شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

پایگاه بسیج خودجوش و مردمی تلگرام


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > اسلام > اهل بيت (عليهم السلام) > امام حسین‌ (ع) > عاشورا خون خدا جاری در رگهای تنزیل[ویژه نامه محرم]


عاشورا خون خدا جاری در رگهای تنزیل[ویژه نامه محرم] مطالب این بخش تنها با تایید مدیر این بخش مورد نمایش قرار می گیرد.

پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 16-12-2010, 22:51   #1
!Challenge Everything
 
mahdishata آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Feb 2010
محل سکونت: اخر الزمان
نوشته ها: 7,642
Thanks: 11,918
Thanked 16,253 Times in 5,726 Posts
پیش فرض علت لعن شمر و عمرسعد بعد از 1400 سال چیست؟

یكی از آموزه های قرآنی، اعلام لعن بر ظالمان است: «ألا لعنة الله علی الظالمین» (سوره ی هود، آیه 18 و سوره ی اعراف، آیه44) و محرم كه یادآور خاطره ی تلخ ظلم ها و ستم های یزیدیان بر اهل بیت رسول خداست، «فصل لعن بر ظالمان» است. لذا در زیارت عاشورای سیدالشهداء (ع)، بیش از هر زیارت و دعای دیگر، زائر حسینی، زبان به "لعن ظالم" می گشاید و پیوسته با ذكر ظالمان بر آن خاندان، بر آن تبهكاران، لعن و نفرین نثار می كند:

ـ «لعن الله امة اسّست اساس الظلم و الجور علیكم»
ـ «لعن الله امة دفعتكم عن مقامكم و ازالتكم عن مراتبكم»
ـ «لعن الله امة قتلتكم و لعن الله الممهّدین لهم بالتمكین من قتالكم»

غالباً تصور می شود كه پیامِ اینگونه مضامین در "لعن بر ظالمان"، اختصاص به همان اشخاصی دارد كه در "كربلا" دست به جنایت زدند و به گونه ای در ریختن خون فرزند پیامبر دخالت داشتند. بر اساس این تلقی، پیام زیارت عاشورا معطوف به "گذشته" است و زائر، خشم و نفرت خود را از یك "حادثه ی تاریخی" ابراز می دارد و این زیارت، او را به ظلم هایی كه ممكن است در عصر خود اتفاق بیفتد، "حساس" نكرده و او را از "زمان حال" به " زمان ماضی" منتقل می‌كند.




حضرت امام خمینی با این تلقی مخالف بود، و لعن بر قاتلان امام حسین (ع) و لعن بر بنی امیه را، سوژه ای برای لعن نسبت به "همه ی ظالمان" دانسته و معتقد بود كه این مضامین، زائر حسینی را در زیارت و در عزاداری از "زمان ماضی" به "زمان حال" می آورد. امام خمینی در وصیت نامه ی سیاسی ـ الهی خود فرموده اند:

« آنچه لعن و نفرین بر ستمگران آل البیت است، تمام فریاد قهرمانانه ی ملت هاست، بر سردمداران ستم پیشه در طول تاریخ الی الابد. و می دانید كه لعن ونفرین و فریاد از بیداد بنی امیه ـ لعنة الله علیهم ـ با آنكه آنان منقرض و به جهنم رهسپار شده اند، فریاد بر سر "ستمگران جهان" و زنده نگهداشتن این فریاد ستم شكن است.»( صحیفه امام، ج21، ص400)

با توجه به مقدمه ی فوق كه نتیجه ی آن لعن و نفرین بر "همه ی ظالمان" است، (چه اینكه جمع محلّی به الف و لام در "الظالمین" ـ ألا لعنة الله علی الظالمین ـ نیز افاده ی عموم و شمول لعن نسبت به "هر ستمگری" دارد) اینك نوبت به بررسی سؤال اصلی این مقاله می رسد كه: « گستره و شمول ظالم شامل چه كسانی می شود؟» مثلاً اگر ظلمی كه اتفاق افتاده است در مقیاس حداقلی، گرفتن یك پوست جو از دهان مورچه ای باشد. (نهج البلاغه، خطبه 224) و یا در مقیاس حداكثری قتل یك انسان بی گناه باشد، چه كسانی را می توان در وقوع آن ظلم دخیل دانسته و ظلم را به آنها "نسبت" داد؟

