شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

فروشگاه طب اسلامی ، سنتی ، موادآرایشی ، بهداشتی و پوستی ارگانیک اسرار الشفاء


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > اسلام > خاندان عصمت و طهارت > حضرت علی اکبر (ع)


پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 06-12-2011, 12:36   #1
کاربر کهنه کار
 
golenarges آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2011
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 13,591
Thanks: 5,631
Thanked 29,124 Times in 8,841 Posts
پیش فرض در بيان شهادت حضرت علی اکبر(ع)

در بيان شهادت حضرت علی اکبر(ع)

شهادت جناب ابوالحسن علي بن الحسين الاكبر سلام الله عليه
مادر آنجناب ليلي بنت ابي مره بن عروه بن مسعود ثقفي است، و عروه بن مسعود يكي از سادات اربعه در اسلام و از عظماي معروفين است و او را مثل صاحب يس و شبيه‌ترين مردم به عيسي بن مريم گفته‌اند. و علي اكبر عليه السلام جواني خوش صورت و زيبا در طلاقت لسان و صباحت رخسار و سيرت و خلقت اشبه مردم بود به حضرت رسالت صلي الله عليه و آله شجاعت از علي مرتضي عليه السلام داشت، و به جميع محامد و محاسن معروف بود چنانكه ابوالفرج از مغيره روايت كرده كه يك روز معاويه در ايام خلافت خويش گفت سزاوارتر مردم به امر خلافت كيست؟ گفتند جز تو كسي را سزاوارتر ندانيم، معاويه گفت نه چنين است بلكه سزاوارتر براي خلافت علي بن الحسين عليه السلام است و جدش رسول خدا صلي الله عليه و آله است، و جامع است شجاعت بني هاشم و سخاوت بني اميه و حسن منظر و فخر و فخامت ثقيف را.
بالجمله آن نازنين جوان عازم ميدان گرديد، و از پدر بزرگوار خود رخصت جهاد طلبيد، حضرت او را اذن كارزار داد. علي عليه السلام چون به جانب ميدان روان گشت آن پدر مهربان نگاه مأيوسانه به آن جوان كرد و بگريست و محاسن شريفش را به جانب آسمان بلند كرد و گفت:
اي پروردگار من گواه باش بر اين قوم هنگامي كه به مبارزت ايشان مي‌رود جواني كه شبيه‌ترين مردم است در خلقت و خلق و گفتار با پيغمبر تو، و ما هر وقت مشتاق مي‌شديم به ديدار پيغمبر تو نظر به صورت اين جوان مي‌كرديم، خداوندا بازدار از ايشان بركات زمين را و ايشان را متفرق و پراكنده ساز و در طرق متفرقه بيفكن ايشان را و واليان را از ايشان هرگز راضي مگردان چه اين جماعت ما را خواندند كه نصرت ما كنند چون اجابت كرديم آغاز عداوت نمودند و شمشير مقاتلت بر روي ما كشيدند.
آنگاه بر ابن سعد (ملعون) صيحه زد كه چه مي‌خواهي از ما، خداوند قطع كند رحم ترا و مبارك نفرمايد بر تو امر ترا و مسلط كند بر تو بعد از من كسي را كه ترا در فراش بكشد براي آنكه قطع كردي رحم مرا و قرابت مرا با رسول خدا صلي الله عليه و آله مراعات نكردي، پس به صوت بلند اين آيه مباركه را تلاوت فرمود:
اِنَّ اللهَ اصْطفي آدمَ وَ نُوحاً وَ الَ اِبراهيمَ وَ الَ عِمرانَ عَلي العالمينَ ذُرِيّهً بَعضُها مِن بَعضٍ وَ اللهُ سَميعٌ علَيمٌ.
و از آن سوي جناب علي اكبر عليه السلام چون خورشيد تابان از افق ميدان طالع گرديد و عرصه نبرد را به شعشه طلعتش كه از جمال پيغمبر (ص) خبر مي‌داد منور كرد.
golenarges آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 4 Users Say Thank You to golenarges For This Useful Post:
قدیمی 06-12-2011, 12:39   #2
کاربر کهنه کار
 
golenarges آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2011
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 13,591
Thanks: 5,631
Thanked 29,124 Times in 8,841 Posts
پیش فرض

