
دائرة المعارف قرآن كريم، جلد 6، صفحه 307
را تهديد مى‌‌كرد.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]
اقتصاد بنى‌‌نضير بيشتر بر باغدارى و دامدارى مبتنى بوده كه در آن بر گونه‌‌هاى مرغوب خرما تأكيد شده است. آنان افزون بر حومه يثرب در خيبر[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] و ذى‌‌الجدى[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] نيز باغهايى با گونه‌‌هاى متعدد خرما چون عَجْوه، لين و بَرْنى در اختيار داشتند[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] كه هريك پس از 30 سال به بار مى‌‌نشست.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] منابع در مورد نام باغهاى بنى‌‌نضير سكوت كرده‌‌اند و در آنها تنها به 7‌‌باغ كه به مُخَيريق تعلق داشته اشاره شده‌‌است.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] بنا به رواياتى منبت[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] يا دلال[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] نام باغى از باغهاى بنى‌‌نضير بوده كه احياى آن به دست سلمان فارسى شرط آزادى او از قيد بردگى تعيين شده بود.
انتقال بنى‌‌نضير به عاليه اثر مستقيمى بر بهبود وضع اقتصادى آنان نهاد و بنا به گفته سران اين قبيله آنچه مايه برترى آنان در ميان ديگر يهود شده ثروت آنهاست و گرنه همچون ديگر يهوديان خوار و تنگدست مى‌‌ماندند.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] اين امر مايه رشك و طمع قبايل عرب شده بود[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]، هرچند نمى‌‌توان وضع مشابه اقتصادى را براى تمامى شاخه‌‌هاى بنى‌‌نضير تصور كرد. بنى‌‌نضير به مرور توانستند گنجينه‌‌اى گرانبها از جواهرات و زيورآلات فراهم سازند[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] و آن را در پوست شتر نگهدارى مى‌‌كردند.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]
در برخى نقلها از بنى‌‌نضير در دوره جاهلى به عنوان خراجگزار مرزبان ساسانى ياد شده[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]؛ امّا مستشرقان نسبت به پرداخت خراج اهل يثرب به مرزبان ساسانى حيره يا بحرين ترديد كرده‌‌اند.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]
از ابن عباس روايت شده كه آيه 93 يونس/10 كه در آن خداوند از سكونت دادن بنى‌‌اسرائيل در سرزمينى مناسب و روزى دادن آنان از چيزهاى پاك سخن مى‌‌گويد، اشاره به بنى‌‌نضير و ديگر يهوديان عصر پيامبر دارد: «و لَقَد بَوَّأنا بَنى اِسرءيلَ مُبَوَّاَ صِدق و رَزَقنـهُم مِنَ الطَّيِّبـتِ...».
بنا به روايت خباب، مسلمانان مهاجر كه در
دائرة المعارف قرآن كريم، جلد 6، صفحه 308
فقر شديدى به سر مى‌‌بردند، توجهشان به وضع مالى آنها جلب شده بود كه آيه 27 سوره شورى/42 نازل شد.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] هرچند سوره شورى مكّى است؛ امّا آيه مذكور را مدنى دانسته‌‌اند:[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]«ولَو بَسَطَ‌‌اللّهُ الرِّزقَ لِعِبادِهِ لَبَغَوا فِى الاَرضِ ولـكِن يُنَزِّلُ بِقَدَر ما يَشاءُ اِنَّهُ بِعِبادِهِ خَبيرٌ بَصير =اگر خدا روزى را بر بندگانش فراخ گرداند هرآينه در زمين سر به عصيان برمى‌‌دارند؛ ولى او به اندازه روزى مى‌‌فرستد و او از بندگانش باخبر است و آنها را مى‌‌بيند».
بنا به روايتى از عطا برخى سران ثروتمند بنى‌‌نضير ياران مهاجر و تهيدست پيامبر به ويژه اصحاب صفّه پيامبر را مورد تمسخر و تحقير قرار مى‌‌دادند كه آيه 212 بقره/2 نازل شد و به مؤمنان بشارت داد كه در قيامت برتر خواهند بود و خداوند روزى را به هركه بخواهد بدون حساب مى‌‌بخشد: «زُيِّنَ لِلَّذينَ كَفَروا الحَيوةُ الدُّنيا ويَسخَرونَ مِنَ الَّذينَ ءامَنوا والَّذينَ اتَّقَوا فَوقَهُم يَومَ القِيـمَةِ واللّهُ يَرزُقُ مَن يَشاءُ‌‌بِغَيرِ حِساب».[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]

جايگاه دينى بنى‌‌نضير:

جايگاه دينى بنى‌‌نضير در منابع اسلامى نسبت به ديگر قبايل يهود برترى نسبى دارد. شايد برترى سياسى حقوقى بنى‌‌نضير بر بنى‌‌قريظه و انتساب كعب بن اشرف بدانها، از علل اين امر باشد. كعب از احبار ثروتمند بنى‌‌نضير بود كه با كمكهاى مالى خود، نفوذ فراوانى بر ديگر احبار يهود داشت.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] نفوذ او در ميان ساكنان يثرب از قضاوتهاى او در ميان آنها به دست مى‌‌آيد. سيره‌‌نگاران تنها از آن دسته از احبار بنى نضير نام برده‌‌اند كه نقش برجسته‌‌اى در رويارويى با پيامبر داشتند و از حُيَى‌‌بن اَخْطَب و برادرانش ابوياسر و جَدِّى، سلام‌‌بن مُشْكَم، كنانه و سلام بن ربيع‌‌بن اَبى‌‌الْحُقَيْق، سلام‌‌بن اَبى الحُقَيْق، عمرو‌‌بن‌‌حجاش، كعب بن اشرف و همپيمانانش كردم‌‌بن قيس و حجاج بن عمرو (عمر) به عنوان احبار بنى نضير نام برده‌‌اند.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] زهرى در يكى از گزارشها به 30 تن از آنان اشاره كرده‌‌است.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]
در برخى منابع اسلامى نيز مطرح شده كه چون از منطقه ظهور پيامبر آخرالزمان خبر داشتند به يثرب مهاجرت كرده بودند.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] اين گزارشها چنانچه صحت داشته باشد، حكايت از آن دارد كه بنى‌‌نضير احتمال ظهور پيامبرى از خودشان يعنى از تبار هارون برادر موسى(عليه السلام) را بسيار جدّى مى‌‌ديدند؛ پيامبرى كه حاكميت آنان را محقق مى‌‌ساخت.
دائرة المعارف قرآن كريم، جلد 6، صفحه 309
ذيل آيه 89 بقره/2 نقل شده كه يهوديان بنى‌‌نضير، هرگاه از قبايل كافر عرب ستمى مى‌‌ديدند از خداوند مى‌‌خواستند كه با ظهور پيامبرش در آخرالزمان آنان را يارى كند[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]: «... و كانوا مِن قَبلُ يَستَفتِحونَ عَلَى الَّذينَ كَفَروا...»و در آستانه ظهور اسلام ظهورش را بشارت مى‌‌دادند.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]
اعتبار آنها در ميان يثربيان، به گونه‌‌اى بود كه زنان عرب براى زنده ماندن فرزندانشان نذر مى‌‌كردند آنان را يهودى كنند و فرزندان خود را به بنى‌‌نضير مى‌‌سپردند[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]؛ امّا هنگام تبعيد بنى‌‌نضير خواستار اسلام آوردن فرزندانشان بودند كه آيه «لا‌‌اِكراهَ فِى الدِّين»(بقره/2،256) نازل‌‌شد.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]
هيئتهاى دينى كه در زمان پيامبر به يثرب مى‌‌آمدند با احبار بنى‌‌نضير مشورت مى‌‌كردند. زمانى كه جمعى از خيبريان براى گريز از حدّ زناى محصنه برخى از سرانشان آمدند تا حكم پيامبر را بدانند ابتدا نزد بنى‌‌نضير رفتند. آنها پيش‌‌بينى كردند‌‌پيامبر به رغم ميل آنان به سنگسار حكم خواهد كرد.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]
به روايت ابن عباس مسيحيان نجران پس از گفت و گو با پيامبر و نزول آيه مباهله سه روز از پيامبر فرصت خواستند و در اين مدت با بنى نضير نيز مشورت كردند.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] آنان پس از حضور نزد پيامبر با احبار بنى‌‌نضير بر سر مسيحى يا يهودى بودن ابراهيم(عليه السلام) نزاع كردند كه آيات 65 ـ 67 آل عمران/3 نازل شد و طرفين را مذمت كرد كه چرا درباره آنچه علم نداريد با يكديگر محاجّه مى‌‌كنيد[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]: «... فَلِمَ تُحاجّونَ فيما لَيسَ لَكُم بِهِ عِلمٌ».مشخص نيست كه نقش احبار بنى‌‌نضير در دوره مكى كه قريش براى تحت فشار قرار دادن پيامبر از يهود يثرب مدد جست،[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] چه حد بوده؛ اما به لحاظ نسبتشان به هارون و شمار احبارى كه از آنها سخن در ميان است نمى‌‌توان آنان را سهيم ندانست.

روابط مذهبى و سياسى بنى نضير با پيامبر:

با ورود پيامبر به يثرب و رواج اسلام در آنجا و پس از پيمان نامه‌‌اى كه پيامبر ميان بطون انصار، مهاجران و برخى شاخه‌‌هاى يهود منعقد كرد، سران بنى نضير نزد پيامبر آمدند. پيامبر دين آنان را به رسميّت شناخت و آنان را به اسلام فراخواند و پيشگوييهاى راهب شامى به نام ابن هيِّبان (راجع به ظهور پيامبر آخرالزمان) را ـ كه براى درك
دائرة المعارف قرآن كريم، جلد 6، صفحه 310
پيامبر از شام به يثرب آمده بود ـ براى آنان يادآور شد.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] آنها به پيامبر اميد دادند كه در آينده و با شناخت بيشتر از اسلام، مسلمان خواهند شد و موافقت كردند كه تا آن زمان متعرض يكديگر نشوند. به گزارش آيات قرآنى آنان دانستند كه او همان پيامبر موعود است؛ اما چون پيامبر را از ذريّه هارون نديدند[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]، به او ايمان نياوردند[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]: «و لَمّا جاءَهُم كِتـبٌ مِن عِندِ اللّهِ مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُم و كانوا مِن قَبلُ يَستَفتِحونَ عَلَى الَّذينَ كَفَروا فَلَمّا جاءَهُم ما عَرَفوا كَفَروا بِهِ فَلَعنَةُ اللّهِ عَلَى الكـفِرين * بِئسَمَا اشتَرَوا بِهِ اَنفُسَهُم اَن يَكفُروا بِما اَنزَلَ اللّهُ بَغيـًا...» =و هنگامى كه از جانب خداوند كتابى كه مؤيد آنچه نزد آنان است برايشان آمد، و از ديرباز [در انتظارش]بر كسانى كه كافر شده بودند پيروزى مى‌‌جستند؛ ولى همين كه آنچه [كه اوصافش] را مى‌‌شناختند برايشان آمد، انكارش كردند. پس لعنت خدا بر كافران باد. وه كه به چه بد بهايى خود را فروختند كه به آنچه خدا نازل كرده بود از سر رشك انكار آوردند.» (بقره/2،89 ـ 90) منابع تاريخى نيز به اين نكته اشاره كرده‌‌اند كه يهوديان پيامبر موعود را شناخته بودند.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]
در ميان مفسران نخستين، مجاهد و قتاده و على‌‌بن ابراهيم از اين حادثه (ملاقات اوليه سران بنى‌‌نضير با پيامبر(صلى الله عليه وآله)) با عنوان عهد ياد كرده و بندهاى ديگرى براى آن ذكر كرده‌‌اند. براساس روايت على بن ابراهيم در اين عهدنامه شرط شده بود كه هر كدام از طرفين پيمان در صورتى كه پيمان را نقض كند، ناقض اين عهد با كشتار مردان، اسارت زنان و فرزندان و مصادره اموال مجازات شود.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] چنين بندى با توجه به مجازات سنگين پيمان شكنان در آيين يهود بعيد نمى‌‌آيد. واقدى بند ديگرى افزوده مبنى بر اينكه چنانچه يهوديان به جنگ پيامبر بيايند، يهود مدينه او را يارى كنند[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]؛ امّا منابع ديگر به اين بند اشاره نكرده‌‌اند.
ابن سعد،[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] واقدى[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] و ابن شبه[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] باور دارند كه بنى‌‌نضير مجبور شدند براى امنيت خود در سال سوم هجرى پيمانى ببندند، هرچند در سال چهارم و پس از حادثه بئر‌‌معونه عهد خود را شكستند؛ اما زهرى معتقد است آنان كه تا سال سوم پيمانى نبسته بودند، باز حاضر نشدند با انعقاد قراردادى به
دائرة المعارف قرآن كريم، جلد 6، صفحه 311
پيامبر اطمينان دهند كه خطرى براى او نخواهند‌‌بود.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]
برخى مستشرقان بر اساس روايت زهرى منكر هرگونه پيمان ميان بنى نضير و پيامبر شده‌‌اند ؛ امّا برخى ديگر بر اين باورند كه قبايل بزرگ يهود مدينه در سال اول هجرى طى پيمان نامه عمومى با پيامبر پيمان بستند؛ اما مورخان مسلمان نام قبايل خائن به پيامبر از جمله بنى نضير را از متن پيمان نامه حذف كرده‌‌اند.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]
روابط يهوديان با مسلمانان در مدتى كه از حضور پيامبر در يثرب مى‌‌گذشت به چند دوره قابل تفكيك است. از دوره نخست مى‌‌توان به عنوان دوره مدارا و فرصتى براى شناخت متقابل ياد كرد. از روايات برمى‌‌آيد كه سران بنى‌‌نضير در آغاز به پيامبر به عنوان رقيبى سياسى نگاه كردند[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] و از اين فرصت براى مقابله با روند گسترش اسلام و در تنگنا قرار دادن پيامبر استفاده كردند در واقع انگيزه‌‌هاى دينى و سياسى به موازات يكديگر عمل مى‌‌كردند، خصوصا كه بزرگان بنى‌‌نضير خود از احبار هم بودند، از اين رو ولفنسون بر مستشرقان ديگر خرده گرفته است، كه چگونه اباى يهوديان از پذيرش پيامبرى از غير بنى‌‌اسرائيل را در تحليلهاى خود در نظر نگرفته و در موضع‌‌گيرى بر ضدّ پيامبر(صلى الله عليه وآله) از يهود جانبدارى كرده‌‌اند.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]
آنان در اين دوره مشابهتهاى موجود در ميان مناسك يهود و مسلمانان، از جمله روزه روز عاشورا[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] و نماز خواندن به سمت بيت‌‌المقدس، را دليلى بر حقانيت و اصالت آيين خود دانسته، پيامبرانى چون ابراهيم، اسماعيل و اسحاق را يهودى و سعادت اخروى را از آن يهوديان مى‌‌دانستند: «اَم تَقولونَ اِنَّ اِبرهيمَ واِسمـعيلَ واِسحـقَ ويَعقوبَ والاَسباطَ كانوا هودًا»(بقره/2،140)؛ «وقالوا لَن يَدخُلَ الجَنَّةَ اِلاّ مَن كانَ هودًا اَو نَصـرى تِلكَ اَمانِيُّهُم قُل هاتوا بُرهـنَكُم اِن كُنتُم صـدِقين».(بقره/2،111)
به روايت ابن عباس احبار بنى‌‌نضير يهودى شدن را هدايت يافتن مى‌‌دانستند: «و قالوا كونواهودًا اَو نَصـرى تَهتَدوا».[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] (بقره/2، 135) برپايه برخى منابع، آيه 109 سوره بقره كه اشاره به همين امر دارد، در مورد سران بنى‌‌نضير نازل شده است: «وَدَّ كَثيرٌ مِن اَهلِ الكِتـبِ لَو يَرُدُّونَكُم مِن بَعدِ ايمـنِكُم كُفّارًا حَسَدًا مِن عِندِ اَنفُسِهِم مِن بَعدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمُ الحَقُّ فَاعفوا واصفَحوا حَتّى يَأتِىَ اللّهُ بِاَمرِهِ اِنَّ اللّهَ عَلى كُلِّ شَىء قَدير =بسيارى از اهل كتاب از روى حسادت مى‌‌خواهند شما را به كفر بازگردانند، با اينكه حق براى آنها كاملا روشن شده است. شما آنها را عفو كنيد و از
دائرة المعارف قرآن كريم، جلد 6، صفحه 312
آنها درگذريد...».[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] (بقره/2،109)
با اين همه پيامبر هم كه به اسلام آوردنشان اميدوار بود، با آنان مدارا مى‌‌كرد و از بدرفتارى آنان درمى‌‌گذشت و كوچك و بزرگشان را گرامى مى‌‌داشت.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] به روايت زهرى آيه 186 آل عمران/3 نيز از مسلمانان مى‌‌خواهد در برابر آزردگى‌‌اى كه برخى يهود بنى‌‌نضير عامل آن بودند صبر پيشه كنند: «... لَتَسمَعُنَّ مِنَ الَّذينَ اُوتوا الكِتـبَ مِن قَبلِكُم ومِنَ‌‌الَّذينَ اَشرَكوا اَذىً كَثيرًا و اِن تَصبِروا و تَتَّقوا فَاِنَّ ذلِكَ مِن عَزمِ الاُمور».[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] به نظر مى‌‌رسد رفتار مسلمانان نسبت به يهود در اين دوره به آنها القا مى‌‌كرد اسلام همان يهوديت تكامل يافته است.
به مرور زمان يهوديان منازعات دينى و كلامى خود را آشكارتر كردند و براى همگان روشن شد كه آنها ايمان نخواهند آورد. آيات 73 ـ 176 بقره/2 كامل‌‌ترين گزارشها در اين باره است؛ امّا در اين گزارشها همه يهوديان يك مجموعه تلقى شده‌‌اند و از اين رو معلوم نيست سهم هر‌‌يك از قبايل يهود در اين منازعات چه ميزان بوده است، با اين حال با رديابى نام احبار بنى نضير در اين گزارشهاى تفسيرى مى‌‌توان به نقش آنان پى برد.
برخى از احبار بنى نضير سعى كردند با استفاده از روابط صميمانه خود با ساكنان يثرب، آنها را از اسلام باز گردانند. برخى از مسلمانان به انصار مرتبط با يهود هشدار دادند كه با يهود، صميمى نمانند؛ اما جواب رد شنيدند. به روايت ابن عباس همين‌‌جا بود كه آيه 28 آل‌‌عمران/3 نازل شد[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]:«لا‌‌يَتَّخِذِ المُؤمِنونَ الكـفِرينَ اَولِياءَ مِن دونِ المُؤمِنِينَ و مَن يَفعَل ذلِكَ فَلَيسَ مِنَ اللّهِ فى شَىء اِلاّ اَن تَتَّقوا مِنهُم تُقةً و يُحَذِّرُكُمُ اللّهُ نَفسَهُ و اِلَى اللّهِ المَصير =مؤمنان نبايد كافران را به جاى مؤمنان به دوستى بپذيرند و هركس چنين كند در هيچ حال از حزب خدا نيست، مگر آنكه براستى از آنها بپرهيزيد [طرح دوستى با آنان كيفر حتمى خدا را در پى دارد] و خداوند شما را از [كيفر]خويش هشدار مى‌‌دهد و بازگشت [همه] به سوى خداست».
به نقل قتاده و حسن يكى از احبار آنها با شنيدن آيه 245 بقره/2: «مَن ذَا الَّذى يُقرِضُ اللّهَ قَرضـًا حَسَنـًا...»، ضمن مسخره كردن مسلمانان، خداوندِ آنها را فقير و خود را بى نياز دانست كه آيه «لَقَد سَمِعَ اللّهُ قَولَ الَّذينَ قالوا اِنَّ اللّهَ فَقيرٌ ونَحنُ اَغنِياءُ سَنَكتُبُ ما قالوا...»(آل عمران/3،181) نازل شد.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]
دائرة المعارف قرآن كريم، جلد 6، صفحه 313
برخى از احبار آنها با ارتباط با قبايل يثرب، انصار را از انفاق در راه خدا بازمى‌‌داشتند و به آنها مى‌‌گفتند: ما نگران فقير شدن شماييم و معلوم نيست در آينده چه خواهد شد كه آيه 37 نساء/4 نازل شد[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]: «اَلَّذينَ يَبخَلونَ ويَامُرونَ النّاسَ بِالبُخلِ و يَكتُمونَ ما ءاتهُمُ اللّهُ مِن فَضلِهِ واَعتَدنا لِلكـفِرينَ عَذابـًا مُهينا».
تغيير قبله در اين دوره، بيانگر تغيير استراتژى پيامبر در برابر يهود بود. اين امر ضمن آنكه بحثهايى درباره مسئله بداء را به همراه داشت، اعتراض يهود را نيز برانگيخت. به روايتى تنى چند از احبار بنى‌‌نضير با درخواستى فريبكارانه از پيامبر(صلى الله عليه وآله)خواستند به قبله پيشين خود بازگردد تا بدو ايمان بياورند كه خداوند آنان را نادان خواند[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]: «سَيَقولُ السُّفَهاءُ مِنَ النّاسِ ما ولّهُم عَن قِبلَتِهِمُ الَّتى كانوا عَلَيها قُل لِلَّهِ المَشرِقُ والمَغرِبُ يَهدى مَن يَشاءُ اِلى صِرط مُستَقيم‌‌=مردم نادانى خواهند گفت چه چيز آنان را از قبله‌‌اى كه بر آن بودند (بيت‌‌المقدس) برگردانيد؟ بگو: شرق و غرب از آن خداست و هركه را خواهد به صراط مستقيم هدايت مى‌‌كند». (بقره/2،142)
برخى ديگر قرآن را ناسازگار با تورات خواندند و از او خواستند كتابى ارائه كند كه براى آنها پذيرفتنى باشد.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] به روايت كلبى برخى از آنها از پيامبر معجزه‌‌اى خواستند كه آيه 183 آل عمران/3 نازل گرديد: «اَلَّذينَ قالوا اِنَّ اللّهَ عَهِدَ اِلَينا اَلاَّ نُؤمِنَ لِرَسول حَتّى يَاتِيَنا بِقُربان تَاكُلُهُ النّارُ قُل قَد جاءَكُم رُسُلٌ مِن قَبلى بِالبَيِّنـتِ وبِالَّذى قُلتُم...».[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]
بنا به روايتى خداوند طى آيه نخست سوره احزاب/33 پيامبر را از برآوردن خواسته‌‌هاى آنان برحذر داشت:«يـاَيُّهَا النَّبِىُّ اتَّقِ اللّهَ ولا تُطِعِ الكـفِرينَ والمُنـفِقينَ...».[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] به روايت ابن‌‌عباس آيه 18 جاثيه/45 نيز بيانگر همين نكته است: «...‌‌ولا تَتَّبِع اَهواءَ الَّذينَ لا يَعلَمون...»[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. چنانچه نزول آيات سوره احزاب را در سال پنجم هجرى و نزول آيات سوره جاثيه را در دوره مكى بدانيم اين شأن نزولها، تطبيقهاى مفسران خواهد بود.
سردى روابط تا بدانجا رسيد كه برخى از احبار بنى‌‌نضير آشكارا ادعا كردند كه او پيامبر موعود تورات نيست[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. بنا به روايتى از عطا خداوند طى آيه 178 آل‌‌عمران/3 به بنى‌‌نضير هشدار داده كه گمان نكنند مهلتى كه دارند به سود آنهاست، بلكه براى آن است كه بر گناهان خود بيفزايند: «و لا يَحسَبَنَّ الَّذينَ كَفَرُوا اَنَّما نُملى لَهُم خَيرٌ لاَِنفُسِهِم اِنَّما نُملى لَهُم لِيَزدادُوا اِثمـًا...».[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]
دائرة المعارف قرآن كريم، جلد 6، صفحه 314
با اين همه به رغم اينكه هيچ يك از بنى نضير ايمان نياورده بودند برخى از اوسيان‌‌مسلمان به ايمان آوردنشان اميدوار بودند. خداوند در آيه 75 بقره/2 فرمود: چگونه به اسلام آوردن آنان اميد داريد و حال آنكه آنان كلام الهى را تحريف مى‌‌كنند‌‌...:«اَفَتَطمَع ونَ اَن يُؤمِنوا لَكُم وقَد كانَ فَريقٌ مِنهُم يَسمَعونَ كَلـمَ اللّهِ ثُمَّ يُحَرِّفونَهُ مِن بَعدِ ما عَقَلوهُ و هُم يَعلَمون».[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]
اوسيان مسلمان تلاش كردند آن دسته از نزديكان خود را كه به بنى نضير پيوسته بودند به اسلام گرايش دهند و از آنجا كه اين عده از ضعف اقتصادى رنج مى‌‌بردند و مسلمانان نيز از اعطاى صدقه به غير مسلمانان منع شده بودند، برخى از اوسيان كوشيدند تا با وعده كمكهاى مالى بستگان يهودى شده خود را به اسلام ترغيب كنند كه آيه 272 بقره/2 در مورد آنان نازل شد: «لَيسَ عَلَيكَ هُدهُم ولـكِنَّ اللّهَ يَهدى مَن يَشاءُ وما تُنفِقوا مِن خَير فَلاَِنفُسِكُم وما تُنفِقونَ اِلاَّ ابتِغاءَ وجهِ اللّهِ وما تُنفِقوا مِن خَير يُوَفَّ اِلَيكُم واَنتُم لاتُظلَمون =هدايت آنها بر عهده تو نيست و خداوند هركه را خواهد هدايت مى‌‌كند...».[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] گفته شده: خداوند با آيه 120 بقره/2:«لَن تَرضى عَنكَ اليَهُود... =يهوديان از تو راضى نمى‌‌شوند ...» (بقره/2،‌‌120) از پيامبر خواسته كه هيچ اميدى به ايمان آنان نداشته باشد.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]
برخورد اوليه و همچنين رفتارهاى بعدى سران بنى‌‌نضير زمينه رويارويى آنها را با پيامبر فراهم آورد. پيامبر همواره نگران عهد شكنى آنان بود. بنا به روايتى از مجاهد گفته شده آيه 58 انفال/8 به همين امر اشاره دارد: «و اِمّا تَخافَنَّ مِن قَوم خِيانَةً فَانبِذ اِلَيهِم عَلى سَواء اِنَّ اللّهَ لا يُحِبُّ الخائِنين =و اگر از خيانت گروهى بيمناك شوى [پيمانشان را]به سويشان بيفكن [و لغو آن را به ايشان اعلام كن] تا شما و ايشان [در آگاهى از لغو پيمان] يكسان باشيد [و‌‌بدان اگر به آنان اعلام نكنى، مرتكب خيانت شده‌‌اى] كه خداوند خيانتكاران را دوست ندارد».[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]
بنا به نظر ابوالفتوح رازى خداوند در آيه 111 آل‌‌عمران/3: «لَن يَضُرّوكُم اِلاّ اَذىً و اِن يُقـتِلوكُم يُوَلّوكُمُ الاَدبارَ ثُمَّ لا يُنصَرون»به مؤمنان اطمينان داده كه آنان به شما زيانى نخواهند رسانيد و اگر با شما بجنگند روبه‌‌روى شما نمى‌‌توانند بايستند و كسى هم به ياريشان نخواهد آمد.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] از نظر قرطبى آيه 137 بقره/2 نيز به همين مفهوم است: «فَاِن ءامَنوا بِمِثلِ ما ءامَنتُم بِهِ فَقَدِ اهتَدَوا واِن تَوَلَّوا فَاِنَّما هُم فى شِقَاق فَسَيَكفيكَهُمُ اللّهُ و هُوَ السَّميعُ العَليم[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] =
دائرة المعارف قرآن كريم، جلد 6، صفحه 315
اگر بدانچه ايمان آورده‌‌ايد ايمان بياورند قطعاً هدايت شده‌‌اند و گرنه بى‌‌شك در ستيزند و خداوند شرّشان را از تو كفايت مى‌‌كند [و تو را بر آنان پيروز خواهد كرد] كه او شنوا و دانا است».