این مسأله در فقه، تحت عنوان "سبب" و "مباشر" مطرح شده و بر اساس مباحث دقیقی كه در تعریف هر كدام انجام گرفته، اجمالاً پذیرفته شده كه "جنایت"، فقط به "مباشر"، نسبت پیدا نمی كند، بلكه قلمرو این نسبت وسیع تر بوده و شامل "سبب" نیز می شود. و بر همین اساس، گاه سبب اقوای از مباشر شناخته شده و مجازات سنگین تری برای او مقرّر می گردد.
اینك با صرف نظر از آن مباحث فقهی، به تحلیل ملاك های "انتساب" یك عمل مجرمانه به افراد مختلف می پردازیم، تا روشن شود كه وقتی "یك ظلم" اتفاق می افتد، وِزر و وبال اخروی و مسئولیت دنیوی آن، شامل چه كسانی می شود و آن را به چه افرادی می توان نسبت داد:


1ـ انتساب ظلم به كسی، به ملاك آن كه ظلم از وی "بالمباشره"، صادر شده است. مثلاً كسی كه مرتكب قتل بی گناهی می شود، "ظالم" است. وقتی شخصی با اراده و اختیار خود، مرتكب فعلی می شود، انتساب آن فعل به وی قطعی و مسلّم است.


2ـ انتساب ظلم به كسی، به ملاك آن كه ظلم را "به واسطه ایادیِ" خود مرتكب شده است، كسانی كه كاملاً تحت اراده ی او بوده و از خود اختیاری ندارند. در فقه در این باره به "بردگان" مثال زده می شود كه "كالآلة" در دست مولی و مالك خود قرار داشته و مولی، اهداف خود را به "وسیله" آنها انجام می دهد و به تعبیر امیرالمؤمنین(علیه السّلام) : «و هل عبد الرجل الّا كسوطه و كسیفه»(الكافی، ج7، ص285). در این صورت آن شخص غالب و مقتدر، ظالم است، هر چند مباشرت در انجام فعل نداشته باشد.


3ـ انتساب ظلم به كسی، به ملاك آن كه به ظلم "فرمان" داده است. امر و فرمان به یك عمل، هر چند شخص مأمور را مسلوب الاختیار نمی سازد و نافی مسئولیت از او نیست، ولی آمر و فرمانده نیز به دلیل آنكه وقوع ظلم در نهایت به "دستور" او اتفاق افتاده، "ظالم" است. البته معمولاً "مأموران ضعیف"، آلت دست "آمران قوی" هستند و پس از آنكه " امتثال امر" كردند، خود قربانی می شوند. مثلا "سیرافی" در مدینه مسئولیت پلیس را بر عهده داشت و منصوب از طرف حاكم ـ داود بن علی ـ بود و اقدام به قتل یكی از شیعیان به نام معلّی بن خنیس كرد، و وقتی حاكم با اعتراض امام صادق مواجه شد، قتل را به گردن سیرافی انداخت و در زمانی كه او را برای قصاص به پای چوبه دار می‌بردند فریاد می زد كه : «ای مسلمانان، ما "به دستور" آنها آدم كشی می كنیم، و سپس خودمان را هم می‌كشند» : «یأمرونی بقتل الناس فأقتلهم لهم ثم یقتلونی». (اختیار معرفة الرجال، ج2، ص677)


4ـ انتساب ظلم به كسی، به ملاك آن كه "زمینه ی وقوع ظلم" را فراهم می كند، مثل كسی كه با "تشویق" و تمجید خود، دیگری را تحریك به عمل می كند، و یا كسی كه با "سعایت كردن"، زمینه ی قتل دیگری را فراهم می‌آورد. از این رو در برخی روایات، "ساعی"، "قاتل" معرفی شده است(وسائل الشیعه، ج16، ص140)، هر چند "ساعی"، نه خود مرتكب قتل شده، و نه به قتل دیگری امر كرده است. از همین جهت است كه در قیامت برخی "افراد" در حالی محشور می‌شوند كه یك ظرف از خون مظلوم، به عنوان سند جرم به همراهشان می‌باشد، آنها می‌گویند: ما نه كسی را كشته ایم و نه در قتل كسی مشاركت داشته ایم! ولی پاسخ داده می شود كه شما با برخی جملات خود كه به گوش دیگران رسید زمینه ی قتل او را فراهم كردید: «ان الرجل لیأتی یوم القیامه و معه قدر محجمة من دم، فیقول: و الله ما قتلت و لا شركت فی دم، فیقال: بلی ذكرت عبدی فلاناً فترقی ذلك حتی قتل فأصابك من دمه». (الكافی، ج7، ص273)


