شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

فروشگاه طب اسلامی ، سنتی ، موادآرایشی ، بهداشتی و پوستی ارگانیک اسرار الشفاء


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > اسلام > اهل بيت (عليهم السلام) > امام رضا (ع) > داستان های مرتبط با امام رضا(ع)


پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 11-09-2014, 21:14   #1
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
خادم الزینب آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Oct 2010
محل سکونت: مازندران
نوشته ها: 13,468
Thanks: 7,301
Thanked 27,121 Times in 7,240 Posts
پیش فرض یك فانوس روشن

یك فانوس روشن





در خانه را كه بست انگار هنوز شك داشت ، با خودش گفت:«چرا چیز بهتری را نذر نكردم؟»سپس دستی كشید بر روی كلون مردانه كه بعد از میرزا خدابیامرز شوهرش دیگر كسی آن را به صدا در نیاورد تا این كه . . . خودش می گفت :«هر كه بود متبرك كرده خانه را .» دو قدم رفت سپس ایستاد ولی قدم های بعدی را محكم تر برداشت چیزی را هم گرفته بود زیر چادرش .
كوچه تنگ و تاریك بود به همین خاطر شب ها ترسناك به نظر می رسید ولی امشب به خاطر تولد امام رضا(ع) همه جا روشن بود.
پیرزن پس از مرگ میرزا زندگی سختی داشت،نرگس را هم به سختی بزرگ كرد تا این كه برای نرگس خاستگار آمد پیرزن هر چه داشت و نداشت را فروخت تا جهاز دخترش را كامل كند، این بود كه دیگر دست به دامان امام رضا(ع)شد.
وقتی به نزدیكی حرم رسید ایستاد و تعظیمی كرد، سپس وارد بازرسی شد ، صدای زنی بلند شد كه :
ـ مادر این چیه ،نمی شه ببری داخل!!
ـ نذره دخترم چیكارش كنم ؟؟
ـ قدغنه نمی شه ببری داخل ،مادرجان.
دو دقیقه طول كشید تا بلاخره آمد. دستی به در طلایی حرم كرد و گفت :«آقا تو كه بی نیازی ،این رو قبول كن كه سند نیاز ما باشه .»
رفت و گوشه ای نشست. چادرش را كنار كشید و فانوس رنگ و رو رفته را كناری گذاشت . كبریت را در آورد و آتش زد . خواست بلند شود كه مردی گفت:«مادر این جا چه می كنی ؟؟»
ـ نذر دارم پشرم.
ـ اگه نذر داری باید اونجا ببری . وبعد با دست به جایی اشاره كرد.
داخل دفتر نذورات كه شد مردی را دید، در حالی كه دسته پولی را می شمرد به پیرزن گفت :« بله !مادر نذر داری ، بگو تا بنو یسمش.»
پیرزن چادرش را كنار كشید و فانوس را گذاشت روی میز ، مرد نگاهی به فانوس كرد و سپس به او گفت :«مادر جان امام رضا (ع) قربونش بشم این همه لامپ برقی داره ،اگه می خوای می گیرمش ولی من یه فانوس رو به كدوم قسمت تحویل بدم ؟».
پیرزن می خواست حرفی بزنه ، ولی بغضی كه آمده بود توی گلویش نگذاشت .
با نارحتی فانوس را برداشت، پاهایش می لرزید از پیری یا سرما یا دلشكستگی. هنوز دو قدم بیشتر نرفته بود كه ناگهان همه جای حرم تاریك شد . چند لحظه بعد همه جا روشن شد ، انگار برق اضطراری بود .
پیرزن قدم بعدی را كه برداشت لامپ ها و چراغ ها كم نور و پر نور شدند وبعد هم خاموشی مطلق .
صحن یك لحظه خاموش شد و هیچ نوری نبود جز ، نور فانوس پیرزن كه زیر چادرش بود .

كتاب : یك فانوس روشن
نوشته ی : مهدی قزلی


امضای خادم الزینب
بكوش عظمت در نگاه تو باشد نه در آنچه بدان می نگری...


چیزی و نفهمیدی منکرش نباش...
خادم الزینب آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 4 Users Say Thank You to خادم الزینب For This Useful Post:
قدیمی 12-09-2014, 01:17   #2
حرفه ای
 
Languish آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Oct 2010
نوشته ها: 695
Thanks: 4,277
Thanked 2,484 Times in 697 Posts
پیش فرض

یه فیلم هم که بود که ثریا قاسمی و مهدی فقیه بازی میکردن، و مهدی فقیه در نقش سوزن بان بود
اون فیلم هم تقریبا برگرفته از همین داستان بود
البته در اونجا پیرزن به زیارت حضرت معصومه (سلام الله علیها) میره
Languish آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
The Following User Says Thank You to Languish For This Useful Post:
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان



کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
منصب چراغچى باشى در عتبات عاليات محبّ الزهراء مباحث ديگر بخش اسلامی 1 18-08-2014 16:32
عقده گشایی اعتدالیون علیه پدر شهید احمدی روشن محب المهدي (عج) اخبار سیاست داخلی 0 01-12-2013 09:32
پشت‌صحنه توهین به خانواده شهید احمدی روشن محبّ الزهراء اخبار سیاست داخلی 0 29-11-2013 19:04
غلام غير خدا نباش!|سلسله سخنرانی ها امام خامنه ای پیرامون آزادی mahdishata رهبری 1 23-02-2013 17:05
شب‌هایی برای پناه بردن به مجیر خادم الزینب مباحث ديگر بخش اسلامی 0 22-08-2011 13:39

TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/basijtvRSS Feed@basijtv

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 02:56 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1