ذَكَروُا بِطَلْعَتِهِ النَّبِيَّ فَهَلَّلوُا
لَمّا بَدا بَيْنَ الصُّفُوفِ وَ كبًّرَوُا
فَافْتَنَّ فيهِ النّاظِروُنَ فَاِصْبَعٌ
يُوْمي اِلَيْه بِها وَ عَيْنَ تَنْظُروُا

پس حمله كرد، و قوت بازويش كه تذكره شجاعت حيدر صفدر مي‌كرد در آن لشكر اثر كرد و رجز خواند:

اَنَا عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيًّ
نَحْنُ وَ بَيْتِ اللهِ اَوْلي بِالنَّبِي
اَضْرِبُكُمْ بِالسَّيْفِ حَتّ يَنْثَي
ضَرْبَ غُلامٍ هاشِميِ عَلوِيّ
وَلا يَزالُ الْيَوْمَ اَحْمي عْنَ اَبي
تَاللهِ لايَحْكُمُ فينَا ابْنُ الدَّعي

همي حمله كرد و آن لئيمان شقاوت انجام را طعمه شمشير آتشبار خود گردانيد. بهَر جانب كه روي مي‌كرد گروهي را به خاك هلاك مي‌افكند، آنقدر از ايشان كشت تا آنكه صداي ضجه و شيون از ايشان بلند شد، و بعضي روايت كرده‌اند كه صد و بيست تن را به خاك هلاك افكند. اين وقت حرارت آفتاب و شدت عطش و كثرت جراحت و سنگيني اسلحه او را به تعب درآورد، علي اكبر عليه السلام از ميدان به سوي پدر شتافت. عرض كرد كه اي پدر تشنگي مرا كشت و سنگيني اسلحه مرا به تعب عظيم افكند آيا ممكن است كه بشربت آبي مرا سقايت فرمايي تا در مقاتله با دشمنان قوتي پيدا كنم؟ حضرت سيلاب اشك از ديده باريد و فرمود واغوثاه اي فرزند مقاتله كن زمان قليلي پس زود است كه ملاقات كني جدت محمد صلي الله عليه و آله را پس سيراب كند ترا به شربتي كه تشنه نشوي هرگز و در روايت ديگر است كه فرمود اي پسرك من بياور زبانت را پس زبان علي را در دهان مبارك گذاشت و مكيد و انگشتر خويش را بدو داد و فرمود كه در دهان خود بگذار و برگرد به جهاد دشمنان.
فَاِنّي اَرْجُو انّضك لاتُمْسي حَتّي يَسْقيكَ جَدُّكَ بِكَاْسِهِ الاَوْفي شَرْبَهً لاتَظْمَا بَعْدَها اَبَداً
پس جناب علي اكبر عليه السلام دست از جان شسته و دل بر خدا بسته به ميدان برگشت و اين رجز خواند:
golenarges آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 2 Users Say Thank You to golenarges For This Useful Post:
قدیمی 06-12-2011, 12:45   #3
کاربر کهنه کار
 
golenarges آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2011
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 13,591
Thanks: 5,631
Thanked 29,124 Times in 8,841 Posts
پیش فرض


وَ ظَهَرَتْ مِنْ بَعْدِها مَصادِق
الْحَرْبُ قَدْ باَنَتْ لَهاض الْحَقايِقُ
جُمُوعَكُمْ اَوْ تُعْمَدَ الْبَوارِقُ
وَاللهِ رَبّ الْعَرْشِ لانُفارِقُ