5ـ انتساب ظلم به كسی، به ملاك آن كه " رضایت به وقوع ظلم" داشته است، چنین فردی حتی اگر هیچ گونه اقدام یا اظهاری هم نداشته باشد، ولی به دلیل آنكه در قلب خود، از وقوع ظلم احساس خوشحالی و رضایتمندی دارد و در دل خویش، ظالم را همراهی و حمایت می كند، ظالم است. هر چند كه در دنیا، مسئولیت كیفری برای او وجود ندارد. عبدالسلام بن صالح هروی از امام رضا(علیه السّلام) نقل می كند كه حضرت فرمود:

«اگر بی گناهی در مشرق كشته شود، كسی كه در مغرب به قتل او راضی است، در نزد خدا شریك قاتل است» : «لو أنّ رجلاً قتل بالمشرق فرضی بقتله رجل بالمغرب لكان الراضی عند الله عزو جل شریك القاتل».(عیون الاخبار الرضا، ج1، ص273)

و امیر المؤمنین (ع) فرمود:

«كسی كه ظلم می كند، و كسی كه با او همكاری دارد و كسی كه بدان رضایت دارد، "هرسه" شریكند»: «العامل بالظلم و الراضی به و المعین علیه شركاء ثلاثه».(الخصال، ص107)


6ـ انتساب ظلم به كسی، به ملاك آنكه ظالم و قاتل را تحت حمایت خود قرار می دهد و نمی گذارد ظلم ها و جنایت های او افشا شده و آبروی ظالم در میان مردم بریزد، و یا مانع به مجازات رسیدن او می شود.


7ـ انتساب ظلم به كسی، به ملاك آن كه با علم به وقوع ظلم، "سكوت" نموده و حاضر نیست، ظالم را محكوم كند. در سوره ی آل عمران، آیه 183، نسبت "قتل انبیاء" به كسانی داده شده است كه دخالتی در وقوع قتل نداشتند ولی مورد اعتراض قرار گرفتند كه: «فَلِمَ قتلتموهم؟»، حضرت صادق(علیه الّسلام) فرمودند:

«این نسبت به دلیل آن بود كه حاضر نشدند قتل انبیاء را محكوم نموده و از آن اعلام برائت كنند، و لذا آنها هم "قاتل" دانسته شدند» : «انما قیل لهم: ابرأوا من قتلهم، فأبوا.» (تفسیر عیاشی، ج1، ص209)


8ـ انتساب ظلم به كسی، به ملاك آن كه عضو یك گروه و یك تشكیلات است، و " ظلم" توسط برخی اعضاء آن گروه اتفاق افتاده، بدون آنكه اعضای دیگر به مخالفت برخیزند. در این صورت ظلم به همه اعضای آن گروه، انتساب پیدا می كند، و گاه ممكن است همه ی آنان استحقاق شدیدترین مجازات را داشته باشند، سخن امیرالمؤمنین درباره ی اصحاب جمل، كه عده‌ای از یاران حضرت را در بصره به قتل رساندند، جداً شگفت آور است. حضرت فرمود :

«برای من كشتن" همه ی" اصحاب جمل جایز است، هر چند همه ی آنها در قتل بیگناهان دخالتی نداشتند، زیرا عده ای از آنان قاتل بودند، و عده ای دیگر از آن سپاه، نظاره گر ظلم و جنایت یاران خود بودند، ولی نه اعتراضی كردند و نه دست به اقدامی برای "عدم وقوع ظلم" زدند» : «فوالله لو لم یصیبوا من المسلمین الّا رجلاً واحداً معتمدین لقتله بلاجرم، لحلّ لی قتل ذلك الجیش كلّه اذ حضروه و لم ینكروا و لم یدفعوا عنه بلسان و لا ید.»(نهج البلاغه، خطبه172)


9ـ انتساب ظلم به كسی، به ملاك آن كه ظلم توسط " كسانی كه تحت مسئولیت" او و در تشكیلات زیر نظر او قرار دارند، اتفاق می افتد. او حتی اگر از وقوع ظلم بی اطلاع باشد، ولی وقتی می تواند از قبل، وقوع ظلم را پیش بینی نموده و از تعدّی مأموران خود پیشگیری كند، اگر اقدام لازم را انجام نمی دهد و زمینه ی وقوع ظلم فراهم می‌شود، ظلم به او انتساب دارد، مثل رئیس یك تشكیلات كه در اثر اهمال كاری او مأمورانش بر مردم تعدّی می كنند و او با عذر "بی اطلاعی" خود را تبرئه می كند!