امضای paradise
مادرم حضرت زهرا،پدرم شاهِ نجف/ خوش به حالم که چه مادر پدری دارم من


اعلم یا یهود؛نحن الغالبون

آتش فتنۀ اموی را حسین با خونش خاموش کرد!

ما را از فتنه هراسی نیست!خون در رگهایمان بی قراری می کند.

لااله الا انت،سبحانک،انی کنت من الظالمین
paradise آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
قدیمی 12-08-2011, 11:33   #2
مدیربازنشسته
 
paradise آواتار ها
 
تاریخ عضویت: May 2010
نوشته ها: 3,035
Thanks: 11,530
Thanked 9,195 Times in 2,641 Posts
پیش فرض

زمينه شكل‌‌گيرى جنگ:

طبيعى بود كه يهوديان و از جمله بنى‌‌نضير در واكنش به حضور پيامبر در يثرب، ابتدا منتظر سركوب مسلمانان به دست قريش باشند. جنگ بدر به مثابه هشدارى جدّى، موقعيت مخالفان پيامبر در مدينه را تضعيف كرد. برخى از بزرگان بنى نضير كه نفوذ گسترده‌‌اى بر يهوديان قبايل ديگر نيز داشتند به همراه جمعى از احبار يهود مخفيانه به مكه رفتند و كنار كعبه با ابوسفيان پيمان بستند در رويارويى با پيامبر با يكديگر همكارى كنند.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] بنابر نقلهاى ديگر آنان بر كشته‌‌هاى بدر گريستند و قريش را برضدّ پيامبر تحريك كردند.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] قتل‌‌كعب بن اشرف (از‌‌بنى‌‌نضير) نيز براى محدود كردن زمينه‌‌هاى همكارى بنى‌‌نضير و قريش صورت گرفت.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] (‌‌كعب بن اشرف) در ماههاى پايانى سال دوم هجرى ابوسفيان كه در جنگ بدر شركت نكرده بود با سپاهى اندك به نزديكى مدينه آمد. برخى سران بنى‌‌نضير با آگاهى از تصميم وى مبنى بر حمله به مسلمانان، به يارى او شتافته، شبانه او را جاى دادند و اطلاعات مورد نياز را در اختيارش نهادند.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] (<= غزوه سويق) وات (Watt)براى ردّ معاونت بنى‌‌نضير با قريش، جانبدارنه در روايت مذكور ترديد كرده و آن را يك مهمانى ساده دانسته‌‌است.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]
علت اصلى درگيرى مسلمانان با بنى‌‌نضير به پيمان شكنى، كمك آنها به ابوسفيان و تصميمشان براى كشتن پيامبر باز مى‌‌گردد. تفاوت عمده منابع در مورد علت و زمان جنگ به سبب تفاوت گزارش ابن اسحاق و زهرى است، هرچند هردو از عروة‌‌بن زبير روايت كرده‌‌اند.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]
به روايت زهرى مدتى پس از غزوه سويق پيرو‌‌نامه تهديدآميز قريش، بنى نضير تصميم گرفتند با ترفندى پيامبر را به قتل برسانند و از اين رو از او خواستند تا در منطقه‌‌اى ميان يثرب و مساكن بنى‌‌نضير، همراه با 30 تن از اصحاب خود براى گفت و گو به ملاقات 30 تن از احبار بيايد تا اگر احبار او را تأييد كردند و بدو ايمان آوردند همگى به او ايمان بياورند؛ امّا پس از حضور پيامبر متوجه شدند كه با وجود يارانش نمى‌‌توانند او را بكشند و از او خواستند با سه تن از ياران خود به گفت و گوى سه تن از احبارى بيايد كه مخفيانه
دائرة المعارف قرآن كريم، جلد 6، صفحه 316
خنجرى با خود حمل مى‌‌كردند. با افشاى تصميم بنى نضير، به وسيله يكى از زنان آنان، پيامبر به مدينه بازگشت و فرداى آن روز در حالى‌‌كه تنها 6 ماه از جنگ بدر گذشته بود به محاصره بنى‌‌نضير پرداخت و از آنها خواست براى امنيت خود، با او پيمان ببندند؛ اما چون نپذيرفتند با آنان جنگيد و غزوه بنى‌‌نضير شكل گرفت. محدثان[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] و مفسران[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] اين روايت را به طرق متعددى از زهرى نقل كرده‌‌اند. منابع ديگرى هم بخشهايى از روايت زهرى را طرح كرده‌‌اند.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] سهيلى در شرح سيره ابن هشام، بر وى خرده گرفته كه چگونه در سيره خود روايات ديگر را بر روايت زهرى ترجيح داده است.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] از ميان مورخان تنها ذهبى روايت زهرى را مبناى نگارش خود قرار داده و غزوه بنى‌‌نضير را در سال سوم طرح كرده است.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] در ميان مستشرقان نيز كيستر (Kister)براساس روايت زهرى، خوددارى بنى‌‌نضير در انعقاد پيمان با پيامبر را عامل اصلى جنگ در سال سوم هجرى دانسته است.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]
همه منابعى كه به نحوى روايت زهرى را نقل كرده‌‌اند زمان غزوه بنى‌‌نضير را 6 ماه پس از جنگ بدر (پيش از‌‌احد) دانسته‌‌اند. رواياتى كه خبر از كشته شدن كعب بن اشرف در آستانه غزوه بنى‌‌نضير[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] يا در هنگامه[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] آن مى‌‌دهند هماهنگى و همخوانى بيشترى با روايت زهرى دارند، به ويژه آنكه مشهور است كه كعب بن اشرف پس از پيروزى مسلمانان در بدر و در سال سوم كشته شد و پس از آن بود كه پيامبر به بنى‌‌نضير حمله‌‌كرد.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]
در برابر روايت زهرى روايت ابن اسحق قرار مى‌‌گيرد كه براساس آن پس از حادثه بئر معونه در سال چهارم هجرى يكى از ياران پيامبر دو تن از بنى‌‌عامر‌‌بن صعصعه را كشت و چون پيامبر(صلى الله عليه وآله)قبلا به آنان امان داده بود ملزم شد كه ديه آنها را بپردازد و چون از پرداخت آن در آن مقطع ناتوان بود تصميم گرفت از بنى‌‌نضير (همپيمان بنى عامر) كمك بگيرد، از اين رو در روز شنبه كه مورد احترام يهوديان است به همراه معدودى از اصحاب نزد آنان رفت. آنان از پيامبر(صلى الله عليه وآله)خواستند تا قدرى درنگ كند تا اين مبلغ را براى او جمع‌‌آورى كنند و مخفيانه تصميم گرفتند با رها كردن سنگى از روى قلعه بدون آنكه خود مسئوليت قتل را
دائرة المعارف قرآن كريم، جلد 6، صفحه 317
بپذيرند، آن‌‌حضرت را از بين ببرند[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]؛ اما پيامبر(صلى الله عليه وآله) كه متوجه اين امر شد به گونه‌‌اى آنجا را ترك كرد كه همگان تصور كردند پيامبر(صلى الله عليه وآله) در همان حوالى است و به زودى نزد يارانش باز مى‌‌گردد؛ امّا پيامبر به سرعت به مدينه بازگشته بود تا بدانها فرصت ترور ندهد.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] گزارش ابن‌‌شبه، ابن سعد و واقدى زمانى با روايت زهرى سازگارى دارند كه بحث از پيمان بنى‌‌نضير با پيامبر است؛ امّا هنگامى كه بحث از تاريخ جنگ بنى‌‌نضير است گزارشهاى آنها با گزارش ابن‌‌اسحاق مطابقت مى‌‌يابد.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]
مجاهد، عكرمه و كلبى پس از بيان مضمونى مشابه روايت ابن اسحق، به نزول آيه‌‌11‌‌مائده/ 5 در اين هنگام اشاره كرده‌‌اند كه بر اساس آن قرآن كريم تلاش بنى‌‌نضير براى ترور پيامبر را به مؤمنان يادآورى كرده و نجات پيامبر را خواست و نعمت الهى دانسته است: «يـاَيُّهَا الَّذينَ ءامَنوا اذكُروا نِعمَتَ اللّهِ عَلَيكُم اِذ هَمَّ قَومٌ اَن يَبسُطوا اِلَيكُم اَيدِيَهُم فَكَفَّ اَيدِيَهُم عَنكُم...»[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]؛ امّا به نظر مى‌‌رسد نزول آيه مزبور مدتها پس از غزوه بنى‌‌نضير باشد، چرا كه اين آيه به دنبال يادآورى اين امر است: «اذكُروا»، ضمن آنكه تطبيق اين آيه بر هر قصد ترورى صادق است و اختصاصى به بنى‌‌نضير ندارد.
شمار همراهان پيامبر را هنگام حضور نزد بنى نضير كمتر از 10 تن شمرده‌‌اند.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] كمى ياران پيامبر را يكى از عوامل وسوسه بنى نضير براى طراحى توطئه قتل پيامبر و اسارت و فروش يارانش به قريش دانسته اند.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] بنا به روايتى از عطا آيه 100 بقره/2 پس از پيمان شكنى بنى‌‌نضير و بنى‌‌قريظه فرود آمد: «اَو كُلَّما عـهَدوا عَهدًا نَبَذَهُ فَريقٌ مِنهُم بَل اَكثَرُهُم لايُؤمِنون =و مگر نه اين بود كه [يهود] هرگاه پيمانى بستند گروهى از ايشان آن را دور افكندند، بلكه [حقيقت اين است كه]بيشترشان ايمان نمى‌‌آورند».[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]
در مطالعات جديد ادلّه ديگرى براى غزوه بنى‌‌نضير طرح شده است؛ ولفنسون كه پيمان بنى‌‌نضير با پيامبر را براساس پيمان نامه عمومى پذيرفته، علت حمله به بنى‌‌نضير را عدم همراهى با پيامبر در جنگ احد دانسته است. براساس معاهده، بنى‌‌نضير مى‌‌بايست در حادثه احد از مدينه دفاع مى‌‌كرد. او در مورد علت حمله نكردن پيامبر به بنى‌‌قريظه اظهار داشته كه احتمالا پيمان
دائرة المعارف قرآن كريم، جلد 6، صفحه 318
آنها متفاوت بوده و چنين تعهدى نسبت به پيامبر نداشته‌‌اند.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] شايد همراهى مُخَيْريق يهودى با پيامبر در غزوه احد ـ كه تنها بنابر روايت واقدى از اعضاى بنى‌‌نضير است ـ مستند سخنان ولفنسون است. مخيريق كه خود در غزوه احد شركت كرد، از يهود خواست به يارى پيامبر بيايند، امّا آنان عذر آوردند كه امروز شنبه است.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] از نظر ولفنسون آنان با اين‌‌كار خود پيمان خود با پيامبر را شكستند.
بروكلمان غزوه بنى‌‌نضير را ناشى از بهانه جويى پيامبر براى جبران ضربه سنگين حادثه بئر معونه دانسته است كه در آن 70 يا 40 تن از مسلمانان به شهادت رسيدند.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] ناديده گرفتن اقدامهاى يهود و نسبت بهانه‌‌جويى به پيامبر از جانب بروكلمان، جانبدارانه است. هرچند پيروزى بر بنى‌‌نضير مى‌‌توانست تا حدى از فشار ناشى از حادثه بئر معونه را بر مسلمانان جبران كند؛ اما بنا به فرموده قرآن: «ما ظَنَنتُم اَن يَخرُجوا»، (حشر/59،2) اين پيروزى غير‌‌قابل پيش‌‌بينى بود.
پس از بروز دشمنى بنى‌‌نضير، پيامبر از طريق پيكى از اوسيان به آنان اعلام كرد كه چنانچه تا 10 روز ديگر محل سكونت خود را ترك نكنند، خونشان هدر خواهد بود. با اين اقدام، آنان دريافتند كه بر خلاف پيمان دوره جاهلى، اوس در برابر بنى‌‌نضير خواهد ايستاد[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]، از اين رو به جمع‌‌آورى دارايى خود پرداختند و براى حركت از قبايل عرب شتر كرايه كردند.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]
عبدالله بن اُبىّ با آگاهى از تصميم پيامبر طى پيامى از آنان خواست ايستادگى كنند. وى گفت: من با 2000 نفر از قومم (بنى عوف بن خزرج) به همراه يهود بنى‌‌قريظه و غَطفان به يارى شما خواهيم آمد.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] خداوند در آيه 11‌‌حشر/59 آنها را منافق دانسته، وعده‌‌هاى آنها را دروغ مى‌‌خواند: «اَلَم تَرَ اِلَى الَّذينَ نافَقوا يَقولونَ لاِِخونِهِمُ الَّذينَ كَفَروا مِن اَهلِ الكِتـبِ لـَئِن اُخرِجتُم لَنَخرُجَنَّ مَعَكُم و لانُطيعُ فيكُم اَحَدًا اَبَدًا واِن قوتِلتُم لَنَنصُرَنَّكُم واللّهُ يَشهَدُ اِنَّهُم لَكـذِبون».
سلام‌‌بن مشكم ضمن يادآورى خيانت عبدالله بن ابىّ و عدم حمايت وى از بنى قَينقاع در سال دوم هجرى و مبارزات بنى‌‌نضير برضدّ خزرج در عهد جاهلى، از حُيَى خواست حال كه ما مالك مزارع، نخلستانها و داراييهاى خود هستيم به عبدالله‌‌بن ابىّ اعتماد مكن[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]؛ اما حُيَى با توجه به برترى نظامى و دفاعى خود، با پذيرش پيشنهاد عبدالله‌‌بن ابىّ آماده مقابله با پيامبر شد. در آيه 14
دائرة المعارف قرآن كريم، جلد 6، صفحه 319
حشر/59 به منازعات و اختلافات درونى سران بنى‌‌نضير اشاره شده است: «بَأسُهُم بَينَهُم شَديدٌ تَحسَبُهُم جَميعـًا و قُلوبُهُم شَتّى...».حُيَى به ترميم دژهاى بنى‌‌نضير پرداخت[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] و تداركات لازم را همراه با چارپايان در درون آنها جاى داد[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] و پيامبر را از مخالفت خود آگاه ساخت[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]: «وظَنّوا اَنَّهُم مانِعَتُهُم حُصونُهُم =مى‌‌پنداشتند كه دژهايشان پناه آنها خواهد بود». (حشر/59،2) گفته‌‌هاى سلاّم برخلاف اظهارات ولفنسون كه گفته: پيامبر آمال و آرزوهاى اوس و خزرج (دستيابى به ثروت يهود) را محقق مى‌‌ساخت[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]، حاكى از آن است كه پيامبر در اين مرحله درصدد تصرف دارايى آنها نبوده است.

