شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

فروشگاه طب اسلامی ، سنتی ، موادآرایشی ، بهداشتی و پوستی ارگانیک اسرار الشفاء


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > اسلام > اهل بيت (عليهم السلام) > امام جعفر صادق (ع) > داستان های مرتبط با امام جعفر صادق(ع)


پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 13-03-2010, 15:45   #1
مدیرکل انجمنهای نور آسمان
 
vorojax آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jun 2008
محل سکونت: همشهری حضرت عشق
نوشته ها: 7,299
Thanks: 6,151
Thanked 11,544 Times in 3,558 Posts
پیش فرض غلام خراسانى

حنان بن سدير گفت : يزيد بن خليفه كه از قبيله بنى حارث بن كعب بود برايم تعريف كرد كه : در مدينه خدمت حضرت امام صادق عليه السلام رسيدم ، پس از سلام و احوالپرسى نشستم و عرض كردم : من از طايفه بنى حارث بن كعبم ، خداوند مرا به دوستى و ولايت شما هدايت كرده ، فرمود: چگونه به دوستى ما هدايت يافتى با اينكه دوستان ما در ميان بنى حارث بن كعب خيلى كم است .
عرض كردم : غلامى خراسانى دارم كه شغلش گازرى و شستشوى لباس ‍ است چهار تا همشهرى دارد. اين پنج نفر در هر جمعه يكديگر را دعوت مى كنند و پنج جمعه اى يك بار نوبت غلام من مى شود. همشهريان خود را ميهمان كرده براى آنها گوشت و غذا تهيه مى نمايد، پس از خوردن غذا، ظرفى را پر از نوشيدنى نموده آفتابه اى نيز مى آورد هر كدام اراده خوردن كردند مى گويد: بايد قبل از آشاميدن صلوات بر محمد و آل او بفرستى ، من به وسيله اين غلام (و صلواتهاى او) هدايت يافته ام .
فرمود: تو را نسبت به او سفارش مى كنم و از طرف من سلامش برسان و به او بگو: جعفر بن محمد گفت : اين آشاميدنى كه مى خوريد توجه داشته باش ‍ اگر زياد خوردنش باعث سكر و مستى مى شود از يك قطره آن نيز نياشام ، زيرا پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: هر مسكرى حرام است ، هر چه زيادش سكر و مستى آورد كم آن نيز حرام است .
آن مرد گفت : به كوفه آمدم . سلام حضرت صادق عليه السلام را به غلام رسانيدم ، گريه اش گرفت و گفت : آنقدر حضرت صادق عليه السلام به من اهميت داده كه مرا سلام رسانده ؟! گفتم آرى و نيز فرمود: توجه داشته باشى آنچه مى آشامى اگر زيادش سكرآور است از كمش هم پرهيز كن و سفارش ‍ تو را نيز به من كرد، اينك من هم تو را در راه خدا آزاد كردم .
غلام گفت : سوگند به خدا آن آشاميدنى شراب بوده و حال كه چنين است تا عمر داشته باشم ديگر ذره اى نمى آشامم

فروع كافى ج 6 ص 411
vorojax آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان


برچسب ها
خراسانى, غلام


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/basijtvRSS Feed@basijtv

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 19:54 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1