شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

فروشگاه طب اسلامی ، سنتی ، موادآرایشی ، بهداشتی و پوستی ارگانیک اسرار الشفاء


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > اسلام > اهل بيت (عليهم السلام) > پیامبر اکرم(ص)


پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 01-11-2012, 17:01   #1
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
محبّ الزهراء آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Feb 2010
محل سکونت: ماه
نوشته ها: 17,016
Thanks: 31,941
Thanked 50,449 Times in 14,794 Posts
پیش فرض واقع نگرى پيامبر(صلى الله عليه و آله و سلم ) پس از حماسه غدير


واقع نگرى پيامبر(صلى الله عليه و آله و سلم ) پس از حماسه غدير


ارزيابى صحيح واقعيت هاى موجود

پيامبر و احتياطهاى اساسى

1
- تدارك لشكر اسامه
2 - داستان قلم و دوات
3 - سخنرانيها و هشدارها
4 - جلوگيرى از نقشه هاى سياسى
كودتاى سقيفه


دين اسلام آنگونه كه خداوند بزرگ وعده داده بود، رونق گرفت ، و گسترش ‍ يافت ، و مبانى اعتقادى آن تكميل گرديد، و مراحل نهائى آن با اعلام ولايت حضرت اميرالمؤ منين (عليه السلام ) و بيعت عمومى مسلمانان سراسر بلاد اسلامى ، تحقق يافت .
و رسالت و نبوت پيامبر خاتم (صلى الله عليه و آله و سلم ) با سامان يافتن امامت و ولايت ، در تداوم اسلام ناب ، و تداوم رهبرى امامان معصوم عليهم السلام به بار نشست ، و ره آورد آن در عينيت جامعه اسلامى چشمگير شد.
و آنگاه مخالفت مخالفان ، و توطئه هاى منافقان ، و كينه توزيهاى معاندان بجائى نرسيد و با نزول فرشته وحى ، و افشاگريهاى لازم ، و امدادهاى الهى ، همه دشمنى ها و خطرات احتمالى برطرف شد.
و ترور نافرجام ، چهره واقعى مخالفان را افشاء كرد.
و تشكل هاى منافقانه فروپاشيد، و نتوانست حركت ارتجاعى خطرناكى داشته باشد
و تحركات موزيانه جمعى كه در بدر و احد شكست خوردند. و امروز پس از غديرخم به نوشتن طومار و عهدنامه ننگين روى آوردند بجائى نرسيد، كه ناچار شدند آن را بدست ابوعبيد جراح بسپارند و در مكان مشخصى در كعبه دفن كنند.
چون رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) به اينگونه طومار نويسى ها، و دسته بنديهاى منافقانه ، اشاره كرده بود و به نويسنده و امضاء كننده آن نفرين كرد، و به مسلمانان حاضر در صحنه غديرخم هشدار داد كه مراقب باشند.
هرچه بود بعثت و هجرت به خوبى سامان يافت .
و انواع تهاجمات دشمنان شرق و غرب ، با فداكارى ياران پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) و مديريت عالى آن بزرگ پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) و فرود آمدن امدادهاى الهى برطرف گرديد، و اءساس اسلام حفظ شد.
و قرآن كريم به تدريج نازل و دستورالعمل كامل دين نوشته شد.
ملت اسلام پديد آمد، و حكومت اسلامى تحقق يافت .
و ارزشهاى اخلاقى در زندگى فردى و اجتماعى حاكم گرديد، و آداب و رسوم جاهليت رسوا و از صحنه زندگى مردم رخت بر بست .
و مسئله مهم تداوم رهبرى ، و تداوم اسلام رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) در غدير خم ، به امر الهى حل شده به بهترين شكلى معرفى و اعلام گرديد، و با ابلاغ ولايت و تحقق بيعت عمومى مردم با على (عليه السلام ) دين به كمال رسيد و راه كفر و ايمان ، مؤ من و منافق ، شناسائى و از يكديگر فاصله گرفت .
و آيه اكمال دين و اتمام نعمت هاى الهى را فرشته وحى فرود آورد كه حماسه غدير را رنگ جاودانه زد.(22)
و دوران رسالت پيامبر خاتم (صلى الله عليه و آله و سلم ) به خوبى و سلامت ، سپرى شد گرچه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) نگران آينده است .
و حوادث آينده را به روشنى مى نگرد، و راه حل ارائه مى فرمايد:
به على (عليه السلام ) علم و آگاهى مى دهد، آمادگى مى بخشد كه چگونه با انواع مشكلات و سختى ها مبارزه كند، چگونه ناكثين و مارقين و قاسطين را هدايت كند و از سر راه مسلمين بردارد.
و گاهى نيز با ياد مظلموميت هاى على (عليه السلام ) و اهل بيت پاكش ، اشك مى ريخت ، و اظهار نگرانى مى فرمود. اما سرانجام رهنمود مى داد كه :
مسئله مهم حفظ اساس اسلام است .
آنچه كه بر امامان معصوم عليهم السلام واجب است انجام وظيفه ، و عمل به مسئوليت هاست .
كه بايد با انواع درايت و مديريت و صبر و فداكارى و شهادت طلبى و خود گذشتگى ، اءساس دين را حفظ نمود، و از همه چيز گذشت ، و به همه چيز پشت پا زد.