جنگ با بنى‌‌نضير:

در روايت زهرى جزئيات جنگ نيامده؛ امّا بنا بر روايت ابن‌‌اسحاق، پيامبر پس از آنكه از ترور نافرجام آنان جان سالم به در‌‌برد به مدينه بازگشت. در دوازدهم ربيع‌‌الاول سال چهارم[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] با گماردن ابن ام مكتوم بر مدينه[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] به طرف قلعه‌‌هاى آنان به راه افتاد. او على(عليه السلام)را به عنوان فرمانده تعيين كرد[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] و پرچم خود را به دستش داد[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] و از سپاه خواست به طرف بنى‌‌نضير حركت كنند و نماز عصر را در آنجا بگزارند.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] سپاه پياده پيامبر حركت كرده[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]، حوالى عصر به اراضى بنى نضير رسيدند. بنى‌‌نضير با مشاهده پيامبر از فراز دژهاى خود به پرتاب تير و سنگ پرداختند.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] مسلمانان پس از اقامه نماز عصر در آنجا مستقر شدند.
خيمه پيامبر را ابتدا در اراضى تيره‌‌اى از اوس به نام بنى‌‌حطمه كه تا آن زمان هنوز مسلمان نشده بودند و از همپيمانان بنى‌‌نضير به حساب مى‌‌آمدند[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] برپا كردند كه بعدها به مسجد‌‌الصغير شهرت يافت؛ امّا چون از جانب تيراندازان بنى‌‌نضير مورد اصابت تير قرار گرفت آن را به منطقه‌‌اى ميان اراضى بنى‌‌نضير و بنى‌‌قريظه كه بعدها مسجد فضيخ نام گرفت، منتقل كردند.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] پيامبر با تنى چند از اصحاب خود به مدينه بازگشت و شب را آنجا گذراند. بلال حبشى صبح در مدينه اذان گفت و در همان روز پيامبر به جمع سپاه اسلام بازگشت.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] دلايل
دائرة المعارف قرآن كريم، جلد 6، صفحه 320
متعددى مى‌‌توان براى رفت و بازگشت پيامبر در نظر گرفت؛ نخست آنكه احتمالا منطقه از امنيت كافى برخوردار نبوده و بيم ترور پيامبر مى‌‌رفته است. دوم آنكه حضور پيامبر(صلى الله عليه وآله)در مدينه مى‌‌توانست زمينه توطئه عبدالله بن ابىّ در پيوستن او به بنى‌‌نضير را خنثا كند.
مدت محاصره بنى‌‌نضير 6 شب[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] يا 15 روز[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] يا بيش از 20 شب[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] ادامه يافت. در اين مدت كسى گمان نداشت كه بتوان بر آنها چيره شد: «... ما ظَنَنتُم اَن يَخرُجوا»(حشر/59،2) و مسلمانان گمان مى‌‌كردند كه آنها نيروهايى متحدند، در حالى‌‌كه قرآن به اختلافات جدى ميان شاخه‌‌هاى بنى‌‌نضير اشاره دارد: «... بَاسُهُم بَينَهُم شَديدٌ تَحسَبُهُم جَميعـًا وقُلوبُهُم شَتّى ...».(حشر/59،14) در طول اين مدت سعد بن عباده از بزرگان خزرج با ارسال خرما، تداركات لازم سپاه اسلام را تأمين مى‌‌كرد.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] بنى‌‌نضير كه منتظر رسيدن نيروهاى كمكى بودند به انداختن سنگ و تيراندازى از روى دژها بسنده كردند.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]
تنها اقدام نظامى بنى نضير در محاصره آن بود كه به غَزْوك سردسته شجاع تيراندازان مأموريت دادند تا با تنى چند پيامبر را ترور كنند. در آن شب اصحاب پيامبر متوجه شدند كه على بن ابى طالب(عليه السلام)در جمعشان نيست و سپس خبر يافتند كه او با چند تن از انصار مأموران بنى نضير را كشته و سرهايشان را در چاههاى منطقه انداخته‌‌اند. اين امر ناتوانى بنى‌‌نضير را آشكارتر ساخت.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]
وعده‌‌هاى عبدالله بن ابىّ هم محقق نشد، هرچند او تلاش كرد بنى‌‌قريظه را همراه خود سازد؛ اما كعب بن اسد رئيس بنى‌‌قريظه به هيچ يك از اعضاى قبيله خود اجازه نداد به يارى بنى‌‌نضير بشتابند.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] آيات 11 ـ 17 حشر/59 وعده منافقان و خيانت آنان به بنى‌‌نضير را به حكايت شيطان تشبيه كرده كه پس از به كفر كشيدن انسان، از او برائت مى‌‌جويد: «اَلَم تَرَ اِلَى الَّذينَ نافَقوا ... * لـَئِن اُخرِجوا لا يَخرُجونَ مَعَهُم ولـَئِن قوتِلوا لا يَنصُرونَهُم ... * كَمَثَلِ الشَّيطـنِ اِذ قالَ لِلاِنسـنِ اكفُر فَلَمّا كَفَرَ قالَ اِنّى بَرىءٌ مِنكَ اِنّى اَخافُ اللّهَ رَبَّ العــلَمين =آيا منافقان را نمى‌‌بينى... . اگر اخراج شوند آنها با ايشان بيرون نخواهند رفت و اگر عليه آنها جنگى درگيرد [منافقان]آنها را يارى نخواهند كرد... . چون حكايت شيطان كه به انسان گفت: «كافر
دائرة المعارف قرآن كريم، جلد 6، صفحه 321
شو.» و چون كافر شد گفت: «من از تو بيزارم، زيرا من از خدا پروردگار جهانيان مى‌‌ترسم.»
مسلمانان براى قطع ارتباط قلعه‌‌هاى بنى‌‌نضير حلقه محاصره را از محله بنى‌‌نضير به محاصره يكايك دژها تنگ‌‌تر كردند.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]خداوند در آيه 14 حشر/59 به پيامبر(صلى الله عليه وآله)فرموده بود كه آنها همگى رو در روى تو نمى‌‌آيند، بلكه از پشت ديوار [قلعه‌‌ها] و به صورت پراكنده و در روستاهاى حصار شده با تو مى‌‌جنگند: «اِلاّ فى قُرًى مُحَصَّنَة اَو مِن وراءِ جُدُر...»؛امّا چون محاصره به طول انجاميد، پيامبر كه از دلبستگى آنها به درختانشان خبر داشت فرمان داد آنها را قطع كنند. برخى از سران يهود فرياد زدند: چگونه كسى كه ديگران را از فساد پرهيز مى‌‌دهد درختان را قطع مى‌‌كند؟ در نتيجه جمعى از مسلمانان بر كرده خود مردد شدند كه آيه 5 حشر /59 به همين مناسبت نازل شد و اين امر را خواست خدا دانست: «ما قَطَعتُم مِن لينَة ... فَبِاِذنِ اللّهِ و لِيُخزِىَ الفـسِقين =هر درخت خرماى گرانبهايى را كه قطع كرديد ... به فرمان خدا بوده است؛ باشد كه نافرمانان ذليل شوند».[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]
اين دستور تأثير بسزايى بر بنى‌‌نضير نهاد، به ويژه كه زنانشان شيون كرده، بر سر و صورت خود زدند[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]، از اين رو سعى كردند خطرى متوجه نخلستانها نشود تا شايد با مصالحه يا بعدها با جنگى ديگر، بتوانند دوباره آنها را باز يابند و در نتيجه به مقاومت خود پايان دادند. حُيَى تصميم گرفت بر اساس پيشنهاد پيشين با پيامبر كه دارايى آنها را هنوز محترم شمرده بود مصالحه كند؛ امّا پيامبر نپذيرفت و از آنها خواست همه تجهيزات نظامى، مزارع و باغات خود را وا نهند و تنها دارايى منقول خود را ببرند[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]؛ امّا وى چند روزى درنگ كرد.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] در اين فاصله دو تن از بنى‌‌نضير به نامهاى يامين بن عمير و ابوسعد‌‌بن وهب حفظ جان و مال خود، مسلمان شدند.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] سران بنى‌‌نضير از ترس اينكه مبادا شرايط سخت‌‌تر شود، به شرايط پيامبر تن دردادند. آنها در مخالفت خود با پيامبر پافشارى كردند و در اين مسير از نخلستانها و خانه و كاشانه ديرينه خود نيز گذشتند. خداوند دراين‌‌باره در آيات نخستين سوره حشر بيان مى‌‌دارد كه نه شما و نه خودشان باور نمى‌‌كردند كه بيرون روند. گمان مى‌‌كردند قلعه هايشان مانعى در برابر [اراده ]خداست؛ امّا خداوند از جايى كه گمان نداشتند به طرف آنها رفت و در دلهايشان هراس افكند...: «هُوَ‌‌الَّذى اَخرَجَ الَّذينَ كَفَروا
دائرة المعارف قرآن كريم، جلد 6، صفحه 322
مِن اَهلِ الكِتـبِ مِن ديـرِهِم لاَِوَّلِ الحَشرِ ما ظَنَنتُم اَن يَخرُجوا و ظَنّوا اَنَّهُم‌‌مانِعَتُهُم حُصونُهُم مِنَ اللّهِ فَاَتـهُمُ اللّهُ مِن‌‌حَيثُ‌‌لَم‌‌يَحتَ سِبوا و قَذَفَ فى قُلوبِهِمُ الرُّعبَ...».[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]‌‌(حشر/59،2)
آنها اثاثيه خود را بر پشت شتران بار زدند و خانه‌‌هاى خود را ويران كردند تا قابل سكونت نباشد و در و چارچوبه‌‌هاى خانه را نيز با خود بردند. برخى مسلمانان نيز به نشانه علاقه نداشتن به خانه‌‌هايشان در تخريب آنها همراهى مى‌‌كردند.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]خداوند از مؤمنان مى‌‌خواهد تا از اين رخداد عبرت بگيرند: «يُخرِبونَ بُيوتَهُم بِاَيديهِم و اَيدِى المُؤمِنينَ فَاعتَبِروا يـاُولِى الاَبصـر».(حشر‌‌/59، 2)
بنى‌‌نضير سعى كردند به هنگام خروج از يثرب قدرت و شوكت خود را با نمايش مال و منال خود نشان دهند.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] بنا به روايتى پيامبر نيز به هنگام خروج به اين امر گواهى داده است.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] شعراى متعددى متأثر از فراق بنى‌‌نضير شعر سرودند.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]منافقان نيز نتوانستند ماتم و اندوه خود را پنهان كنند، زيرا بنى‌‌نضير سعى كردند همچنان استوارى خود را به مردم مدينه بنمايانند. 600 شتر در يك صف، اثاثيه و اعضاى بنى‌‌نضير را با خود از محله‌‌هاى مدينه گذرانيدند.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] زنان زيباى بنى‌‌نضير كه در آغاز اين قافله بودند بهترين لباسهاى رنگارنگ خود را پوشيده و زيور آلات خود را به نمايش گذاشته بودند. دسته نوازندگان و خوانندگان پس از آنها قرار داشتند و مردم مدينه هم در دو طرف قافله نظاره‌‌گر آنان بودند. گنجينه بنى‌‌نضير در معرض ديد همگان قرار گرفت و اعلام شد كه اين را براى زير و زبر كردن زمين اندوخته‌‌ايم و در خيبر نخلستان داريم، گرچه درختان خرماى خود را از دست داديم.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] (‌‌همين مقاله، اقتصاد بنى نضير)
