شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

فروشگاه طب اسلامی ، سنتی ، موادآرایشی ، بهداشتی و پوستی ارگانیک اسرار الشفاء


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > اسلام > اهل بيت (عليهم السلام) > فاطمة الزهراء (س) > داستان های مرتبط با حضرت فاطمه(س)


پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 03-04-2013, 15:04   #1
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
خادم الزینب آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Oct 2010
محل سکونت: مازندران
نوشته ها: 13,468
Thanks: 7,301
Thanked 27,118 Times in 7,239 Posts
پیش فرض ملکه ای در خدمت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)

چند حکایت زیبا از زندگی حضرت زهرا سلام الله علیها

ملکه ای در خدمت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)




...اى جماعت! چشم‌های خود را ببنديد و سرهاى خود را به زير افكنيد، چون كه فاطمه دختر محمّد صلی اللّه عليه و آله می‌خواهد از پل صراط عبور نمايد...


چند حکایت کوتاه از زندگانی پربرکت حضرت صدیقه طاهره، فاطمه زهرا علیهاالسلام:


ملکه ای در خدمت فاطمه زهرا(س)
مرحوم قطب‌الدین راوندى در كتاب خود آورده است :
سلمان فارسى گفت : روزى به منزل حضرت زهرا سلام اللّه عليها وارد شدم، آسيابى را جلوى آن حضرت ديدم كه دستاس آن را با حالت خستگى و ضعف گرفته است و می‌چرخاند و مقدارى جو، آرد می‌نمود؛ و در گوشه اى از اتاق، حسين عليه السلام را ديدم كه از شدّت گرسنگى ناله می‌کرد.
گفتم : اى دختر رسول اللّه! چرا خود را در سختى و مشقّت قرار داده اى، با اين كه فضّه پيش خدمت شما است!؟
حضرت در جواب اظهار داشت : پدرم رسول خدا صلی اللّه عليه و آله فرمود: كارهاى منزل يك روز بر عهده من و يك روز بر عهده فضّه باشد؛ و امروز نوبت من است.
گفتم : اجازه فرمایید كه من كمك نمايم، يا آسياب را بچرخانم، يا اين كه حسين عليه السلام را آرام كنم و دلداريش دهم؟
حضرت فرمود: من نسبت به فرزندم، حسين آشناتر هستم؛ پس تو دستاس را بچرخان تا آرد تهيّه گردد.
بنابراين من مشغول چرخانيدن دستاس شدم و چون مقدارى از جوها را آرد كردم، صداى اذان به گوشم رسيد؛ پس براى اقامه نماز به مسجد رفتم و نماز جماعت را به امامت حضرت رسول صلی اللّه عليه و آله بجا آوردم.
و بعد از نماز، جريان حضرت فاطمه سلام اللّه عليها را براى امیرالمؤمنین، علىّ عليه السلام تعريف كردم.
امام علىّ عليه السلام گريان شد و از مسجد بيرون رفت و پس از گذشت لحظاتى در حالى كه تبسّم می‌نمود، به مسجد بازگشت.
حضرت رسول صلی اللّه عليه و آله جريان را از علىّ عليه السلام جويا شد؟
و او اظهار داشت : چون بر فاطمه وارد شدم، وى را ديدم بر قفا خوابيده و حسين نيز روى سینه‌اش در خواب بود و سنگ آسياب بدون آن كه در دست كسى باشد، می‌چرخید!!
حضرت رسول صلی اللّه عليه و آله فرمود: خداوند ملائكه اى را آفريده است تا در خدمت محمّد و اهل بيت او عليهم السلام باشند.

(بحارالانوار: ج ۴۳، ص ۲۸، ح ۳۳، الخرايج و الجرايح : ج ۲، ۵۳۰، ح ۶.)




بهشت و پيراهن خون آلود حسين عليه السّلام

حضرت صادق آل محمّد صلوات اللّه عليهم حكايت فرمايد:
آن هنگام كه صحراى محشر بر پا شود و خداوند تمامى بندگانش را زنده احضار نمايد، صدایی به گوش همگان خواهد رسيد كه : اى جماعت! چشم‌های خود را ببنديد و سرهاى خود را به زير افكنيد، چون كه فاطمه دختر محمّد صلی اللّه عليه و آله می‌خواهد از پل صراط عبور نمايد.
پس همگان چشم‌های خود را می‌بندند و حضرت فاطمه زهرا سلام اللّه عليها در حالى كه هفتاد هزار فرشته او را مشايعت و همراهى می‌کنند، وارد می‌شود و در يكى از موقف‌های مهمّ محشر توقّف می‌فرماید.
پس از آن پيراهن به خون آغشته حضرت ابا عبداللّه الحسين عليه السلام را در دست گرفته و به محضر ربوبى پروردگار عرضه می‌دارد: پروردگارا! اين پيراهن فرزندم، حسين می‌باشد، تو خود آگاهى كه با فرزندم چگونه رفتار كردند.
در اين هنگام، صدایی از طرف خداوند متعال می‌رسد: اى فاطمه! هر خواسته و تقاضایی دارى بگو، كه برآورده خواهد شد.
و حضرت زهرا سلام اللّه عليها اظهار دارد: خدايا! انتقام مرا از قاتلين فرزندم، حسين بگير.
پس شعله اى مهيب از آتش بر پا شود و زبانه كشان يكايك قاتلين امام حسين عليه السلام را فرو بلعد، همان طورى كه پرنده اى كه دانه از زمين برچيند.
و سپس به عمق دوزخ برگردد و تمامى آن افرادِ ظالم، به عذاب‌های دردناك مجازات و عقاب خواهند شد.
بعد از آن، فاطمه زهرا سلام اللّه عليها به سوى بهشت حركت می‌نماید و در حالى كه ذرارى و دوستان و علاقه‌مندانش همراه او می‌باشند، وارد بهشت خواهند شد؛ و از انواع بركات و نعمت‌های آن بهره‌مند می‌گردند.