ارزيابى واقعيت هاى موجود
رسول گرامى اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) مى ديد كه اسلام در حال گسترش ، و مخالفان در حال تصميم گيرى هستند، و مى دانست :
همه آنها كه در اطراف او گرد آمدند، و در صفهاى جماعت نماز حاضر مى شوند، كسانى هستند كه در حال سلامت شعارها مى دهند و در روز حادثه مى گريزند.
و همه را مى شناخت كه :
جمعى منافق نفوذى و منتظر فرصت مى باشند.
گروهى قدرت طلب و بى تقوا در همه جا كمين كرده اند.
و بعضى از حد خورده ها، خانواده هاى اعدامى ، صدمه ديدگان نبردهاى سرنوشت ساز، هنوز هم اميدوارند تا انتقام گيرند، و به دنبال زمينه هاى مناسب هستند.
نام تك تك آنها را مى دانست .
و به اصحاب مورد اعتماد و رازدار خود آنها را شناساند.
آنها را زير نظر داشت ، و با كمك فرشته وحى اخبار درونى آنها را مى شناخت ، و هر جا كه لازم بود نقشه ها و طرح هاى شيطانى آنها را افشاء مى كرد، و به مسلمين آگاهى لازم مى داد، و جامعه اسلامى را واكسينه مى كرد.
و چون واقعيت هاى موجود در جامعه و امت اسلامى را به خوبى مى شناخت از هر گونه اقدام شتاب زده اى پرهيز مى فرمود، و سعى در هدايت مخالفان داشت .
و با انواع روشهاى ((امر به معروف و نهى از منكر)) آنان را به حق و ارزشهاى الهى رهنمون مى ساخت زيرا مى دانست كه :
الف - دشمنان اسلام فراوان و از هر طرف ممكن است تهاجم كنند.
ب - مسيلمه كذاب (پيامبر دروغين ) و لشكر او خطر سازند و بايد با آنها به نبرد پرداخت .
ج - يهود شكست خورده در فكر انتقام يا نفوذ است .
د - ديگر ملل و اقوام منزوى شده منتظر فرصت مناسب مى باشند.
ه‍- قريش شكست خورده به اين آسانى ها دست بردار نيست .
و - و ياران صادق ، و مؤ منان رازدار اندكند.
نه با آنها مى شود انواع مديريت هاى كشور پهناور اسلامى را اداره كرد، و نه مى توان با شمار اندك آنان به جنگ همه دشمنان رفت ، تهاجمات برون مرزى را پاسخ داد، و توطئه هاى درون مرزى را در هم شكست .
كه در خطبه حجة الوداع ، به هنگام معرفى ولايت ، به اين حقيقت تلخ اشاره فرمودند.
و از فراوانى دشمنان و مخالفان و دروغپردازان ، و اندك بودن شمار مؤ منان و پرهيزكارن ، دردآلود اعتراف كرد.
چه بايد كرد؟
انسان آزاد است و در پذيرش دين ، حق انتخاب دارد.
و انسان آزاد، با حق انتخاب ، و آزادى عمل ، اسير شيطان و نفس شده در خط هوا پرستى ها، قدرت طلبى ها، شهوت رانيها گرفتار مى آيد.
و تعداد ياران مؤ من و صادق اندك است .
هم بايد به تمام تهاجمات دشمنان داخلى و خارجى پاسخ داد، و هم بايد اءساس دين را حفظ كرد.
هم بايد وحدت امت اسلامى را سامان داد و هم بايد مسئله ولايت را در ميان انواع گرايشها و اغراض راستين و دروغين اعلام نمود و راءى هم گرفت .
هم بايد راه مستقيم الهى را معرفى كرد و هم ديگر خطوط انحرافى را شناساند
اگر بخواهد همه مردم را، تمام قبائل و احزاب سياسى را هماهنگ كند ناچار است بسيار خويشتن دار باشد، فداكارى كند، فراوان هدايت كند، و بسيار در هدايت دلها بكوشد.
حال كه از اقشار گوناگون گرد آمدند، و از قبائل متفاوت عرب به اسم اسلام بسيج شدند، و در لشكر اسلام حضور دارند، و با انواع گرايش ها شعار توحيد سر مى دهند، و در تمام جنگها حاضر مى شوند، چه مى شود كرد؟
اگر
ولايت على (عليه السلام ) و اهل بيت عليهم السلام خود را مطرح نكند، مسئوليت الهى دارد، و اگر طرح كند، مشكل مخالفت ها، اعتراض ها، سرپيچى ها، توطئه ها رخ نشان مى دهد:
اگر در خط تصفيه مخالفان حركت كند، نمى تواند اهداف رسالت را تحقق بخشد كه او پيامبر رحمت ، و هدايت كننده انسانهاست و تازه در برابر تهاجمات با چه كسى به ميدان جنگ برود؟ و اگر مخالفان را تصفيه نكند، آزاد بگذارد، توطئه مى كنند، سمپاشى مى كنند، با جوسازيهاى دروغين انواع مشكلات را پديد مى آورند، به خانه ولايت تهاجم مى كنند، و كربلاها پديد مى آورند.
اينجاست كه صبر و انتظار در پيش مى گيرد.
از جبرئيل مى خواهد كه او را از اعلان ولايت على (عليه السلام ) معاف بدار.
و تا حجة الوداع صبر مى كند.
و در قالب صدها حديث و روايت و داستان و رهنمود، بگونه حساب شده اى على (عليه السلام ) و ويژگيهاى او را مى شناساند.
اتمام حجت مى كند، عقد اخوت با على (عليه السلام ) مى بندد، و در نبردهاى سخت افراد را مى آزمايد، مدعيان را ميدان مى دهد، وقتى نتوانستند، و ادعاى آنان رسوا شد، على (عليه السلام ) را مطرح مى كند تا نگويند:
ما هم مى توانستيم ، به ما ميدان ندادند (مانند جنگ خيبر و احزاب و ذات السلاسل )
بين ما و على (عليه السلام ) چه فرقى است ؟
بر همين اساس است كه در آخرين سفر حج خود، در معرفى امامت على (عليه السلام ) دچار ترس مى شود.
پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) كه نمى ترسد، و در هيچ نبردى نترسيد، و در راه خدا هرگز دچار ترس و وحشت و شك و ترديد نشد.
پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) از عواقب اين مسئله مى ترسد
مى ترسد كه حكم خدا را سبك بشمارند، و فرمان الهى در ولايت را نپذيرند، دست به اقداماتى بزنند كه آبروى نظام الهى به مخاطره افتد تا آنكه پيك وحى بشارت داد:
والله يعصمك من الناس
(خدا تو را از نقشه ها و توطئه هاى مردم نجات مى دهد.)
و با توجه به واقعيت هاى موجود:
به على (عليه السلام ) سفارش مى كند كه پس از او صبور و بردبار باشد.
در برابر تهاجمات و يورشها دست به شمشير نبرد، تلخى ها را تحمل كند.
و اهل بيت خود را به صبر و بردبارى و تحمل مصيبت ها دعوت مى كند.
تا اءساس دين سالم بماند، و نظارت رهبران معصوم عليهم السلام بر دين و امت اسلامى تداوم يابد.
تا تفسيرهاى صحيح مفاهيم قرآن را رواج دهد.
تا مكتب و ملت اسلام بدون پشتيبان نماند، و قرآن بدون پاسدار نباشد. امام على (عليه السلام ) در ارزيابى واقعيت هاى موجود در جامعه اسلامى فرمود كه :
فراءيت ان الصبر على هاتى اءحجى ، فصبرت و فى العين قذى و فى الحلق شجا اءرى تراثى نهبا.
(سرانجام ديدم صبر و بردبارى به خرد نزديكتر است ، پس صبر كردم در حالى كه خار در چشم و استخوان در گلويم فرو رفته بود، و مى ديدم كه ميراث مرا به يغما مى برند.)(23)