محمدبن مسلم اوسى هدايت آنها را به خارج از مدينه به عهده گرفت[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] و پس از خروج آنها، بنى‌‌غطفان محافظت از آنان را در مسير بر عهده گرفتند.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] گفته شده كه بنى‌‌نضير پس از تبعيد، در حيره، أريحا و اَذْرَعات شام پراكنده شدند و تنها آل‌‌ابى‌‌الحُقَيق و آل حُيَى بن أَخْطَب در خيبر سكونت گزيدند[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]: «و لَولا اَن كَتَبَ اللّهُ عَلَيهِمُ
دائرة المعارف قرآن كريم، جلد 6، صفحه 323
الجَلاءَ لَعَذَّبَهُم فِى الدُّنيا و لَهُم‌‌فِى‌‌الاخِرَةِ عَذابُ النّار * ذلِكَ بِاَنَّهُم شاقُّوا اللّهَ و‌‌رَسولَهُ‌‌ومَن يُشاقِّ اللّهَ فَاِنَّ اللّهَ شَديدُ العِقاب»‌‌(حشر/59،3‌‌ـ‌‌4) = و اگر خداوند ترك وطن را برايشان مقدر نكرده بود قطعاً در همين دنيا عذابشان مى‌‌كرد. و آنها در آخرت به عذاب الهى گرفتار خواهند شد. اين بدان جهت است كه آنها با خدا و رسولش دشمنى كردند و هركس چنين كند بداند كه خداوند به سختى مجازات مى‌‌كند».
در اين هنگام جمعى از انصار نزد پيامبر آمدند و از او خواستند تا مانع همراهى فرزندانشان با بنى‌‌نضير شود، زيرا در دوره جاهلى برخى از زنان اوس براى زنده ماندن فرزندان خود نذر مى‌‌كردند آنان را يهودى كنند و فرزندان خود را به بنى‌‌نضير مى‌‌سپردند. والدين اينها از پيامبر خواستند به زور متوسل شود كه بنا به گزارشهايى در پاسخ آنان آيه‌‌256‌‌بقره/2 نازل شد و از مسلمانان خواست كه چون حق از باطل روشن شده، ديگران را بر پذيرش دين اكراه نكنند: «لا اِكراهَ فِى الدِّينِ قَد تَبَيَّنَ الرُّشدُ مِنَ الغَىِّ»[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ].(بقره/2، 256)

غنايم غزوه بنى‌‌نضير:

آيات 6 ـ 10 سوره حشر درباره غنايم غزوه بنى‌‌نضير نازل شده است. براساس آيه 6‌‌حشر/59 چون نبرد و لشكركشى خاصى صورت نگرفته بود تمامى غنايم از جمله تجهيزات نظامى، ساختمانها، منابع آبى، مزارع و نخلستانها جزو خالصه پيامبر قرار گرفت: «و ما اَفاءَ اللّهُ عَلى رَسولِهِ مِنهُم فَما اَوجَفتُم عَلَيهِ مِن خَيل ولا رِكاب ولـكِنَّ اللّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلى مَن يَشاءُ واللّهُ عَلى كُلِّ شَىء قَدير»و زمانى كه عمر‌‌بن خطاب از پيامبر درباره توزيع غنايم در ميان جنگجويان پرسيد، بر اساس همين آيه پاسخ گرفت.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]340‌‌شمشير، 50 زره و 50 نيزه حجم غنايم نظامى بود كه پيامبر به دست آورد[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] كه از ميان آنها شمشير معروف ابى الحُقَيق را به سعد بن مُعاذ از بزرگان اوس بخشيد.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] در آيه 7 حشر/59 خداوند بيان مى‌‌دارد كه اين اموال شامل چه كسانى مى‌‌شود: «ما اَفاءَ اللّهُ عَلى رَسولِهِ مِن اَهلِ القُرى فَلِلّهِ ولِلرَّسولِ ولِذِى القُربى واليَتـمى والمَسـكينِ وابنِ السَّبيلِ كَى لا يَكونَ دولَةً بَينَ الاَغنِياءِ مِنكُم...».
در مورد باغها، زمينها و منابع آبى بنى نضير پيامبر دو پيشنهاد كرد تا انصار يكى را برگزينند: نخست آنكه پيامبر بخشى از اموال بنى‌‌نضير را ميان مهاجران و انصار نيازمند قسمت كند و دوم آنكه بخشى از آن اراضى را تنها در ميان مهاجران توزيع كند و در مقابل، انصار اموالى را كه در يثرب از آغاز هجرت در اختيار مهاجران قرار داده بودند پس گيرند. سعد‌‌بن معاذ و سعد‌‌بن عباده ضمن
دائرة المعارف قرآن كريم، جلد 6، صفحه 324
مشورت با يكديگر از پيامبر خواستند تا افزون بر اينكه آن اراضى را در ميان مهاجران تقسيم كند مهاجران همچنان در اموال انصار شريك بمانند. انصارهم به حمايت از بزرگانشان نداى رضايت و تسليم سر دادند و اينجا پيامبر براى انصار دعا كرد.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] آيه 9 حشر/59 ضمن قدردانى از انصار اشاره دارد كه انصار هر چند خود بسيار نياز داشتند؛ امّا مهاجران را بر خود ترجيح دادند. آنان مهاجران را دوست دارند و رستگار خواهند بود: «والَّذينَ تَبَوَّءُو الدّارَ والايمـنَ مِن قَبلِهِم يُحِبّونَ مَن هاجَرَ اِلَيهِم ولا يَجِدونَ فى صُدورِهِم حاجَةً مِمّا اوتوا و يُؤثِرونَ عَلى اَنفُسِهِم ولَو كانَ بِهِم خَصاصَةٌ و مَن يوقَ شُحَّ نَفسِهِ فَاُولئِكَ هُمُ المُفلِحون».(حشر/59، 9)
پيامبر برخى از زمينها را در ميان حدود 100 تن مهاجر و تنى چند از فقراى انصار كه برخى از آنها در كشتن تيزاندازان بنى نضير نقش داشتند توزيع كرد[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]: «لِلفُقَراءِ المُهـجِرينَ الَّذينَ اُخرِجوا مِن ديـرِهِم و اَمولِهِم يَبتَغونَ فَضلاً مِنَ‌‌اللّهِ و رِضونـًا و يَنصُرونَ اللّهَ و رَسولَهُ اُولئِكَ هُمُ الصّـدِقون =[غنايم]براى فقراى مهاجرى است كه از خانه و اموال خود بيرون رانده شدند، در حالى كه به دنبال فضل و خوشنودى خدايند و خدا و پيامبرش را يارى مى‌‌كنند. ايشان‌‌اند راستگويان». (حشر/59،8) عمده زمينهاى بنى‌‌نضير در اختيار پيامبر ماند و پبامبر غلام خود ابورافع را بر آن گمارد[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] و خود در آن كشاورزى مى‌‌كرد و مواد غذايى سالانه خانواده خود و بنى عبدالمطلب را تأمين مى‌‌كرد[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]، آنگاه مازاد درآمد اين زمينها صرف هزينه‌‌هاى نظامى مى‌‌شد يا در بيت‌‌المال جمع مى‌‌گرديد.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]بنابر روايت واقدى 7 باغى كه مُخَيْريق يهودى پيش از شهادتش در احد، به پيامبر بخشيده بود نيز بخشى از اراضى بنى نضير بود.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] از نحوه بيان قسمت پايان آيه‌‌7‌‌حشر/59 برمى‌‌آيد كه برخى نسبت به نحوه اختصاص اراضى بنى‌‌نضير به اصحاب راضى نبوده‌‌اند و خداوند طى اين آيه به آنها هشدار داده است: «... و ما ءاتـكُمُ الرَّسولُ فَخُذوهُ وما نَهـكُم عَنهُ فَانتَهوا واتَّقوا اللّهَ اِنَّ اللّهَ شَديدُ‌‌العِقاب».
از آنجا كه ازدواج پيامبر با ماريه قبطيه موجب حسادت برخى از زنان پيامبر شد، پيامبر ماريه را در يكى از باغهاى مخيريق سكونت داد تا به اين مشكل خاتمه دهد[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] و چون ماريه در آنجا ابراهيم
دائرة المعارف قرآن كريم، جلد 6، صفحه 325
را به دنيا آورد، به مَشْرَبه اُمّ ابراهيم معروف شد. گفته شده: پيامبر هنگامى كه در سال ششم هجرى تصميم گرفت از برخى از زنان خود جدا شود آنان را به مدت يك ماه در اين باغ سكونت داد و خود از آنان كناره گرفت.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] بنابه روايتى از امام صادق(عليه السلام)پيامبر در همين باغ و در روزى كه به «يوم مشربة ام‌‌ابراهيم» شهرت يافت، در كنار اصحاب خود از امامت و وصايت على‌‌بن ابى‌‌طالب(عليه السلام) سخن گفت، هرچند سخنان ايشان در آن روز همچون سخنانش در غدير خم، مورد بى اعتنايى مردم قرار گرفت.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]
پس از رحلت پيامبر اراضى مذكور كه بنابر روايت زهرى از عمر بن خطاب، خالصه پيامبر و وقف بازماندگان او بود، از سوى ابوبكر مصادره شد.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] بنابر شهادت على(عليه السلام)باغهاى هفتگانه مخيريق وقف فاطمه(عليها السلام)شده بود. بقيه اموال بنى‌‌نضير بر‌‌اساس حق ارث، مورد نزاع عباس و فاطمه(عليها السلام) بود و هر دو اين اراضى را از خليفه درخواست كردند.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] بشارت پيامبر به آل محمد پس از جنگ بنى‌‌نضير كه «توانگرى و ثروت به شما روى آورده» دليل مدعاى فاطمه(عليها السلام) بود؛ امّا ابوبكر سخن پيامبر را به گونه‌‌اى ديگر تفسير كرد و در تاييد سخن خود از فاطمه خواست از عمر يا ابوعبيده هم بپرسد اينجا بود كه فاطمه(عليها السلام)پى برد كه اين سه قبلاً با يكديگر تبانى كرده‌‌اند.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] بنا به گزارش ديگرى ابوبكر گفت: از پيامبر شنيده‌‌ام كه پيامبران ارث نمى‌‌نهند يا اينكه اين اراضى ثروتى است كه خدا به من بخشيده و چون بميرم از آن مسلمانان خواهد بود. ابوبكر مدعى بود درآمدهاى اين اراضى را طبق عملكرد پيامبر هزينه مى‌‌كند.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] به روايت ضحاك، ابوبكر سهم ذى القربى را از درآمد اراضى مذكور حذف كرد و آن را به سهم سبيل اللّه و هزينه‌‌هاى نظامى افزود[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] و تنها يكى از‌‌باغهاى مخيريق به نام الاعواف را در اختيار فاطمه(عليها السلام)نهاد.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]
پس از وفات فاطمه(عليها السلام)، على(عليه السلام) با درخواست سهم الارث وى از ابوبكر، سياست ابوبكر را ظالمانه و مخالف سيره نبوى دانست؛ امّا ابوبكر اين سياست را مطابق با سيره نبوى تعريف كرد.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] عمر تا دو سال[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] يا چند سال[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] پس از خلافتش همچنان بر سيره ابوبكر پا فشرد؛ امّا پس از آن تصميم گرفت آن اراضى را باز گرداند، مشروط بر آنكه آنان براساس سيره نبوى درآمدهاى آن را
دائرة المعارف قرآن كريم، جلد 6، صفحه 326
هزينه كنند.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] واگذارى املاك مذكور باعث نزاع على(عليه السلام)و عباس گرديد و به رغم سفارش اصحاب پيامبر به عمربن خطاب، خليفه اين اختلاف را لاينحل باقى نهاد.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] با دست برداشتن فرزندان عباس از ادعاى خود در زمان خلافت عثمان [فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]اراضى مذكور در اختيار بنى فاطمه قرار گرفت تا آنكه بنى عباس در دوره خلافت خود آن را مصادره كردند.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]

