شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

فروشگاه طب اسلامی ، سنتی ، موادآرایشی ، بهداشتی و پوستی ارگانیک اسرار الشفاء


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > اسلام > اهل بيت (عليهم السلام) > امام رضا (ع) > داستان های مرتبط با امام رضا(ع)


پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 15-09-2013, 09:48   #1
مدیربازنشسته
 
paradise آواتار ها
 
تاریخ عضویت: May 2010
نوشته ها: 3,035
Thanks: 11,530
Thanked 9,195 Times in 2,641 Posts
پیش فرض کمک بی منت امام رئوف به مرد غریبه

کمک بی منت امام رئوف به مرد غریبه

غریبه ی بلند قامت پا به مجلس گذاشت. خوب به همه نگریست. به تک تک چهره ها خیره شد تا به چهره آشنایی رسید. فهمید خودش است. زیبا و جذاب بود، با لبخندی ملیح که روی لب هایش داشت. بی آنکه از کسی چیزی بپرسد، یک راست کنار امام رضا (ع) رفت و نشست. مجلس گفت و گوی علمی میان حضرت و شاگردانش بود. مرد بلند قامت به چهره ی امام زل زد. خواست سرش را جلو ببرد و چیزی بگوید. خجالت کشید. به خودش گفت: شاید حالا وقتش نباشد. شاید هم امام رضا (ع) برای برآوردن خواسته ی من آماده نباشند و آن وقت جلوی دیگران شرمنده ی من می شوند. مردد بود که چه کند و چه گونه بگوید. با خود می گفت: حالا چه کنم؟ اگر او کمکم نکند که در می مانم. آن وقت شب می شود و من دوباره توی کوچه های این شهر ویلان و سرگردان می شوم. نگران شد. قلبش به تپش افتاد. با خودش گفت: پرسیدن که عیب نیست. اگر برای جواب دادن آماده نبود، خیلی راحت می گوید نه. چند دقیقه سکوت کرد تا سخنان امام به پایان رسید. فوری نزدیک تر رفت و سرش را جلو برد و آهسته گفت: عرضی داشتم مولای من. امام رضا (ع) مهربان نگاهش کرد و گفت: بگو برادر. گفت: من از سفر حج می آیم و یکی از دوستان شما و دوستان پدران و اجداد پاکتان هستم. اکنون همه ی دارایی هایم تمام شده و در این شهر درمانده شده ام. باور کنید حتی پول ندارم که به فاصله ی یک روستا از این جا دور بشوم. اگر لازم می دانید، کمکم کنید تا به وطنم برسم. من مردی ثروتمند هستم. باور کنید وقتی که به شهر خودم رسیدم، به همان مقدار از طرف شما صدقه خواهم داد. من فقیر نیستم مولای من. و دیگر چیزی نگفت. شاگردان امام به او که آرام حرف زده بود با تعجب خیره شده بودند. امام رضا (ع) با خوش رویی به او گفت: بنشین. مرد بلند قامت نشست. دقایقی بعد بیشتر شاگرد ها رفتند. فقط دو نفر نزد امام ماندند. دو نفر از دوستان نزدیک و شیعیان صمیمی امام؛ سلیمان جعفری و خیثمه. امام به آن ها گفت: اجازه می دهید به اندرون خانه بروم؟ سلیمان با احترام پاسخ داد: خداوند مهربان کار شما را به پیش ببرد. امام رضا (ع) برخاست و به خانه رفت. غریبه ی بلند قامت، چشم در اتاق ساده ی امام گرداند. اتاقی که جز چند زیلو و پشتی ساده چیزی نداشت. دقایقی بعد امام رضا (ع) از پشت در اندرونی او را صدا زد. مرد برخاست و با تعجب جلوی در رفت. امام بی آنکه خودش را نشان بدهد، از بالای در کیسه ای کوچک بیرون داد و آهسته گفت : این دویست درهم را بگیر و مخارج سفرت را با آن تامین کن. وقتی به وطنت رسیدی، لازم نیست آن را از طرف من به فقرا صدقه بدهی. من آن را به تو بخشیدم. برو که نه من تو را ببینم و نه تو نگاهت به من بیفتد. مرد با خوش حالی کیسه ی کوچک پول را گرفت و خیلی زود کفش هایش را پوشید و رفت. امام رضا (ع) وارد اتاق شد و کنار سلیمان و خیثمه نشست. سلیمان پرسید: فدایتان شوم، شما به آن مرد غریبه لطف زیادی کردید، اما چرا آن کیسه را از بالای در به او دادیدو خودتان را نشان ندادید؟ امام رضا (ع) فرمودند: از آن ترسیدم که مبادا وقتی با او رخ به رخ شدم، شرم را در چهره اش ببینم. نشنیده ای که رسول خدا (ص) فرمود: کسی که احسان خود را بپوشاند پاداش او هفتاد برابر حج (مستحبی) است و آن کس که آشکارا گناه کند، درمانده و بیچاره است و کسی که گناهش را بپوشاند، زیر پوشش آمرزش خداوند است. سلیمان دیگر پلک نمی زد. او و خیثمه غرق در حرف های تازه ی امام شده بودند.

beit.persianblog.ir


امضای paradise
مادرم حضرت زهرا،پدرم شاهِ نجف/ خوش به حالم که چه مادر پدری دارم من


اعلم یا یهود؛نحن الغالبون

آتش فتنۀ اموی را حسین با خونش خاموش کرد!

ما را از فتنه هراسی نیست!خون در رگهایمان بی قراری می کند.

لااله الا انت،سبحانک،انی کنت من الظالمین
paradise آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان


برچسب ها
امام رضا علیه السلام،کمک بی منت


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
بحث و گفتگوی آزاد: قطعنامه 598 و عاملان نوشاندن جام زهر به امام(ره) Hamid مباحث سیاست داخلی 80 20-09-2015 09:26
آيا امام حسين عليه السلام‌ را شيعيان به شهادت رسانده‌اند؟!! اشاره اعتقادي 1 25-10-2013 20:21
وقتی امام صادق جواب نامه را با آتش داد golenarges امام جعفر صادق (ع) 0 01-09-2013 11:59
27 عنوان کتاب مهدوی و معرفی کتاب های لاتین برای شناخت بیشتر موعود آخرالزمان خادم الزینب مهدويت 1 25-06-2013 11:34
5پیامبر با امام حسین(ع) رجعت می‌کنند محبّ الزهراء امام زمان عجل الله تعالی فرجه 0 20-04-2013 09:43

TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/basijtvRSS Feed@basijtv

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 19:26 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1