شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

فروشگاه طب اسلامی ، سنتی ، موادآرایشی ، بهداشتی و پوستی ارگانیک اسرار الشفاء


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > اسلام > ادیان ، مذاهب و فرق دیگر > جريان هاي نوظهور و روشن فکری دینی


پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 02-10-2010, 00:19   #1
مدیرکل بازنشسته
 
hossein moradi آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2010
محل سکونت: شهر ری
نوشته ها: 4,055
Thanks: 1,255
Thanked 3,836 Times in 1,443 Posts
پیش فرض نقش امام صادق عليه السلام در رد جريانات تصوف

اين مقاله به تحليل درباره عدم بازتاب و درخشش فعاليت‎هاي سياسي امام صادق عليه السلام اختصاص دارد.
در اين مقاله از پردازش مکتب فقهي و ديني و نيز علمي امام صرف نظر کرده‎ايم. بسيار مشهور است مکتب جعفري در زمينه فقهي و ديني آموزه‎هاي ارزنده‎اي دارد؛ از اين شمار حديث، تفسير، تجويد، کلام و مناظرات، از جمله «توحيد مفضل» است، در زمانه‎اي که برخورد انديشه‎ها نام داشت، چنانکه تمامي فرقه‎هاي مذهبي، بهره‎مند از دانش و عقيده جعفري بودند. سران اين فرقه‎ها از جمله ابوحنيفه، خود را وامدار عقيدتي امام دانسته، او را ايدئولوگ خويش مي‎دانند و گفته است: «لولا السنتان لهلک نعمان؛ اگر دو سال تلمذ نزد صادق آل محمد نبود، نعمان [ابوحنيفه] هلاک مي‎شد.»
از اين رو در اين جستار درباره اين مساله بحث مي‎شود که آيا به راستي امام موسس صوفيه آن گونه که بسياري از انديشوران عرب و شرق‎شناسان باور دارند، به شمار مي‎آيد؟ نيز آموزه‎هاي علمي (شيعي و طبيعي) و فقه پوياي جعفري قابل انکار نيست؛ اما باز در اين مقال بدان نمي‎پردازيم. ما در بخش دوم گفتار در پي پاسخ بدين پرسش هستيم که چرا امام دست به قيامي سياسي نزد؟ يا زد، اما بازتاب ندارد و تحت الشعاع انقلاب فرهنگي امام قرار گرفته است؟ چرا امام پيشنهاد سران قيام عباسي را نپذيرفت؟ آيا توده مردم آمادگي قيام نداشتند؟ آيا قيام عباسيان براي خدا نبود؟
و پاسخ خواهيم گرفت: توده، آگاهي و آمادگي نداشت؛ چنانکه امام به ابومسلم خراساني گفت: «ما انت من رجالي و لا الزمان زماني؛ نه تو پيرو مني و نه زمانه با من همراه است!»
نيز امام مي‎دانست قيام عباسيان براي خدا نبوده بلکه اينان در پي قبضه قدرت بودند و پس از آن که بر مسند حکومت تکيه زدند، دست از شعارهاي مذهبي و ارزشي خود شستند و مردم ارزش‎مداري را که به اينان دل بسته بودند، از خود رانده و رنجاندند.