بنى‌‌نضير پس از تبعيد:

سران بنى نضير پس از تبعيد از مدينه و سكونت در خيبر به مكه رفته، در جلسات خود براى رويارويى با پيامبر از سران قريش كمك خواستند و به آنان وعده حمايتهاى مالى دادند. به همين مناسبت سران قريش از اهل كتاب پرسيدند كه آيا ما (بت‌‌پرستان) بر حقّيم يا محمّد؟ و سران بنى‌‌نضير آنان را بر حق و پيامبر را بر باطل شمردند كه بنا به روايتى آيه 51 نساء/ 4 نازل گرديد و آنان را مورد لعن خداوند معرفى كرد: «اَلَم تَرَ اِلَى الَّذينَ اُوتوا نَصيبـًا مِنَ الكِتـبِ يُؤمِنونَ بِالجِبتِ والطّـغوتِ ويَقولونَ لِلَّذينَ كَفَروا هـؤُلاءِ اَهدى مِنَ الَّذينَ ءامَنوا سَبيلا * اُولئِكَ الَّذينَ لَعَنَهُمُ اللّهُ...».[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] آنان با وعده‌‌هاى مالى، قبايل بزرگى چون غطفان و قَيس‌‌بن عيلان را نيز با خود همراه ساختند و زمينه جنگ احزاب را فراهم آوردند.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] بنا به روايتى آيه 117 آل‌‌عمران/3 ناظر به اقدام آنهاست و صرف هزينه‌‌هاى آنان در اين زمينه را به بادى تشبيه كرده كه سوزِ سرماى آن كشتزارهاى خودشان را نابود مى‌‌كند: «مَثَلُ ما يُنفِقونَ فى هـذِهِ الحَيوةِ الدُّنيا كَمَثَلِ ريح فيها صِرٌّ اَصابَت حَرثَ قَوم ظَـلَموا اَنفُسَهُم فَاَهلَكَتهُ...».
بخشى از بنى‌‌نضير خود در سپاه حاضر بودند[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] و وعده يارى يهوديان بنى‌‌قريظه ساكن در مدينه را نيز به سپاه احزاب داده بودند.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] حُيَى، رهبر بنى‌‌نضير مخفيانه نزد بنى‌‌قريظه شتافت و آنان را در جنگ احزاب همراه خود ساخت و اين‌‌گونه فشار زيادى بر مسلمانان وارد آورد؛ امّا چون جنگ به پايان رسيد و پيامبر بنى‌‌قريظه را محاصره كرد، در ميان بنى‌‌قريظه و به حكم سعدبن معاذ كشته شد.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] (‌‌احزاب / غزوه؛ و نيز <= بنى‌‌قريظه)
شاخه‌‌هايى از بنى‌‌نضير چون آل ابى الحقيق كه گنجينه بنى‌‌نضير نيز در اختيار آنان بود در يكى از دژهاى خيبر به نام كتيبه مستقر بودند. اين قلعه
دائرة المعارف قرآن كريم، جلد 6، صفحه 327
از آخرين قلعه‌‌هايى بود كه در غزوه خيبر در سال هفتم هجرى مورد حمله قرار گرفت. آنان پس از‌‌14‌‌روز محاصره، با پيامبر مصالحه كردند كه در برابر پرداخت همه داراييها و تسليحات خود اجازه يابند از خيبر كوچ كنند. آنان گنجينه خود را در خرابه‌‌اى مخفى كرده، به بهانه اينكه تمامى آن را هزينه كرده‌‌اند از دادن آن به پيامبر سر‌‌باز زدند. در اين مدت تلاش يكى از زنان بنى‌‌نضير براى مسموم ساختن پيامبرناكام ماند.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] به روايتى از ابن‌‌عباس آيه 11 مائده/5 به همين مناسبت نازل گرديد: «يـاَيُّهَا الَّذينَ ءامَنوا اذكُروا نِعمَتَ اللّهِ عَلَيكُم اِذ هَمَّ قَومٌ اَن يَبسُطوا اِلَيكُم اَيدِيَهُم فَكَفَّ اَيدِيَهُم عَنكُم...»و رهايى پيامبر از اين حادثه را نعمت خداوند برشمرد.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] پيامبر چون گنجينه مزبور را يافت و مصالحه مذكور نقض گرديد، عده‌‌اى از مردان آنها را كشت و زنان و فرزندانشان را به اسارت گرفت.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] اينها تنها اسراى غزوه خيبر بودند، چون پيامبر(صلى الله عليه وآله)با ديگر يهوديان مصالحه كرده بود.[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] (‌‌خيبر/غزوه)
بنابر روايت ابن زبير «ردّ بر اَدْبار» در آيه 47 نساء/4[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] و بنابر نظر قرطبى «امر الهى» در آيه 109 بقره/2[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] به تبعيد بنى‌‌نضير اشاره داشته، آن را در ميان مسلمانان پيشگويى كرده است. خداوند طى آياتى كه گذشت از آنان به عنوان فاسق، ظالم و كافر ياد كرده و به بنى‌‌نضير وعيد داده است:«يَومَ القِيـمَةِ يُرَدُّونَ اِلى اَشَدِّ العَذابِ»(بقره/2،85)؛ «لَهُم عَذابٌ مُهِين»(آل عمران/3،178)؛ «لَهُم فِى‌‌الاخِرَةِ عَذابٌ عَظيم»(مائده/5،41)؛ «و لَهُم فِى‌‌الاخِرَةِ عَذابُ النّار»(حشر/59،3)؛«لَهُم عَذابٌ اَليم»(حشر/59، 15)؛ «فَلَعنَةُ اللّهِ عَلَى‌‌الكـفِرين».(بقره/2،89)

منابع

احكام القرآن، جصاص؛ الارشاد فى معرفة حجج الله على العباد؛ اسباب النزول؛ الاستيعاب فى معرفة الاصحاب؛ اسدالغابة فى معرفة الصحابه؛ اعلام الورى باعلام الهدى؛ الاغانى؛ الامالى، صدوق؛ ايام العرب فى‌‌الجاهليه؛ بحارالانوار؛ البدء والتاريخ؛ البداية والنهايه؛ بشارة المصطفى(صلى الله عليه وآله)لشيعة المرتضى(عليه السلام)؛ بصائرالدرجات الكبرى (فى‌‌فضائل آل محمد(صلى الله عليه وآله))؛ تاريخ ابن خلدون؛ تاريخ الاسلام و وفيات المشاهير والاعلام؛ تاريخ الامم والملوك، طبرى؛ تاريخ الخميس؛ تاريخ الشعوب الاسلاميه؛ تاريخ مدينة دمشق؛ تاريخ المدينة المنوره؛ تاريخ اليعقوبى؛ تاريخ اليهود فى بلاد العرب؛ التبيان فى تفسير القرآن؛ تفسير الجلالين؛ تفسير جوامع الجامع؛ تفسير القرآن العظيم، ابن ابى حاتم؛ تفسير‌‌القمى؛ تفسير نورالثقلين؛ التمهيد فى علوم‌‌القرآن؛ التنبيه والاشراف؛ تهذيب الاحكام؛ جامع البيان عن تأويل آى القرآن؛ الجامع لاحكام القرآن، قرطبى؛ الجواهر الحسان فى تفسير القرآن، ثعالبى؛ الحدائق الناضرة فى احكام العترة الطاهره؛ الخصائص الكبرى؛
دائرة المعارف قرآن كريم، جلد 6، صفحه 328
الدرالمنثور فى التفسير بالمأثور؛ دلائل النبوة و معرفة احوال صاحب الشريعه؛ الروض الانف؛ روض الجنان و روح الجنان؛ زادالمسير فى علم التفسير؛ سبل السلام؛ سبل الهدى والرشاد؛ سنن ابى داود؛ السنن الكبرى؛ سنن النسايى؛ سير اعلام النبلاء؛ السيرة الحلبيه؛ السيرة‌‌النبويه، ابن كثير؛ السيرة‌‌النبويه، ابن‌‌هشام؛ صحيح البخارى؛ صحيح مسلم با شرح سنوسى؛ الطبقات الكبرى؛ العجاب فى بيان الاسباب؛ عون المعبود شرح سنن ابى داود؛ عيون الاثر فى فنون المغازى والشمائل والسير؛ غررالتبيان فى من لم يسم فى القرآن؛ الفائق فى غريب الحديث؛ فتح البارى شرح صحيح البخارى؛ فتوح البلدان؛ الكامل فى التاريخ؛ كتاب الثقات؛ كنزالعمال فى سنن الاقوال والافعال؛ لباب النقول فى اسباب النزول؛ مجمع البيان فى تفسير القرآن؛ المحبر؛ المستدرك على الصحيحين؛ مسند احمد‌‌بن حنبل؛ مسند الشافعى؛ مسند الشاميين؛ المصنف، صنعانى؛ المصنف فى الاحاديث والآثار، ابن ابى شيبه؛ معالم التنزيل فى التفسير والتأويل، بغوى؛ معانى الاخبار؛ معجم البلدان؛ المعجم الكبير؛ المغازى؛ المغنى والشرح الكبير؛ مناقب آل ابى طالب؛ المنتظم فى تاريخ الملوك والامم؛ موسوعة تاريخ الاسلامى؛ النهاية فى مجرد الفقه والفتاوى؛ وفاء الوفاء باخبار دارالمصطفى(صلى الله عليه وآله).
Concepts and Ideas at the Dawn of Islam؛ History of the Arabs]؛ Muhammad at Medina؛ Society and Religion from Jahiliyya to Islam؛ Studies in Jahiliyya and Early Islam.
مهران اسماعيلى