10ـ انتساب ظلم به كسی، به ملاك آنكه ظلم در "حوزه مسئولیت" او اتفاق می افتد و او از قدرت خود برای جلوگیری از ظلم و برخورد با ظالم استفاده نمی كند، هر چند شخص ظالمِ مباشر، هیچ نسبت و ارتباط تشكیلاتی با او ندارد، مثل كسی كه مسئولیت تأمین امنیت یك شخصیت یا یك مكان را برعهده دارد، ولی به دلیل آنكه همه ی ظرفیت و توان خود را برای انجام وظیفه به كار نمی گیرد، جنایتی توسط افراد شرور اتفاق می افتد. در این صورت جنایت به آن مقام مسئول نیز انتساب پیدا می كند و حتی موجب مسئولیت كیفری نیز می باشد.


البته علاوه بر موارد فوق، می توان موارد دیگری از "انتساب ظلم" را تقریر و تبیین نمود، ولی این مقاله در مقام استقصاء همه ی موارد نبوده و تنها به این نكته توجه می دهد كه در "انتساب ظلم" نباید نگاه را به عوامل روی صحنه محدود كرد و از عوامل تأثیر گذاری كه با تشویق، اهمال یا سكوتشان زمینه ی وقوع ظلم را فراهم می آورند، غافل شد.


پیام زیارت سید الشهداء (ع) آن است كه در لعن و نفرین، به لایه های آشكار و عوامل مستقیم ظلم، بسنده نكرده و عوامل غیر مستقیم را كه در وقوع این جنایت بزرگ نقش مهم تری داشتند، از یاد نبرید:

ـ آنها كه پایه های ظلم را بنا می گذارند: «لعن الله امة اسست اساس الظلم و الجور علیكم اهل البیت».
ـ آنها كه مقدمات جنایت قاتلان را فراهم می آورند: «و لعن الله الممهدین لهم بالتمكین من قتالكم».
ـ آنها كه خود را مهیّای ظلم می كنند: «لعن الله امة اسرجت و الجمت و تنقبت لقتالك».
ـ آنها كه ظلم را می شنوند و نسبت به آن راضی اند: «و لعن الله امة سمعت بذلك فرضیت به».
ـ آنها كه با ظالم هم پیمان و همراه می شوند: «لعن الله العصابة التی جاهدت الحسین و شایعت و بایعت و تابعت علی قتله، اللهم العنهم جمیعاً».

ayandenews.com
mahdishata آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 4 Users Say Thank You to mahdishata For This Useful Post:
قدیمی 13-09-2018, 16:41   #2
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
خادم الزینب آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Oct 2010
محل سکونت: مازندران
نوشته ها: 13,462
Thanks: 7,299
Thanked 27,117 Times in 7,238 Posts
پیش فرض علت این همه لعن در زیارت عاشورا چیست؟

علت این همه لعن در زیارت عاشورا چیست؟


یکی از مهمترین قسمت های زیارت عاشورا لعن بر دشمنان اهل بیت است. در مجموع در این زیارت بیست و دو لعن وجود دارد که عده ای بر این زیارت خرده می گیرند که چرا در این زیارت این قدر لعن وجود دارد و این شبهه را طرح و روی آن جار و جنجال به راه انداخته اند که:«مگر لعن کردن بد نیست،
پس چرا در زیارت عاشورا این همه لعن وجود دارد؟
»

در پاسخ به این شبهه باید به سه نکته‌ی بسیار مهمی که در ذیل به صورت خلاصه اشاره می‌گردد، توجه شود:

نکته‌ اول :


چه کسی گفته که مطلق لعن کردن بد است؟! این انحراف را دشمنان اسلام شایع کردند تا کسی با لعن کردن دشمنان خدا، رسول (ص)، اهل بیت (ع) و اسلام و مسلمین، بغض آنها را در دل و کلام نپروراند، علیه ظالمین روشنگری صورت نپذیرد و لعن معاویه و یزید دیروز به «مرگ بر آمریکا، انگلیس و اسرائیل امروز نینجامد»، تا آنها بتوانند راحت‌تر به ظلم و جنایات خود ادامه دهند.