موسس صوفيه
طريقه صوفي‎گري با روش سياست مبارزه جداست که در طول تاريخ اسلام به جز در مواردي خاص و زمان‎هايي اندک با هم نبوده‎اند. تصوف ديني و سياست منفي فقط در يک جهت از ابتدا با هم بوده‎اند و آن موضعي است که در برابر حاکمان و زمامداران داشته‎اند، زيرا عامل پيدايش صوفي‎گري و سياست منفي يکي بوده، بريدن و قطع رابطه با حاکمان خودکامه؛ حاکماني که دين را در خدمت حکومت مي‎خواستند و از اهداف حکومت اسلامي و گسترش عدالت و ايجاد برابري و تشکيل جامعه شايسته اسلامي به دور بودند. اگر سياست منفي همان است که اختلافات سياسي به شيعه تحميل کرده، تصوف هم محصول همين مسائل سياسي است؛ زيرا برخي از علما و زهاد اين راه را انتخاب کردند تا گرفتار بي‎حرمتي‎هايي نشوند که درباريان نسبت به دين و احکام ديني روا مي‎داشتند. ابوحامد غزالي مي‎گويد: «زماني که عهد خلفاي راشدين به پايان رسيد، خلافت به دست نااهلاني افتاد که دانش فتوا و حکم نداشتند، از اين رو از فقها ياري خواستند و آنان را همواره با خود همراه مي‎داشتند. ولي بودند عالماني که سالم باقي ماندند و از دين صافي و ناب دست برنداشتند و هر گاه حکومت آنان را فرا مي‎خواند فرار مي‎کردند و از دربار دوري مي‎جستند.» از همين رو برخي پژوهشگران گفته‎اند: «تصوف يک انقلاب روحي در اسلام بوده؛ زيرا داراي نيرويي است که سياست حاکم و پديده دنياطلبي و افزون‎خواهي را رد مي‎کند؛ پديده‎اي که اولين بار نزد حاکمان، اميران و درباريان سر برآورد.» اين وجه اشتراک اساسي ميان تصوف و تشيع، بسياري از پژوهشگران را وادار کرده به دنبال وجه اشتراک‎هاي ديگري باشند و به کشف نقاط اثرگذار و اثرپذير هر يک از دو ديدگاه بر ديگري بپردازند. پژوهشگري مي‎گويد: به طور طبيعي بايد تشيع و تصوف خيلي به هم نزديک باشند. وي که با ديدي بسيار منفي به مساله پرداخته چنين تعبير مي‎کند که وجه اشتراک هر دو طريقه، شکستي است که در زمينه سياست و در زندگي خورده‎اند. اشتراک در شکست، مکاتب و انسان‎ها را به هم نزديک مي‎کند. اما در اين وجه اشتراک يک اختلاف ذاتي است . سياستي که در ارکان تشيع وجود دارد شکل ايجابي و مثبت دارد. تشيع، سياستي را برگزيده که در بطن خود مبارزه و براندازي دارد. برخلاف تصوف که پايه آن بر سياستي است که فرد را از جامعه دور مي‎کند و هيچ دري را براي بازگشت به زندگي سياسي روي او باز نمي‎گذارد. البته برنامه‎هاي اصلاحي و سياسي که اخيرا به ويژه در قرن چهاردهم هجري، برخي از سران صوفيه به آن پرداخته‎اند، يک تغيير ساختار در متن تصوف است که آن را به سياست تشيع نزديک مي‎کند و اين بدان معناست که يک جدايي جاودانه و هميشگي بر اين دو طريقه حاکم نيست، هر چند داراي اختلاف اصولي هستند و گرچه تصوف از اهل سنت برخاسته باشد، بلکه در عين حال که اختلاف اصولي و اساسي ميان تصوف و تشيع باقي است، تصوف دريچه‎هايي را بر تشيع گشوده است و روش‎هاي نويي در انديشه و زندگي به بسياري از دانشمندان و فلاسفه شيعه آموخته است. شايد بدين دليل باشد که تصوف با فلسفه درآميخته، فلسفه‎اي که بسياري از بزرگان شيعه به عمق آن قدم گذاشته‎اند و در اين راه با رضايت خاطر و بدون هيچ کراهتي خود را شاگرد صوفي مسلک‎هاي بزرگي مانند: ابن عربي و سهروردي و ديگران يافته‎اند.