پس خويشتن را در ميان كفار افكند و از چپ و راست همي زد و همي كشت تا هشتاد تن را به درك فرستاد، اين وقت مره بن منقذعبدي لعين فرصتي به دست كرده شمشيري بر فرق همايونش زد كه فرقش شكافته گشت و از كارزار افتاد. و موافق روايتي مره بن منفذ چون علي اكبر عليه السلام را ديد كه حمله مي‌كند و رجز مي‌خواند، گفت گناهان عرب بر من باشد اگر عبور اين جوان از نزد من افتاد پدرش را به عزايش نشانم، پس همينطور كه جناب علي اكبر عليه السلام حمله مي‌كرد به مره به منقذ برخورد مره لعين نيزه بر آن جناب زد و او را از پا در آورد. و به روايت سابقه پس سواران ديگر نيز علي (ع) را به شمشيرهاي خويش مجروح كردند تا يك باره توانائي از او برفت دست در گردن اسب در آورد و عنان رها كرد اسب او را در لشكر اعداء از اين سوي بدان سوي مي‌برد و بهر بيرحمي كه عبور مي‌كرد زخمي بر علي (ع) مي‌زد تا اينكه بدنش را با تيغ پاره پاره كردند. وَ قالَ اَبٌوالْفَرَجُ وَ جَعَلَ يَكرُّ كَرَّه بَعْدَ كَرَّهٍ حَتّي رُمِيَ بِسَهْمٍ فَوَقَعَ في حَلْقِهِ فَخَرَقَهُ وَ اَقْبَلَ يَنْقَلِبُ في دَمِهِ.
و به روايت ابوالفرج همينطور كه شهزاده حمله مي‌كرد بر لشكر تيري به گلوي مباركش رسيد و گلوي نازنينش را پاره كرد. آن جناب از كار افتاد و در ميان خون خويش مي‌غلطيد و در اين اوقات تحمل مي‌كرد، تا آنگاه كه روح به گودي گلوي مباركش رسيد و نزديك شد كه به بهشت عنبر سرشت شتابد صدا بلند كرد: يا اَبَتاه عَلَيْكَ مِنّيِ السًّلامُ هذا جَدّي رَسُولُ اللله يَقْرَؤُكَ السَّلام وَ يَقُولُ عَجّلِ الْقُدُومَ اِلَيْنا.
و به روايت ديگر ندا كرد: يا اَبَتاه هذا جَديّ رَسُولُ اللهِ صَلّي اللهُ عَلَيْهِ وَ الِهِ قَدْسَقاني بِكَاْسِهِ الاَوْفي شَرْبَه لااَضْمَأ بَعْدَها اَبَداً وَ هُوَ يَقُولُ العَجَلَ العَجَلَ فَاِنَّ لَكَ كَاساً مَذْخوُرَه حَتّي تَشْرِيَهَا السّاعَه. يعني اينك جد من رسول خدا صلي الله عليه و آله حاضر است و مرا از جام خويش شربتي سقايت فرمود كه هرگز پس از آن تشنه نخواهم شد و مي‌فرمايد: اي حسين تعجيل كن در آمدن كه جام ديگر از براي تو ذخيره كرده‌ام تا در اين ساعت بنوشي پس حضرت سيدالشهداء عليه السلام بالاي سر آن كشته تيغ ستم و جفا آمد، به روايت سيد بن طاوس صورت بر صورت او نهاد: شاعر گفته:

شد جهان تار از قرآن ماه و مهر
چهر عالمتاب بنهادش به چهر

گفت كاي باليده سر و سرفراز
سر نهادش بر سر زنواي ناز

كايمن از صياد تيرانداز نيست
اين بيابان جاي خواب ناز نيست

من در اين وادي گرفتار الم
تو سفر كردي و آسودي ز غم



golenarges آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 3 Users Say Thank You to golenarges For This Useful Post:
قدیمی 06-12-2011, 12:50   #4
کاربر کهنه کار
 
golenarges آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2011
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 13,591
Thanks: 5,631
Thanked 29,124 Times in 8,841 Posts
پیش فرض