امضای محبّ الزهراء




طاعـــــــت از دست نیاید ، گنهی باید کرد
در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد


!






بعداز اين لطفي ندارد حکـمراني بر دلم
شهر ويـران گشته فرماندار مي خواهد چه کار . . .
محبّ الزهراء آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 2 Users Say Thank You to محبّ الزهراء For This Useful Post:
قدیمی 01-11-2012, 17:06   #2
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
محبّ الزهراء آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Feb 2010
محل سکونت: ماه
نوشته ها: 17,016
Thanks: 31,941
Thanked 50,449 Times in 14,794 Posts
پیش فرض

پيامبر و احتياطهاى اءساسى

اول = تدارك لشكر اسامة بن زيد
پس از غديرخم ، اوضاع مدينه مانند آرامش پس از طوفان بود
دوست و دشمن شناخته شدند
حركت هاى مذبوحانه رسوا شد
و مخالفان شكست خورده ، سخت در حال استتار، و تظاهر دوباره به دوستى و همدلى بودند، اما نتوانستند توطئه اى را سامان دهند، يا دست به تحركات مؤ ثر نظامى يا سياسى قابل توجهى بزنند.
اما رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) همواره با مديريت والاى سياسى ، نظامى هرگونه تحركى را زير نظر داشتند و در اين وضعيت استثنائى ، لشكرى را به رهبرى اءسامة بن زيد تدارك ديدند تا:
بنيه دفاعى مسلمين را تقويت كنند
دشمن را در هجوم به مرزهاى اسلام ترسانده از انجام هرگونه تحرك نظامى نااميد سازند.
و اقشار گوناگون جامعه اسلامى را با انواع گرايشها در اردوگاه بزرگ سربازان اسلام (24) گرد آورند كه در حال تمرين و آمادگى باشند، و فرصت تشكل هاى دروغين ، يا گردهمائى شيطانى نداشته باشند:
چون خبر تهاجم روميان به مدينه رسيده بود
و آنگاه شركت همگانى را در اين اردوگاه نظامى واجب شمرد
و به آنان كه سرباز زنند يا فرار كنند، يا به اردوگاه نروند، نفرين كرد و فرمود:
لعن الله من تخلف عن جيش اسامة
(خدا لعنت كند آنكس را كه از لشكر اسامه سرپيچى كند)
اسامة بن زيد ماءموريت داشت تا براى سركوبى روميان ، سپاه اسلام را رهبرى كند و تا سرزمين شام پيشروى كرده جلو تجاوزات دشمن را بگيرد.
گرچه اين اقدام باز دارنده براى وحدت نيروها، و بسيج رزمندگان ، و زنده نگهداشتن روحيه مقاومت ، در امت اسلامى بسيار مفيد بود، اما تشنگان قدرت كه بوسيله دخترانشان از حال شخصى رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) و بيمارى او آگاهى داشتند، از لشكر اسامه بيرون رفتند، و از اءمر رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) سرپيچى نمودند، ابابكر و عمر و عثمان كه خود را نگران حال پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) مى دانستند به بهانه هاى مختلف از شركت در لشكر عظيم اسامة امتناع ورزيدند و در فكر بدست گرفتن قدرت بودند.(25)