امام صادق عليه السلام و تصوف
آيا آن گونه که برخي مي‎پندارند، امام صادق عليه السلام، موسس اصول و آموزه‎هاي تصوف است؟
در زير به گزارش‎هايي برخواهيم خورد که به چنين پنداشتي دامن مي‎زند؛ اما به آساني مي‎توان به ديدگاه مخالف امام صادق عليه السلام با صوفيان و اشکالاتي که به اينان وارد دانسته است دست يافت. اين موضوع از گفتگوهاي مشهوري به دست مي‎آيد که ميان آنان با امام صورت گرفته است. معروف‎ترين داستان، ملاقات سفيان ثوري با امام است. وي بر حضرت وارد شد و نزد او نشست و با کمال تعجب و خيره خيره به حضرت که لباس سپيد و زيبايي بر تن داشت نگريست. امام به او گفت: ثوري! چه شده که اين گونه به ما نگاه مي‎کني؟! شايد از آنچه مي‎بيني شگفت‎زده شده‎اي؟
سفيان گفت: اي فرزند رسول خدا! اين لباس، برازنده شما نيست! اين لباس پدران شما نيست!
امام گفت: «آن زمان، زمان نداري بود و به همان صورت عمل مي‎کردند، اما اينک همه چيز فراوان است.» سپس امام آستين خود را بالا زد و «ثوري» ديد زير لباس امام، پشمينه‎اي است که دامن و آستين کوتاه‎تري از لباس رو دارد. امام فرمود: «اي ثوري! ما اين پشمينه را براي خدا و آن لباس سپيد را براي شما (مردم) پوشيده‎ايم. آنچه براي خداست پوشانده‎ايم و آنچه براي شماست آشکار ساخته‎ايم.»
اين ديدگاه با ديدگاه صوفيان فرق دارد و ديدگاهي است برخاسته از کتاب و سنت که به وسعت کرانه‎ها گسترده است. ديدگاهي که مي‎گويد: «وقتي خداوند نعمتي به بنده‎اي ارزاني داشت، دوست دارد اثر آن را بر او ببيند» و ديدگاهي است که مي‎گويد: خداوند زيباست و زيبايي را دوست دارد. اختلاف دو ديدگاه زماني کاملا آشکار مي‎شود که مناقشه‎اي جدي در مي‎گيرد: گروهي از صوفيان براي امام به کتاب خدا استدلال مي‎جويند که زهد و انفاق همه اموال، لازم است و امام صادق عليه السلام از ايشان مي‎پرسد: آيا شما به ناسخ و منسوخ قرآن، به محکم و متشابه آن که بسياري از امت بر اثر ناآگاهي از آن، گمراه و نابود شده‎اند، آشنايي داريد؟ سپس آنچه را از قرآن و سنت و سيره برخي اصحاب بدان استدلال جسته بودند، معنا و تفسير مي‎کند و دعوت به ترک دنيا و زهد افراطي را رد مي‎کند. در عين حال، صوفيان اولين مرشد خود را که از او کسب معرفت الهي مي‎کنند و راي و تفسير خود را که با آن به عالم مجردات، نفوذ مي‎کنند، همواره امام صادق عليه السلام مي‎دانند.
وقتي حکومت، سفيان ثوري را فرا مي‎خواند ولي وي مي‎خواهد خود را مخفي کند، سفر خود را پس از ملاقات با امام صادق عليه السلام شروع مي‎کند. وي مي نشيند تا جمعيت حاضر جلسه را ترک کنند، سپس به امام مي‎گويد: نمي‎روم تا به من رهنمود دهي .
امام صادق عليه السلام به او توصيه‎هايي مي‎کند که «ثوري» از آن، معارف و آموزه‎هاي جديدي مي‎آموزد. مالک بن انس که شاهد ماجرا بوده است مي‎گويد که امام به او گفت: «ثوري! به تو مي‎گويم، گرچه زياده گويي فايده‎اي ندارد...»
1- اي سفيان! هرگاه خداوند به تو نعمتي ارزاني داشت و خواستي آن نعمت باقي بماند، خدا را بر آن نعمت بسيار سپاس و شکر گوي، خداوند بزرگ در کتابش مي‎گويد: «لئن شکرتم لازيدنکم؛ اگر سپاس گوييد، بر شما افزون مي‎کنم.»
2- هرگاه نتوانستي رزق و روزي به دست آوري، بسيار طلب آمرزش کن و از خدا درخواست بخشش نما. خداوند بزرگ در کتابش گفته است: «از خداوند طلب بخشش کنيد که او بخشنده است. از آسمان براي شما آبي فراوان فرو مي‎فرستد و با مال و فرزندان به شما کمک مي‎رساند و باغ‎ها و رودها را به شما ارزاني مي‎دهد.»
3- اي سفيان! هرگاه از ناحيه حکومت يا ديگري در فشار قرار گرفتي، بسيار بگو: «لا حول ولا قوه الا بالله» که اين ذکر، کليد گشايش است و از گنج‎هاي بهشتي است.»
امام فرمود: «خود به اين سه چيز پايبندم و خدواند همواره با اين سه چيز به من سود مي‎رساند.» صوفيان وقتي مي‎خواهند اصول اخلاقي خود را ترسيم کنند، از کلمات دهگانه امام صادق عليه السلام الهام مي‎گيرند و آن را سر فصل درس‎هاي خود در اخلاق قرار مي‎دهند، اين کلمات را امام به عبدالله بن جندب چنين مي‎گويد:
- براي خدا دوست بدار .
- به ريسمان الهي محکم بچسب .
- به هدايت الهي چنگ بزن تا عملت مورد قبول واقع شود؛ زيرا خداوند متعال مي‎فرمايد: «الا من آمن و عمل صالحا ثم اهتدي؛ مگر آن که ايمان آورد و عمل نيکو انجام دهد و سپس راه يابد.» پس جز ايمان پذيرفته نيست .
- ايمان جز با عمل تحقق نمي‎يابد. در صورتي عمل تحقق مي‎يابد که
- با يقين همراه باشد .
- يقين جز با خشوع و کرنش براي خدا به دست نمي‎آيد و ميزان و ملاک همه اينها
- هدايت و راه يافتن است. هر کس راه يافت، عمل او پذيرفته شده و به ملکوت اعلا صعود خواهد کرد
- اگر مي‎خواهي در خانه خدا و در کنار خدا سکونت گزيني و به بهشت مينو درآيي، بايد دنيا در نظر تو خوار شود.
- بايد مرگ را جلوي چشمان خود ببيني
- براي فردا چيزي نيندوزي ... بدان آنچه پيش فرستي، به سود تو خواهد بود و آنچه بگذاري، مايه زيان تو خواهد شد. در اين زمينه رسول اکرم صلي الله عليه و آله مي‎گويد: «از خدا شرم کنيد! گفتند: چگونه؟ گفت - به شرطي که عمل کنيد - هيچيک از شما نخوابد مگر اين که مرگ را جلوي چشمانش مجسم کند و سر و گوش خود و شکم و اندرون خويش را حفظ کند و قبر و متلاشي شدن جسد خود را ياد کند. هر کس آخرت را مي‎خواهد، زينت و تجملات دنيا را بدرود گويد.»