و فرمود خدا بكشد جماعتي را كه ترا كشند، چه چيز ايشان را جري كرده كه از خدا و رسول نترسيدند و پرده حرمت رسول را چاك زدند، پس اشگ از چشمهاي نازنينش جاري شد و گفت: اي فرزند عَلَي الدُنيا بَعَدَكَ العفَا بعد از تو خاك بر سر دنيا و زندگاني دنيا.
شيخ مفيد ره فرموده اين وقت حضرت زينب سلام الله عليها از سراپرده بيرون آمد و با حال اضطراب و سرعت به سوي نعش جناب علي اكبر مي‌شتافت و ندبه بر فرزند برادر مي‌كرد، تا خود را به آن جوان رسانيد و خويش را بر روي او افكند، حضرت سر خواهر را از روي جسد فرزند خويش بلند كرد و به خيمه‌اش بازگردانيد و رو كرد به جوانان هاشمي و فرمود كه برداريد برادر خود را پس جسد نازنينش را از خاك برداشتند و در خيمه‌اي كه در پيش روي آن جنگ مي‌كردند گذاشتند.
مؤلف گويد: كه در باب حضرت علي اكبر عليه السلام دو اختلافست.
يكي آنكه در چه وقت شهيد گشته، شيخ مفيد و سيد بن طاوس و طبري و ابن اثير و ابوالفرج و غيره ذكر كرده‌اند كه اول شهيد از اهل بيت عليهم السلام علي اكبر بوده و تاييد مي‌كند كلام ايشان را زيارت شهداء معروفه السَّلامُ عَليكَ يا اَوّل قَتيل مِن نَسْلِ خَير سَليلولكن بعضي از ارباب مقاتل اول شهيد از اهل بيت را عبدالله بن مسلم گفته‌اند و شهادت علي اكبر را در اواخر شهداء ذكر كرده‌اند.
دوم اختلاف در سن شريف آن جنابست كه آيا در وقت شهادت هيجده ساله يا نوزده ساله بوده، و از ‍حضرت سيد سجاد عليه السلام كوچكتر بوده يا بزرگتر و به سن بيست و پنچ سالگي بوده؟ و مابين فحول علماء در اين باب اختلاف است، و ما در جاي ديگر اشاره باين اختلاف و مختار خود را ذكر كرديم و بهر تقدير اين مدتي كه در دنيا بود عمر شريف خود را صرف عبادت و زهادت و اطعام مساكين و اكرام وافدين وسعه در اخلاق و توسعه در ارزاق فرموده به حدي كه در مدحش گفته شده:
لَمْ تَرَعَيْنُ نَظَرَتْ مِثْلَهُ
مِنْ‌مُحْتَفٍ يَمْشي وَلاناعِلٍ
golenarges آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 3 Users Say Thank You to golenarges For This Useful Post:
قدیمی 06-12-2011, 12:51   #5
کاربر کهنه کار
 
golenarges آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2011
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 13,591
Thanks: 5,631
Thanked 29,124 Times in 8,841 Posts
پیش فرض


و در زيارتش خوانده مي‌شود:
اَلسَّلامَ عَلَيْكَ اَيُّهَا الصّدّيقُ وَ الشَّهيدُ الْمُكَرَّمُ وَ السَّيّدُ المُقَدَّمُ الّذَي عاشَ سَعيداً وَ ماتَ شَهيداً وَ‌ذَهَبَ فَقيداً فَلَمْ تَتَمَتَّعْ مِنَ الدُّنْيا اِلاّ بِالْعَمَلش الصّالِحِ وَ لَمْ تَتَشاغَلْ اِلاّ بِالْمَتْجَرش الرّابِحِ.
و چگونه چنين نباشد آن جواني كه اشبه مردم باشد به حضرت رسالت پناه صلي الله عليه و آله و اخذ آداب كرده باشد از دو سيد جوانان اهل جنت، چنانچه خبر مي‌دهد از اين مطلب عبارت زيارت مرويه معتبره آن حضرت اّلسَّلامُ عَلَيْكَ يَابْنَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ و آيا والده آن جناب در كربلا بوده يا نبوده؟ ظاهر آنست كه نبوده و در كتب معتبره نيافتم در اين باب چيزي. و اما آنچه مشهور است كه بعد از رفتن علي اكبر عليه السلام به ميدان، حضرت حسين عليه السلام نزد مادرش ليلي رفت و فرمود برخيز و برو در خلوت دعا كن براي فرزندت كه من از جدم شنيدم كه مي‌فرمود دعاي مادر در حق فرزند مستجاب مي‌شود الخ به فرمايش شيخ ما تمام دروغست.
golenarges آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 4 Users Say Thank You to golenarges For This Useful Post:
قدیمی 05-01-2012, 18:28   #6
حق آب و گل داره
 
یاصاحب الزمان آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jul 2011
نوشته ها: 1,903
Thanks: 5,749
Thanked 6,598 Times in 1,706 Posts
پیش فرض


پیش دشمن ، مپسند ، این همه گریه کنم

ای وای



امضای یاصاحب الزمان


بر مشامت گر رسید از قبر من بوی بهشت
کن یقین پای نگارم بر مزارم رفته است

نگارا نگارا
مست تو و گرفتار توایم
یاصاحب الزمان آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following User Says Thank You to یاصاحب الزمان For This Useful Post:
قدیمی 05-01-2012, 18:43   #7
اخراج شده
 
