شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

فروشگاه طب اسلامی ، سنتی ، موادآرایشی ، بهداشتی و پوستی ارگانیک اسرار الشفاء


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > متفرقه > متفرقه > طنز


پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 13-09-2009, 13:36   #1
کاربر ممتاز
 
Seyedmahdi آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
نوشته ها: 630
Thanks: 31
Thanked 255 Times in 117 Posts
پیش فرض لطیفه

[align=center][/align]


[align=center]دوستان اگر لطیفه ای به ذهن دارن در این تاپیک قرار بدهند و از پست های خارج از موضوع جدا خودداری کنند.

و چنانچه قصد ابراز احساسات نسبت به لطیفه ای دارن فقط به شرط قرار دادن یک لطیفه مجاز به ارسال هستند.
[/align]


[align=center][/align]


[align=center]لطیفه 1

شباهت آقايون با آگهي بازرگاني چيست؟ شما نمي توانيد يک کلمه از حرف هاي آنها را باور کنيد و هيچ چيزي براي زماني بيش از 60 ثانيه دوام نمي آورد
[/align]


[align=center][/align]
Seyedmahdi آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
قدیمی 13-09-2009, 14:37   #2
کاربر ممتاز
 
Ali TiTan آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
نوشته ها: 428
Thanks: 3
Thanked 70 Times in 40 Posts
پیش فرض RE: لطیفه

[size=medium][align=center]شيره‌ايه مي‌ميره، مي‌برنش بهشت. دو سه روز مي‌گذره، ‌يك روز ميان ازش مي‌پرسند كه همه چي ميزون هست يا نه، ميگه: والله همه چيز عاليه، فقط يوخده سـوز مياد! مي‌برنش دم مرز جهنم كه يخورده گرماي جهنم بخوره بهش، بلكن گرم شه. دوباره بعد از چند روز ميان مي‌پرسند: خوب اوضاع چطوره؟ ميگه: والله همه‌چي خوبه، ولي هنوز يوخده سـوز مياد،ميگن بابا تو اصلاً لياقت بهشت رو نداري، ميندازنش تو جهنم! بعد از چند روز ميان، مي‌پرسند: خوب بالاخره گرم شدي؟ ميگه: والله اينجا بهتره، ولي هنوزهم يوخده سـوز مياد،شاكي مي‌شن ميندازنش طبقه هفتم جهنم، تو مركز آتيش. چند روز مي‌گذره، ‌ميان بهش سر بزنن ببينيند اوضاع احوالش چطوره. تا درو باز مي‌كنند، يارو داد ميزنه: ‌داداش اون درو ببند،‌ســوز مياد،‌تازه اينجا هوا گرم شده بود!![/align][/size]
Ali TiTan آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
قدیمی 13-09-2009, 14:48   #3
حرفه ای
 
ali20 آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
محل سکونت: لطفا پارک نفرمایید.!!!!
نوشته ها: 435
Thanks: 286
Thanked 707 Times in 257 Posts
پیش فرض RE: لطیفه

فردی ماشینش پنچر میشه و اقدام به پمب زدن از طریق اگزوز می کنه. در همین لحظه شخصی آن را مسخره می کند و می گوید چقدر سطح فکری پایینی دارید!!همه ی بادها از طریق پنجره ی ماشین به بیرون میرود!!! شیشه را بالا بکشید!!
ali20 آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 3 Users Say Thank You to ali20 For This Useful Post:
قدیمی 13-09-2009, 22:48   #4
کاربر ممتاز
 
Seyedmahdi آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
نوشته ها: 630
Thanks: 31
Thanked 255 Times in 117 Posts
پیش فرض لطیفه 4

[align=center]به يارو ميگن برو اين اتوبوس را پارك كن.مي ره صندلي هاشو در ميآره جاشون درخت ميكاره.


[/align]

[align=center]چون علی آقا به تذکر پست اول عمل نکردند اسپمشون پاک شد [/align]

[align=center]در ضمن اگه دوستان یه تشکر هم به لطیفه ای دیگران بکنن به جایی ضرر نمیزنه[/align]
Seyedmahdi آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
قدیمی 15-09-2009, 20:57   #5
اخراج شده
 
KARAVAN آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Feb 2009
نوشته ها: 186
Thanks: 0
Thanked 47 Times in 28 Posts
پیش فرض RE: لطیفه

[size=large]غضنفر ماه رمضون میره خونه دوستش می خوابه دوستش بهش میگه سحر صدات كنم؟؟ تركه می گه نه همون غضنفر صدام كنی بهتره[/size]
KARAVAN آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
قدیمی 17-09-2009, 16:35   #6
کاربر حرفه ای
 