[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. الطبقات، ج 8، ص 120 ـ 119؛ السيرة الحلبيه، ج 2، ص 675 ـ 676.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. الطبقات، ج 8، ص 129 ـ 130؛ اسد‌‌الغابه، ج 5، ص 460.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. البدايه والنهايه، ج 4، ص 85؛ لباب النقول، ص 407.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تاريخ يعقوبى، ج 2، ص 49.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. الطبقات، ج 8، ص 120؛ المحبر، ص 387؛ اسدالغابه، ج 5، ص 490.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تاريخ اليهود، ص 53.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. ر. ك: المفصل، ج 6، صص 530 ـ 531؛
History of the Arabs, P.61.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. ر. ك: المفصل، ج 6، ص 531.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تاريخ الشعوب الاسلاميه، ص 153؛ ر. ك: المفصل، ج‌‌6، ص‌‌552.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تفسير قمى، ج 1، ص 196؛ الاغانى، ج 3، ص 110؛ ج 22، ص 111؛ الطبقات، ج 7، ص 501.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. الطبقات، ج 8، ص 127؛ تاريخ دمشق، ج 3، ص 222؛ سير اعلام النبلاء، ج 2، ص 233.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. الطبقات، ج 7، ص 501؛ مسند احمد، ج 6، ص 1؛ المعجم الكبير، ج 22، ص 197.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. التبيان، ج 1، ص 183 ـ 193؛ جامع‌‌البيان، مج 1، ج 1، ص 355؛ مجمع‌‌البيان، ج 1، ص 207؛ زادالمسير، ج 1، ص 62.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. الاغانى، ج 22، ص 113.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تاريخ طبرى، ج 1، ص 383؛ البدء والتاريخ، ج 4، ص 129 ـ 130؛ وفاء الوفاء، ج 1، ص 160 به بعد.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. الاغانى، ج 3، ص 110؛ المنتظم، ج 1، ص 356 ـ 357.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تاريخ ابن خلدون، ج 2، ص 88 ، 91؛ الروض الانف، ج 2، ص‌‌16.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. الاغانى، ج 22، ص 3 ـ 112؛ معجم البلدان، ج 1، ص 446.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. الطبقات، ج 2، ص 57؛ التنبيه و‌‌الاشراف، ص 213؛ معجم البلدان، ج 4، ص 193.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. معجم البلدان، ج 1، ص 512.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. بحارالانوار، ج 20، ص 164.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تفسير بغوى، ج 4، ص 313؛ السيرة الحلبيه، ج 2، ص 559؛ بحارالانوار، ج 20، ص 164.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. معجم البلدان، ج 1، ص 446.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. المغازى، ج 1، ص 368.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. وفاء الوفا، ج 1، ص 165.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. معجم البلدان، ج 1، ص 374.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. معجم البلدان، ج 4، ص 231.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. السيرة‌‌النبويه، ابن هشام، ج 2، ص 559؛ الاغانى، ج 22، ص 133؛ تاريخ يعقوبى، ج 2، ص 66.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. الثقات، ج 1، ص 242؛ السيرة‌‌النبويه، ابن كثير، ج 2، ص 298؛ البداية و‌‌النهايه، ج 3، ص 258.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. المصنف ابن ابى شيبه، ج 8، ص 372؛ المغازى، ج 1، ص 265.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. المغازى، ج 2، ص 104؛ عيون الاثر، ج 2، ص 109.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. الطبقات، ج 2، ص 57؛ عون المعبود، ج 8، ص 167؛ بحارالانوار، ج 20، ص 165.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. الطبقات، ج 2، ص 57؛ السيرة النبويه، ابن هشام، ج 1، ص 129؛ المغازى، ج 1، ص 364.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. السيرة النبويه، ابن هشام، ج 2، ص 382؛ اسد‌‌الغابه، ج 5، ص 210؛ الاغانى، ج 14، ص 110.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تفسير قمى، ج 1، ص 168؛ جامع البيان، مج 1، ج 1، ص 560؛ زادالمسير، ج 1، ص 95.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. Muhammad at Medina, P 104.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. الكامل، ج 1، 538 ـ 539؛ ايام العرب فى‌‌الجاهليه، ص 56 ـ 57.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. السيرة الحلبيه، ج 2، ص 159 ـ 160؛ الاغانى، ج 17، ص 123 ـ 124.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تفسير ابن ابى حاتم، ج 1، ص 164.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تفسير ابن ابى حاتم، ج 1، ص 163.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. الكامل، ج 1، ص 519.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تاريخ الشعوب الاسلاميه، ص 43.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. العجاب، ج 1، ص 613 ـ 614.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. جامع البيان، مج 3، ج 3، ص 131؛ احكام‌‌القرآن، ج 1، ص 559؛ العجاب، ج 1، ص 629.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تاريخ طبرى، ج 2، ص 224؛ الاغانى، ج 17، ص 122؛ سبل الهدى، ج 4، ص 320.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. السيرة الحلبيه، ج 2، ص 569.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. الاغانى، ج 3، ص 26؛ الكامل، ج 1، ص 517.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تفسير بغوى، ج 1، ص 144؛ ج 2، ص 38؛ مجمع البيان، ج 3، ص 300 ـ 301؛ بحارالانوار، ج 22، ص 27.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تفسير بغوى، ج 2، ص 38.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. بحارالانوار، ج 20، ص 166 ـ 167.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تفسير بغوى، ج 1، ص 144؛ ج 2، ص 38؛ مجمع‌‌البيان، ج 3، ص 300؛ بحارالانوار، ج 22، ص 27.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. جامع البيان، مج 4، ج 6، ص 346؛ تفسير قرطبى، ج 6، ص 187.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. جامع البيان، مج 4، ج 5، ص 212.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تفسير قرطبى، ج 6، ص 191.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. الدرالمنثور، ج 2، ص 283.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. جامع البيان، مج 4، ج 6، ص 323؛ تفسير قمى، ج 1، ص 176.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. جامع البيان، مج 4، ج 6، ص 351.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. جامع البيان، مج 4، ج 6، ص 351؛ تفسير قرطبى، ج 5، ص 327؛ الدرالمنثور، ج 2، ص 284.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تفسير ابن ابى حاتم، ج 3، ص 991؛ الدرالمنثور، ج 2، ص 179.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. جامع البيان، مج 1، ج 1، ص 560؛ زاد المسير، ج 1، ص 95؛ تفسير ابن كثير، ج 1، ص 125.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. جامع البيان، مج 1، ج 1، ص 51؛ التبيان، ج 1، ص 332؛ تفسير قرطبى، ج 2، ص 16.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تفسير ابن كثير، ج 2، ص 50.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. معجم البلدان، ج 5، ص 234.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تاريخ المدينه، ج 1، ص 168.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. السيرة الحلبيه، ج 2، ص 563.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. الطبقات، ج 2، ص 57.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. الطبقات، ج 2، ص 52؛ تفسير قرطبى، ج 18، ص 8.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. المغازى، ج 1، ص 373؛ سبل‌‌الهدى، ج 4، ص 323؛ السيرة الحلبيه، ج 2، ص 564.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تاريخ المدينه، ج 1، ص 174؛ الطبقات، ج 1، ص 502.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. السيرة الحلبيه، ج 1، ص 312.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تاريخ المدينه، ج 1، ص 174.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. المغازى، ج 1، ص 372.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. الكامل، ج 1، ص 56.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. السيرة‌‌الحلبيه، ج 2، ص 746؛ الفايق، ج 2، ص 252.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تاريخ المدينه، ج 2، ص 464؛ الطبقات، ج 2، ص 110.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. السيرة النبويه، ابن هشام، ج 3، ص 683؛ تاريخ طبرى، ج 2، ص 224؛ معجم البلدان، ج 5، ص 83.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. Studies in Jahiliyya and Early Islam, P. 146.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تفسير بغوى، ج 4، ص 127؛ تفسير قرطبى، ج 16، ص 27.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تفسير قرطبى، ج 16، ص 3؛ التمهيد، ج 1، ص 213.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. مجمع البيان، ج 2، ص 540 ـ 541؛ روض الجنان، ج 3، ص 172.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. السيرة الحلبيه، ج 3، ص 146 ـ 147.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. السيرة النبويه، ابن هشام، ج 2، ص 359؛ السيرة‌‌النبويه، ابن كثير، ج 2، ص 342.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. سنن ابى داوود، ج 2، ص 34؛ المصنف، ابن ابى شيبه، ج 5، ص 359.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. بحارالانوار، ج 91، ص 10.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تفسير ابن ابى حاتم، ج 1، ص 172؛ الدرالمنثور، ج 1، ص 216 ـ 217.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. المستدرك، ج 2، ص 263؛ السيرة الحلبيه، ج 2، ص 321؛ بحارالانوار، ج 91، ص 10 ـ 11.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. السنن الكبرى، ج 9، ص 186؛ سنن‌‌النسائى، ج 6، ص 304.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. اسباب النزول، ص 52؛ مجمع البيان، ج 2، ص 631.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تفسير بغوى، ج 2، ص 37 ـ 38.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. الخصائص الكبرى، ج 2، ص 41؛ السيرة الحلبيه، ج 3، ص 236؛ الدرالمنثور، ج 2، ص 39.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. الدرالمنثور، ج 2، ص 40 ـ 41.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. اسباب النزول، 198.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. بحارالانوار، ج 19، ص 110 ـ 111؛ اعلام الورى، ج 1، ص 158؛ المغازى، ج 1، ص 365.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. السيرة‌‌النبويه، ابن كثير، ج 3، ص 401؛ جامع‌‌البيان، مج 4، ج 6، ص 43؛ سبل الهدى، ج 4، ص 320.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. جامع‌‌البيان، مج 1، ج 1، ص 578؛ جوامع الجامع، ج 1، ص 127.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. السيرة‌‌النبويه، ابن هشام، ج 2، ص 362؛ السيرة‌‌النبويه، ابن كثير، ج 2، ص 298.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. بحارالانوار، ج 19، ص 111؛ اعلام‌‌الورى، ج 1، ص 158.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. المغازى، ج 2، ص 340.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. الطبقات، ج 2، ص 34.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. المغازى، ج 1، ص 369.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تاريخ المدينه، ج 2، ص 461.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. المصنف، ابن ابى شيبه، ج 5، ص 358؛ سنن ابى داوود، ج 2، ص 33؛ السنن الكبرى، ج 9، ص 232.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. Muhammad at Medina. P. 226-7؛ Concepts and Ideas at the Dawn of Islam,V,P.P 91-92.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تاريخ يعقوبى، ج 2، ص 51؛ معانى الاخبار، ص 23 ـ 24؛ جامع البيان، مج 1، ج 1، ص 138.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تاريخ اليهود، ص 164.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. النهايه، ص 169؛ المغنى، ج 3، ص 104.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. اسباب النزول، ص 25.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. مجمع‌‌البيان، ج 1، ص 353 ـ 354؛ الدرالمنثور، ج 1، ص 107.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. مجمع‌‌البيان، ج 1، ص 373 ـ 374؛ تفسير قرطبى، ج 14، ص 114.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. جامع‌‌البيان، مج 3، ج 4، ص 267؛ الدرالمنثور، ج 2، ص 107.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. اسباب النزول، ص 65؛ لباب‌‌النقول، ص 41.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. جامع البيان، مج 3، ج 4، ص 259؛ زادالمسير، ج 2، ص 65؛ تفسير قرطبى، ج 4، ص 294.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. اسباب النزول، ص 101؛ جامع البيان، مج 4، ج 5، ص 121.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. جامع البيان، مج 2، ج 2، ص 5.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تفسير جلالين، ص 526.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. اسباب النزول، ص 89.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تفسير قرطبى، ج 14، ص 114.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تفسير قرطبى، ج 16، ص 164.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. جامع البيان، مج 1، ج 1، ص 578.