يادشهيد آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Nov 2011
نوشته ها: 3,189
Thanks: 8,807
Thanked 4,774 Times in 2,280 Posts
پیش فرض

جوانان بنی هاشم بیایید.................
یاد همه قدیمی ها و گریه کنا امثال
حاج اکبر ناظم، حاج رضا سراج، آ شیخ مرتضای زاهد، آ شیخ محمد حسین زاهد ، آ سید علی میر هادی و دیگر عزیزان خدا این شب جمعه همه شونو بیامرزه و سر سفره حضرت علی اکبر مهمان کنه
ولی ای کاش شب جمعه حرفی از علی اکبر نمی زدید
يادشهيد آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 2 Users Say Thank You to يادشهيد For This Useful Post:
قدیمی 05-01-2012, 19:58   #8
حق آب و گل داره
 
یاصاحب الزمان آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jul 2011
نوشته ها: 1,903
Thanks: 5,749
Thanked 6,598 Times in 1,706 Posts
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط يادشهيد نمایش پست ها
جوانان بنی هاشم بیایید.................
یاد همه قدیمی ها و گریه کنا امثال
حاج اکبر ناظم، حاج رضا سراج، آ شیخ مرتضای زاهد، آ شیخ محمد حسین زاهد ، آ سید علی میر هادی و دیگر عزیزان خدا این شب جمعه همه شونو بیامرزه و سر سفره حضرت علی اکبر مهمان کنه
ولی ای کاش شب جمعه حرفی از علی اکبر نمی زدید

آره یاد همه ی گریه کنا و عشّاق بخیر
اونایی که مثل شمع برا اربابشون سوختن و آب شدن
یاد حاج رسول ترک ، علی گندابی و اکبر ملکی - اگه اشتباه نکرده باشم - هم بخیر .

اکبر ملکی کی بود ؟

یکی از بچه جبهه ایها برامون تعریف میکرد که اکبر داشت روضه ی علی اصغر ( علیه السلام ) رو میخوند که یه دفعه صحنه رو مکاشفه کرد .

همون جا لیوان توی دستش رو شکوند و خون از دستش جاری شد و خوند :
بچه ها دست پدر خونی شده
گمونم شش ماهه قربونی شده




قبرش توی امامزاده عبدالله ( علیه السلام ) شهرری هست ، قرار گذاشتیم ما رو ببرن سر قبرش .

راستی برادر " یا شهید " بزرگوار ، قبر جناب سید علی میرهادی و چند تا از عشاق و سینه سوخته ها هم اونجاست که قراره ما رو سر ایشان هم ببرن . إن شاءالله


یاد همه ی شهداء و امام شهداء بخیر



یاعلی

امضای یاصاحب الزمان


بر مشامت گر رسید از قبر من بوی بهشت
کن یقین پای نگارم بر مزارم رفته است

نگارا نگارا
مست تو و گرفتار توایم
یاصاحب الزمان آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 2 Users Say Thank You to یاصاحب الزمان For This Useful Post:
قدیمی 06-01-2012, 02:31   #9
اخراج شده
 
يادشهيد آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Nov 2011
نوشته ها: 3,189
Thanks: 8,807
Thanked 4,774 Times in 2,280 Posts
پیش فرض