دوم = داستان قلم و دوات :
آنها كه منتظر فرصت بودند و در انتظار بدست گرفتن قدرت روز شمارى مى كردند، با بهانه هاى مختلف حدود 16 روز از حركت لشكر اسامة بطرف روميان جلوگيرى كردند، و خود از فرمان اسامه سرپيچى كرده در مدينه حضور داشتند، و با شنيدن خبر شدت بيمارى رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) با جمعى از بزرگان اصحاب خدمت آن حضرت رسيدند.
پيامبر اسلام دومين احتياط لازم را مطرح كرد، و فرمود:
((براى اينكه پس از من دچار اختلاف و تفرقه نشويد قلم و دواتى بياوريد تا چيزى در آن بنويسم كه پس از من گمراه نگرديد.))
شخصى هم بلند شد كه قلم و دوات بياورد.
اما عمر سكوت جلسه را شكست ، و حرمت محضر رسول خدا را ناديده گرفت و گفت :
((بيمارى بر او غلبه كرده ، قرآن ما را كافى است ))
مشاجره بين اصحاب بالا گرفت ، گروهى گفتند قلم و دوات بياوريد، و گروهى ديگر با همراهى عمر گفتند لازم نيست
پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) از اختلاف و نزاع اصحاب در حضور خويش سخت ناراحت شد و فرمود:
((برخيزيد و خانه را ترك كنيد.))(26)
زيرا وقتى در حضور پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) شرمى نداشته باشند و مخالفت هاى خود را آشكار سازند طبيعى است كه به نامه نوشته شده نيز اعتنائى نخواهند كرد.
داستان قلم و دوات ، ماجراى شگرف و عبرت آموزى است كه بسيارى از مباحث مبهم تاريخ سياسى اسلام را آشكار مى سازد، و از قدرت طلبى ها، و سياست نفوذ و ضربه مخالفان ، پرده بر مى دارد، كه براى رسيدن به اهداف خويش هيچ اعتنائى به رسول خدا، و حرمت محضر او نمى كنند، اين محك سياسى ، و احتياط اءساسى از آن جهت مهم است كه :
پرده ها بايد در حضور رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) بالا برود.
ماهيت گوناگون مدعيان ايمان و اسلام بايد آشكار شود.
و ماسكها بايد از چهره ها فرو افتد.
و ممانعت از آوردن قلم و دوات و سرپيچى از فرمان پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) بايد در تاريخ ثبت گردد.
تا پويندگان راه هدايت دچار ترديد نشوند، و از دوروئى ها و نفاق پرهيز كنند و حق و باطل را بتوانند به روشنى بشناسند.

سوم = سخنرانيها و هشدارها
پس از حجة الوداع ، و تحقق بيعت عمومى مسلمين با على (عليه السلام ) و پيدايش توطئه ها و مخالفت ها، و سرپيچى از لشكر اءسامة بن زيد، رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) تحولات سياسى روز را با نظارت دقيق خود ارزيابى مى فرمود، و براى تحكيم امت اسلامى ، و تقويت مقام ولايت ، با آن همه ضعف و ناراحتى كه داشت به مسجد آمده سخنرانى مى كرد، به وحدت و همكارى سفارش مى فرمود، و از تفرقه و جدائى پرهيز مى داد، و از تحولات سياسى آينده ، و فتنه هاى گمراه كننده هشدار مى داد.

1 - هشدار از فتنه ها:
يك روز كه اخبار ناگوارى از مخالفت ها، و اظهار دشمنى ها نسبت به امام پس از خود حضرت على (عليه السلام ) را شنيد با اينكه تب شديدى داشت وارد مسجد شد، و با صدائى بلند كه از بيرون مسجد شنيده مى شد فرمود:
ايها الناس سعرت النار، و اقبلت الفتن كقطع الليل المظلم ، و انى والله ما تمسكون على بشى ء، انى لم احل الا ما احل القرآن ، و لم احرم الا ما حرم القرآن .
(اى مردم : آتش فتنه ها برافروخته شد، و فتنه ها مانند پاره هاى شب تاريك روى آورده ، و شما هيچ بهانه اى بر ضد من نداريد، همانا من چيزى را حلال نكردم جز آنكه قرآن حلال كرد، و حرام نكردم چيزى را مگر آنكه قرآن آن را تحريم كرد.)(27)
چون مى شنيد كه مى گفتند:
قرآن ما را كافى است .
چرا پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) داماد خود را به امامت برگزيد؟