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. مجمع البيان، ج 2، ص 893.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تفسير ثعالبى، ج 1، ص 266؛ تفسير قرطبى، ج 2، ص 1.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. جامع‌‌البيان، مج 3، ج 3، ص 131؛ تفسير قرطبى، ج 3، ص 337؛ الدرالمنثور، ج 1، ص 357.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. مجمع البيان، ج 1، ص 373.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. جامع البيان، مج 6، ج 10، ص 35؛ تفسير قرطبى، ج 8، ص 31؛ الميزان، ج 9، ص 113.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. روض‌‌الجنان، ج 2، ص 19.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تفسير قرطبى، ج 2، ص 143.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. مناقب، ج 1، ص 169؛ سبل السلام، ج 4، ص 63؛ تاريخ الخميس، ج 1، ص 460.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تاريخ المدينه، ج 2، ص 454؛ الطبقات، ج 2، ص 32؛ تاريخ طبرى، ج 2، ص 178.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تاريخ المدينه، ج 2، ص 455؛ تاريخ الخميس، ج 1، ص 460؛ الطبقات، ج 2، ص 32.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. الاغانى، ج 6، ص 373 ـ 375؛ تاريخ طبرى، ج 2، ص 175؛ بحارالانوار، ج 20، ص 2.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. Muhammad at Medina , P.20.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. ر. ك: تاريخ الاسلام، ج 2، ص 148، 151.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. سنن ابى داوود، ج 2، ص 33 ـ 345؛ المصنف، صنعانى، ج 5، ص 358 ـ 359.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تفسير ابن كثير، ج 4، ص 354؛ الدرالمنثور، ج 6، ص 189؛ اسباب النزول، ص 279.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. المستدرك، ج 2، ص 483؛ فتح البارى، ج 7، ص 253-255؛ عون‌‌المعبود، ج 8، ص 167.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. روض الانف، ج 3، ص 250.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تاريخ الاسلام، ج 2، ص 148.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. Society and Religion from Jahiliyya to Islam , VIII , p.52.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تاريخ الخميس، ج 1، ص 461؛ فتح البارى، ج 7، ص 256؛ تفسير بغوى، ج 4، ص 313 ـ 314.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. الارشاد، ج 1، ص 93.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. المغازى، ج 1، ص 184، 383؛ الطبقات، ج 2، ص 25 ، 31؛ تاريخ المدينه، ج 2، ص 460؛ مجمع‌‌البيان، ج 9، ص 386.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. السيرة النبويه، ابن هشام، ج 3، ص 681؛ تاريخ طبرى، ج 2، ص 223 ـ 224؛ الطبقات، ج 2، ص 57.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. دلائل‌‌النبوه، ج 3، ص 183؛ تاريخ الاسلام، ج 2، ص 150.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. الطبقات، ج 2، ص 33 ، 57؛ المغازى، ج 1، ص 363؛ تاريخ المدينه، ج 2، ص 461.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. اسباب النزول، ص 129؛ تفسير بغوى، ج 2، ص 19؛ زاد‌‌المسير، ج 2، ص 250.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تاريخ طبرى، ج 4، ص 86؛ الدرالمنثور، ج 2، ص 266؛ السيرة الحلبيه، ج 2، ص 560.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. السيرة الحلبيه، ج 2، ص 560؛ الدر المنثور، ج 6، ص 190.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تفسير قرطبى، ج 2، ص 40؛ غررالتبيان، ص 208.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تاريخ اليهود، ص 177.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. السيرة النبويه، ابن هشام، ج 2، ص 362؛ السيرة النبويه، ابن كثير، ج 2، ص 344.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تاريخ الشعوب الاسلاميه، ص 52.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تاريخ طبرى، ج 2، ص 224؛ عيون الاثر، ج 2، ص 25؛ فتح البارى، ج 7، ص 255.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. الطبقات، ج 2، ص 57.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. السيرة النبويه، ابن هشام، ج 3، ص 683؛ الطبقات، ج 2، ص 57؛ تاريخ طبرى، ج 2، ص 224 ـ 225.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. المغازى، ج 1، ص 368؛ تاريخ طبرى، ج 2، 224 ـ 225؛ السيرة الحلبيه، ج 2، ص 561.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تفسير قمى، ج 2، ص 359؛ نورالثقلين، ج 5، ص 273.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. المغازى، ج 1، ص 368.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. الطبقات، ج 2، ص 58؛ بحارالانوار، ج 20، ص 165.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تاريخ اليهود، ص 135.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. المحبر، ص 113.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. السيرة النبويه، ابن هشام، ج 3، ص 683.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. المغازى، ج 1، ص 371؛ السيرة الحلبيه، ج 2، ص 562.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تاريخ طبرى، ج 2، ص 226؛ الطبقات، ج 2، ص 58؛ الكامل، ج 2، ص 65.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تفسير قمى، ج 2، ص 359؛ بحارالانوار، ج 20، ص 169؛ السيرة الحلبيه، ج 2، ص 562.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تاريخ الخميس، ج 1، ص 461.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. الطبقات، ج 2، ص 58.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. الاغانى، ج 5، ص 83؛ مناقب، ج 1، ص 248؛ بحارالانوار، ج‌‌20، ص 172.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تاريخ المدينه، ج 1، ص 68؛ بحارالانوار، ج 20، ص 172.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. المغازى، ج 1، ص 373.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. البدايه والنهايه، ج 4، ص 86؛ تاريخ ابن خلدون، ج 2، ص 28.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تاريخ طبرى، ج 2، ص 225؛ فتوح البلدان، ج 1، ص 18؛ التنبيه والاشراف، ص 213.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. المحبر، ص 113؛ بحارالانوار، ج 20، ص 166؛ السيرة الحلبيه، ج 2، ص 562.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. السيرة الحلبيه، ج 2، ص 563.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. فتح البارى، ج 7، ص 301.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. الارشاد، ج 1، ص 93؛ السيرة الحلبيه، ج 2، ص 562؛ المغازى، ج 1، ص 372.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. المغازى، ج 1، ص 368؛ تاريخ طبرى، ج 2، ص 225.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. الخصائص الكبرى، ج 2، ص 399؛ الطبقات، ج 3، ص 567.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. اسباب النزول، ص 279؛ تفسير قمى، ج 2، ص 359.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. سبل الهدى، ج 4، ص 323؛ السيرة الحلبيه، ج 2، ص 564.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. السيرة النبويه، ابن هشام، ج 3، ص 683؛ فتوح البلدان، ج 1، ص 18؛ تاريخ طبرى، ج 2، ص 225.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. سبل الهدى، ج 4، ص 323.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. سبل الهدى، ج 4، ص 323؛ تاريخ طبرى، ج 2، ص 226؛ موسوعة التاريخ الاسلامى، ج 2، ص 410.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. التبيان، ج 9، ص 559؛ تفسير ابن كثير، ج 4، ص 354 ـ 355.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تفسير بغوى، ج 4، ص 315؛ السيرة الحلبيه، ج 2، ص 565؛ تاريخ الخميس، ج 1، ص 462.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. السيرة النبويه، ابن هشام، ج 3، ص 684؛ تاريخ طبرى، ج 2، ص 226.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. الطبقات، ج 2، ص 30.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. الاغانى، ج 14، ص 308.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. الطبقات، ج 2، ص 58؛ بحارالانوار، ج 20، ص 165.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. الاغانى، ج 3، ص 39؛ المغازى، ج 1، ص 376 ـ 378؛ السيرة الحلبيه، ج 2، ص 566.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. الطبقات، ج 2، ص 58؛ المغازى، ج 1، ص 374؛ سبل الهدى، ج 4، ص 324.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. بحارالانوار، ج 20، ص 165.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تاريخ طبرى، ج 2، ص 226؛ سبل السلام، ج 4، ص 63؛ مجمع‌‌البيان، ج 9، ص 386 ـ 387.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. سنن ابى داوود، ج 1، ص 606؛ اسباب النزول، ص 52؛ لباب النقول، ص 37.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. السيرة الحلبيه، ج 2، ص 567.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. عيون الاثر، ج 2، ص 26؛ بحار الانوار، ج 20، ص 166.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. السيرة الحلبيه، ج 2، ص 569.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تاريخ المدينه، ج 2، ص 489.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. الطبقات، ج 3، ص 471 ـ 472؛ فتوح البلدان، ج 1، ص 21.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. المغازى، ج 1، ص 378؛ بحارالانوار، ج 20، ص 166.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تاريخ المدينه، ج 2، ص 490؛ البداية والنهايه، ج 4، ص 41؛ فتوح البلدان، ج 1، ص 20.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. سنن ابى داوود، ج 2، ص 22؛ صحيح البخارى، ج 4، ص 43.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. المغازى، ج 1، ص 378؛ البداية والنهايه، ج 4، ص 41.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تاريخ المدينه، ج 1، ص 173؛ وفاء الوفاء، ج 2، ص 35؛ الاستيعاب، ج 3، ص 826.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. الحدائق، ج 23، ص 99.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. بشارة المصطفى، ص 45؛ الامالى، ص 173؛ بصائر الدرجات، ص 73.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. الطبقات، ج 1، ص 503؛ سنن ابى داوود، ج 2، ص 23؛ السنن الكبرى، ج 6، ص 296.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تهذيب، ج 9، ص 145.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تاريخ المدينه، ج 1، ص 209 ـ 210.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. السيرة الحلبيه، ج 3، ص 486.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تاريخ المدينه، ج 1، ص 217.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تاريخ المدينه، ج 1، ص 211.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تاريخ المدينه، ج 1، ص 208 ، 217.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. صحيح البخارى، ج 5، ص 24؛ تاريخ دمشق، ج 56، ص 364.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. مسند الشاميين، ج 4، ص 258.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. صحيح مسلم، ج 6، ص 346 ـ 348؛ كنزالعمال، ج 7، ص 242.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. مسند شافعى، ص 322؛ السنن الكبرى، ج 6، ص 296 ، 298.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. البداية والنهايه، ج 5، ص 309.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. سنن ابى داوود، ج 2، ص 34؛ تفسير ابن كثير، ج 4، ص 354.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. جامع البيان، مج 4، ج 5، ص 188.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تاريخ طبرى، ج 2، ص 233؛ السيرة النبويه، ابن هشام، ج 3، ص 700؛ الارشاد، ج 1، ص 96.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. جامع‌‌البيان، مج 11، ج 21، ص 156؛ بحار الانوار، ج 20، ص 250؛ البداية و النهايه، ج 4، ص 108.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. السيرة الحلبيه، ج 2، ص 637.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تاريخ المدينه، ج 2، ص 466؛ فتوح البلدان، ج 1، ص 23.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تاريخ طبرى، ج 2، ص 302؛ تاريخ المدينه، ج 2، ص‌‌466‌‌ـ‌‌467.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. جامع البيان، مج 4، ج 6، ص 200؛ زادالمسير، ج 2، ص 249؛ الدرّالمنثور، ج 2، ص 266.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. فتوح البلدان، ج 1، ص 23؛ تاريخ المدينه، ج 2، ص 466.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تاريخ المدينه، ج 2، ص 467.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. روض‌‌الجنان، ج 5، ص 388.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]. تفسير قرطبى، ج 2، ص 73.

امضای paradise
مادرم حضرت زهرا،پدرم شاهِ نجف/ خوش به حالم که چه مادر پدری دارم من


اعلم یا یهود؛نحن الغالبون

آتش فتنۀ اموی را حسین با خونش خاموش کرد!

ما را از فتنه هراسی نیست!خون در رگهایمان بی قراری می کند.

لااله الا انت،سبحانک،انی کنت من الظالمین
paradise آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان


برچسب ها
بنی نضیر،قبیله،غزوه


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
متن كامل وصیت‌نامه الهی سیاسی امام خمینی(ره) mohy رهبری 1 29-06-2012 21:49
داستان محمد صلي الله عليه و آله (نوشته : علي موسوي گرمارودي) vorojax پیامبر اکرم(ص) 9 15-04-2009 16:30
آقا بزرگ تهراني s.ali شخصيت های مرتبط با جهان اسلام 0 07-12-2008 16:17

TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/basijtvRSS Feed@basijtv

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 22:28 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1