کاظم سبزواری آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
نوشته ها: 1,040
Thanks: 26
Thanked 554 Times in 271 Posts
پیش فرض RE: لطیفه

یه نفر میره ماشین بیمه کنه, یارو بهش میگه: خدا کنه هیچ وقت از این بیمه استفاده نکنی
آقاهه میگه: ایشاالله تو هم از این پول خیر نبینی
کاظم سبزواری آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 10 Users Say Thank You to کاظم سبزواری For This Useful Post:
قدیمی 18-09-2009, 12:25   #7
کاربر ممتاز
 
Seyedmahdi آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
نوشته ها: 630
Thanks: 31
Thanked 255 Times in 117 Posts
پیش فرض لطیفه

[align=center]يك قاضي درباره ازدواج چنين نظريه‌اي دارد: ازدواج سه دوره دارد. در دوره اول مرد حرف مي‌زند و زن گوش مي‌كند. در دوره دوم زن حرف مي‌زند و مرد گوش مي‌كند. و در دوره سوم هر دو باهم حرف مي‌زنند و قاضي گوش مي‌كند![/align]


خوش به حال زن و مردهایی که هر کدوم حرف میزنن دیگری گوش میکنه ، تا آخر عمر ، البته هر کدوم ، یکی از گوشاشون دره یکی دیگه دروازه.

Seyedmahdi آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
قدیمی 18-11-2009, 22:07   #8
همکار انجمن
 
safaeei آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Apr 2009
محل سکونت: پيش خدا
نوشته ها: 3,354
Thanks: 1,819
Thanked 5,121 Times in 2,001 Posts
پیش فرض RE: لطیفه

سفير آمريکا مي‌خواسته حال بنده خدا رو بگيره. مي‌برتش آمريکا و بهش ميگه: زمين رو بکن. بعد از ده متر کندن ميرسن به يه سيم قديمي، آمريکائيه ميگه: اين يعني ما صد سال پيش تلفن داشتيم! بنده خدا خيلي بهش بر مي‌خوره، يارو و مي‌بره شهرشون و يه بيل بهش ميده و ميگه: زمين رو بکن، آمريکائيه 25 متر زمين رو مي‌کنه ولي به هيچي نمي‌رسه! خسته و عرق ريزان به بنده خدا ميگه: اين يعني چي؟ بنده خدا ميگه: اين يعني ما صد سال پيش موبايل داشتيم!
safaeei آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
قدیمی 03-12-2009, 16:50   #9
کاربر حرفه ای
 
SuNny آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
محل سکونت: Isfahan
نوشته ها: 848
Thanks: 202
Thanked 541 Times in 254 Posts
پیش فرض RE: لطیفه

دختر کوچکى با معلمش درباره نهنگ‌ها بحث مى‌کرد.

معلم گفت: از نظر فيزيکى غير ممکن است که نهنگ بتواند يک آدم را ببلعد
زيرا با وجودى پستاندار عظيم‌الجثه‌اى است امّا حلق بسيار کوچکى دارد.

دختر پرسيد: پس چطور حضرت يونس به وسيله يک نهنگ بلعيده شد؟

معلم که عصبانى شده بود تکرار کرد که نهنگ نمى‌تواند آدم را ببلعد. اين
از نظر فيزيکى غيرممکن است.

دخترک گفت: وقتى به بهشت رفتم از حضرت يونس مى‌پرسم.

معلم گفت: اگر حضرت يونس به جهنم رفته بود چى؟

دختر کوچک گفت: اونوقت شما ازش بپرسيد.
SuNny آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
قدیمی 03-12-2009, 16:50   #10
کاربر حرفه ای
 
SuNny آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
محل سکونت: Isfahan
نوشته ها: 848
Thanks: 202
Thanked 541 Times in 254 Posts
پیش فرض RE: لطیفه

معلم داشت جريان خون در بدن را به بچه‌ها درس مى‌داد. براى اين که موضوع
براى بچه‌ها روشن‌تر شود گفت: بچه‌ها! اگر من روى سرم بايستم، همان طور
که مى‌دانيد خون در سرم جمع مى‌شود و صورتم قرمز مى‌شود.

بچه‌ها گفتند: بله.

معلم ادامه داد: پس چرا الآن که ايستاده‌ام خون در پاهايم جمع نمى‌شود؟

يکى از بچه‌ها گفت: براى اين که پاهاتون خالى نيست.
SuNny آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
The Following 9 Users Say Thank You to SuNny For This Useful Post:
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان


برچسب ها
sms, لطیفه, گفت مردی به همسرش, پیامک, الاغ, اس ام اس, جک, جک ایرانی, جک خارجی, سایه, سایه الاغ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده
محب المهدي (عج)

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/basijtvRSS Feed@basijtv

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 20:45 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1