2 - معرفى دو اصل جاودانه :
پس از طرح قلم و دوات ، و مخالفت عمر و طرفداران او در مجلس پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) و آشكار شدن مخالفت ها با ولايت على (عليه السلام )، و ظهور كارشكنى ها، رسول گرامى اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) در حالى كه سخت بيمار بود، دستى بر شانه على (عليه السلام ) و دست ديگر بر شانه ميمونه گذارده وارد مسجد شد، و در پاى منبر ايستاد، در حالى كه اشك در چشمان مردم حلقه زده بود و آخرين سفارشات پيامبر خدا را مى شنيدند، حديث معروف ((ثقلين )) را مطرح فرمود:
انى تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتى
(من در ميان شما مردم دو چيز گرانبها مى گذارم يكى قرآن و ديگرى عترت من است .)(28)

3 - معرفى على و قرآن :
پس از آنكه مخالفان ولايت ، به بهانه حمايت از قرآن در حضور پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) دست به تفرقه و كارشكنى زدند، و خود را تنها مدافع قرآن جلوه دادند، تا با شعار حسبنا كتاب الله ، ولايت اهل بيت پيامبر را انكار كنند، و در پوششى از قرآن و اسلام ، مقاصد شوم خود را تحقق بخشند.
رسول گرامى اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) به معرفى على (صلى الله عليه و آله و سلم ) و قرآن پرداخت ، تا راه هاى بهانه جوئى و عذر تراشى ها را مسدود سازد.
در يكى از روزهاى آخر زندگانى رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) كه اصحاب و ياران فراوانى در اطراف بستر آن بزرگ پيامبر گرد آمده بودند خطاب به جمع حاضران فرمود:
(مردم ! اجل من فرارسيده ، و به اين زوديها از ميان شما مى روم ، آگاه باشيد در ميان شما قرآن و اهل بيت خود را به وديعت مى گذارم ، تا از هر دو اطاعت كنيد.)
آنگاه دست على (عليه السلام )را گرفت و بالا برد و فرمود:
هذا على مع القرآن ، و القرآن مع على لايفترقان
(اين على (عليه السلام ) با قرآن است ، و قرآن با على است و از هم جدا شدنى نيستند).(29)

چهارم = جلوگيرى از نقشه هاى سياسى
در روزهاى بحرانى بيمارى رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) منتظران فرصت و تشنگان قدرت از هر فرصتى استفاده مى كردند، و با بهانه هاى گوناگون و با طرح هاى از پيش تعيين شده ، سعى در مطرح كردن خود داشتند، و چون دختر اولى و دومى از همسران رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) بودند، گزارش لحظه به لحظه را به پدران خود منتقل مى كردند.
يك روز كه حال رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) مناسب نبود و مردم به هنگام نماز در مسجد گرد آمده بودند، پيكى فرستادند كه هنگام نماز است .
بار اول كه پيك آمد و در را كوبيد دختر عمر پشت در حاضر شد و گفت : نماز را با پدرم عمر بخوانيد
((بگونه اى پاسخ داد كه فكر كنند اين دستور از پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) است )).
بار دوم كه پيك آمد: دختر ابابكر عائشه گفت : با پدرم ابابكر نماز را بخوانيد
و ابابكر كه از قبل خود را آماده كرده بود بلافاصله براى امامت نماز بپا خواست
كه با اين صحنه سازيها مى خواستند به همگان بفهمانند كه مورد تاءييد پيامبرند و در حضور رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) به امامت نماز انتخاب گرديدند، در حالى كه از فرمان رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) سرپيچى كردند و از لشكر اسامة خارج شدند وقتى رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) از نماز پرسيد و پاسخ شنيد كه ابابكر مى خواهد نماز بخواند، ناراحت شده برخواست ، و در حالى كه به على (عليه السلام ) و فضل بن عباس تيكه داده بود وارد مسجد شده ، ابابكر را كنار زد، و با همه درد و بيمارى كه داشت ، خود نماز جماعت را پايان برد، و از تحقق نقشه هاى سياسى ، در ظاهرى از شعائر دينى ، جلوگيرى نمود، تا نتوانند با جوسازيهاى تحميلى مردم را فريب دهند
پس ابابكر و عمر و جمعى را در منزل احضار كرد و فرمود:
مگر به شما فرمان ندادم كه از لشكر اءسامة خارج نشويد؟(30)
و تا زنده بود در هدايت امت كوشيدك و مرزهاى عقيده را بدرستى پاسدارى فرمود.

امضای محبّ الزهراء




طاعـــــــت از دست نیاید ، گنهی باید کرد
در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد


!