یا علی یاد همه این عزیزابخیر یاد اون لات بی سرو پای علم کش امام حسین(ع) قاسم جیگرکی هم بخیر
میدونی قاسم جیگرکی کی بود؟
میگن قاسم لاتی بوده برا خودش همه ازش مثل چی میترسیدن
بخاطر همین هم دیگه هیئتی که توش قاسم بود آروم آروم خلوت شد یه سال قبل محرم هیئت امنا اومدن گفتن بریم خونه قاسم بگیم قاسم دیگه توی هیئت نیا
همه گفتن مگه میشه قاسم ما رو میزنه میندازه از خونش بیرون رئیس هیئت گفت قاسم به پیرمردها احترام میذاره من بهش میگن میدونم این حرفمو زمین نمیندازه میگفت رفتن خونه قاسم
گفتن قاسم هیئت ارباب باید چطوری باشه ؟
قاسم گفت چون ارباب بزرگه باید هیئتش هم بزرگ باشه باتید زیاد توش باشه چون آقا خیلی آقاست
پیرمرده پرسید قاسم اگه کسی باعث بشه هیئت ارباب نفراتش کم بشه میگه تا این حرفو زد قاسم اشک توی چشماش جمع شد گفت باشه برید به مردم بگیدقاسم جیگرکی رفت عوض بشه
بابا عوض شد خریدنش قاسم شد قاسمی که شد تا گریه میکرد همه با گریه اون گریه میکردن
يادشهيد آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following User Says Thank You to يادشهيد For This Useful Post:
قدیمی 06-01-2012, 15:50   #10
حق آب و گل داره
 
یاصاحب الزمان آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jul 2011
نوشته ها: 1,903
Thanks: 5,749
Thanked 6,598 Times in 1,706 Posts
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط يادشهيد نمایش پست ها
یا علی یاد همه این عزیزابخیر یاد اون لات بی سرو پای علم کش امام حسین(ع) قاسم جیگرکی هم بخیر
میدونی قاسم جیگرکی کی بود؟
میگن قاسم لاتی بوده برا خودش همه ازش مثل چی میترسیدن
بخاطر همین هم دیگه هیئتی که توش قاسم بود آروم آروم خلوت شد یه سال قبل محرم هیئت امنا اومدن گفتن بریم خونه قاسم بگیم قاسم دیگه توی هیئت نیا
همه گفتن مگه میشه قاسم ما رو میزنه میندازه از خونش بیرون رئیس هیئت گفت قاسم به پیرمردها احترام میذاره من بهش میگن میدونم این حرفمو زمین نمیندازه میگفت رفتن خونه قاسم
گفتن قاسم هیئت ارباب باید چطوری باشه ؟
قاسم گفت چون ارباب بزرگه باید هیئتش هم بزرگ باشه باتید زیاد توش باشه چون آقا خیلی آقاست
پیرمرده پرسید قاسم اگه کسی باعث بشه هیئت ارباب نفراتش کم بشه میگه تا این حرفو زد قاسم اشک توی چشماش جمع شد گفت باشه برید به مردم بگیدقاسم جیگرکی رفت عوض بشه
بابا عوض شد خریدنش قاسم شد قاسمی که شد تا گریه میکرد همه با گریه اون گریه میکردن
خدایا ! قاسم جیگرکی ، حاج رسول ترک

خدایا ! حرّ ، غلام سیاه أبی عبدالله ( علیه السلام )

خدایا ! زهیر سنی مذهب !!!

خدایا ! وهب مسیحی !!!

ای خدا

خدایا ! ما رو هم حسینی کن ، ما رو هم عوض کن

ما رو هم امام زمانی ( علیه السلام ) کن

که وقت تنگ و سینه تنگ و سفر در پیش است .

امضای یاصاحب الزمان


بر مشامت گر رسید از قبر من بوی بهشت
کن یقین پای نگارم بر مزارم رفته است

نگارا نگارا
مست تو و گرفتار توایم
یاصاحب الزمان آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
The Following 2 Users Say Thank You to یاصاحب الزمان For This Useful Post:
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان


برچسب ها
علي اكبر، اهل بيت، عاشورا


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
پاسخ و نقد مقاله ی سرخاب و سفیدآب monji_2008 پاسخ به شبهات دیگر ادیان و مذاهب 0 24-08-2011 14:37
پاسخ به شبهات: شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها) monji_2008 پاسخ به شبهات دیگر ادیان و مذاهب 0 04-05-2011 11:52
اصحاب و ياران مهدي( عج) چه كساني هستند و چگونه به امام ملحق مي شوند؟ monji_2008 امام زمان عجل الله تعالی فرجه 2 11-02-2011 14:07
آه سحر hossein moradi امام زمان عجل الله تعالی فرجه 0 28-12-2010 09:20
معرفى شهداى نهضت حسينی محبّ الزهراء عاشورا خون خدا جاری در رگهای تنزیل[ویژه نامه محرم] 0 12-12-2010 00:25

TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/basijtvRSS Feed@basijtv

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 13:37 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1