خداوند متعال خود در قرآن کریم نه تنها کفار، منافقین و حتی دروغ‌گویان [کاذبین] را لعن کرده است، بلکه به لعن از طرف انبیای الهی نیز تصریح نموده است، به ویژه لعن کفار بنی‌اسرائیل:

خداوند در سوره مائده می فرماید:«لُعِنَ الَّذینَ کَفَرُوا مِنْ بَنی‏ إِسْرائیلَ عَلى‏ لِسانِ داوُدَ وَ عیسَى ابْنِ مَرْیَمَ ذلِکَ بِما عَصَوْا وَ کانُوا یَعْتَدُونَ» (۱)از بنى اسرائیل آنان که کافر شدند بزبان داود و عیسى بن مریم لعنت و نفرین شدند. و این براى همان عصیانى بود که ورزیدند و اصولا مردمى تجاوز پیشه بودند.

خداوند متعال حتی راجع به کسانی که پس از ایمان کافر می‌شوند،به لعنت خدا، ملائک و همه‌ی انسان‌ها اشاره می‌نماید و این لعنت را جزای آنها می‌شمارد – یعنی می‌فرماید نه تنها مردم آنها را لعنت می‌کنند، بلکه این دعای آنها مستجاب است و به عذابشان افزوده می‌گردد:

در جای دیگر می فرماید:«أُوْلَئکَ جَزَاؤُهُمْ أَنَّ عَلَیْهِمْ لَعْنَةَ اللَّهِ وَ الْمَلَئکَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِینَ» (۲) آنها جز ایشان است که نفرین خدا و فرشتگان و مردم، همه، بر آنها باشد.




از این آیه ضمن این که جواز لعن فهمیده می شود ؛ واجب بودن آن نیز استنباط می گردد. جواز لعن از جمله «الناس اجمعین» فهمیده می شود که خداوند به همه مردم این اجازه را داده تا چنین افرادی را لعن کنند. واجب بودن آن نیز از مجازاتی که خداوند برای آنان تعیین فرموده اسنتنباط می شود که علاوه بر خداوند , ملائکه و مردم هم باید آنان را لعن کنند.

خداوند در رابطه با کسانی که باعث اذیت و آزار پیامبر(ص) می شوند در سوره احزاب می فرماید" إِنَّ الَّذِینَ یُؤْذُونَ اللهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللهُ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهِیناً (۳)آنها کسانی که خدا و رسولش را آزار می دهند خداوند آنان را در دنیا و آخرت لعنت می کند و عذاب خوار کننده ای را برای انان آماده کرده است .

آیه به طور مطلق می فرمایید هرکسی و در هرمقامی اگر خدا و رسولش را آزار دهد مستوجب لعن است.

بنابراین لعن بر برخی گروه ها از نظر قرآن کریم امری کاملاً جائز بلکه در برخی موارد واجب نیز می باشد.

طبق نقل منابع روایی پیامبر اکرم(ص) نیز فرمود: هر کس اهل بیت مرا اذیت کند، مرا اذیت کرده است.(۴) بنابراین، هر کس اهل بیت را نیز اذیت کند، پیامبر را اذیت کرده و ملعون دنیا و آخرت، از سوی خداوند می باشد و ما مسلمانان نیز به تبعیت از خدای متعال، دشمنان خدا و پیامبر او را لعن می کنیم.

نکته‌ی دوم :

لعنت، فحش یا ناسزا نیست.لعن، در لغت به معنای راندن و دور کردن است؛ وقتی از ناحیه خداوند باشد به معنای عقوبت و عذاب أخروی است. بدیهی است که آدمیان را می‌توان از این لحاظ به دو دسته تقسیم نمود: یا در ظل رحمت الهی قرار دارند و یا دور شده از رحمت و «ملعون» هستند. و مهم است که انسان بداند چه کسانی با چه ویژگی‌های در ظل رحمت هستند و چه کسانی ملعون؟ تا نسبت به هر ظالمی نگویند: از کجا معلوم، شاید او هم به بهشت رود؟

نکته‌ی سوم :

زیارت عاشورا، صرفاً زیارت امام حسین علیه‌السلام نیست، بلکه زیارت و حضور و در محضر ایشان در روز عاشورا و صحنه‌ی کربلا است. فرق دارد که مسلمان در حال آرامش و در مکه و مدینه و … خدمت امامی برسد یا در میدان جنگ. زیارت عاشورا، زیارت امام در میدان جنگ است.