بعداز اين لطفي ندارد حکـمراني بر دلم
شهر ويـران گشته فرماندار مي خواهد چه کار . . .
محبّ الزهراء آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 2 Users Say Thank You to محبّ الزهراء For This Useful Post:
قدیمی 01-11-2012, 17:11   #3
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
محبّ الزهراء آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Feb 2010
محل سکونت: ماه
نوشته ها: 17,016
Thanks: 31,941
Thanked 50,449 Times in 14,794 Posts
پیش فرض

كودتاى سقيفه

پس از رحلت رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) آنانكه :
سابقه اى در ايمان و اسلام نداشتند.
و از شرك و الحاد به ظاهر دست كشيده بودند.
و به اميد حكومت بر عرب ، اطراف پيامبر را گرفته و با او همراهى داشتند.
و هر جا توانستند ضربه زدند، و الغاء شبهه و ترديد نمودند.
و در تمام جنگها در لحظات حساس فرار كردند.
و با سياست نفوذ و ضربه به انتظار رحلت پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) نشستند.
و در ترور نافرجام شركت داشتند.
و در حادثه غدير به بن بست كامل رسيدند.
و در مخالفت و كار شكنى در امر ولايت پيش قدم بودند.
و مانع نوشتن آخرين وصيت نامه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) شدند.
و با تظاهر به دفاع از قرآن ، انزواى عترت را طراحى مى كردند.
و در پيش روى پيامبر به آن حضرت اهانت كرده گفتند:
ان الرجل ليهجر
نه اهل تقوى بودند، و نه ايمان كامل داشتند.
نه مزاياى معنوى داشتند، و نه در جنگها افتخارات نظامى كسب كردند.
نه محبوبيت عمومى داشته ، و نه از قبائل با شخصيت عرب بودند.
نه از طرف خدا و پيامبر معرفى شده ، و نه اصحاب بزرگ پيامبر آنان را قبول داشتند.
گرچه چند ماه قبل در غدير با على (عليه السلام ) به امامت مسلمين بيعت كردند، اما هم اكنون پيمان شكستند و چاره اى جز كودتاه نديدند.
تا با شمشير و زور و تطميع و كشتار بيرحمانه ، مردم را به سكوت و انزوا وادارند.
كه بر اسب زين كرده خلافت سوار شدند و با عمليات خشونت بار زير به مقاصد خود رسيدند.

1 - منع پخش خبر رحلت پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم )
در لحظه رحلت رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) ابابكر در مدينه نبود، كه عمر شمشير كشيد و گفت :
پيامبر هرگز نمى ميرد
و مانع پخش خبر شد تا پيك او ابابكر را خبر كند و به مدينه بياورد، وقتى ابابكر وارد شهر شد، عمر نيز باور كرد كه آرى ، پيامبر نيز مى ميرد، و ساكت شد(31) و آنگاه بلافصله در سقيفه گرد آمدند.

2 - بيعت شتابزده
سران كودتاگر سقيفه به بهانه اينكه دشمنان ما را تهديد مى كنند، و براى اينكه امت اسلامى دچار اختلاف نشود، و فورا بايد خليفه اى تعيين كرد، با راءى چند نفر، آنهم با نزاع و درگيرى ، و زيردست و پاگرفتن بزرگ قبيله خزرج ، ((سعد بن عباده )) با اباكر شتاب زده بيعت كردند
عمر فرياد مى زد اقتلوا سعد قتله الله
(سعد را بكشيد خدا او را بكشد)
و سعد فرياد مى زد، اى مردم مرا كشتيد
و پسر سعد ريش دومى را گرفت و گفت :
اى پسر ضحاك حبشيه ، كه در جنگها ترسو بودى و فرار مى كردى ، حالا پهلوان شدى ! اگر يك مو از سر پدرم كم شود سزاى آن را خواهى ديد.(32)

3 - منع ورود و خروج از مدينه
پس از مطرح شدن ابابكر براى آنكه اخبار شهر مدينه پخش نشود، و با واكنش هاى سياسى مجاهدان ديگر بلاد اسلامى روبرو نشوند، بخشنامه اى صادر كردند كه ورود و خروج از مدينه ممنوع است ، و افرادى كه قصد خروج داشتند با تير زدند.(33)

4 - بيعت گرفتن و با زور و كشتار
پس از فراهم آوردن ياران موافق ، و گردهم آئى همه مخالفان و منافقانى كه در طول زندگانى پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) او را آزار دادند، و در ترور نافرجام افشاء شدند، و منتظر فرصت مناسب بودند، عموم مردم ، و سران قبائل را با زور و ارعاب و تهديد و تطميع به بيعت با ابابكر وادار كردند.
هركس كه مخالفت كرد سخت كتك خورد.
و آنكس كه در برابر حكومت كودتاگران سقيفه ايستادگى كرد كشته شد (مانند مالك بن نويره )
و يا در مصلى مدينه زنده زنده سوزانده شد (مانند فجاءة )
و اين آدم سوزى آنچنان وحشتناك و رسوا كننده بود كه ابابكر حتى در اواخر عمرش مى گفت
(اى كاش فجاءة را نمى سوزاندم )(34)
و حباب بن منذر آن مجاهد بدرى را چون شمشير كشيد و ابابكر را تهديد كرد، كشتند و مخفيانه جنازه او را دفن كردند.(35)
و بسيارى را به بهانه ارتداد، قتل عام كردند
(مانند قبيله حارثة بن سراقه كه گفتند ما پس از پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) از اهل بيت او اطاعت مى كنيم )(36)