(امالی مفيد: ص ۱۳۰، ح ۶ و در كتاب احقاق الحقّ: ج ۲۵، ص ۲۲۲ به نقل از امیرالمؤمنین علىّ عليه السلام از پيامبر اسلام صلی اللّه عليه و آله وارد شده است)




گريه دوستان و شفاعت زنان

هنگامى كه امام حسين عليه السلام متولّد شد، پيغمبر اسلام صلی اللّه عليه و آله پس از بشارت و تهنيت، خبر از شهادت نوزاد و كيفيّت كشته شدنش را داد، حضرت زهرا سلام اللّه عليها سخت گِريست و اظهار داشت : در چه زمانى اتّفاق خواهد افتاد؟
پيامبر اسلام فرمود: زمانى كه من و تو و پدرش، علىّ و برادرش، حسن نباشيم و او يعنى؛ حسين تنها باشد.
آن گاه گريه حضرت زهرا سلام اللّه عليها افزون يافت و گفت : چه كسى براى فرزندم گريه و عزادارى خواهد كرد؟
حضرت رسول فرمود: فاطمه جان! زنان و مردان امّت من بر مصيبت او و اهل و عيالش می‌گریند و نوحه سرایی و عزادارى خواهند كرد، و اين نوحه سرایی و عزادارى هر سال تجديد خواهد شد؛ و چون روز قيامت برپا شود تو، زنان گريه كننده و عزادار بر حسين را شفاعت نموده و من، مردانشان را شفاعت می‌کنم.
و اى فاطمه! تمام چشم‌ها در قيامت گريان می‌باشند، مگر آن چشمانى كه در عزا و مصيبت حسين عليه السلام گريان بوده باشد كه آنان خندان و خوشحال وارد بهشت خواهد شد.

(معالى السّبطين : ج ۲، ص ۱۱، بحار: ج ۴۴، ص ۲۹، ح 37)
گردن بند پر برکت

پیر مرد رو به پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) کرد و گفت: گرسنگی در جگرم اثر گذاشته و برهنه‌ام. به من غذا و لباس بده که سخت تهی دست هستم. حضرت که در آن هنگام چیزی نداشتند، به بلال حبشی فرمودند: «این پیرمرد را به خانه فاطمه (سلام الله علیها) برسان». بلال او را به خانه دختر پیامبر آورد و وی جریان تهی دستی خود را عرض کرد. یگانه دختر پیامبر، گردن بند نقره ای خود را- که هدیه دختر عمویشان بود- به وی بخشیدند. پیرمرد با خوشحالی نزد پیامبر آمد و جریان را باز گفت و گردن بند را در معرض فروش قرار داد. عمار یاسر به او گفت: آن را چند می‌فروشی؟ پیرمرد گفت: به اندازه یک وعده غذا که مرا سیر کند، یک لباس که با آن نماز بخوانم و دیناری که با آن مخارج سفر نزد خانواده‌ام را تأمین کنم. عمار یاسر بیست دینار و دویست درهم، یک دست لباس، یک وعده غذا و مرکب سواری خود را به وی داد. آن گاه آن گردن بند را با مشک خوشبو کرد، در میان یک لباس پرارزش نهاد و به غلامش، سَهم داد و گفت: نزد فاطمه برو این گردن بند را به ابو بده. تو را نیز به ایشان بخشیدم. حضرت فاطمه (سلام الله علیها) گردن بند را گرفت و سهم را آزاد کرد.

سهم که از آغاز تا پایان ماجرا را اطلاع داشت، خنده‌اش گرفت و گفت: «برکت این گردن بند مرا به خنده آورد؛ چرا که گرسنه ای را سیر کرد، برهنه ای را پوشانید، فقیری را بی نیاز کرد، برده ای را آزاد ساخت و سرانجام نزد صاحبش بازگشت»
(محمد محمدی اشتهاردی، داستان‌های شنیدنی از چهارده معصوم (علیهم السّلام)، تهران، انتشارات نبوی، ۱۳۷۷، ج ۹، صص ۳۳-۳۵.)



منبع : هیئت کربلا

امضای خادم الزینب
بكوش عظمت در نگاه تو باشد نه در آنچه بدان می نگری...


چیزی و نفهمیدی منکرش نباش...
خادم الزینب آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان



کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
آيا امام حسين عليه السلام‌ را شيعيان به شهادت رسانده‌اند؟!! اشاره اعتقادي 1 25-10-2013 20:21
فاطمیه اول یا فاطمیه دوم؟ کدام معتبر است؟ بی پلاک فاطمة الزهراء (س) 0 24-03-2013 22:45
آيا حجت بودن امام زمان (ع) مخالف آيه 165 سوره نساء نيست؟ اشاره اعتقادي 0 24-03-2013 19:22
۴۸ مهارت زندگی از زنبور عسل ya abasaleh مباحث قرآنی 0 10-03-2013 13:54
گلوله ای كه سیر تاریخ ایران را عوض كرد محبّ الزهراء شخصيت های مرتبط با جهان اسلام 0 06-03-2013 08:22

TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/basijtvRSS Feed@basijtv

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 04:35 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1