صائب عبدالحميد، ترجمه عبدالله اميني

امضای hossein moradi

پناه می برم به خدا از آن کس که می رنجاند و به دیگران برای جلوگیری از انجامش هشدار می دهد


امام على (ع) :

اگر پنج خصلت نبود، همه مردم جزوِ صالحان مى شدند: قانع بودن به نادانى، حرص به دنيا، بخل ورزى به زيادى، رياكارى در عمل، و خود رأيى.
غررالحكم، ج2، ص451، ح3260



هیچ ادعایی ندارم فقط اونی که مقصر بود و اونی که به خاطر رفاقتش با مقصر طرفداریشو کرد و اونی که بخاطر خویشاوندی حق رو ناحق کرد را واگذار کردم به خدا

از این لحظه دیگه ازشون هیچ انتظاری ندارم و هیچ توضیح و پیشنهادی هم از اونها قبول نمی کنم

دیدار به قیامت نارفیق
hossein moradi آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following User Says Thank You to hossein moradi For This Useful Post:
قدیمی 28-02-2011, 04:26   #2
کاربر آشنا
 
(598) آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Feb 2011
محل سکونت: بعنوان طلبه از آنچه مطابقت باشریعت ندارد،تبرّی جستم
نوشته ها: 186
Thanks: 524
Thanked 492 Times in 155 Posts
پیش فرض

سلام علیکم موضوع تصوف رو سبک بلند نکنید زوایای پنهانی دارد که بر اهلش روشن است یاعلی

امضای (598)







(598) آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان


برچسب ها
نقش, السلام, امام, تصوف, جريانات, در, رد, صادق, عليه


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/basijtvRSS Feed@basijtv

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 20:47 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1