5 - تهاجم به خانه حضرت فاطمه سلام الله عليها
آنگاه كه در بيعت گرفتن از مردم با مشكلات اساسى روبرو شدند، و فكر مى كردند كه طرفداران عترت پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) در منزل اميرالمؤ منين (عليه السلام ) هر روز اجتماع كرده براى حكومت ابابكر خطر آفرين مى باشند، تصميم به رسواترين توطئه گرفتند، و همه پرده ها را بالا زدند، و همه اغراض شوم را آشكار كردند، و ثابت كردند كه :
به پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) و راه و رسم او ايمان نياورده اند.
با هجوم به منزل فاطمه سلام الله عليها و آتش زدن درب منزل ، و شكسته شدن پهلوى كوثر قرآن ، و به شهادت رسيدن حضرت محسن (عليه السلام )و به زور وارد خانه امام شدن ، ثابت كردند كه براى حكومت و قدرت از چيزى پروا ندارند، و از خدا نمى ترسند.(37)
كه امام سجاد (عليه السلام ) فرمود:
والله لو تمكن القوم ان طلبوا الملك بغير التعلق باسم رسالته ، كانوا قد عدلوا عن نبوته .
(سوگند به خدا، اگر براى آن مردم ((اهل سقيفه )) امكان مى داشت كه بدون تعلق به رسالت پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) خلافت را بدست آورند، از نبوت او دست مى كشيدند)(38)

6 - بخشنامه جمع آورى و نابودى حديث
آنانكه دل پيامبر را در حضور او آزردند،
و براى قدرت و حكومت ، پهلوى يگانه يادگار او را شكستند
و از نوشتن آخرين وصيت نامه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) جلوگيرى كردند.
حال براى وحدت امت اسلامى دلى مى سوزانند و بخشنامه صادر مى كنند كه :
(براى حفظ وحدت مسلمين ، همه احاديث را جمع آورى و نابود كنند يا بسوزانند زيرا قرآن كافى است ، و چيزى در برابر قرآن نبايد مطرح باشد)
عائشه مى گويد:
ما 500 حديث مكتوب در منزل داشتيم كه پدرم آنها را در داخل حياط سوزاند.(39)
آگاهان سياسى مى دانستند كه علت اءساسى اين اقدام ، حفظ وحدت مسلمين ، يا حفظ جاذبه هاى قرآن ، نبود بلكه تلاش مى كردند تا فضائل على (عليه السلام ) و عترت پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) مطرح نشود، و فراموش گردد، و روايت فراوان مربوط به ولايت عترت و حماسه غدير نابود گردند
و هركس را كه سرپيچى كرد، و با حديث با مردم سخن گفت ، يا نقل حديث نمود، شناسائى كردند، كتك زدند
(مانند عبدالله بن مسعود يكى از نويسندگان وحى )
اينجاست كه حاميان ولايت ، مسئوليت سنگينى بر عهده دارند.
هم بايد انواع شكنجه ها را تحمل كنند و هم بايد ميراث رسالت را پاسدار باشند.
هم نگذارند حماسه غدير فراموش شود و هم در حفظ ياران صادق بكوشند
هم از حكومت كودتائى باطل پيروى نكنند و هم از ولايت رهبران الهى دفاع نمايند
كه در خط مقدم اينگونه از مبارزات سياسى ، نظامى ، يگانه دخت پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) حضور جدى دارد و لحظه اى دست از افشاگرى و مبارزه بر نمى دارد و تا مرز شهادت ، از ولايت و حقانيت حضرت اميرالمؤ منين (عليه السلام ) دفاع مى فرمايد.
و فرزندش حضرت محسن (عليه السلام ) را فداى حقانيت ولايت مى كند، و تا رهائى امام معصوم از دست مهاجمان سكوت نمى كند و مبارزه را تداوم مى بخشد.



پی نوشت:

22 - علم الكتاب ، ص 264: سيد خواجه حنفى
23 - مشكاة المصابيح ، ج 3، ص 258:
24 - تيسير الوصول ، ج 1، ص 16: ابن الديبع
25 - مجمع الزوائد، ج 9، ص 162: هيثمى (متوفاى 807 هجرى )
26 - جامع الصغير، ج 1، ص 353: سيوطى (متوفاى 911 هجرى )
27 - مفتاح النجا، ص 9 (نسخه خطى ):
28 - مناقب على بن ابى طالب (عليه السلام )، ص 234 و 281: ابن المغازلى
29 - فرائد السمطين ، ج 2، ص 143: حموينى (متوفاى 722 هجرى )
30 مقتل الحسين ، ج 1، ص 104: خوارزمى (متوفاى 993 هجرى )
31 - طبقات الكبرى ، ج 2، ص 194: ابن سعد (متوفاى 230 هجرى )
32 - حصائص اميرالمؤ منين (عليه السلام )، ص 21: نسائى (متوفاى 303 هجرى )
33 - مسند احمد، ج 5، ص 122 و 182: احمد بن حنبل (متوفاى 241 هجرى )
34 - الغدير، ج 1، ص 30: علامه امينى
29- كشف الغمة ، ص 43 - و - الصواعق باب 9 از فصل دوم : ابن حجر
30- بحار الانوار، ج 22، ص 467 به نقل از ارشاد - و - اعلام الورى
31- تاريخ طبرى ، ج 4، ص 1815 - تاريخ ابن كثير، ج 5، ص 342، - ترجمه تاريخ يعقوبى ، ج 1، ص ‍ 511، - طبقات بن سعد، ج 2 ، ص 266 - الفائق ، ج 1، ص 408، - شرح بن ابى الحديد ج 2، ص ‍ 42.
32- بسيارى از مورخان اين واقعيت را ثبت كردند كه ابابكر و عمر اعتراف كردند كه بيعت با ابابكر ناگهانى (فلتة ) و بدون محاسبه لازم شكل گرفت مانند:
1 - انساب الاشراف ، ج 5، ص 590: بلاذرى (متوفاى 279 هجرى )
2 - مسند احمد، ج 1، ص 55،: احمد بن حنبل ، (متوفاى 241 هجرى )
3 - التمهيد، ص 196:
4 - المصنف ، ج 5، ص 445: ابن ابى شيبة (متوفاى 235 هجرى )
5 - صحيح بخارى ، ج 8، ص 26 و 210: بخارى (متوفاى 256 هجرى )
6 - سيره نبوى ، ج 4، ص 226: ابن هشام (متوفاى 213 هجرى )
7 - النهاية ، ج 3، ص 466: ابن اءثير (متوفاى 630 هجرى )
8 - تاريخ طبرى ج 3، ص 205: طبرى (متوفاى 310 هجرى )
9 - تاريخ كامل ، ج 2، ص 327: ابن اثير (متوفاى 630 هجرى )
10 - تاج العروس ، ج 1، ص 568: علامه زبيدى
11 - لسان العرب ، ج 2، ص 371: ابن منظور
12 - تاريخ الخلفاء، ص 67: سيوطى ، (متوفاى 911 هجرى )
13 - شرح نهج البلاغه ، ج 2، ص 50: ابن ابى الحديد (متوفاى 656 هجرى )
14 - صواعق المحرمه ، ص 21: ابن حجر عسقلانى
15 - طبقات ابن سعد، ج 3، ص 344: ابن سعد (متوفاى 230 هجرى )
16 - الفائق ، ج 3، ص 230
17 - سيره حلبى ، ج 3، ص 360 و 363: على بن ابراهيم حلبى
18 - تيسير الوصول ، ج 2، ص 42 و 44: علامه شيبانى
19 - رياض النضرة ، ج 1، ص 161: محب الدين طبرى (متوفاى 694 هجرى )
20 - تاريخ ابن كثير، ج 5، ص 246: ابن كثير
21 - ملل و نحل شهرستانى : ج 1، ص 24
33- شرح نهج البلاغه ، ج 4، ص 457 - تاريخ بغداد ج 7، ص 453.
34- 2 - خصال ، ص 171 - تاريخ طبرى ، ج 2، ص 619، - ميزان الاعتدال ، ج 2، ص 215.
35- 3 - شرح نهج البلاغه ، ج 2، ص 826، - نهاية الارب ، ج 4، ص 35 - قاموس الرجال ، ج 4، ص ‍ 328.
36- تاريخ الردة ، ص 10 - فرق الشيعه نوبختى ، ص 7 - الفتوح ، ج 1، ص 58.
37- مروج الذهب ، ج 2، ص 194 - تاريخ يعقوبى ، ج 2، ص 195 - تاريخ طبرى ، ج 2، ص 443 - عقد الفريد، ج 5، ص 12 - انساب الاشراف ، ج 1، ص 586.
38- بيت الاحزان (ترجمه )، ص 93، شيخ عباس قمى .
39- 1 - علوم الحديث و مصطلحه ، ص 12.




حماسه غدير و آشكار شدن توطئه هاى پنهان
مؤلف :محمد دشتى


امضای محبّ الزهراء




طاعـــــــت از دست نیاید ، گنهی باید کرد
در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد


!






بعداز اين لطفي ندارد حکـمراني بر دلم
شهر ويـران گشته فرماندار مي خواهد چه کار . . .
محبّ الزهراء آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
The Following 2 Users Say Thank You to محبّ الزهراء For This Useful Post:
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان


برچسب ها
ولايت, پيامبر, اميرالمؤ منين, على عليه السلام, غدير


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
«نوابغ فقه و حديث» يادشهيد شخصيت های مرتبط با جهان اسلام 0 01-01-2012 15:27
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم monji_2008 پاسخ به شبهات دیگر ادیان و مذاهب 0 28-05-2011 14:11
غلو در مذهب اهل سنت monji_2008 پاسخ به شبهات دیگر ادیان و مذاهب 1 08-05-2011 08:12
پاسخ به شبهات: شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها) monji_2008 پاسخ به شبهات دیگر ادیان و مذاهب 0 04-05-2011 11:52
فضیلت سوره های قرآن همراه با توضیح ali20 مباحث قرآنی 3 07-09-2009 08:20

TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/basijtvRSS Feed@basijtv

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 19:34 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1