بدیهی است وقتی مسلمان در میدان جنگ در محضر امام (ع) قرار می‌گیرد، باید سریع جهت خود را مشخص و اعلام مواضع کند و بیان دارد که بر مبنای چه شناخت و اعتقادی، در کدام جبهه قرار دارد؟ لذا اگر دقت کنیم، متوجه می‌شویم که زیارت عاشورا، سراسر اعلام مواضع خودمان به حضرت امام (ع) است. می‌گوییم: «انی اتقرب» یا «لعنة الله منی» و … .

در این زیارت دوست شناسی و دشمن‌سناسی «تولی و تبری» خودمان را به حضرت امام (ع) اعلام می‌داریم و بیان می‌نماییم که چه کسانی را در «ظل رحمت الهی»، یعنی هدایت شده و هدایت کننده – و چه کسانی را دور از رحمت، یعنی منحرف و منحرف کننده «ملعون» می‌شناسیم.

لذا پس از سلام و جمیع سلام‌ها تا ابد، به آن حضرت عرض می‌کنیم:

«فَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسَّسَتْ اَساسَ الظُّلْمِ وَالْجَوْرِ عَلَیْکُمْ اَهْلَ الْبَیْتِ وَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً دَفَعَتْکُمْ عَنْ مَقامِکُمْ وَاَزالَتْکُمْ عَنْ مَراتِبِکُمُ الَّتى رَتَّبَکُمُ اللَّهُ فیها وَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً قَتَلَتْکُمْ وَلَعَنَ اللَّهُ الْمُمَهِّدینَ لَهُمْ بِالتَّمْکینِ مِنْ قِتالِکُمْ …».

یعنی اذعان می‌کنیم که ما نه تنها در دوست شناسی و دشمن‌شناس ظاهر‌نگر و احساساتی و دمدمی و اسیر موج، جوّ و شایعات نیستیم، بلکه کاملاً با بصیرت امور را تعقیب می‌کنیم. لذا ابتدا نه یزید و شمر، بلکه بنیانگذاران جریان انحرافی و پایه‌گذاران ظلم را لعنت می‌کنیم. و ظلم را نیز صرفاً در کشتن، ترور یا قتل عام نمی‌بینیم، بلکه می‌گوییم: ظلم بزرگ‌تر دور کردن شما از مقام و رتبه‌ای [خلافت و حکومت] است که خدا آن را برای شما قرار داده است و نه برای جهال و ظالمین. و در درجه‌ی آخر لعنت می‌کنیم [دور از رحمت می‌شناسیم] کسانی را اقدام به جنگ کردند. و نه تنها آنان را، بلکه هر کس یا جریانی که به آنان کمک کرده است. و اعلام برائت از آنان می‌کنیم و با بیان «الی یوم القیامة» اذعان می‌کنیم که این موضع‌گیری، فقط مخصوص یک حادثه در یک برهه از تاریخ نیست، بلکه همیشگی است.

پی نوشتها:
(۱). المائده، ۷۸.
(۲). آل عمران، ۸۷.
(۳). احزاب،۵۷.
(۴). بحار الانوار، ج ۵، ص ۶۹؛ ج ۴۳، ص ۲۳.

soalcity.ir

امضای خادم الزینب
بكوش عظمت در نگاه تو باشد نه به آنچه مي نگري...


چیزی و نفهمیدی منکرش نباش...
خادم الزینب آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان


برچسب ها
لعن, نیست؟, و, از, بعد, سال, شمر, علت, عمرسعد


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
این عکس چیست؟ paradise گالری عکس موضوعی 2 16-11-2010 13:05
مشکل تعارض ثروت و معنویت چیست؟ محبّ الزهراء اخلاق 0 04-11-2010 14:58
ریزش مو چیست؟ vorojax پوست و مو 0 29-10-2010 22:11
فشار قبر چیست؟ monji_2008 معادشناسی 3 16-10-2010 14:58
تقوا چیست؟ safaeei پرسش‎ و‎ پاسخ‎ 4 22-05-2009 13:10

TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/nooreasemanRSS Feed@nooreaseman_com

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 02:15 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1